عشقم کجای دنیایی
🍁 @Yasevahshy🍁
🎼❤️🎼
🗣#پویا_بیاتی
🎼#عشقم کجای دنیایی
چشمم بهونه میگیره
یادت مثه کمونِ آرام دل منو هر شب نشونه میگیره
باور نمی کنم رفتی
یادت نشد فراموشم ....
شاید یکی از این روزا قراره برگردی ....
🍏🍎🍃
🗣#پویا_بیاتی
🎼#عشقم کجای دنیایی
چشمم بهونه میگیره
یادت مثه کمونِ آرام دل منو هر شب نشونه میگیره
باور نمی کنم رفتی
یادت نشد فراموشم ....
شاید یکی از این روزا قراره برگردی ....
🍏🍎🍃
📕✨📕
چگونه دیوانه شدم!
از من میپرسید که چگونه دیوانه شدم.
چنین روی داد: یک روز ،بسیار پیش از آنکه خدایان ِ بسیار به دنیا بیایند، از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم که همهی نقابهایم را دزدیدهاند _ همان هفت نقابی که خودم ساخته بودم و در هفت زندگیام بر چهره میگذاشتم. پس بینقاب در کوچههای پر از مردم دویدم و فریاد زدم : «دزد، دزدان نابکار...» مردان و زنان بر من خندیدند و پارهای از آنها از ترسِ من به خانههایشان پناه بردند.
هنگامی که به بازار رسیدم ،جوانی که بر سرِ بامی ایستاده بود، فریاد برآورد:
«این مرد دیوانه است!»
من سر برداشتم که او را ببینم; خورشید نخستین بار چهرهی برهنهام را بوسید. و من از عشق ِ خورشید مشتعل شدم ، و دیگر به نقابهایم نیازی نداشتم. و گویی در حال خلسه فریاد زدم: «رحمت، رحمت بر دزدانی که نقابهای مرا بردند»
چنین بود که من دیوانه شدم .
و از برکت دیوانگی هم به آزادی و هم به امنیت رسیدهام; آزادیِ تنهایی و امنیت از فهمیده شدن، زیرا کسانی که ما را میفهمند چیزی را که در وجودمان است به اسارت میگیرند.
ولی مبادا که از این امنیت ، زیادی غَره شوم .حتی یک دزد هم در زندان از دزدِ دیگر در امان نیست!
نویسنده: جبران خلیل جبران
(۶ ژانویه ۱۸۸۳ – ۱۰ آوریل ۱۹۳۱) اهل بشرّی لبنان و نویسندهٔ لبنانی-آمریکایی و نویسنده کتاب پیامبر بود.
🍏🍎🍃
چگونه دیوانه شدم!
از من میپرسید که چگونه دیوانه شدم.
چنین روی داد: یک روز ،بسیار پیش از آنکه خدایان ِ بسیار به دنیا بیایند، از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم که همهی نقابهایم را دزدیدهاند _ همان هفت نقابی که خودم ساخته بودم و در هفت زندگیام بر چهره میگذاشتم. پس بینقاب در کوچههای پر از مردم دویدم و فریاد زدم : «دزد، دزدان نابکار...» مردان و زنان بر من خندیدند و پارهای از آنها از ترسِ من به خانههایشان پناه بردند.
هنگامی که به بازار رسیدم ،جوانی که بر سرِ بامی ایستاده بود، فریاد برآورد:
«این مرد دیوانه است!»
من سر برداشتم که او را ببینم; خورشید نخستین بار چهرهی برهنهام را بوسید. و من از عشق ِ خورشید مشتعل شدم ، و دیگر به نقابهایم نیازی نداشتم. و گویی در حال خلسه فریاد زدم: «رحمت، رحمت بر دزدانی که نقابهای مرا بردند»
چنین بود که من دیوانه شدم .
و از برکت دیوانگی هم به آزادی و هم به امنیت رسیدهام; آزادیِ تنهایی و امنیت از فهمیده شدن، زیرا کسانی که ما را میفهمند چیزی را که در وجودمان است به اسارت میگیرند.
ولی مبادا که از این امنیت ، زیادی غَره شوم .حتی یک دزد هم در زندان از دزدِ دیگر در امان نیست!
نویسنده: جبران خلیل جبران
(۶ ژانویه ۱۸۸۳ – ۱۰ آوریل ۱۹۳۱) اهل بشرّی لبنان و نویسندهٔ لبنانی-آمریکایی و نویسنده کتاب پیامبر بود.
🍏🍎🍃
❤1
اعترافات یک سارق مادرزاد
@Best_Stories وودی آلن
📕✨📕
داستان کوتاه صوتی
داستان: اعترافات یک سارق مادرزاد
نویسنده: وودی آلن
مترجم: حسين يعقوبی
با صدای: بهروز رضوی
🍏🍎🍃
داستان کوتاه صوتی
داستان: اعترافات یک سارق مادرزاد
نویسنده: وودی آلن
مترجم: حسين يعقوبی
با صدای: بهروز رضوی
🍏🍎🍃
📕
هرگز نه از دزدان بترسیم، نه از آدمکشان؛
اینها خطرات بیرونیاند، خطرات کوچکاند
از خودمان بترسیم
دزدان واقعی، پیشداوریهای ما هستند؛
آدمکشان واقعی، نادرستیهای ما هستند،
مَهالک بزرگ در درون مایند
چه اهمیت دارد آنچه سرهای ما را
یا کیسهی پولمان را تهدید میکند؟!
