○
معنی نیک بودن آن نیست که شخص مطیع و بی آزار باشد،
نیکی بدون مهارت، فلج است و فضیلت بدون هوش و خرد نمیتواند مایه نجات ما در این جهان گردد.
نادانی مایه خوشبختی نیست، بلکه سبب فقدان ضمیر و مایه بردگی است.
📕#تاریخ_فلسفه
✍#ویل_دورانت
🍏🍎🍃
معنی نیک بودن آن نیست که شخص مطیع و بی آزار باشد،
نیکی بدون مهارت، فلج است و فضیلت بدون هوش و خرد نمیتواند مایه نجات ما در این جهان گردد.
نادانی مایه خوشبختی نیست، بلکه سبب فقدان ضمیر و مایه بردگی است.
📕#تاریخ_فلسفه
✍#ویل_دورانت
🍏🍎🍃
●
نان را از من بگیر، اگر میخواهی
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه ...
گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید
عشق من، خنده تو
در تاریکترین لحظهها میشکند
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری است
بخند، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته
خنده تو، در پاییز
در کناره دریا
موج کفآلودهاش را
باید برافروزد ...
و در بهاران، عشق من
خنده ات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم
بخند بر شب
بر روز، بر ماه
بخند بر پیچاپیچ خیابانهای جزیره،
بر این پسر بچه کمرو
که دوستت دارد
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند
نان را، هوا را
روشنی را، بهار را
از من بگیر
اما خندهات را هرگز!
تا چشم از دنیا نبندم
هوا را از من بگیر خندهات را نه!-..
✍# پابلو _نرودا
🍏🍎🍃
نان را از من بگیر، اگر میخواهی
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه ...
گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید
عشق من، خنده تو
در تاریکترین لحظهها میشکند
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری است
بخند، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته
خنده تو، در پاییز
در کناره دریا
موج کفآلودهاش را
باید برافروزد ...
و در بهاران، عشق من
خنده ات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم
بخند بر شب
بر روز، بر ماه
بخند بر پیچاپیچ خیابانهای جزیره،
بر این پسر بچه کمرو
که دوستت دارد
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند
نان را، هوا را
روشنی را، بهار را
از من بگیر
اما خندهات را هرگز!
تا چشم از دنیا نبندم
هوا را از من بگیر خندهات را نه!-..
✍# پابلو _نرودا
🍏🍎🍃
مهر و ماه mehr_o_mah@
بیژن مرتضوی _ هواتو نگیری
🎼❤️🎼
با من حرف بزن؛
مگذار در غربت غریبانه ی
این همه فصلِ سرد
هم آوایِ مرغ شب باشم...
با من حرف بزن؛
مگذار... چشم های خیس ماه
از حافظه ی سبز برکه پاک شود
با من حرف بزن؛
با من حرف بزن؛
مگذار...
در کوچه های خلوت شب
رایحه ی گس عشق؛
از یاد محبوبه ی شب برود...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
با من حرف بزن؛
مگذار در غربت غریبانه ی
این همه فصلِ سرد
هم آوایِ مرغ شب باشم...
با من حرف بزن؛
مگذار... چشم های خیس ماه
از حافظه ی سبز برکه پاک شود
با من حرف بزن؛
با من حرف بزن؛
مگذار...
در کوچه های خلوت شب
رایحه ی گس عشق؛
از یاد محبوبه ی شب برود...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