سلام
نوش آفرین
🎼❤️🎼
سلام به چشم شوخ آفتاب
به گام های سربزیر بی تاب
سلام.. به بوی نانِ گرم
به سفره های پر ز شرم
سلام به قاب پنجره
به ساز گُنگِ زنجره
سلام به عَشقه هایِ بیقرار
به کاکلی هایِ سر به دار
به اندیشه های پرغرورِ بیدار
سلام به عشق؛
به زندگی... به امید...
به بوسه هایِ آتشینِ خورشید...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
سلام به چشم شوخ آفتاب
به گام های سربزیر بی تاب
سلام.. به بوی نانِ گرم
به سفره های پر ز شرم
سلام به قاب پنجره
به ساز گُنگِ زنجره
سلام به عَشقه هایِ بیقرار
به کاکلی هایِ سر به دار
به اندیشه های پرغرورِ بیدار
سلام به عشق؛
به زندگی... به امید...
به بوسه هایِ آتشینِ خورشید...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
○
چون زلفِ توام جانا، در عین پریشانی
چون بادِ سحرگاهم، در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که تورا در بر، بنشانم و بنشینم
تا آتشِ جانم را، بنشینی و بنشانی
ای شاهدِ افلاکی، در مستی و در پاکی
من چشمِ تورا مانَم، تو اشکِ مرا مانی
در سینهی سوزانم، مستوری و مهجوری
در دیدهی بیدارم، پیدایی و پنهانی
من زمزمهی عودم، تو زمزمه پردازی
من سلسلهی موجم، تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت، دارم من و دارد دل
داغی که نمیبینی، دردی که نمیدانی
دل با من و جان بی تو، نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من، نستانم و بستانی
ای چشمِ رهی سویت، کو چشمِ رهی جویت؟
روی از منِ سرگردان، شاید که نگردانی
✍#رهی_معیری
🍏🍎🍃
چون زلفِ توام جانا، در عین پریشانی
چون بادِ سحرگاهم، در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که تورا در بر، بنشانم و بنشینم
تا آتشِ جانم را، بنشینی و بنشانی
ای شاهدِ افلاکی، در مستی و در پاکی
من چشمِ تورا مانَم، تو اشکِ مرا مانی
در سینهی سوزانم، مستوری و مهجوری
در دیدهی بیدارم، پیدایی و پنهانی
من زمزمهی عودم، تو زمزمه پردازی
من سلسلهی موجم، تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت، دارم من و دارد دل
داغی که نمیبینی، دردی که نمیدانی
دل با من و جان بی تو، نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من، نستانم و بستانی
ای چشمِ رهی سویت، کو چشمِ رهی جویت؟
روی از منِ سرگردان، شاید که نگردانی
✍#رهی_معیری
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
این کلیپ حتی به ۳۰ ثانیه هم نمی رسد، اما به اندازه یک کتاب آموزندهست!
اگر بخواهید دائما در مورد انسان ها قضاوت کنید.
هرگز فرصت دوست داشتن آنها را نخواهید داشت.
👤#مادر_ترزا
🍏🍎🍃
این کلیپ حتی به ۳۰ ثانیه هم نمی رسد، اما به اندازه یک کتاب آموزندهست!
اگر بخواهید دائما در مورد انسان ها قضاوت کنید.
هرگز فرصت دوست داشتن آنها را نخواهید داشت.
