This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
عمر شب تبخیر _در وقت مناسب_ می شود
خالی از شب تاب های حق به جانب می شود
نیمه ی الّاکنگ ما به بالا می رود
بازی ِ این زندگی یک روز جالب می شود
عشق مثل تاجری از راه برمی گردد و
سکّه سکّه اشک های شوق ، کاسب می شود
کوچه ام را گزمه ها پر کرده اند اما نترس
چشم خیس پنجره دارد مراقب می شود!
حیف از آن گنجشک معصومی که در بازار شهر
توی جلد یک قناری زود قالب می شود
گاه گاهی در نمازم مُهر کم می آورم
تکّه ای از قلب خود بفرست، واجب می شود!
آزمون می گیرم از مهتاب و چشمانت، ولی
در کلاس آسمان هربار غایب می شود!
عاقبت یک صبح جای اینهمه اخبار جنگ
متن لبخند تو سرفصل ِ مطالب می شود.
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
عمر شب تبخیر _در وقت مناسب_ می شود
خالی از شب تاب های حق به جانب می شود
نیمه ی الّاکنگ ما به بالا می رود
بازی ِ این زندگی یک روز جالب می شود
عشق مثل تاجری از راه برمی گردد و
سکّه سکّه اشک های شوق ، کاسب می شود
کوچه ام را گزمه ها پر کرده اند اما نترس
چشم خیس پنجره دارد مراقب می شود!
حیف از آن گنجشک معصومی که در بازار شهر
توی جلد یک قناری زود قالب می شود
گاه گاهی در نمازم مُهر کم می آورم
تکّه ای از قلب خود بفرست، واجب می شود!
آزمون می گیرم از مهتاب و چشمانت، ولی
در کلاس آسمان هربار غایب می شود!
عاقبت یک صبح جای اینهمه اخبار جنگ
متن لبخند تو سرفصل ِ مطالب می شود.
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
🕊1
○
مشکریزان میجهد باد صبا از کوی دوست
شاخهای گویی ربودهست از خم گیسوی دوست
دوست میدارم نسیم صبح، را کو در هوا
تا نفس میآیدش جان میدهد بر بوی دوست
دوست را هر دو جهان گرچه هوا دارند و من
دوستتر میدارم از هر دو جهان یک موی دوست_
#سلمان_ساوجی
🍏🍎🍃
مشکریزان میجهد باد صبا از کوی دوست
شاخهای گویی ربودهست از خم گیسوی دوست
دوست میدارم نسیم صبح، را کو در هوا
تا نفس میآیدش جان میدهد بر بوی دوست
دوست را هر دو جهان گرچه هوا دارند و من
دوستتر میدارم از هر دو جهان یک موی دوست_
#سلمان_ساوجی
🍏🍎🍃
👌1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
هنوز هم و
هنوز هم می شود؛
در انتظار آفتاب، از شب گذر کرد
و به شوقِ باوری خوش؛
و با امیدِ شکفتنِ جوانه هایِ آرزو
پنجره را؛ سرخوشانه گشود
و در قابِ خالیِ عشق؛
به زندگی لبخندی دوباره زد
و قدم هایِ سبز کوچه را،
آب و جارو کرد ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
تیک تاک لحظه هایتان به عشق و امید
چهارشنبه تان به طلوع صبحی روشن
🍏🍎🍃
هنوز هم و
هنوز هم می شود؛
در انتظار آفتاب، از شب گذر کرد
و به شوقِ باوری خوش؛
و با امیدِ شکفتنِ جوانه هایِ آرزو
پنجره را؛ سرخوشانه گشود
و در قابِ خالیِ عشق؛
به زندگی لبخندی دوباره زد
و قدم هایِ سبز کوچه را،
آب و جارو کرد ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
تیک تاک لحظه هایتان به عشق و امید
چهارشنبه تان به طلوع صبحی روشن
🍏🍎🍃
🕊1😍1
معمای عشق
○ هنوز هم و هنوز هم می شود؛ در انتظار آفتاب، از شب گذر کرد و به شوقِ باوری خوش؛ و با امیدِ شکفتنِ جوانه هایِ آرزو پنجره را؛ سرخوشانه گشود و در قابِ خالیِ عشق؛ به زندگی لبخندی دوباره زد و قدم هایِ سبز کوچه را، آب و جارو کرد ... #فرح_فریماااا📕معمای_عشق…
قهرمان بودن یعنی تواناییِ فراخواندن امید، آن هم در جایی که ذرهای امید وجود ندارد، مثل برافروختن کبریتی برای روشن کردنِ دنیایی تاریک. یعنی نشان دادنِ احتمالِ وجودِ جهانی بهتر نه آن جهان بهتری که میخواهیم وجود داشته باشد، بلکه آن جهانِ بهتری که اصلا نمیدانستیم ممکن است وجود داشته باشد یعنی در شرایطی قرار بگیریم که به نظر میرسد همه چیز کاملا در آن به فنا رفته، اما هر طور شده شرایط را به سمت بهبود پیش ببریم.
