Forwarded from Farah
🕊
انگار سفری در پیش است
باید بروم توشه ای بر دارم
باید ، چمدانِ سفرم ،،،
پُر از پَرِ پرواز،پرستو باشد
باید بروم ، تا ته هستی ،،،،
و از تاکِ فلک ،،،، خُمِ لیلایِ
دلم را
مملو از جامِ میِ عشق کنم
و از ساغرِ شرمِ نگهت
مست شوم ،،،
باید بروم ،،،
تا تهِ بغضِ شقایق ،،، بدوم
میوه هایِ عشق را درسبدِ سبزِ دلم ، جمع کنم
باید، چمدان سفرم پر باشد
از تو و یادِ تو و
آوازِ خوشِ گنجشکی ، که
سرِ شاخه یِ عشق
یادِ سرشارِ تو را در آبی یِ
پنهانِ دلم پر می داد
باید بروم
تا تهِ باد ،،،
تا سرِچشمه یِ عشق
تا پرستویِ دلم را
که ، رها مانده ، ز کوچ
شوق پرواز دهم ،،،
چون تو ، همراه منی
جان منی ،،،آن منی !
شعر و خوانش
#فرح_فریماااا
انگار سفری در پیش است
باید بروم توشه ای بر دارم
باید ، چمدانِ سفرم ،،،
پُر از پَرِ پرواز،پرستو باشد
باید بروم ، تا ته هستی ،،،،
و از تاکِ فلک ،،،، خُمِ لیلایِ
دلم را
مملو از جامِ میِ عشق کنم
و از ساغرِ شرمِ نگهت
مست شوم ،،،
باید بروم ،،،
تا تهِ بغضِ شقایق ،،، بدوم
میوه هایِ عشق را درسبدِ سبزِ دلم ، جمع کنم
باید، چمدان سفرم پر باشد
از تو و یادِ تو و
آوازِ خوشِ گنجشکی ، که
سرِ شاخه یِ عشق
یادِ سرشارِ تو را در آبی یِ
پنهانِ دلم پر می داد
باید بروم
تا تهِ باد ،،،
تا سرِچشمه یِ عشق
تا پرستویِ دلم را
که ، رها مانده ، ز کوچ
شوق پرواز دهم ،،،
چون تو ، همراه منی
جان منی ،،،آن منی !
شعر و خوانش
#فرح_فریماااا
❤2🙏2
🕊
انگار سفری در پیش است؛
باید بروم توشه ای بر دارم
باید چمدانِ سفرم؛
پُر... از پَرِ پروازِ پرستو باشد
باید بروم... تا ته هستی ...
و از تاکِ فلک،
خُمِ لیلای دلم را
مملو از جام میِ عشق کنم؛
و از ساغر
شرمِ نگهت،
مست شوم
باید بروم؛
تا تهِ بغضِ شقایق... بدوم
میوه های عشق را،
درسبد سبزِ دلم... جمع کنم
باید چمدانِ سفرم پر باشد
از تو و یادِ تو و
آواز خوشِ گنجشکی
که سرِ شاخه ی عشق؛
یاد سرشار تو را؛
در آبیِ پنهانِ دلم پر می داد
باید بروم... تا تهِ باد
تا سر... چشمه ی عشق
تا پرستوی دلم را
که رها مانده ز کوچ
شوق پرواز دهم
چون تو ... همراه منی؛
جان منی... آن منی ...
✍🎙#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
انگار سفری در پیش است؛
باید بروم توشه ای بر دارم
باید چمدانِ سفرم؛
پُر... از پَرِ پروازِ پرستو باشد
باید بروم... تا ته هستی ...
و از تاکِ فلک،
خُمِ لیلای دلم را
مملو از جام میِ عشق کنم؛
و از ساغر
شرمِ نگهت،
مست شوم
باید بروم؛
تا تهِ بغضِ شقایق... بدوم
میوه های عشق را،
درسبد سبزِ دلم... جمع کنم
باید چمدانِ سفرم پر باشد
از تو و یادِ تو و
آواز خوشِ گنجشکی
که سرِ شاخه ی عشق؛
یاد سرشار تو را؛
در آبیِ پنهانِ دلم پر می داد
باید بروم... تا تهِ باد
تا سر... چشمه ی عشق
تا پرستوی دلم را
که رها مانده ز کوچ
شوق پرواز دهم
چون تو ... همراه منی؛
جان منی... آن منی ...
