○
بگذار عشق؛ جاری شود
در زلال واج هایِ سرگردانِ
سطر سطرِ مصحفِ
نا گشوده یِ این لحظه هایِ
گنگِ ناترکیب
بگذار؛
بال هایِ تردِ احساس ات؛
در خنکایِ دست هایِ سبزِ
آفرینش؛ رام شود
مگذار؛
شاپرکِ روح ات
از پیله یِ تنهایی؛
به آغوشِ شب؛
پر بگیرد
جاری شو ...
و تا چشمانِ ماه؛
پر بگیر ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
بگذار عشق؛ جاری شود
در زلال واج هایِ سرگردانِ
سطر سطرِ مصحفِ
نا گشوده یِ این لحظه هایِ
گنگِ ناترکیب
بگذار؛
بال هایِ تردِ احساس ات؛
در خنکایِ دست هایِ سبزِ
آفرینش؛ رام شود
مگذار؛
شاپرکِ روح ات
از پیله یِ تنهایی؛
به آغوشِ شب؛
پر بگیرد
جاری شو ...
و تا چشمانِ ماه؛
پر بگیر ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👍1
○
شبی ست
شسته به تاریکی و به خون
در خاطرم ولی
شمعی چراغداری خود را
در راه سرخ صبحدم آغاز می کند
اینجا سرای بسته خاموشی ست
اما در من پرنده ای ست؛
که آزادی تو را
یکریز در ترانه اش آواز می کند
پاییز قلب هاست
اما دلم به حوصله مندی درین هوا
پروردن بهار دگر ساز می کند
با شمع و با پرنده و با عطر نوبهار
حبسم به یک قفس
ای جان آفتابی عشق ای سپید فام
دست بلند تو
کی تیغ می کشد
کی در به بستگان غمت باز می کند؟
✍#سیاوش کسرایی
🍏🍎🍃
شبی ست
شسته به تاریکی و به خون
در خاطرم ولی
شمعی چراغداری خود را
در راه سرخ صبحدم آغاز می کند
اینجا سرای بسته خاموشی ست
اما در من پرنده ای ست؛
که آزادی تو را
یکریز در ترانه اش آواز می کند
پاییز قلب هاست
اما دلم به حوصله مندی درین هوا
پروردن بهار دگر ساز می کند
با شمع و با پرنده و با عطر نوبهار
حبسم به یک قفس
ای جان آفتابی عشق ای سپید فام
دست بلند تو
کی تیغ می کشد
کی در به بستگان غمت باز می کند؟
✍#سیاوش کسرایی
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
همه میگویند: "قانع باش"
چرا؟
در این عمر کوتاه، چرا باید قانع بود؟
پرواز کن، هرچه رفیع تر…
دست افشانی کن و برقص،
هرچه دیوانهوارتر…
👤#اشو
Movie: The Professor
🍏🍎🍃
همه میگویند: "قانع باش"
چرا؟
در این عمر کوتاه، چرا باید قانع بود؟
پرواز کن، هرچه رفیع تر…
دست افشانی کن و برقص،
هرچه دیوانهوارتر…
👤#اشو
Movie: The Professor
🍏🍎🍃
❤1
🎶 ســلــام اے بــهتــریــنــم ✍📃 نــامــه
🎙 هایــده
🎙 هایــده
🎼 @AznaMusic560 🎹
🎼❤️🎼
سلام ای بهترینم......
ندیدی،،، گریه هامو
نخوندی، قصه هامو
به اون جایی رسیدم
که گم کردم، خدامو
چه بنویسم، از این دنیا
به دنیا دل نبندید...
فقط یک آه و یک دم
به فردا، دل نبندید....
عزیزم زندگی معنای درد ه
فقط این عشق و بی تابی قشنگه.....
🍏🍎🍃
سلام ای بهترینم......
ندیدی،،، گریه هامو
نخوندی، قصه هامو
به اون جایی رسیدم
که گم کردم، خدامو
چه بنویسم، از این دنیا
به دنیا دل نبندید...
فقط یک آه و یک دم
به فردا، دل نبندید....
عزیزم زندگی معنای درد ه
فقط این عشق و بی تابی قشنگه.....
