معمای عشق
757 subscribers
15.4K photos
2.87K videos
2 files
308 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 412
تو کافر‌دل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم
که محرابم بگرداند خم آن دل‌ستان ابرو

اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هوادار‌ی
به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان‌ابرو

#حافظ
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
bordi az yaadam
Delkash va Vigen
🎼❤️🎼


من در تو نگاه می‌کنم در تو نفس می‌کشم
و زندگی
مرا تکرار می‌کند
به‌سانِ بهار
که آسمان را و علف را.
و پاکیِ آسمان
در رگِ من ادامه می‌یابد


#احمد_شاملو

🍏🍎🍃
.
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


فردایم را ببر
و دیروزم را بده

و با هم تنهایمان بگذار
هیچ چیز بعد از تو

نه می رود
نه می آید ...


سالروز درگذشت#محمود_درویش شاعر و نویسنده فلسطینی
🍏🍎🍃
🕊3
🕊


و قلبش را کاویدند
اما جز ملتش چیزی نیافتند...

#محمود_درویش

ترانه‌ها منطق خورشید را دارند،
و تاریخ جویبارها را
و طبیعت زلزله‌ها را
و ترانه‌ها چون ریشه‌های درختند.

اگر در سرزمینی بمیرند،
در سرزمین‌های دیگری شکوفان خواهند شد.

#محمود_درویش
🍏🍎🍃
2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


خبرت هست که از خویش ، خبر نیست مرا؟!
گذری کن که ز غم راهِ گذر نیست مرا


#جعلی
از #بیدل_دهلوی نیست
🍏🍎🍃
👌2🙏1
حکایات گلستان سعدی
باب اول - حکایت ۱۱
📕📕

📕 گلستان سعدی
حکایت ۱۱


🍏🍎🍃
👌2
📖


محمود درویش و ریتا عاشق هم‌دیگر بودند. ریتا یهودی اسرائیلی و محمود آتئیست وطن پرست فلسطینی
ریتا رفت و به ارتش اسرائیل پیوست، محمود درویش چنین نوشت:

میان ریتا و چشمان‌م تفنگی‌ست...
و آن‌که ریتا را می‌شناسد، خم می‌شود
و برای خدایی که در آن چشمان عسلی است
نماز می‌گزارد.

و من ریتا را بوسیدم
آن‌‌گاه که کوچک بود
و به‌ یاد می‌آورم که چه‌سان به من درآویخت
و بازویم را زیباترین بافه‌ی گیسو فروپوشاند.
و من ریتا را به یاد می‌آورم
همان‌سان که گنجشکی برکه‌ی خود را.

آه... ریتا
میان ما یک میلیون گنجشک و تصویر است
و وعده‌های فراوانی
که تفنگی... به رویشان آتش گشود!

نام ریتا در دهان‌م عید بود
تن ریتا عروسی بود در خون‌م
و من در راه ریتا دو سال گم شدم
و او دو سال بر دست‌م خفت
و بر زیباترین پیمانه پیمان بستیم،
و آتش گرفتیم
در شراب لب‌ها
و دو بار زاده شدیم.

آه... ریتا
چه چیز چشم‌م را از چشمان‌ت برگرداند
جز دو خواب کوتاه و ابرهایی عسلی
پیش از این تفنگ.

بود آن‌چه بود
ای سکوت شام‌گاه
ماه من در آن بام‌داد دور هجرت گزید
در چشمان عسلی
و شهر
همه آوازخوانان را و ریتا را برُفت...
میان ریتا و چشمان‌م تفنگی‌ست...

🍏🍎🍃
2👌1
شعر محمود درویش با صدای علی سرابی
ریتا و تفنگ
من به دنیا آمدم تا تو را دوست داشته باشم



🍏🍎🍃
3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معمای عشق
ریتا و تفنگ – شعر محمود درویش با صدای علی سرابی

عشق همین است،
‏وقتی میمیرم

‏همچنان دوستت دارم
‏و وقتی دوستت دارم

‏حس میکنم در حال مرگم ...

#محمود_درويش
🍏🍎🍃
1👌1🕊1
🕊


مى خواهم بخوابم
بدون خاطره، بدون درد، بدون بيمارى،

به دور از خشكىِ عاطفه!دلم مى خواهد

كه اندوهم از ميان پوستم تبخير شود
تا درجه ى حرارتم پايين بيايد!

و قلبم؛
بدون هيچگونه نا اميدى،بتپد…


#محمود درويش🕊
🍏🍎🍃
🕊2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1