معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 420
سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرِّ میان
وز میان، تیغ به ما آختهای، یعنی چه؟
هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای، یعنی چه؟
#حافظ
وز میان، تیغ به ما آختهای، یعنی چه؟
هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای، یعنی چه؟
#حافظ
○
در اجتماعی که پیوندهای خانوادگی، کاستی، طبقاتی و اخوتهای صنفی از بین رفته باشند، مردم آمادگی بسیار دارند که تنها برحسب منافع شخصیشان بیندیشند و بر وفق یک فردیتگرایی بسیار محدود، فقط در اندیشه خود باشند و هیچگونه دلبستگی به خیر همگانی از خود نشان ندهند. رژیم خودکامه نه تنها با چنین گرایشهای فردپرستانهای مقابله نمیکند، بلکه به آنها بال و پر هم میدهد و بدینسان حکومت شوندگان را از هرگونه احساس همبستگی و وابستگی متقابل و علایق همسایگی و دلبستگی به افزایش رفاه کل اجتماع، محروم میسازد.
از آنجا که در چنین جامعههایی هیچ چیز پایدار نیست، هر کسی از فرو افتادن به یک سطح اجتماعی پایین تر هراسان است و سراسیمه میکوشد تا وضع شخصی خویش را بهبود بخشد.
✍#الکسی_دوتوکویل
📕 انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن
🔁 محسن ثلاثی
🍏🍎🍃
در اجتماعی که پیوندهای خانوادگی، کاستی، طبقاتی و اخوتهای صنفی از بین رفته باشند، مردم آمادگی بسیار دارند که تنها برحسب منافع شخصیشان بیندیشند و بر وفق یک فردیتگرایی بسیار محدود، فقط در اندیشه خود باشند و هیچگونه دلبستگی به خیر همگانی از خود نشان ندهند. رژیم خودکامه نه تنها با چنین گرایشهای فردپرستانهای مقابله نمیکند، بلکه به آنها بال و پر هم میدهد و بدینسان حکومت شوندگان را از هرگونه احساس همبستگی و وابستگی متقابل و علایق همسایگی و دلبستگی به افزایش رفاه کل اجتماع، محروم میسازد.
از آنجا که در چنین جامعههایی هیچ چیز پایدار نیست، هر کسی از فرو افتادن به یک سطح اجتماعی پایین تر هراسان است و سراسیمه میکوشد تا وضع شخصی خویش را بهبود بخشد.
✍#الکسی_دوتوکویل
📕 انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن
🔁 محسن ثلاثی
🍏🍎🍃
●
ما در اجتماعی زندگی میکنیم که در آن جایی برای آزادمردان نیست؛ تنها کشیشانی در امانند که مذهب را به خدمت حکومت و بانک بگمارند و هنرمندانی که هنر خود را بفروشند و حکیمانی که با دانش خود سوداگری کنند؛
بقیه هر قدر هم که معدود باشند به زندان میافتند، تبعید میشوند و تحت نظر قرار میگیرند! مشروط بر این که مأمور حاکم بنا به مقتضیات، سرشان را بیصدا زیر آب نکند.
📕 «نان و شراب»
✍ اینیاتسیو سیلونه
🔁 محمد قاضی
🍏🍎🍃
●
ما در اجتماعی زندگی میکنیم که در آن جایی برای آزادمردان نیست؛ تنها کشیشانی در امانند که مذهب را به خدمت حکومت و بانک بگمارند و هنرمندانی که هنر خود را بفروشند و حکیمانی که با دانش خود سوداگری کنند؛
بقیه هر قدر هم که معدود باشند به زندان میافتند، تبعید میشوند و تحت نظر قرار میگیرند! مشروط بر این که مأمور حاکم بنا به مقتضیات، سرشان را بیصدا زیر آب نکند.