🍏🍎🍃
❤1
○
و آنگاه آموزگاری گفت :
با ما از آموزش سخن بگو .
و او گفت :
هیچ کس نمیتواند چیزی را بر شما معلوم
کند ،
مگر آنچه را که پیشاپیش ،
در سپیده دم دانایی تان ،
نیم خفته آرمیده است.
آموزگاری که در سایه سار معبد ،
در میان شاگردانش گام بر میدارد ،
با دانش خود ، به آنان نمی آموزد ،
بلکه با عشق و ایمان خود به آنها درس می دهد .
اگر او براستی دانا باشد ،
هرگز از شما نمی خواهد که به خانه خرد او در آیید ، بلکه
شما را به آستانه معرفت خودتان راهبری می کند .
✍#جبران خلیل
📕#پیامبر و رازهای دل
🍏🍎🍃
و آنگاه آموزگاری گفت :
با ما از آموزش سخن بگو .
و او گفت :
هیچ کس نمیتواند چیزی را بر شما معلوم
کند ،
مگر آنچه را که پیشاپیش ،
در سپیده دم دانایی تان ،
نیم خفته آرمیده است.
آموزگاری که در سایه سار معبد ،
در میان شاگردانش گام بر میدارد ،
با دانش خود ، به آنان نمی آموزد ،
بلکه با عشق و ایمان خود به آنها درس می دهد .
اگر او براستی دانا باشد ،
هرگز از شما نمی خواهد که به خانه خرد او در آیید ، بلکه
شما را به آستانه معرفت خودتان راهبری می کند .
✍#جبران خلیل
📕#پیامبر و رازهای دل
🍏🍎🍃
👍2❤1
○
قبولم کن
قبولم کن به گونه ی عاشقی که
بجز عشق !
هیچ چیز ندارد
وباورم کن
همچون گیاهی از عشق
روییدنی از عشق
بودنی از عشق
و پناهم بده ای محبوب ...
امروز در خیابان خلوتی می رفتم
که بوی پیچیده ی بِه را بوئیدم
و به یاد درختان معطر هزار سال پیش افتادم !
که در باغ های جنوب باغ تو
چون بیشه ای از رنگ زرد بود ...
و عطر تو ،
عطر تنِ خاکیِ تو به خاطرم آمد
و بعد از هزار و چهارصد سال فریاد زدم
من هنوز ،
هنوز ،
هنوز
عاشق تو هستم ....
✍# نادر ابراهیمی
🍏🍎🍃
قبولم کن
قبولم کن به گونه ی عاشقی که
بجز عشق !
هیچ چیز ندارد
وباورم کن
همچون گیاهی از عشق
روییدنی از عشق
بودنی از عشق
و پناهم بده ای محبوب ...
امروز در خیابان خلوتی می رفتم
که بوی پیچیده ی بِه را بوئیدم
و به یاد درختان معطر هزار سال پیش افتادم !
که در باغ های جنوب باغ تو
چون بیشه ای از رنگ زرد بود ...
و عطر تو ،
عطر تنِ خاکیِ تو به خاطرم آمد
و بعد از هزار و چهارصد سال فریاد زدم
من هنوز ،
هنوز ،
هنوز
عاشق تو هستم ....
✍# نادر ابراهیمی
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
آه ...
زمستان ای غیورِ پیر
صدایِ تیک تاکِ قدم هایت؛
بر سنگفرشِ خیالم چه آشناست؛
با دستانِ سرد و یخ زده ات؛
بهارانی سبز را در آغوش بگیر
بگذار ...
اجاقِ خاطراتِ خیس
و آرزو هایِ نشکفته مان؛
با شراره هایِ عشق و امید
گرم و شعله ور شود ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
آه ...
زمستان ای غیورِ پیر
صدایِ تیک تاکِ قدم هایت؛
بر سنگفرشِ خیالم چه آشناست؛
با دستانِ سرد و یخ زده ات؛
بهارانی سبز را در آغوش بگیر
بگذار ...
اجاقِ خاطراتِ خیس
و آرزو هایِ نشکفته مان؛
با شراره هایِ عشق و امید
گرم و شعله ور شود ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1