معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
☀️

آدم تقریباً هرگز از خویشتن‌داری پشیمان نمی‌شود. خشم و پرخاش برعکس است. آدم همیشه آرزو می‌کند کاش آن را بروز نداده بود.


📖 #تصرف_عدوانی
✍🏻 #لنا_آندرشون

🍏🍎🍃
☀️

آزاد باشیم، اجازه ندهیم چیزهای پیش پا افتاده و اینکه چه کسی از من خوشش می‌آید و خوشش نمی‌آید، جوهر هستی‌‌مان را ببلعد.


#اروین_یالوم

🍏🍎🍃
🤍
بی قرار تو ام
و در دل تنگم گِله هاست
آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ
مهتاب که افتاده در آب
دردلم هستی و بین منو تو فاصله هاست

آسمان با قفس
تنگ چه فرقی دارد؟
«بال» وقتی قفس پَر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه
مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت
از مسئله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست..

#فاضل_نظری

🍏🍎🍃


محبوبم!
جهانم آشفته است
جهانم میزان نیست
جهانم پر از اضطراب است
لحظات چموش‌اند
تنها هنگامی که به شما می‌رسم
رو به روی تواَم و به تو سلام می‌کنم
آن زمان جهان به تعادل می‌رسد
جواب بدهی یا نه
تو جهان مرا متعادل می‌کنی...

#محمد_صالح_علاء
🍏🍎🍃
☀️

آزادی سابقه می خواهد. آدم هایی که عمری در استبداد بزرگ شدند، آزادی را تحمل نمی کنند. آزادی سابقه می خواهد. پذیرش آزادی خیلی از انقلاب مشکل تر است. تحمل رژیم آزاد به مراتب از تحمل رژیم انقلابی سخت تر است. ما برای آزادی تربیت نشدیم، نه مدرسه به ما یاد داده، نه خانواده به ما یاد داده، نه جامعه یاد داده. از مشروطه تا کنون از آزادی صحبت می کنیم، ولی هیچ وقت محیط و فضای آزاد نداشته ایم...نباید مایوس شد... رسیدن به آزادی همین است... زجر باید کشید...جامعه ای که پر از آدم های متعصب است، یک شبه که دموکرات و آزادی خواه و پیرو کانت و اسپینوزا و ولتر نمی شود.

🍏🍎🍃
koori_part08_chapter02
navaar.ir
🔻🤍🔻

📚🎼کوری

#ژوزه_ساراماگو

بخش 16

🍏🍎🍃
کوری
@sokhan_nab53
🔻🤍🔻
📒#کوری
#ژوزه_ساراماگو
صوتی
بخش 17

🍏🍎🍃


دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که بازبینیم دیدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

#حافظ
🍏🍎🍃
Good Times...Vangelis
@Magic_Thought1
🎼🤍🎼


وقتی موسیقی شروع می شود، جنگ به پایان می رسد.

#ونجلیس آهنگساز و نوازنده بزرگ یونانی
#موسیقی_بیکلام


🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم ☀️ آدینه به عشق و شادی و امید 🤍💙🤍💙


یارب! دل پاک و جان آگاهم ده
☀️آه شب و گریه سحرگاهم ده

در راه خود اول ز خودم
بیخود کن
بیخود چو شدم ز خود بخود
راهم ده...

#خواجه_عبدالله_انصاری

🍏🍎🍃


شب خوش و آرام
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☀️

همه اش که نباید ترسید!
راه که بیفتیم،
ترسمان می‌ریزد...!


#صمد_بهرنگی
📒#ماهی_سیاه_کوچولو

🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت عشق

..🗓 امروز جمعه ↯

☀️ ۶ خرداد ۱۴۰۱
🌙 ۲۶ شوال ١۴۴۳
🎄 ۲۷ مه ۲۰۲۲

تیک تاک زمان منتظر نمی ماند
آدینه به خیر 🤍 لحظه لحظه
هایتان سرشار از شادی و امید
🍏🍎🍃
☀️

بالاخره در زندگی هر آدمی
یک نفر پیدا می شود که بی مقدمه آمده .. مدتی مانده
قدمی زده و بعد اما بی هوا غیبش زده و رفته
آمدن و ماندن و رفتن آدم ها مهم نیست ..
اینکه بعد از روزی روزگاری، در جمعی حرفی از تو به میان بیاید
آن شخص چگونه توصیفت می کند مهم است
اینکه بعد از گذشت چند سال، چه ذهنیتی از هم دارید مهم است
اینکه آن ذهنیت مثبت است یا منفی
اینکه تو را چطور آدمی شناخته، مهم است
منطقی هستی و می شود روی دوستی ات حساب کرد؟
می گوید دوست خوبی بودی برایش یا مهمترین اشتباه زندگی اش شدی ..؟
اینکه خاطرات خوبی از تو دارد یا نه برعکس
اینکه رویایی شدی برای زندگی اش یا نه درسی شدی برای زندگی ..؟
به گمانم ذهنیتی که آدم ها از خود برای هم به یادگار می گذارند
از همه چیز بیشتر اهمیت دارد
وگرنه همه آمده اند که یک روز بروند ...

#صمد_بهرنگی
🍏🍎🍃
☀️

صداى همهمه می آید
و من
مخاطب تنهاى
بادهاى جهانم

#سهراب_سپهرى

🍏🍎🍃
درود دوستانم ظهر آدینه تان به خیر و حال خوب و خوش ❤️🤍💚💛💙🧡🤍❤️ سبز باشید و بهاری💚
☀️

از این سرای زشت
پناه می‌برم به شعر؛
پناه می‌برم به عشق...



#نزار_قبانی

پناه می برم؛
به دست هایِ مهربان تو ...‌‌..
🍏🍎🍃
☀️
توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم.

روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم. دکتر گفت که این بار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید.

به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر...
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر. عفونت از این جا بالاتر نرفته.

لحن و عبارت " برو بالاتر " خاطره بسیار تلخی را در من زنده میكرد. خیلی تلخ.

دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم. قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل. مردم ایران و تهران به شدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند.

عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.

شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم. پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر...

بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم. چقدر آشنا بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت :
- بچه پامنار بودم. گندم و جو می فروختم. خیلی سال پیش. قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم...

دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم. خود را به حیاط بیمارستان رساندم. من باور داشتم که

از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو

اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.

👤 دکترمرتضی عبدالوهابی، استاد آناتومی دانشگاه تهران

🍏🍎🍃