صبح است ساقیا_شجریان
🎵 صبحتون پر از انرژی و شادی🎵
🎼❤️🎼
🎼صبح است ساقیا
🎙#استاد_شجریان
صبح است؛ ساقیا!!!
باده ای پر شراب کن
دورفلک؛ درنگ ندارد
شتاب کن؛ شتاب کن!!
🍏🍎🍃
🎼صبح است ساقیا
🎙#استاد_شجریان
صبح است؛ ساقیا!!!
باده ای پر شراب کن
دورفلک؛ درنگ ندارد
شتاب کن؛ شتاب کن!!
🍏🍎🍃
❤1
○
بگو آیا گل سرخ، عریان است؟
یا همین یک لباس را دارد؟
راست است که امیدها را باید
با شبنم آبیاری کرد؟
چرا درختان
شوکت ریشههایشان را پنهان میکنند؟
چه چیزی در جهان
از قطارِ ایستاده در باران غمانگیزتر است؟
چرا برگها وقتی احساس زردی میکنند
خودکشی میکنند؟
✍#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
بگو آیا گل سرخ، عریان است؟
یا همین یک لباس را دارد؟
راست است که امیدها را باید
با شبنم آبیاری کرد؟
چرا درختان
شوکت ریشههایشان را پنهان میکنند؟
چه چیزی در جهان
از قطارِ ایستاده در باران غمانگیزتر است؟
چرا برگها وقتی احساس زردی میکنند
خودکشی میکنند؟
✍#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
❤1
🥀
شخصی مرده بود
هنگام تلقین دادن او ، دانائی نزد شیخ امد و بدو گفت : یا شیخ این مرد در زمان حیاتش یک بار مرا با چوبی کتک زد ، چون زورم به او نرسید نتوانستم انتقام خود را از او بگیرم
حالا که مرده می خواهم او را چند ضربه چوب بزنم تا دردی را که من کشیده ام او هم بکشد و گناه کتکی را که به من زده با خود نبرد
شيخ رو به آن مرد کرد و گفت : تو مگر مجنونی . این که مرده است و درد چوبی را که به او می زنی نمی فهمد . تا زنده بود باید انتقامت را می گرفتی . مرد رو به شیخ کرد و گفت : چگونه است که صدای تشهد تو را می شنود و می فهمد اما درد چوب مرا نمی فهمد ؟
✍#عبید_زاکانی
🍏🍎🍃
شخصی مرده بود
هنگام تلقین دادن او ، دانائی نزد شیخ امد و بدو گفت : یا شیخ این مرد در زمان حیاتش یک بار مرا با چوبی کتک زد ، چون زورم به او نرسید نتوانستم انتقام خود را از او بگیرم
حالا که مرده می خواهم او را چند ضربه چوب بزنم تا دردی را که من کشیده ام او هم بکشد و گناه کتکی را که به من زده با خود نبرد
شيخ رو به آن مرد کرد و گفت : تو مگر مجنونی . این که مرده است و درد چوبی را که به او می زنی نمی فهمد . تا زنده بود باید انتقامت را می گرفتی . مرد رو به شیخ کرد و گفت : چگونه است که صدای تشهد تو را می شنود و می فهمد اما درد چوب مرا نمی فهمد ؟
✍#عبید_زاکانی
🍏🍎🍃
👍1
پرنده فقط یک پرنده بود
@dastansoti
📕✨📕
«پرنده، فقط یک پرنده بود»
نوشتهی «هوشنگ گلشیری»
🍏🍎🍃
«پرنده، فقط یک پرنده بود»
نوشتهی «هوشنگ گلشیری»
🍏🍎🍃
05دشمنان,نویسنده آنتوان چخوف, مترجم سیمین دانشور,گوینده مهبد قناعت…
@behtarinhayesoti
📕✨📕
#دشمنان
قسمت پنجم
گوینده: مهبد قناعت پیشه
نویسنده: #آنتوان_چخوف
مترجم: سیمین دانشور
تهیه کننده: دامون آذری
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر متنی: نگاه
🍏🍎🍃
#دشمنان
قسمت پنجم
گوینده: مهبد قناعت پیشه
نویسنده: #آنتوان_چخوف
مترجم: سیمین دانشور
تهیه کننده: دامون آذری
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر متنی: نگاه
🍏🍎🍃
○
هیچ وقت بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید و بعدها به این نتیجه رسیده اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده اند، افسوس نخورید ...
شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشیدید؛ و چه چیزی زیباتر از عشق ...
هر رنج دوست داشتن صیقلی ست بر روح ...
و با هر تمرین دوست داشتن،
روح تو زلال تر می شود ...
👤#شل_سیلور_استاین
🍏🍎🍃
هیچ وقت بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید و بعدها به این نتیجه رسیده اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده اند، افسوس نخورید ...
شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشیدید؛ و چه چیزی زیباتر از عشق ...
هر رنج دوست داشتن صیقلی ست بر روح ...
و با هر تمرین دوست داشتن،
روح تو زلال تر می شود ...
👤#شل_سیلور_استاین
🍏🍎🍃
❤1
○
گفتند:
«ــ نمیخواهیم
نمیخواهیم
که بمیریم!»
گفتند:
«ــ دشمنید!
دشمنید!
خلقان را دشمنید!»
چه ساده
چه به سادگی گفتند و
ایشان را
چه ساده
چه به سادگی
کشتند!
و ایشان را
تا در خود بازنگریستند
جز باد
هیچ
به کفاندر
نبود. ــ
جز باد و به جز خونِ خویشتن،
چرا که نمیخواستند
نمیخواستند
نمیخواستند
که بمیرند.
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
گفتند:
«ــ نمیخواهیم
نمیخواهیم
که بمیریم!»
گفتند:
«ــ دشمنید!
دشمنید!
خلقان را دشمنید!»
چه ساده
چه به سادگی گفتند و
ایشان را
چه ساده
چه به سادگی
کشتند!
و ایشان را
تا در خود بازنگریستند
جز باد
هیچ
به کفاندر
نبود. ــ
جز باد و به جز خونِ خویشتن،
چرا که نمیخواستند
نمیخواستند
نمیخواستند
که بمیرند.
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
❤1
Ghateye Torkaman (Avaze Faryad)
Mohammadreza Shajarian
🎼❤️🎼
🗣#محمد_رضا_شجریان
✍#فریدون_مشیری
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
هان، با شما هستم، این درها را باز کنید
من به دنبال فضائی می گردم
لب بامی سرکوهی دل صحرایی، که در آنجا نفسی تازه کنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم، که صدایم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد، چارۀ درد مرا باید این داد کند
از شما خفتۀ چند، چه کسی می آید با من فریاد کند
مشت می کوبم بردر، پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم...
🍏🍎🍃
🗣#محمد_رضا_شجریان
✍#فریدون_مشیری
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
هان، با شما هستم، این درها را باز کنید
من به دنبال فضائی می گردم
لب بامی سرکوهی دل صحرایی، که در آنجا نفسی تازه کنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم، که صدایم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد، چارۀ درد مرا باید این داد کند
از شما خفتۀ چند، چه کسی می آید با من فریاد کند
مشت می کوبم بردر، پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم...
🍏🍎🍃
❤1
○
بهشت و جوی شرابش را، ندیده ایم به خواب، اما
کشیده ایم به هشیاری، عذاب های جهنم را ...
✍#محمد_قهرمان
🍏🍎🍃
بهشت و جوی شرابش را، ندیده ایم به خواب، اما
کشیده ایم به هشیاری، عذاب های جهنم را ...
