This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
تو مَپندار که در فِکر تنم
نگران سرطان وطنم
او که بیمار شود ما همه نیز
من که بیمار شوم ، یک بدنم
وطنم از تن من خستهتر است
درک کن درد مرا از سُخنم
به تو سوگند که از غُصّه خویش
لحظهای پیش تو من دم نزنم
من از آن یوسف گمگشته خویش
مالک بوی خوش پیرهنم
کی برون آید از این چاه وطن؟
کاش روزی که در او زنده منم!
غرب در راحت و من در صددِ
آب در هاون خود کوفتنم
من شفا میطلبم بهر وطن
نه شفای بدن خویشتنم
هرکجا جان مرا یار گزید
جسمم اما بِگُزیند وطنم
و پس از من بگذارید کمی
خاک ایران به میان کفنام
گرچه بیشعله و بیدود رَوم
عشق تایید کند سوختنم
شعلۀ شهر فرو خفت ولی
من پی شعله بر افروختنم.
✍#مجتبی_کاشانی
🍏🍎🍃
تو مَپندار که در فِکر تنم
نگران سرطان وطنم
او که بیمار شود ما همه نیز
من که بیمار شوم ، یک بدنم
وطنم از تن من خستهتر است
درک کن درد مرا از سُخنم
به تو سوگند که از غُصّه خویش
لحظهای پیش تو من دم نزنم
من از آن یوسف گمگشته خویش
مالک بوی خوش پیرهنم
کی برون آید از این چاه وطن؟
کاش روزی که در او زنده منم!
غرب در راحت و من در صددِ
آب در هاون خود کوفتنم
من شفا میطلبم بهر وطن
نه شفای بدن خویشتنم
هرکجا جان مرا یار گزید
جسمم اما بِگُزیند وطنم
و پس از من بگذارید کمی
خاک ایران به میان کفنام
گرچه بیشعله و بیدود رَوم
عشق تایید کند سوختنم
شعلۀ شهر فرو خفت ولی
من پی شعله بر افروختنم.
✍#مجتبی_کاشانی
🍏🍎🍃
👍1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐴
اسب دالماسی
نژاد Knabstrub یک نژاد اسب بسیار کمیاب از دانمارک است. این نژاد در ابتدا در اسپانیا ظاهر شد و از ابتدای قرن نوزدهم شجره نامه داشت.
🍏🍎🍃
اسب دالماسی
نژاد Knabstrub یک نژاد اسب بسیار کمیاب از دانمارک است. این نژاد در ابتدا در اسپانیا ظاهر شد و از ابتدای قرن نوزدهم شجره نامه داشت.
🍏🍎🍃
○
ایرج جنّتی عطایی، شاعر، ترانهسرا، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر سرشناس ایرانی است.
تاریخ تولد: ۹ ژانویهٔ ۱۹۴۷(۱۹ دی ماه_ ۱۳۲۵) مشهد
زاد روزش خجسته و شادباش🎂🌷🌷🌷
تو اگر میدانستی
که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه ای مرد چرا تنهائی ...
👤#ایرج جنتی عطائی
🍏🍎🍃
ایرج جنّتی عطایی، شاعر، ترانهسرا، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر سرشناس ایرانی است.
تاریخ تولد: ۹ ژانویهٔ ۱۹۴۷(۱۹ دی ماه_ ۱۳۲۵) مشهد
زاد روزش خجسته و شادباش🎂🌷🌷🌷
تو اگر میدانستی
که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه ای مرد چرا تنهائی ...
👤#ایرج جنتی عطائی
🍏🍎🍃
👍1
خورجین
ابی
🎼❤️🎼
🎧#خورجین
🎼آهنگ و تنظیم بابک بیات
✍شعر ایرج جنتی عطایی
🎤دکلمه محمود محمدیوسف
🗣خواننده ابی
🎬اجرا ۱۳۵۵
🍏🍎🍃
🎧#خورجین
🎼آهنگ و تنظیم بابک بیات
✍شعر ایرج جنتی عطایی
🎤دکلمه محمود محمدیوسف
🗣خواننده ابی
🎬اجرا ۱۳۵۵
🍏🍎🍃
❤1
○
خواب دیدم؛
آسمان... خون گریه می کرد
و دشتِ خشکِ ناباور
پر از گلبوته هایِ سرخِ خونین بود
خواب دیدم ...
