○
کاش می شد؛
دردها را عریان کرد
و زیرِ آفتاب
نیمه جان شهریور
مهر را...
میهمان روح های زخمی...
تا برگ ریزان؛
شرمنده ی چکاوکان مهاجر نشود
و باران با شوق ببارد
بر برگ های خزان زده ی
این همه... دردِ پنهان...
شاید که؛
بهاری دیگر
آبستن عشق شود...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
کاش می شد؛
دردها را عریان کرد
و زیرِ آفتاب
نیمه جان شهریور
مهر را...
میهمان روح های زخمی...
تا برگ ریزان؛
شرمنده ی چکاوکان مهاجر نشود
و باران با شوق ببارد
بر برگ های خزان زده ی
این همه... دردِ پنهان...
شاید که؛
بهاری دیگر
آبستن عشق شود...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
Une Femme Amoureuse
Mireille Mathieu
🎼❤️🎼
دیروز، امروز ، فردا
همه تنها یک روزند،
وفتی تو دستم را گرفتی
--------------------------------
_دوستت دارم را
در گوش باد زمزمه کن!
بگذار روحِ عریانِ عشق؛
بال پرواز پرنده شود _
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دیروز، امروز ، فردا
همه تنها یک روزند،
وفتی تو دستم را گرفتی
--------------------------------
_دوستت دارم را
در گوش باد زمزمه کن!
بگذار روحِ عریانِ عشق؛
بال پرواز پرنده شود _
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
مناز دیوانگی خالی نخواهمبود تا هستم
کهرویت میکند هشیار و بویت میکند مستم
صدم دشمن به شمشیر ملامت خون همی ریزد
کدامین را توانم زد؟ که نه تیرست و نه شستم
سر خود را فدا کردم گل یک وصل ناچیده
نمیدانم چهخارست این کهمن در پای خود جستم؟
غم و اندوه در عشقش فراوانم بهدست آید
همین صبرست و تن داری، که کمتر میدهد دستم
خبر دارم: نیاید گفت از آیین وفاداری
اگر با یاد روی او خبر دارم که من هستم
بهعهد دست سیمینش تو خاموشی مجوی از من
کزین دستم که میبینی بهصد فریاد از آن دستم
بسان اوحدی روزی در آویزم به زلف او
گرش بوسیدم آسودم، ورم کشتند خود رستم
#اوحدی_مراغهای
"غزل شمارهٔ ۴۸۰"
🍏🍎🍃
مناز دیوانگی خالی نخواهمبود تا هستم
کهرویت میکند هشیار و بویت میکند مستم
صدم دشمن به شمشیر ملامت خون همی ریزد
کدامین را توانم زد؟ که نه تیرست و نه شستم
سر خود را فدا کردم گل یک وصل ناچیده
نمیدانم چهخارست این کهمن در پای خود جستم؟
غم و اندوه در عشقش فراوانم بهدست آید
همین صبرست و تن داری، که کمتر میدهد دستم
خبر دارم: نیاید گفت از آیین وفاداری
اگر با یاد روی او خبر دارم که من هستم
بهعهد دست سیمینش تو خاموشی مجوی از من
کزین دستم که میبینی بهصد فریاد از آن دستم
بسان اوحدی روزی در آویزم به زلف او
گرش بوسیدم آسودم، ورم کشتند خود رستم
#اوحدی_مراغهای
"غزل شمارهٔ ۴۸۰"
🍏🍎🍃
❤1