✨
در خاطرات اسدالله ملک ، نوازنده ماهر ویولن ، خواندم که میگفت :
من در اتاقم هر روز تمرین ویلون میکردم.
بعد از مدتی دیدم دختر جوانی در اتاقش از خانه خودشون که روبروی اتاق کار من بود نشسته و معلومه که داره به صدای ساز من گوش میده ؛ و روزهای بعد هم آن دختر جوان همان جا می نشست و من هم تمرین میکردم.
طولی نکشید که دلباخته اش شدم !
و مشتاق تر و دلباخته پرشورتر از قبل تمرین میکردم و گاهی لبخند رضایتش را حس میکردم.
عاشق شده ای ، ای دل سودات مبارک باد
بعد از مدتی یکروز دیدم دختر نیامد ؛ دلم سخت گرفت ، روز بعد هم پیداش نشد و روز بعد هم ، دیگه انگار آب شده بود رفته بود تو زمین !
ملک در ادامه میگه : دیگه طاقت نیاوردم پاشدم رفتم درب خونه شون رو زدم یکی اومد بیرون من سراغ اون دختر رو گرفتم و ماجرا رو براش تعریف کردم.
اون شخص گفت پس شما نوازنده اون آهنگهایی هستین که لیلی رو از خود بیخود کرده بود آره ؟
من گفتم لیلی ؟؟
پاسخ داد آره لیلی بود و مرتب تعریف شما را میکرد !
گفتم خب لیلی کجا رفته ؟!
و اون آهی کشید و پاسخ داد : لیلی فوت کرد !!!
من پرسیدم چرا ... ؟
پاسخ داد : لیلی بیمار بود و از هر دو پا فلج ! اسدالله ملک میگه خشکم زد ؛ همه ی بدنم مثل یه تیکه یخ شد !
لیلی . . . لیلی من . . .
یعنی او فلج و بیمار بوده . . . ؟
میگه با پاهایی لرزان کشان کشان خودم رو به خونه رسوندم و عقده ام ترکید !!!
گریه برای لیلی ام . . .
گریه ی لیلی
ملک از خود بیخود میشه ؛ تمام وجودش پر از عشق لیلی ای ، که دیگر نیست ...
در این عالم نیروی درونش به جنبش در میاد و آرشه اش روی سیم های آماده ویلون میشینه، و شاهکاری توامان ، با گریه هایش برای لیلی اش ، خلق میشه.
قصه لیلی تموم شد ولی شاهکاری خلق شد که اسدالله ملک اسمش را گذاشت "گریه ی لیلی"
عشق چه ها که نمیکند !
بالاخص؛ وقتی با هنر در آمیزد .....
🍏🍎🍃
در خاطرات اسدالله ملک ، نوازنده ماهر ویولن ، خواندم که میگفت :
من در اتاقم هر روز تمرین ویلون میکردم.
بعد از مدتی دیدم دختر جوانی در اتاقش از خانه خودشون که روبروی اتاق کار من بود نشسته و معلومه که داره به صدای ساز من گوش میده ؛ و روزهای بعد هم آن دختر جوان همان جا می نشست و من هم تمرین میکردم.
طولی نکشید که دلباخته اش شدم !
و مشتاق تر و دلباخته پرشورتر از قبل تمرین میکردم و گاهی لبخند رضایتش را حس میکردم.
عاشق شده ای ، ای دل سودات مبارک باد
بعد از مدتی یکروز دیدم دختر نیامد ؛ دلم سخت گرفت ، روز بعد هم پیداش نشد و روز بعد هم ، دیگه انگار آب شده بود رفته بود تو زمین !
ملک در ادامه میگه : دیگه طاقت نیاوردم پاشدم رفتم درب خونه شون رو زدم یکی اومد بیرون من سراغ اون دختر رو گرفتم و ماجرا رو براش تعریف کردم.
اون شخص گفت پس شما نوازنده اون آهنگهایی هستین که لیلی رو از خود بیخود کرده بود آره ؟
من گفتم لیلی ؟؟
پاسخ داد آره لیلی بود و مرتب تعریف شما را میکرد !
گفتم خب لیلی کجا رفته ؟!
و اون آهی کشید و پاسخ داد : لیلی فوت کرد !!!
من پرسیدم چرا ... ؟
پاسخ داد : لیلی بیمار بود و از هر دو پا فلج ! اسدالله ملک میگه خشکم زد ؛ همه ی بدنم مثل یه تیکه یخ شد !
لیلی . . . لیلی من . . .
یعنی او فلج و بیمار بوده . . . ؟
میگه با پاهایی لرزان کشان کشان خودم رو به خونه رسوندم و عقده ام ترکید !!!
گریه برای لیلی ام . . .
گریه ی لیلی
ملک از خود بیخود میشه ؛ تمام وجودش پر از عشق لیلی ای ، که دیگر نیست ...
در این عالم نیروی درونش به جنبش در میاد و آرشه اش روی سیم های آماده ویلون میشینه، و شاهکاری توامان ، با گریه هایش برای لیلی اش ، خلق میشه.
قصه لیلی تموم شد ولی شاهکاری خلق شد که اسدالله ملک اسمش را گذاشت "گریه ی لیلی"
عشق چه ها که نمیکند !