📕 «نان و شراب»
✍ اینیاتسیو سیلونه
🔁 محمد قاضی
🍏🍎🍃
دوست دارم
دوست دارم
🎼❤️🎼
تو را ... دوست دارم
اگر هر بار که به تو فکر میکنم
گلی شکفته می شد
تمام بیابانها آکنده میشدند از گل
میتوانم نفس کشیدن را از یاد ببرم
اما اندیشیدن به تو را هرگز
عشقهای بزرگ را نه میتوان دید
و نه می توان لمس کرد
که تنها با قلب حس میشوند
عشق چیزی برای بخشیدن ندارد
الا خودش ،
عشق چیزی نمیپذیرد الا از خودش
عشق نه فرمانده است و نه فرمان بر
عشق برای عشق کافی ست_
#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
تو را ... دوست دارم
اگر هر بار که به تو فکر میکنم
گلی شکفته می شد
تمام بیابانها آکنده میشدند از گل
میتوانم نفس کشیدن را از یاد ببرم
اما اندیشیدن به تو را هرگز
عشقهای بزرگ را نه میتوان دید
و نه می توان لمس کرد
که تنها با قلب حس میشوند
عشق چیزی برای بخشیدن ندارد
الا خودش ،
عشق چیزی نمیپذیرد الا از خودش
عشق نه فرمانده است و نه فرمان بر
عشق برای عشق کافی ست_
#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
○
معنی نیک بودن آن نیست که شخص مطیع و بی آزار باشد،
نیکی بدون مهارت، فلج است و فضیلت بدون هوش و خرد نمیتواند مایه نجات ما در این جهان گردد.
نادانی مایه خوشبختی نیست، بلکه سبب فقدان ضمیر و مایه بردگی است.
📕#تاریخ_فلسفه
✍#ویل_دورانت
🍏🍎🍃
معنی نیک بودن آن نیست که شخص مطیع و بی آزار باشد،
نیکی بدون مهارت، فلج است و فضیلت بدون هوش و خرد نمیتواند مایه نجات ما در این جهان گردد.
نادانی مایه خوشبختی نیست، بلکه سبب فقدان ضمیر و مایه بردگی است.
📕#تاریخ_فلسفه
✍#ویل_دورانت
🍏🍎🍃
●
نان را از من بگیر، اگر میخواهی
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه ...
گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید
عشق من، خنده تو
در تاریکترین لحظهها میشکند
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری است
بخند، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته
خنده تو، در پاییز
در کناره دریا
موج کفآلودهاش را
باید برافروزد ...
و در بهاران، عشق من
خنده ات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم
بخند بر شب
بر روز، بر ماه
بخند بر پیچاپیچ خیابانهای جزیره،
بر این پسر بچه کمرو
که دوستت دارد
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند
نان را، هوا را
روشنی را، بهار را
از من بگیر
اما خندهات را هرگز!
تا چشم از دنیا نبندم
هوا را از من بگیر خندهات را نه!-..
✍# پابلو _نرودا
🍏🍎🍃
نان را از من بگیر، اگر میخواهی
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه ...
گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید
عشق من، خنده تو
در تاریکترین لحظهها میشکند
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری است
بخند، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته
خنده تو، در پاییز
در کناره دریا
موج کفآلودهاش را
باید برافروزد ...
و در بهاران، عشق من
خنده ات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم
بخند بر شب
بر روز، بر ماه
بخند بر پیچاپیچ خیابانهای جزیره،
بر این پسر بچه کمرو
که دوستت دارد
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند
نان را، هوا را
روشنی را، بهار را
از من بگیر
اما خندهات را هرگز!
تا چشم از دنیا نبندم
هوا را از من بگیر خندهات را نه!-..
✍# پابلو _نرودا
🍏🍎🍃
مهر و ماه mehr_o_mah@
بیژن مرتضوی _ هواتو نگیری
🎼❤️🎼
با من حرف بزن؛
مگذار در غربت غریبانه ی
این همه فصلِ سرد
هم آوایِ مرغ شب باشم...
با من حرف بزن؛
مگذار... چشم های خیس ماه
از حافظه ی سبز برکه پاک شود
با من حرف بزن؛
با من حرف بزن؛
مگذار...
در کوچه های خلوت شب
رایحه ی گس عشق؛
از یاد محبوبه ی شب برود...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
با من حرف بزن؛
مگذار در غربت غریبانه ی
این همه فصلِ سرد
هم آوایِ مرغ شب باشم...
با من حرف بزن؛
مگذار... چشم های خیس ماه
از حافظه ی سبز برکه پاک شود
با من حرف بزن؛
با من حرف بزن؛
مگذار...
در کوچه های خلوت شب
رایحه ی گس عشق؛
از یاد محبوبه ی شب برود...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