○
پرسیدی از احوالم و گفتم به اشاره
افسوسِ مکرر شده، اندوهِ هماره
ایقاصدکِ زیر لگد مانده، چه پیغام؟
از رفتنِ یکبارهٔ یارانِ سواره
دور از تو، منم غربت آن دورترین کوه
گر پای رسیدن به توام نیست چه چاره؟
از شانهٔ من هیچ پلنگی نپریده
وز سینهٔ من برنکشیدست شراره
اما تو پر از زمزمهٔ دور و درازی
چون شاخِ زمستان بدهد بار بهاره
ای سرو! تورا درک نکردست گلستان
ای ماه! تو را قدر ندانسته ستاره
تقصیر کسی نیست، که خیاط ازل نیز
این پیرهن از رشتهٔ غم کرد قواره
هرچند که تقدیر مرا از تو جدا خواست
تضمین دهدم مرگ به دیدار دوباره
✍#محمدحسین_امیری
🍏🍎🍃
پرسیدی از احوالم و گفتم به اشاره
افسوسِ مکرر شده، اندوهِ هماره
ایقاصدکِ زیر لگد مانده، چه پیغام؟
از رفتنِ یکبارهٔ یارانِ سواره
دور از تو، منم غربت آن دورترین کوه
گر پای رسیدن به توام نیست چه چاره؟
از شانهٔ من هیچ پلنگی نپریده
وز سینهٔ من برنکشیدست شراره
اما تو پر از زمزمهٔ دور و درازی
چون شاخِ زمستان بدهد بار بهاره
ای سرو! تورا درک نکردست گلستان
ای ماه! تو را قدر ندانسته ستاره
تقصیر کسی نیست، که خیاط ازل نیز
این پیرهن از رشتهٔ غم کرد قواره
هرچند که تقدیر مرا از تو جدا خواست
تضمین دهدم مرگ به دیدار دوباره
✍#محمدحسین_امیری
🍏🍎🍃
سعید پور سعید_ نو
@tanehayeghadimi
🎼❤️🎼
و من چگونه بی تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت و آیینه و هوا
به تو معتادند
و انعکاس لهجه شیرینت
هر لحظه زیر سقف شیفتگی هایم
می پیچد!
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
و من چگونه بی تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت و آیینه و هوا
به تو معتادند
و انعکاس لهجه شیرینت
هر لحظه زیر سقف شیفتگی هایم
می پیچد!
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