✍🎙#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏2❤1
📆
تاریخ امروز دوشنبه ۲۹تیرماه ۱۴۰۵ شمسی 20 ژوئیه 2026 میلادی، ۵ صفر ۱۴۴۸ قمری.
--------------
نگاه هستی بدرقه ی سبز قدم هایتان
آفتاب حضورتان تابنده به انوار پاک الهی🌤🌈
------------------‐----
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندهست غنیمت شمرند
#حضرت_سعدی
دوشنبه تان در پناه عشق و آرامش
🌻🌤
#معمای_عشق
🍏🍎🍃
تاریخ امروز دوشنبه ۲۹تیرماه ۱۴۰۵ شمسی 20 ژوئیه 2026 میلادی، ۵ صفر ۱۴۴۸ قمری.
--------------
نگاه هستی بدرقه ی سبز قدم هایتان
آفتاب حضورتان تابنده به انوار پاک الهی🌤🌈
------------------‐----
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندهست غنیمت شمرند
#حضرت_سعدی
دوشنبه تان در پناه عشق و آرامش
🌻🌤
#معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2❤1
....
ما هر کسی را طوری می کُشیم
بعضی ها را با گلوله،
بعضى ها را با حرف،
و بعضی ها را
با کارهایی که کرده ایم،
و بعضی ها را؛
با کارهایی که تا به امروز
برای آنها نکرده ایم ...
✍#داستایوفسکی
🍏🍎🍃
ما هر کسی را طوری می کُشیم
بعضی ها را با گلوله،
بعضى ها را با حرف،
و بعضی ها را
با کارهایی که کرده ایم،
و بعضی ها را؛
با کارهایی که تا به امروز
برای آنها نکرده ایم ...
✍#داستایوفسکی
🍏🍎🍃
👌2🙏1
○
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
بهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
من رمیدهدل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردهست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخمخورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند مینَنیوشم؟
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
✍#سعدی
🍏🍎🍃
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
بهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
من رمیدهدل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردهست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخمخورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند مینَنیوشم؟
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
✍#سعدی
🍏🍎🍃
❤2🙏2
○
دوستت دارم؛
پنجره ای ست... رو به سمت آفتاب
وقتی غنچه های گل سرخ
به لبخند می شکفند؛
بال پرواز شاپرک
رویای صبح فردا می شود
تا عشق؛
راه خانه را گم نکند
و دست های تو
میعاد آب و آینه و نور باشد!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
دوشنبه تان به طلوع صبحی روشن
🍏🍎🍃
دوستت دارم؛
پنجره ای ست... رو به سمت آفتاب
وقتی غنچه های گل سرخ
به لبخند می شکفند؛
بال پرواز شاپرک
رویای صبح فردا می شود
تا عشق؛
راه خانه را گم نکند
و دست های تو
میعاد آب و آینه و نور باشد!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
دوشنبه تان به طلوع صبحی روشن
🍏🍎🍃
🙏2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه به در رفت و گر می این است
دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
حضرت#حافظ
دکتر#رشید_کاکاوند
🍏🍎🍃
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه به در رفت و گر می این است
دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
حضرت#حافظ
دکتر#رشید_کاکاوند
🍏🍎🍃
❤2🙏1
یوسف گمگشته
ستار
🎼❤️🎼
آه...
ای خورشید
بر خاکِ قدم هایِ
معبودِ من بتاب
تا پیراهنی؛
از یوسف شود
و ُسرمه ای؛
بَر تاجِ مژگانش
تا.. عشق؛
از تارکِ هلالِ
چشمانش تفسیر شود!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
آه...
ای خورشید
بر خاکِ قدم هایِ
معبودِ من بتاب
تا پیراهنی؛
از یوسف شود
و ُسرمه ای؛
بَر تاجِ مژگانش
تا.. عشق؛
از تارکِ هلالِ
چشمانش تفسیر شود!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3👌1