02صدسال تنهایی ,نویسنده گابریل گارسیا مارکز,مترجم اسماعیل قهرمانی…
@behtarinhayesoti
📕✨📕
قسمت/ دوم
#صد_سال_تنهایی
✍#گابریل_خوزه_گارسیا
_مارکز
مترجم: اسماعیل قهرمانی پور,
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
قسمت/ دوم
#صد_سال_تنهایی
✍#گابریل_خوزه_گارسیا
_مارکز
مترجم: اسماعیل قهرمانی پور,
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
او در سال ۱۹۶۵ شروع به نوشتن رمان صد سال تنهایی کرد و آن را در سال ۱۹۶۷ به پایان رساند.
صد سال تنهایی در بوینس آیرس منتشر شد و به موفقیتی بزرگ و چشمگیر رسید و به عقیدهٔ اکثر منتقدان شاهکار او بهشمار میرود.
او در سال ۱۹۸۲ برای این رمان، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات شد.
بنیاد نوبل در بیانه خود او را «شعبده باز کلام و بصیرت» توصیف کرد.
ایده اولیه برای نوشتن نخستین فصل کتاب صد سال تنهایی در سال ۱۹۶۵ وقتی که مشغول رانندگی به سمت آکاپولکو در مکزیک بود به ذهنش رسید.
تمام نسخههای چاپ اول صد سال تنهایی به زبان اسپانیایی در همان هفته اول کاملاً به فروش رفت.
در ۳۰ سالی که از نخستین چاپ این کتاب گذشت بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شدهاست.
🍏🍎🍃
صد سال تنهایی در بوینس آیرس منتشر شد و به موفقیتی بزرگ و چشمگیر رسید و به عقیدهٔ اکثر منتقدان شاهکار او بهشمار میرود.
او در سال ۱۹۸۲ برای این رمان، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات شد.
بنیاد نوبل در بیانه خود او را «شعبده باز کلام و بصیرت» توصیف کرد.
ایده اولیه برای نوشتن نخستین فصل کتاب صد سال تنهایی در سال ۱۹۶۵ وقتی که مشغول رانندگی به سمت آکاپولکو در مکزیک بود به ذهنش رسید.
تمام نسخههای چاپ اول صد سال تنهایی به زبان اسپانیایی در همان هفته اول کاملاً به فروش رفت.
در ۳۰ سالی که از نخستین چاپ این کتاب گذشت بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شدهاست.
🍏🍎🍃
❤3
○
هزاران فریاد؛
در خندقِ سکوت، با من بود
وقتی ُمردم؛
سکوت در من آوار شد
فریادها؛ اشک شدند
باریدند؛ در باد
و دست های ام، روییدند
در زایشِ خاک؛
درد را؛ خوشه خوشه چیدند
و سکوت ام را؛ درو کردند!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
هزاران فریاد؛
در خندقِ سکوت، با من بود
وقتی ُمردم؛
سکوت در من آوار شد
فریادها؛ اشک شدند
باریدند؛ در باد
و دست های ام، روییدند
در زایشِ خاک؛
درد را؛ خوشه خوشه چیدند
و سکوت ام را؛ درو کردند!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3
○
من دراین شب که بلندست
به اندازه حسرت زدگی
شعر چشمان تو را می خوانم...
چشم تو، چشمه ی شوق...
چشم تو، ژرفترین راز وجود...
برگ بید ست که با زمزمه جاری باد
تن به وارستن عمر ابدی می سپرد...
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
من دراین شب که بلندست
به اندازه حسرت زدگی
شعر چشمان تو را می خوانم...
چشم تو، چشمه ی شوق...
چشم تو، ژرفترین راز وجود...
برگ بید ست که با زمزمه جاری باد
تن به وارستن عمر ابدی می سپرد...
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
Ya Mola
Taher Ghoreyshi & Omid Eskandar
🎼❤️🎼
🗣#طاهر_قریشی
🎼#یامولا
صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست مي دارم
ولي افسوس و صد افسوس
زابر تيره برقي جست
که قاصد را ميان ره بسوزانيد
✍#فريدون مشيري
🍏🍎🍃
🗣#طاهر_قریشی
🎼#یامولا
صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست مي دارم
ولي افسوس و صد افسوس
زابر تيره برقي جست
که قاصد را ميان ره بسوزانيد
✍#فريدون مشيري
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با امید گردش ماه نو بر مدار عشق و شادی و آرامش 🤍✨🤍✨🤍
○
اگر قرار بود بیانیهٔ مراقبت از
خودی بنویسم
احتمالاً مینوشتم ؛
با خودِ غمگینتان مهربان باشید
👤#مگان_دیواین
🍏🍎🍃
اگر قرار بود بیانیهٔ مراقبت از
خودی بنویسم
احتمالاً مینوشتم ؛
با خودِ غمگینتان مهربان باشید
👤#مگان_دیواین
🍏🍎🍃