○
پس اگر زاهد باشی و اگر فاسق، بَسَندکار باش و قانع تا بزرگتر و بیباکتر در جهان تو باشی
حکایت: چنانکه شنیدم که شیخالشیوخ شبلی رحمه الله در مسجدی رفت که دو رکعت نماز کند و زمانی بیاساید. اندر آن مسجد کودکان به کُتّاب بودند و وقت نان خوردن کودکان بود، نان همیخوردند. به اتفاق دو کودک نزدیک شبلی رحمه الله نشسته بودند: یکی پسر منعمی بود و دیگری پسر درویشی. و در زنبیل این پسر منعم مگر پارهای حلوا بود و در زنبیل این پسر درویش نان خشک بود. پارهای این پسر منعم حلوا همیخورد و این پسرک درویش ازو همیخواست، آن کودک این را همیگفت که: اگر خواهی که پارهای به تو دهم تو سگ من باش و او گفتی: من سگ توم. پسر منعم گفت: پس بانگ سگ کن. آن بیچاره بانگ سگ بکردی، وی پارهای حلوا بدو دادی. باز دیگرباره بانگ دیگر بکردی و پارهای دیگر بستدی. همچنین بانگ همیکرد و حلوا همی ستد. شبلی در ایشان همینگریست و میگریست. مریدان پرسیدند که: ای شیخ، چه رسیدت که گریان شدی؟ گفت: نگه کنید که قانعی و طامعی به مردم چه رساند! اگر چنان بودی که آن کودک بدان نان تهی قناعت کردی و طمع از حلوای او برداشتی، وی را سگ همچون خویشتنی نه بایستی بود.
پس اگر زاهد باشی و اگر فاسق، بَسَندکار باش و قانع تا بزرگتر و بیباکتر در جهان تو باشی.
📕#قابوسنامه
امیرعنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر،
تصحیح غلامحسین یوسفی، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۷۱، صفحه ۲۶۱
🍏🍎🍃
پس اگر زاهد باشی و اگر فاسق، بَسَندکار باش و قانع تا بزرگتر و بیباکتر در جهان تو باشی
حکایت: چنانکه شنیدم که شیخالشیوخ شبلی رحمه الله در مسجدی رفت که دو رکعت نماز کند و زمانی بیاساید. اندر آن مسجد کودکان به کُتّاب بودند و وقت نان خوردن کودکان بود، نان همیخوردند. به اتفاق دو کودک نزدیک شبلی رحمه الله نشسته بودند: یکی پسر منعمی بود و دیگری پسر درویشی. و در زنبیل این پسر منعم مگر پارهای حلوا بود و در زنبیل این پسر درویش نان خشک بود. پارهای این پسر منعم حلوا همیخورد و این پسرک درویش ازو همیخواست، آن کودک این را همیگفت که: اگر خواهی که پارهای به تو دهم تو سگ من باش و او گفتی: من سگ توم. پسر منعم گفت: پس بانگ سگ کن. آن بیچاره بانگ سگ بکردی، وی پارهای حلوا بدو دادی. باز دیگرباره بانگ دیگر بکردی و پارهای دیگر بستدی. همچنین بانگ همیکرد و حلوا همی ستد. شبلی در ایشان همینگریست و میگریست. مریدان پرسیدند که: ای شیخ، چه رسیدت که گریان شدی؟ گفت: نگه کنید که قانعی و طامعی به مردم چه رساند! اگر چنان بودی که آن کودک بدان نان تهی قناعت کردی و طمع از حلوای او برداشتی، وی را سگ همچون خویشتنی نه بایستی بود.
پس اگر زاهد باشی و اگر فاسق، بَسَندکار باش و قانع تا بزرگتر و بیباکتر در جهان تو باشی.
📕#قابوسنامه
امیرعنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر،
تصحیح غلامحسین یوسفی، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۷۱، صفحه ۲۶۱
🍏🍎🍃
👌1
○
ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد، شاید نتواند از مرگ یک کودک جلوگیری کند؛
اما لااقل میتواند کاری کند که دنیا به آن فکر کند...
👤#ژان_پل_سارتر
🍏🍎🍃
ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد، شاید نتواند از مرگ یک کودک جلوگیری کند؛
اما لااقل میتواند کاری کند که دنیا به آن فکر کند...
👤#ژان_پل_سارتر
🍏🍎🍃
👌1
○
و دختری که گونههایش را
با برگهای شمعدانی رنگ می زد
آه
اکنون زنی تنهاست
اکنون زنی تنهاست
#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
و دختری که گونههایش را
با برگهای شمعدانی رنگ می زد
آه
اکنون زنی تنهاست
اکنون زنی تنهاست
#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
❤1
●
من فقط یک تکه نان دزدیدم
#ویکتور_هوگو_بینوایان
----------------------------
جهان در برزخ گمگشتگی و
عصیان باورها؛
و در ناباوری ِ عریان
و بی ریشه ی باید ها ونباید ها
گویی قرن هاست... کور شده است؛
"قانون واژه ی گنگی ست؛
برای به مسلخ کشیدنِ
روح ِ عریان و خسته ی
واپس ماندگان پابرهنه"
"و برای آنانی که؛
طومار ننوشته ی مغزها و
نبض تپنده ی قلب های شان
بال های سبز پرنده ی صلح
عشق... خرد و آزادی ست..."
و اوراق پوسیده ی
تعصّب و جهل ...
ریشه هایِ تنیده در ظلم،
بیداد، دیوار و قفس است...!!
و مرگ خاموشِ انسانیت ِ
انسان بریده از نفس است...!!!
✍#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
من فقط یک تکه نان دزدیدم
#ویکتور_هوگو_بینوایان
----------------------------
جهان در برزخ گمگشتگی و
عصیان باورها؛
و در ناباوری ِ عریان
و بی ریشه ی باید ها ونباید ها
گویی قرن هاست... کور شده است؛
"قانون واژه ی گنگی ست؛
برای به مسلخ کشیدنِ
روح ِ عریان و خسته ی
واپس ماندگان پابرهنه"
"و برای آنانی که؛
طومار ننوشته ی مغزها و
نبض تپنده ی قلب های شان
بال های سبز پرنده ی صلح
عشق... خرد و آزادی ست..."
و اوراق پوسیده ی
تعصّب و جهل ...
ریشه هایِ تنیده در ظلم،
بیداد، دیوار و قفس است...!!
و مرگ خاموشِ انسانیت ِ
انسان بریده از نفس است...!!!
✍#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1