تندری زد؛ زمین لرزید
و صدها ... گورِ بی صورت
هویدا شد
بال هایِ پوپکی
در باد پر پر شد
و دستانِ گنه آلوده یِ صیّاد را دیدم
بالِ پروازِ هزاران؛
قمریِ معصوم را می چید
خواب دیدم ...
گیسوانِ شاپرک ها؛
ریسمانی شد بر گلویِ شمع هایِ
بر سرِ دار
خواب دیدم؛
دهانِ دشتِ گندمزارِ بی دندان،
می خندید؛ بر تنورِ خسته یِ
بی آتش و بی نان ...
و دستانِ خمودِ کودکی؛
گنداب ها را؛
زیر و رو می کرد
برای فدیه جان؛ برای لقمه ای نان؛
و بوی عفنِ زالوهایِ خون آشام
تمامشهر را پر کرد ...
چنان دلسنگ؛
خون کفتران و آهوان را؛
بر زمین می ریخت
آسمان؛ خون گریه می کرد
زمین خونابه ها را،
پای هر لاله، زیرِ بوته یِ محبوبه یِ
عریانِ شب، در کنامِ یاسمن هایِ
درون گورهایِ سرد ... و در قلبِ
خونینِ شقایق هایِ پر پر ...
با دو چشمِ اشکبارِ چوبه هایِ دار
با دهانِ بازِ ابلیس؛
بیادِ سجده بر آدم؛ شرمگینانه
قی می کرد ...
آسمان؛ خون گریه می کرد
زمین چون کودکی بی مادر و
بی شیر ... ضجه می زد؛
ناله می کرد ...
"آسمان خون گریه می کرد ...
زمین هم" ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
خواب دیدم؛
آسمان... خون گریه می کرد
و دشتِ خشکِ ناباور
پر از گلبوته هایِ سرخِ خونین بود
خواب دیدم ...
تندری زد؛ زمین لرزید
و صدها ... گورِ بی صورت
هویدا شد
بال هایِ پوپکی
در باد پر پر شد
و دستانِ گنه آلوده یِ صیّاد را دیدم
بالِ پروازِ هزاران؛
قمریِ معصوم را می چید
خواب دیدم ...
گیسوانِ شاپرک ها؛
ریسمانی شد بر گلویِ شمع هایِ
بر سرِ دار
خواب دیدم؛
دهانِ دشتِ گندمزارِ بی دندان،
می خندید؛ بر تنورِ خسته یِ
بی آتش و بی نان ...
و دستانِ خمودِ کودکی؛
گنداب ها را؛
زیر و رو می کرد
برای فدیه جان؛ برای لقمه ای نان؛
و بوی عفنِ زالوهایِ خون آشام
تمامشهر را پر کرد ...
چنان دلسنگ؛
خون کفتران و آهوان را؛
بر زمین می ریخت
آسمان؛ خون گریه می کرد
زمین خونابه ها را،
پای هر لاله، زیرِ بوته یِ محبوبه یِ
عریانِ شب، در کنامِ یاسمن هایِ
درون گورهایِ سرد ... و در قلبِ
خونینِ شقایق هایِ پر پر ...
با دو چشمِ اشکبارِ چوبه هایِ دار
با دهانِ بازِ ابلیس؛
بیادِ سجده بر آدم؛ شرمگینانه
قی می کرد ...
آسمان؛ خون گریه می کرد
زمین چون کودکی بی مادر و
بی شیر ... ضجه می زد؛
ناله می کرد ...
"آسمان خون گریه می کرد ...
زمین هم" ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1