دارم هوای عاشقی_شهرام ناطری
@Golchen1©Channel گلچین
یکی از بدایع برخی شاعرها
بویژه مولوی
نوشتن شعرهایی ست که از دید قالب و شکل بیرونی
آمیزه ای از غزل ، مثنوی ، فیدان ... هست
با ردیف نامحور که میتوان برٓش داشت و جمله ی دیگری بجایش گذاشت که تاثیر ماهوی برکلیت شعر نمیگذارد
البته من در شاعرهای بسیاری این کاررا دیده ام
اما
ابوسعید ابوالخیر در قرن چهارم
که من او را بیشتر یک رباعی سرا میدانم و میدانستم ، دراین کار هم دستی داشته
وجالب اینکه
من نخستین بار که این شعر رااز تصنیف شهرام ناظری شنیدم گمان کردم شعرش از مولوی ست
خودتان ببینید و بشنوید
چه قد حال و هوای آثارمولوی را یادآورد میکند
من مست جام باقیام، دارم
هوای عاشقی
حیران روی ساقیام، دارم
هوای عاشقی
ای جان و ای جانان من ، دارم هوای عاشقی
ای وصل و ای هجران من، دارم هوای عاشقی
جان در بر جانانه شد، دل بر سر پیمانه شد
تن ساکن میخانه شد، دارم هوای عاشقی
گه نور و گه نار آمدم، گه گل، گهی خار آمدم
گه مست و هشیارآمدم، دارم هوای عاشقی
ای شاه، درویشت منم، درویش دل ریشت منم
بیگانه و خویشت منم ، دارم هوای عاشقی
دیوانه رویت منم، آشفته مویت منم
سرگشته کویت منم، دارم هوای عاشقی
#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
بویژه مولوی
نوشتن شعرهایی ست که از دید قالب و شکل بیرونی
آمیزه ای از غزل ، مثنوی ، فیدان ... هست
با ردیف نامحور که میتوان برٓش داشت و جمله ی دیگری بجایش گذاشت که تاثیر ماهوی برکلیت شعر نمیگذارد
البته من در شاعرهای بسیاری این کاررا دیده ام
اما
ابوسعید ابوالخیر در قرن چهارم
که من او را بیشتر یک رباعی سرا میدانم و میدانستم ، دراین کار هم دستی داشته
وجالب اینکه
من نخستین بار که این شعر رااز تصنیف شهرام ناظری شنیدم گمان کردم شعرش از مولوی ست
خودتان ببینید و بشنوید
چه قد حال و هوای آثارمولوی را یادآورد میکند
من مست جام باقیام، دارم
هوای عاشقی
حیران روی ساقیام، دارم
هوای عاشقی
ای جان و ای جانان من ، دارم هوای عاشقی
ای وصل و ای هجران من، دارم هوای عاشقی
جان در بر جانانه شد، دل بر سر پیمانه شد
تن ساکن میخانه شد، دارم هوای عاشقی
گه نور و گه نار آمدم، گه گل، گهی خار آمدم
گه مست و هشیارآمدم، دارم هوای عاشقی
ای شاه، درویشت منم، درویش دل ریشت منم
بیگانه و خویشت منم ، دارم هوای عاشقی
دیوانه رویت منم، آشفته مویت منم
سرگشته کویت منم، دارم هوای عاشقی
#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
✨
ای صدای سوخته
ای مهاجر غریب آسمان پرغبار
با تو ام
با تویی
که از میان راههای پرخطرگذشته ای
اندکی درنگ...
خاطرات ما هنوز تازه است!
#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
ای صدای سوخته
ای مهاجر غریب آسمان پرغبار
با تو ام
با تویی
که از میان راههای پرخطرگذشته ای
اندکی درنگ...
خاطرات ما هنوز تازه است!
#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
✨
سلامی چو عِطرِ بهاران
سلامی چو یاسِ تنِ لاله زاران
سلامی به دستانِ
در هم گره خورده یِ
مست یاران
سلامی به گیسویِ بی چترِ
باران ......
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
سلامی چو عِطرِ بهاران
سلامی چو یاسِ تنِ لاله زاران
سلامی به دستانِ
در هم گره خورده یِ
مست یاران
سلامی به گیسویِ بی چترِ
باران ......
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
✨
غریب است سرگردانی در مه
آنجا که تنهاست هرسنگ و بوتهای
و هیچ درختی درخت دیگر را نمیبیند
همه تنهایند
پر از دوست بود دنیا برایم
آنوقت که زندگیام نور بود
اینک که مه فرو میافتد
دیگر کسی قابل رویت نیست
راستی که هیچکس عاقل نمیشود
مگر اینکه تاریکی را بشناسد
که خاموش و گریز ناپذیر
از همه جدا میکند او را
غریب است در مه سرگردان شدن
زندگی تنها بودن است
هیچکس چیز دیگری نمیشناسد
همه تنهایند.
#هرمان_هسه
🍏🍎🍃
غریب است سرگردانی در مه
آنجا که تنهاست هرسنگ و بوتهای
و هیچ درختی درخت دیگر را نمیبیند
همه تنهایند
پر از دوست بود دنیا برایم
آنوقت که زندگیام نور بود
اینک که مه فرو میافتد
دیگر کسی قابل رویت نیست
راستی که هیچکس عاقل نمیشود
مگر اینکه تاریکی را بشناسد
که خاموش و گریز ناپذیر
از همه جدا میکند او را
غریب است در مه سرگردان شدن
زندگی تنها بودن است
هیچکس چیز دیگری نمیشناسد
همه تنهایند.
#هرمان_هسه
🍏🍎🍃
✨
نگفتمت؛ مرو آن جا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمه حیات منم
وگر به خشم روی صد هزار سال ز من
به عاقبت به من آیی,، که منتهات منم
نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی
که نقش بند سراپرده رضات، منم
نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی
مرو به خشک که دریای باصفات منم
نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو
بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم
نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند
که آتش و تبش و گرمی هوات منم
نگفتمت که صفتهای زشت در تو نهند
که گم کنی که سر چشمه صفات منم
نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
نظام گیرد خلاق بیجهات منم
اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست
وگر خداصفتی دان که کدخدات منم
#دیوان_شمس
🍏🍎🍃
نگفتمت؛ مرو آن جا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمه حیات منم
وگر به خشم روی صد هزار سال ز من
به عاقبت به من آیی,، که منتهات منم
نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی
که نقش بند سراپرده رضات، منم
نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی
مرو به خشک که دریای باصفات منم
نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو
بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم
نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند
که آتش و تبش و گرمی هوات منم
نگفتمت که صفتهای زشت در تو نهند
که گم کنی که سر چشمه صفات منم
نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
نظام گیرد خلاق بیجهات منم
اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست
وگر خداصفتی دان که کدخدات منم
#دیوان_شمس
🍏🍎🍃