○
چراغ صبح و دم مستعار هر دو یکی است
بقای خرده جان و شرار هر دو یکی است
ز لطف و قهر نمی بالم و نمی نالم
به خار خشک، خزان و بهار هر دو یکی است
چنان ربوده این باغ و بوستان شده ام
که نوشخند گل و نیش خار هر دو یکی است
فسردگی و کدورت شده است عالمگیر
جوان و پیر درین روزگار هر دو یکی است
چنان گزیده دنیای بد گهر شده ام
که پیش دیده من گنج و مار هر دو یکی است
مکن به بدگهران مردمی که آتش را
چه گل به جیب فشانی چه خار هر دو یکی است
چه لازم است شب و روز خون دل خوردن؟
چو سنگ و لعل درین روزگار هر دو یکی است
توان به زنده دلی شد ز مردگان ممتاز
وگرنه سینه و لوح مزار هر دو یکی است
اگر دو بین ز دو رنگی نگشته ای صائب
شب جدایی و روز شمار هر دو یکی است
#صائب_تبریزی
غزل شمارهٔ ۱۷۷۰
🍏🍎🍃
چراغ صبح و دم مستعار هر دو یکی است
بقای خرده جان و شرار هر دو یکی است
ز لطف و قهر نمی بالم و نمی نالم
به خار خشک، خزان و بهار هر دو یکی است
چنان ربوده این باغ و بوستان شده ام
که نوشخند گل و نیش خار هر دو یکی است
فسردگی و کدورت شده است عالمگیر
جوان و پیر درین روزگار هر دو یکی است
چنان گزیده دنیای بد گهر شده ام
که پیش دیده من گنج و مار هر دو یکی است
مکن به بدگهران مردمی که آتش را
چه گل به جیب فشانی چه خار هر دو یکی است
چه لازم است شب و روز خون دل خوردن؟
چو سنگ و لعل درین روزگار هر دو یکی است
توان به زنده دلی شد ز مردگان ممتاز
وگرنه سینه و لوح مزار هر دو یکی است
اگر دو بین ز دو رنگی نگشته ای صائب
شب جدایی و روز شمار هر دو یکی است
#صائب_تبریزی
غزل شمارهٔ ۱۷۷۰
🍏🍎🍃
حیرانی
شهرام ناظری
🎼❤️🎼
من مست جام باقیام
دارم هوای عاشقی
حیران روی ساقیام
دارم هوای عاشقی
ای جان و ای جانان من
دارم هوای عاشقی
ای وصل و ای هجران من
دارم هوای عاشقی
جان در برِ جانانه شد
دل بر سر پیمانه شد
تن ساکن میخانه شد
دارم هوای عاشقی
گه نور و گه نار آمدم
گه گل، گَهی خار آمدم
گه مست و هشیار آمدم
دارم هوای عاشقی
ای شاه درویشت منم
درویشِ دلْ ریشت منم
بیگانه و خویشت منم
دارم هوای عاشقی
دیوانهی رویت منم
آشفتهی مویت منم
سرگشتهی کویت منم
دارم هوای عاشقی
"از اشعار منتسب به"
#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
من مست جام باقیام
دارم هوای عاشقی
حیران روی ساقیام
دارم هوای عاشقی
ای جان و ای جانان من
دارم هوای عاشقی
ای وصل و ای هجران من
دارم هوای عاشقی
جان در برِ جانانه شد
دل بر سر پیمانه شد
تن ساکن میخانه شد
دارم هوای عاشقی
گه نور و گه نار آمدم
گه گل، گَهی خار آمدم
گه مست و هشیار آمدم
دارم هوای عاشقی
ای شاه درویشت منم
درویشِ دلْ ریشت منم
بیگانه و خویشت منم
دارم هوای عاشقی
دیوانهی رویت منم
آشفتهی مویت منم
سرگشتهی کویت منم
دارم هوای عاشقی
"از اشعار منتسب به"
#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
❤1