نیندیشیم جز در آنچه که
روحمان را تهدید میکند...
👤 #ویکتور_هوگو
📚 بینوایان
🍏🍎🍃
هرگز نه از دزدان بترسیم، نه از آدمکشان؛
اینها خطرات بیرونیاند، خطرات کوچکاند
از خودمان بترسیم
دزدان واقعی، پیشداوریهای ما هستند؛
آدمکشان واقعی، نادرستیهای ما هستند،
مَهالک بزرگ در درون مایند
چه اهمیت دارد آنچه سرهای ما را
یا کیسهی پولمان را تهدید میکند؟!
نیندیشیم جز در آنچه که
روحمان را تهدید میکند...
👤 #ویکتور_هوگو
📚 بینوایان
🍏🍎🍃
👍1
📕
رامترین نوع بیشعورها
بیشعورهای آبزیرکاهند
البته منظور این نیست
که این نوع بیشعورها
کمخطرتر از بقیهی بیشعورهایند،
بلکه منظور این است
که زیاد به چشم نمیآیند؛
بیشعورهای آبزیرکاه
با مشاهدهی واکنش جامعه نسبت به
بیشعورهای تمامعیار، ترجیح میدهند
که پشت نقابی از مهربانی و خونسردی
پنهان شوند، امّا در عین حال
همواره میدانند که چگونه
این خنجر غلافشده را
به موقع بیرون بکشند
و بدون اینکه هیچکس تصوّرش را بکند،
کار خودشان را بکنند...
👤 #خاویر_کرمنت
📚 بیشعوری
🍏🍎🍃
📕
رامترین نوع بیشعورها
بیشعورهای آبزیرکاهند
البته منظور این نیست
که این نوع بیشعورها
کمخطرتر از بقیهی بیشعورهایند،
بلکه منظور این است
که زیاد به چشم نمیآیند؛
بیشعورهای آبزیرکاه
با مشاهدهی واکنش جامعه نسبت به
بیشعورهای تمامعیار، ترجیح میدهند
که پشت نقابی از مهربانی و خونسردی
پنهان شوند، امّا در عین حال
همواره میدانند که چگونه
این خنجر غلافشده را
به موقع بیرون بکشند
و بدون اینکه هیچکس تصوّرش را بکند،
کار خودشان را بکنند...
👤 #خاویر_کرمنت
📚 بیشعوری
🍏🍎🍃
○
این منم؛
تنها و حیران، نیمه شب ؛
کردهام همراز خود مهتاب را…
گویم امشب؛
بینم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بینم
خواب را...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
این منم؛
تنها و حیران، نیمه شب ؛
کردهام همراز خود مهتاب را…
گویم امشب؛
بینم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بینم
خواب را...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
👏1
بخوان بنام عشق _ وحید تاج
@baritonmosighi
🎼❤️🎼
🗣#وحید_تاج
🎼بخوان بنام عشق
بخوان بنام عاشقی؛ نشد بگویمت
که عاشقت منم
بخوان که با نوای تو
به ساز عاشقی؛ همیشه می زنم
که همه جانی و جهانی ...
🍏🍎🍃
🗣#وحید_تاج
🎼بخوان بنام عشق
بخوان بنام عاشقی؛ نشد بگویمت
که عاشقت منم
بخوان که با نوای تو
به ساز عاشقی؛ همیشه می زنم
که همه جانی و جهانی ...
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درود دوستانم 🤍 صبح اولین روز هفته تان به عشق و شادی و امید
○
بزرگترین وظیفه من در صبح این است
که سعی کنم
فضای سرم را از تهاجم جهان خارج
حفظ کنم....
👤#آستین_کلئون
🍏🍎🍃
بزرگترین وظیفه من در صبح این است
که سعی کنم
فضای سرم را از تهاجم جهان خارج
حفظ کنم....
👤#آستین_کلئون
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟥
من به باغ گل سرخ
زیر آن ساقه تر
عطر را زمزمه کردم تا صبح
من به باغ گل سرخ
در تمام شب سرد
روشنایی را خواندم با آب
و سحر را به گل وسبزه بشارت دادم...
✍#هوشنگ_ابتهاج
درود دوستانم
اولین روز هفته به عشق و شادی و رویش 🌹
🍎🍏🍃
من به باغ گل سرخ
زیر آن ساقه تر
عطر را زمزمه کردم تا صبح
من به باغ گل سرخ
در تمام شب سرد
روشنایی را خواندم با آب
و سحر را به گل وسبزه بشارت دادم...
✍#هوشنگ_ابتهاج
درود دوستانم
اولین روز هفته به عشق و شادی و رویش 🌹
🍎🍏🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔆
برایت آرزو میکنم دوام بیاوری
در رکود، بی تفاوتی و ناپاکی روزگار...
هر کجا میروم ظلم می بینم
و همه می گویند:
نگران نباش ، خدا جای حق نشسته
خدایا می شود از جای حق بلند شوی
تا حق سر جایش بنشیند
✍#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
برایت آرزو میکنم دوام بیاوری
در رکود، بی تفاوتی و ناپاکی روزگار...
هر کجا میروم ظلم می بینم
و همه می گویند:
نگران نباش ، خدا جای حق نشسته
خدایا می شود از جای حق بلند شوی
تا حق سر جایش بنشیند
✍#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
👏1