بالاخص؛ وقتی با هنر در آمیزد .....
🍏🍎🍃
✨
در منزلِ خجستهٔ اسفند
–همسایهٔ سراچهٔ فروردین–
با شاخههای تُرد، بلوغ جوانهها
باران به چشمروشنیِ صبح آمدهست.
زشت است اگر که من
–یار قدیم و همدمِ همساغرِ سحر–
در کوچههای خامش و خلوت نجویمش
یا
با جامِ شعرِ خویش خوشآمد نگویمش.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
✨
در منزلِ خجستهٔ اسفند
–همسایهٔ سراچهٔ فروردین–
با شاخههای تُرد، بلوغ جوانهها
باران به چشمروشنیِ صبح آمدهست.
زشت است اگر که من
–یار قدیم و همدمِ همساغرِ سحر–
در کوچههای خامش و خلوت نجویمش
یا
با جامِ شعرِ خویش خوشآمد نگویمش.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
✨
همیشه کسی پیدا میشود که
دوستم داشته باشد، اگر هم کسی نباشد،
هوا، ماسەها، آب و نور دوستم دارند.
هرگز ترکم نمیکنند.
📖 #دیوانه_وار
✍🏻 #کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
همیشه کسی پیدا میشود که
دوستم داشته باشد، اگر هم کسی نباشد،
هوا، ماسەها، آب و نور دوستم دارند.
هرگز ترکم نمیکنند.
📖 #دیوانه_وار
✍🏻 #کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
La France De Mon Enfance
Enrico Macias
🎶❤️🎶
#French #Music 🎼
Artist: #Enrico_Macias
Title: La France de mon enfance
🎼فرانسه ی کودکی من
🗣#انریکو_ماسیاس
🍏🍎🍃
#French #Music 🎼
Artist: #Enrico_Macias
Title: La France de mon enfance
🎼فرانسه ی کودکی من
🗣#انریکو_ماسیاس
🍏🍎🍃
barkhizam-
reza pirbadian
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم_حافظ_دکلمه رضا پیربادیان
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨
آخرین روزهای اسفند است
از سر شاخ این برهنه چنار
مرغکی با ترنمی بیدار
می زند نغمه ،
نیست معلومم
آخرین شکوه از زمستان است
یا نخستین ترانه های بهار ؟
شاعر: دکترشفیعی کدکنی
دکلمه : رضا پیربادیان
🍏🍎🍃
آخرین روزهای اسفند است
از سر شاخ این برهنه چنار
مرغکی با ترنمی بیدار
می زند نغمه ،
نیست معلومم
آخرین شکوه از زمستان است
یا نخستین ترانه های بهار ؟
شاعر: دکترشفیعی کدکنی
دکلمه : رضا پیربادیان
🍏🍎🍃
✨
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و
همه سال
همایون بادت این روز و
همه روز .....
✍#سعدی
با امید شعر و شور و ترانه 🌿🌱🌿
آرزو دارم سالی داشته باشید، سرشار از سبزی و رویش؛ شادی و شادکامی، نیکی و نیک ورزی.....
عیدتان پیشاپیش مبارک دوستانم!
دست هایت را در باغچه دلم بکار
بگذار سبز شود، جوانه یِ عشق ...
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و
همه سال
همایون بادت این روز و
همه روز .....
✍#سعدی
با امید شعر و شور و ترانه 🌿🌱🌿
آرزو دارم سالی داشته باشید، سرشار از سبزی و رویش؛ شادی و شادکامی، نیکی و نیک ورزی.....
عیدتان پیشاپیش مبارک دوستانم!
دست هایت را در باغچه دلم بکار
بگذار سبز شود، جوانه یِ عشق ...
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
بوی عیدی
فرهاد
🎶🤍🎶
#پیشاپیش_سال_نو_مبارک
🎤 : زنده یاد #فرهاد
💽 آواز : #بوی_عید
بوی عیدی، بوی پول، بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستون و سر می کنم
با اینا خستگی مو در می کنم ...
🍏🍎🍃
#پیشاپیش_سال_نو_مبارک
🎤 : زنده یاد #فرهاد
💽 آواز : #بوی_عید
بوی عیدی، بوی پول، بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستون و سر می کنم
با اینا خستگی مو در می کنم ...
🍏🍎🍃
✨
پیش از آفتاب که برمی خیزی
انگار پیش از خلقت برخاسته ای
و هر روز شاهد مجدد این تحول روزانه بودن
از تاریکی به روشنایی
از خواب به بیداری
از سکون به حرکت ...
و امروز صبح چنان حالی داشتم
که به همه سلام می کردم.
#جلال_آل_احمد
🍏🍎🍃
پیش از آفتاب که برمی خیزی
انگار پیش از خلقت برخاسته ای
و هر روز شاهد مجدد این تحول روزانه بودن
از تاریکی به روشنایی
از خواب به بیداری
از سکون به حرکت ...
و امروز صبح چنان حالی داشتم
که به همه سلام می کردم.
#جلال_آل_احمد
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام دوستانم صبح بهاری تان به خیر