معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
19سرزمین گوجه های سبز,نویسنده هرتا مولر, مترجم غلامحسین میرزا صالح…
@behtarinhayesoti
📕📕

19 #سرزمین_گوجه_های_سبز

نویسنده: #هرتا_مولر
مترجم: غلامحسین میرزاصالح
گوینده: آنالی طاهریان
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر متنی: انتشارات مازیار
🍏🍎🍃
📕


آلبر کامو،
#آلبر کامو نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار فرانسوی بود. او یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیستم و خالق کتاب های مشهوری چون (بیگانه)، (طاعون)، (سقوط) و مقاله‌ی جریان‌ساز (افسانه سیزیف) است.
نویسنده فرانسوی الجزایری که در 44 سالگی برنده نوبل ادبیات شد، در سال‌های جنگ جهانی دوم شاهد اشغال پاریس بود و عضو جبهه مقاومت. او از منتقدان جدی جنگ بود و اعتقاد داشت اعتماد انسان به خودش از دست رفته است. او پس از جنگ به امریکا دعوت شد و در یک سخنرانی تکان‌دهنده، از بحران انسانی سخن گفت.
در چنین روزی چشم از جهان فرو بست ...🕊

🍏🍎🍃
1


آدم باید پیش از آن‌که به معنای زندگی عشق بورزد به خودِ زندگی عشق بورزد. این حرفِ داستایفسکی است. بله، و وقتی عشق به زندگی می‌میرد، هیچ معنایی دلمان را تسلا نمی‌دهد.

📕یادداشت ها
#آلبر_کامو
🍏🍎🍃
1
Delkhosham
Dariush [ @Go0shnavaz ]
🎼❤️🎼

🗣#داریوش
🎼#دلخوشم

من با خیالت دلخوشم
از خواب، بیدارم مکن‌

محروم از رویایِ خود
در این شب، تارم مکن ...

🍏🍎🍃
1

"غیرت"

دشت ها
زبان به تحسین گشوده اند
تپه ها
به تماشا ایستاده اند.
صخره ها
درهم تنیده و بر هم لمیده اند.

تنها  ،

کوه می داند
که بار سنگین قله
بر دوش کشیدنی است.

#مسعود_ایمانی
@soorat_im
🍏🍎🍃
1


ای صدای سوخته
ای مهاجر غریب آسمان پرغبار
با تو ام
با تویی
که از میان راههای پرخطرگذشته ای
اندکی درنگ...
خاطرات ما هنوز تازه است!

#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
👏1
Ey Namat Az Delo Jan ~ Music-Fa.Com
Alireza Eftekhari ~ Music-Fa.Com
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا افتخاری

🎼#ای نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری است

تو نسیم خوش نفسی من کویر خار و خسم
گر به‌ فریادم نرسی من چو مرغی در قفسم
تو با منی اما من از خودم دورم
چو قطره از دریا من از تو مهجورم ...

🍏🍎🍃
1
🐠


شبان آهسته می‌گِریَم که شاید کم شود دردم
تحمل می‌رود اما شب غم سر نمی‌آید

چه سود از شرح این دیوانگی‌ها بی‌قراری‌ها
تو مَه، بی‌مهری و حرف مَنَت باور نمی‌آید

ز دست و پای دل بر گیر این زنجیر جور، ای یار
که این دیوانه گر عاقل شود دیگر نمی‌آید

#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
👏1
سازدهني - الهه ناز
🎼❤️🎼

🎼#ساز دهنی _الهه ناز

🍏🍎🍃
🌜

☀️با نام و یاد حضرت دوست ☀️

🗓 امروز چهارشنبه.  🕊🦩🦢

☀️   ۱۴   دی ماه               ۱۴۰۱
🌙   ۱۱   جمادی الثانی      ۱۴۴۴
🎄   ۴    ژانویه               ۲۰۲۳

قدم های فردا به عشق و آرامش
🍏🍎🍃

من هرگز نمی گویم در هیچ لحظه‌ای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد.
من می‌گویم:
به امید بازگردیم، قبل از اینکه
ناامیدی، نابودمان کند...


#نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
👏1


و نترسیم از مرگ !
مرگ پایان کبوتر نیست.
مرگ وارونه‌ ی یک زنجره نیست.
مرگ در ذهن اقاقی جاری است.
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه
نشیمن دارد.
مرگ در ذات شب دهکده
از صبح سخن می‌ گوید ...

#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
1
‍ ‍ ○
علی اسفندیاری" نیما یوشیج"

( زاده سال ۱۲۷۶ مازندران -- درگذشته ۱۴ دی ۱۳۳۸ تهران ) بنیانگذار شعرنو
او در مدرسه چندان موفق نبود و به تحصيلات آكادميك اهميتی نمی‌داد. انقلاب‏های اجتماعی سال‏های ۱۳۰۰ - ۱۳۰۱ او را به كناره‌گيری از مردم و زندگی در ميان جنگل‏ها و دامان طبيعت و هوای آزاد كشاند و در آن‏جا اشعار بيشتری سرود.
وی از ۱۳۱۱ ساكن تهران شد و تا اواخر عمر در  این شهر ماند. نيما با حركتی كه در طول زندگی خود داشت، نشان داد كه از شعر و هنر، ادراكی عميق و تازه دارد و شايستگی اين را داراست كه در عرصه سرشار و پربار ادب فارسی، بنيانگذار شيوه‌ه‏ای نوين باشد. بنابر اين ، شعری را وارد صحنه ادب فارسی کرد كه در عين نداشتن قافيه و رديف، دارای وزن و هجا بود. اين سبك شعر به شعرنو و شعر نيمايی مشهور است و افراد فراوانی به پيروی از سبك او، هنر آزمايی كرده‏‌اند. ، پدر شعرِنو فارسی می‌خوانند. از او به غير از مجموعه اشعار، آثار ديگری به چاپ رسيده است از جمله: داستان‏ها، اشعار، آثار تحقيقی، يادداشت و نامه‌ها. نيمايوشيج سرانجام در ۷۰ سالگی درگذشت و در امامزاده عبداللَّه تهران به خاك سپرده شد. ۳۴ سال بعد، در ۱۴ دی‌ماه ۱۳۷۲ به همت مردم نور و يوش، پيكرش از تهران به زادگاهش، يوش منتقل شد ...
یادش گرامی ... نامش جاودانه ...
🍏🍎🍃
ریرا
نیما یوشیج
🕊
ری را، صدا می‌آید امشب
از پشت “کاچ “که بندآب
برق سیاه تابش تصویری از خراب
در چشم می‌کشاند.
گویا کسی ست که می‌خواند…

اما صدای آدمی این نیست.
با نظم هوش‌ربایی من
آوازهای آدمیان را شنیده‌ام
در گردش شبانی سنگین؛
ز اندوه‌های من
سنگین تر.
و
آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر.
یک شب درون قایق دلتنگ
خواندند آن چنان
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب
می‌بینم.

ری را… ری را…
دارد هوا که بخواند
در این شب سیا
او نیست با خودش.
او رفته با صدایش اما
خواندن نمی‌تواند./ نیما یوشیج
در افسانه‌های کهن ایرانی ری‌را زنی بوده که سرسبزی را به جنگل‌های مازندران می‌داد، خطابه‌ی شاعر در اینجا زنی است که سرسبزی را باز می‌گرداند

#نیما_یوشیج
🍏🍎🍃
1