✍#مارک_منسن
🍏🍎🍃
✍#مارک_منسن
🍏🍎🍃
👏1🕊1
Az To Khoondan
Soroush
🎼❤️🎼
در دل من چیزی است
مثل یک بیشه نور،
مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
"دورها آوایی است که مرا میخواند"
#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
در دل من چیزی است
مثل یک بیشه نور،
مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
"دورها آوایی است که مرا میخواند"
#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
وقتی جهنم یخ می زند
من در غار تنهایی ِ خویش به
کوچِ بی برگشت چکاوک ها؛
می اندیشم...
و به بال شکسته یِ چلچله ها؛
در کوچه های خالی ِ بن بست...
وقتی جهنم یخ می زند
بال پرواز عشق... می شکند
و عطر رازقی های پرپر شده
تن پوشِ سرخِ
خیابان های عاشق مست؛
وقتی جهنم یخ می زند
آسمان باران را... صدا می زند
تا در ازدحام غربتِ درد
بذرها... بارور شوند
قاصدک ها... از وحشت و یورش
وحشیانه ی باد... بر خود نلرزند
و بال سرخ شاپرک ها؛
فصل های سبز را... از یاد نبرند
وقتی جهنم یخ می زند؛
من به تو می اندیشم...
و به آفتاب... که
در چشم های تو طلوع می کند!
✍#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
وقتی جهنم یخ می زند
من در غار تنهایی ِ خویش به
کوچِ بی برگشت چکاوک ها؛
می اندیشم...
و به بال شکسته یِ چلچله ها؛
در کوچه های خالی ِ بن بست...
وقتی جهنم یخ می زند
بال پرواز عشق... می شکند
و عطر رازقی های پرپر شده
تن پوشِ سرخِ
خیابان های عاشق مست؛
وقتی جهنم یخ می زند
آسمان باران را... صدا می زند
تا در ازدحام غربتِ درد
بذرها... بارور شوند
قاصدک ها... از وحشت و یورش
وحشیانه ی باد... بر خود نلرزند
و بال سرخ شاپرک ها؛
فصل های سبز را... از یاد نبرند
وقتی جهنم یخ می زند؛
من به تو می اندیشم...
و به آفتاب... که
در چشم های تو طلوع می کند!
✍#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
غزلیات حافظ 451
@audiobo0ok
هر روزیک غزل با حافظ
-----------------------
خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری
آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست
گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری
در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی
تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری
در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیست
آن به کز این گریوه سبکبار بگذری
سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج
درویش و امن خاطر و کنج قلندری
یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟
ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری
نیل مراد بر حسب فکر و همت است
از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری
حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی
کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری
🍏🍎🍃
-----------------------
خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری
آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست
گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری
در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی
تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری
در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیست
آن به کز این گریوه سبکبار بگذری
سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج
درویش و امن خاطر و کنج قلندری
یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟
ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری
نیل مراد بر حسب فکر و همت است
از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری
حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی
کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری
🍏🍎🍃
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 451
خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری
آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست
گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری
#حافظ
تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری
آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست
گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری
#حافظ
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 451
در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی
تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری
#حافظ
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی
تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری
#حافظ
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 451
در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیست
آن به کز این گریوه سبکبار بگذری
سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج
درویش و امن خاطر و کنج قلندری
#حافظ
آن به کز این گریوه سبکبار بگذری
سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج
درویش و امن خاطر و کنج قلندری
#حافظ