👤#مادر_ترزا
🍏🍎🍃
❤1
غزلیات حافظ 419
@audiobo0ok
هر روز یک غزل با حافظ
------------------------
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کَس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
به داغ بندگی مردن بر این در
به جان او که از مُلکِ جهان به
خدا را از طبیبِ من بپرسید
که آخِر کِی شود این ناتوان به؟
گُلی کان پایمالِ سروِ ما گشت
بود خاکش ز خونِ ارغوان به
به خلدم دعوت ای زاهد مفرما
که این سیب زَنَخ زان بوستان به
دلا! دایم گدای کوی او باش
به حکم آن که دولت جاودان به
جوانا! سَر متاب از پندِ پیران
که رای پیر از بختِ جوان به
شبی میگفت چشمِ کَس ندیدهست
ز مرواریدِ گوشم در جهان به
اگر چه زندهرود آب حیات است
ولی شیرازِ ما از اصفهان به
سخن اندر دهانِ دوست شَکَّر
ولیکِن گفتهٔ حافظ از آن به
🍏🍎🍃
------------------------
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کَس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
به داغ بندگی مردن بر این در
به جان او که از مُلکِ جهان به
خدا را از طبیبِ من بپرسید
که آخِر کِی شود این ناتوان به؟
گُلی کان پایمالِ سروِ ما گشت
بود خاکش ز خونِ ارغوان به
به خلدم دعوت ای زاهد مفرما
که این سیب زَنَخ زان بوستان به
دلا! دایم گدای کوی او باش
به حکم آن که دولت جاودان به
جوانا! سَر متاب از پندِ پیران
که رای پیر از بختِ جوان به
شبی میگفت چشمِ کَس ندیدهست
ز مرواریدِ گوشم در جهان به
اگر چه زندهرود آب حیات است
ولی شیرازِ ما از اصفهان به
سخن اندر دهانِ دوست شَکَّر
ولیکِن گفتهٔ حافظ از آن به
🍏🍎🍃
❤1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 419
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کَس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
#حافظ
خداوندا مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کَس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
#حافظ
❤1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 419
به داغ بندگی مردن بر این در
به جان او که از مُلکِ جهان به
خدا را از طبیبِ من بپرسید
که آخِر کِی شود این ناتوان به؟
#حافظ
به جان او که از مُلکِ جهان به
خدا را از طبیبِ من بپرسید
که آخِر کِی شود این ناتوان به؟
#حافظ
❤1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 419
؟
گُلی کان پایمالِ سروِ ما گشت
بود خاکش ز خونِ ارغوان به
به خلدم دعوت ای زاهد مفرما
که این سیب زَنَخ زان بوستان به
#حافظ
گُلی کان پایمالِ سروِ ما گشت
بود خاکش ز خونِ ارغوان به
به خلدم دعوت ای زاهد مفرما
که این سیب زَنَخ زان بوستان به
#حافظ
❤1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 419
شبی میگفت چشمِ کَس ندیدهست
ز مرواریدِ گوشم در جهان به
اگر چه زندهرود آب حیات است
ولی شیرازِ ما از اصفهان به
#حافظ
ز مرواریدِ گوشم در جهان به
اگر چه زندهرود آب حیات است
ولی شیرازِ ما از اصفهان به
#حافظ
❤1
○
روز ۱۶ اوت و در برخی از کشور ها ۱ جولای به عنوان روز جهانی #جوک به رسمیت شناخته شده است. جوک و لطیفه که تا چند سالی قبل در ایران بسیار مورد استقبال بود، به نظرمیآید با تغییرات ارتباطی جامعه و عمدتا متمرکز شدن ارتباطات انسانی از طریق رسانههای اجتماعی از دهه قبل کمتر شده است، اما همچنان مانند اغلب کشورهای جهان، مهمترین طنز گفتاری است.
غالبا در حکومتهای دیکتاتوری که طنز اجتماعی و سیاسی رسمیت ندارد، ساختن جوک علیه قدرت بسیار رایج است. میگویند بعد از جنگ جهانی دوم، اولین کتابی که در آلمان منتشر شد، جوکهایی بود که علیه هیتلر ساخته شده بود.
در شوروی کمونیستی نیز جوک ساختن علیه استالین رایج بود. یکی از کسانی که معروف بود علیه استالین جوک میسازد «رادک» بود.
معروف است که استالین رادک را احضار کرد و گفت:« من میدانم که تو درباره من جوک میسازی. این درست نیست.»
رادک: «چرا؟»
استالین: «چون هر چه باشد، من بهترین رهبر، معلم و دوست خلق هستم.»
رادک: « نه، این جوک را من نساختهام.»
🍏🍎🍃
روز ۱۶ اوت و در برخی از کشور ها ۱ جولای به عنوان روز جهانی #جوک به رسمیت شناخته شده است. جوک و لطیفه که تا چند سالی قبل در ایران بسیار مورد استقبال بود، به نظرمیآید با تغییرات ارتباطی جامعه و عمدتا متمرکز شدن ارتباطات انسانی از طریق رسانههای اجتماعی از دهه قبل کمتر شده است، اما همچنان مانند اغلب کشورهای جهان، مهمترین طنز گفتاری است.
غالبا در حکومتهای دیکتاتوری که طنز اجتماعی و سیاسی رسمیت ندارد، ساختن جوک علیه قدرت بسیار رایج است. میگویند بعد از جنگ جهانی دوم، اولین کتابی که در آلمان منتشر شد، جوکهایی بود که علیه هیتلر ساخته شده بود.
در شوروی کمونیستی نیز جوک ساختن علیه استالین رایج بود. یکی از کسانی که معروف بود علیه استالین جوک میسازد «رادک» بود.
معروف است که استالین رادک را احضار کرد و گفت:« من میدانم که تو درباره من جوک میسازی. این درست نیست.»
رادک: «چرا؟»
استالین: «چون هر چه باشد، من بهترین رهبر، معلم و دوست خلق هستم.»
رادک: « نه، این جوک را من نساختهام.»
🍏🍎🍃
👌1