✍#محمد_قهرمان
🍏🍎🍃
Audio
🎼❤️🎼
دوستم داشته باش؛
تا قاصدک ها
در آغوش؛ باد بخوابند
و قصّه یِ چشمانِ تو را؛
در گوشِ شاپرک ها؛
زمزمه کنند!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دوستم داشته باش؛
تا قاصدک ها
در آغوش؛ باد بخوابند
و قصّه یِ چشمانِ تو را؛
در گوشِ شاپرک ها؛
زمزمه کنند!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
○
من از دیار فصل ها، می آیم
از دست هایِ گمشده؛ در باد
از لب های فرو بسته و تشنه
از جنگل هایِ سیاه و سوخته
از دشت کلاغ های کور می آیم
از جالیزِ مترسک هایِ بی سر
من از دریایی؛
بی ساحل آمده ام
بربال هایِ پرستویی عاشق
من از دشت سرخ زیتون؛
از کوه هایِ غریبِ بی پژواک
از باد گیرهایِ خسته یِ بی باد
گذشته ام
من از دیار
فصل های بی باران ام
از طنین قلب های شکسته؛
در آیینه ی هزار تکه ی زمان
من رویایی؛خیسِ باران ام
گمشده در آغوشِ
چترهایی... رها در باد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
من از دیار فصل ها، می آیم
از دست هایِ گمشده؛ در باد
از لب های فرو بسته و تشنه
از جنگل هایِ سیاه و سوخته
از دشت کلاغ های کور می آیم
از جالیزِ مترسک هایِ بی سر
من از دریایی؛
بی ساحل آمده ام
بربال هایِ پرستویی عاشق
من از دشت سرخ زیتون؛
از کوه هایِ غریبِ بی پژواک
از باد گیرهایِ خسته یِ بی باد
گذشته ام
من از دیار
فصل های بی باران ام
از طنین قلب های شکسته؛
در آیینه ی هزار تکه ی زمان
من رویایی؛خیسِ باران ام
گمشده در آغوشِ
چترهایی... رها در باد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
داستان عشق
اندی ویلیامز
🎼❤️🎼
🗣#اندی_ویلیامز
🎼#داستان_عشق
✨♡✨
عشق در گذر از کوچِ زمان؛
سر خم نمی کند
چون درختی کهنسال؛
مغرور و بالنده؛
سبز و سبز تر
سر بر آستانِ آفتاب؛ می ساید
و در تقدسِی نامیرا؛
جاودانه می تابد!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#اندی_ویلیامز
🎼#داستان_عشق
✨♡✨
عشق در گذر از کوچِ زمان؛
سر خم نمی کند
چون درختی کهنسال؛
مغرور و بالنده؛
سبز و سبز تر
سر بر آستانِ آفتاب؛ می ساید
و در تقدسِی نامیرا؛
جاودانه می تابد!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
چونی بی من-همایون شجریان
@Avayemehregan
🎶❤️🎶
ای همدمِ روزگار؛ چونی
بی من؟
ای مونس و غمگسار چونی بی من
من با رخ چو خزان زردم؛ بی تو
تو با رخ چون بهار چونی
بی من ...
ای زندگی یِ تن و توانم
همه تو
جانی و دلی
ای دل و جانم همه تو...
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو؛
از آنم همه تو .....
🍏🍎🍃
ای همدمِ روزگار؛ چونی
بی من؟
ای مونس و غمگسار چونی بی من
من با رخ چو خزان زردم؛ بی تو
تو با رخ چون بهار چونی
بی من ...
ای زندگی یِ تن و توانم
همه تو
جانی و دلی
ای دل و جانم همه تو...
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو؛
از آنم همه تو .....
🍏🍎🍃
○
"شعله ی شمع این لحظه را ؛
درحسرتِ بادبادک هایِ رهیده یِ
دیروز
و بغضِ گلوگیرِ آتشِ نیفروخته یِ فردا
به دستانِ شبروِ باد مسپار".....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
"شعله ی شمع این لحظه را ؛
درحسرتِ بادبادک هایِ رهیده یِ
دیروز
و بغضِ گلوگیرِ آتشِ نیفروخته یِ فردا
به دستانِ شبروِ باد مسپار".....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
علیرضا پوراستاد
آهنگ زخم پنهان
🎶❤️🎶
🗣#علیرضا_پور_استاد
🎼#آهنگ_زخم_پنهان
ازکنارم رد شدی و عاشقم کردی جهان زیبا شد فکر کردم که رفیق شب تنهایی من پیدا شد
عطرت مرا بی تاب کرد
عشق والایت مرا ، هم شاه و هم ارباب کرد ...
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_پور_استاد
🎼#آهنگ_زخم_پنهان
ازکنارم رد شدی و عاشقم کردی جهان زیبا شد فکر کردم که رفیق شب تنهایی من پیدا شد
عطرت مرا بی تاب کرد
عشق والایت مرا ، هم شاه و هم ارباب کرد ...
🍏🍎🍃