○
There is nothing more beautiful than a
person whose heart has been broken , But still believes in love
هيچ چيز زيباتر از آدمى نيست كه قلبش شكسته ، اما هنوزهم عشق راباور دارد!
------------------
به انتظارت
تمام فصل ها را...
قدم زده ام
پس تو؛
کجای زمان... جا مانده ای...؟!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
There is nothing more beautiful than a
person whose heart has been broken , But still believes in love
هيچ چيز زيباتر از آدمى نيست كه قلبش شكسته ، اما هنوزهم عشق راباور دارد!
------------------
به انتظارت
تمام فصل ها را...
قدم زده ام
پس تو؛
کجای زمان... جا مانده ای...؟!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Daryaei
Googoosh
🎼❤️🎼
جان می دهم از حسرت دیدار تو چون صبح
باشد که چو خورشید درخشان بدرآیی
چندان چو صبا بر او گمارم دم همت
گر غنچه گل خرم و خندان بدر آیی
در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است که همچون مه تابان بدر آیی
بر رهگذرت بسته ام از دیده دوصد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان بدر آیی
حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو
باز آید و از کلبه احزان بدر آیی
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
جان می دهم از حسرت دیدار تو چون صبح
باشد که چو خورشید درخشان بدرآیی
چندان چو صبا بر او گمارم دم همت
گر غنچه گل خرم و خندان بدر آیی
در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است که همچون مه تابان بدر آیی
بر رهگذرت بسته ام از دیده دوصد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان بدر آیی
حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو
باز آید و از کلبه احزان بدر آیی
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
❤1👏1
معمای عشق
Googoosh – Daryaei
در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است که همچون مه تابان بدر آیی
بر رهگذرت بسته ام از دیده دوصد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان بدر آیی
#حضرت_حافظ
وقت است که همچون مه تابان بدر آیی
بر رهگذرت بسته ام از دیده دوصد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان بدر آیی
#حضرت_حافظ
❤1👌1
استاد فرهنگ شریف
زخمه (ابوعطا)
🎼❤️🎼
قطعه《زخمه》
در دستگاه شور، آواز ابوعطا
استاد #فرهنگ_شریف
-----------------------
"گویی فرشته ای ست که بال می زند بر تارهای ترد خیال"
گویی بوسه ی شاپرکی ست عاشق؛ بر گونه های زخمی ی بهت وصال
گویی ترنم آبی ی عشق... است...
در کوچه پس کوچه های گنگ محال...
گویی ترنم آبی ی عشق...
گویی ترنم آبی ی عشق...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
قطعه《زخمه》
در دستگاه شور، آواز ابوعطا
استاد #فرهنگ_شریف
-----------------------
"گویی فرشته ای ست که بال می زند بر تارهای ترد خیال"
گویی بوسه ی شاپرکی ست عاشق؛ بر گونه های زخمی ی بهت وصال
گویی ترنم آبی ی عشق... است...
در کوچه پس کوچه های گنگ محال...
گویی ترنم آبی ی عشق...
گویی ترنم آبی ی عشق...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1
📆
تاریخ امروز دوشنبه ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ شمسی 13 ژوئیه 2026 میلادی،۲۸ محرم ۱۴۴۸ قمری.
--------------
نگاه هستی بدرقه ی سبز قدم هایتان
آفتاب حضورتان تابنده به انوار پاک الهی🌤🌈
------------------‐----
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندهست غنیمت شمرند
#حضرت_سعدی
لحظه لحظه های حضورتان یه آرامشی سبز و الهی
به امید طلوع صبحی روشن 💞🤍
#معمای_عشق
🍏🍎🍃
تاریخ امروز دوشنبه ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ شمسی 13 ژوئیه 2026 میلادی،۲۸ محرم ۱۴۴۸ قمری.
--------------
نگاه هستی بدرقه ی سبز قدم هایتان
آفتاب حضورتان تابنده به انوار پاک الهی🌤🌈
------------------‐----
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندهست غنیمت شمرند
#حضرت_سعدی
لحظه لحظه های حضورتان یه آرامشی سبز و الهی
به امید طلوع صبحی روشن 💞🤍
#معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🥰1👌1
○
بر باغ ما ببار
بر باغ ما که خنده ی خاکستر است و خون
باغ درخت مردان
این باغ باژگون.
ما در میان زخم و شب و شعله زیستیم
در تور تشنگی و تباهی
با نظم واژه های پریشان گریستیم.
در عصر زمهریری ظلمت
عصری که شاخ نسترن، آنجا،
گر بی اجازه برشکفد، طرح توطئه ست.
عصر دروغ های مقدس
عصری که مرغ صاعقه را نیز
داروغه و دروغ درایان
می خواهند
در قاب و در قفس.
بر باغ ما ببار!
بر داغ ما ببار
استاد#شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
بر باغ ما ببار
بر باغ ما که خنده ی خاکستر است و خون
باغ درخت مردان
این باغ باژگون.
ما در میان زخم و شب و شعله زیستیم
در تور تشنگی و تباهی
با نظم واژه های پریشان گریستیم.
در عصر زمهریری ظلمت
عصری که شاخ نسترن، آنجا،
گر بی اجازه برشکفد، طرح توطئه ست.
عصر دروغ های مقدس
عصری که مرغ صاعقه را نیز
داروغه و دروغ درایان
می خواهند
در قاب و در قفس.
بر باغ ما ببار!
بر داغ ما ببار
استاد#شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
❤1👌1
👍1👏1👌1
○
خامشی سازد من بیتاب را دیوانه تر
می کند بند گران سیلاب را دیوانه تر
بیش شد از بستن لب بیقراریهای دل
بخیه سازدزخم پرخوناب رادیوانه تر
در فلاخن می شود بال وپر پرواز،سنگ
صبر می سازد دل بیتاب را دیوانه تر
اشک را در سینه روشندلان آرام نیست
می کند آیینه این سیماب را دیوانه تر
قلقل مینا به دور انداخت جام باده را
شور دریا می کند گرداب را دیوانه تر
جلوه هم چشم، سیلاب بنای طاقت است
طاق ابرو می کند محراب را دیوانه تر
شد فزون از پند ناصح بیقراریهای من
می کند افسانه اینجا خواب را دیوانه تر
می کند از روشنی آیینه دلهای پاک
پرتو خورشید عالمتاب را دیوانه تر
بالب خشک صدف تردستی نیسان کند
تشنگان گوهر سیراب رادیوانه تر
نوبهار خط مشکین هر قدر گردد کهن
می کند صائب من بیتاب را دیوانه تر
✍#صائب_تبریزی
" غزل شمارهٔ ۴۶۱۷"
🍏🍎🍃
خامشی سازد من بیتاب را دیوانه تر
می کند بند گران سیلاب را دیوانه تر
بیش شد از بستن لب بیقراریهای دل
بخیه سازدزخم پرخوناب رادیوانه تر
در فلاخن می شود بال وپر پرواز،سنگ
صبر می سازد دل بیتاب را دیوانه تر
اشک را در سینه روشندلان آرام نیست
می کند آیینه این سیماب را دیوانه تر
قلقل مینا به دور انداخت جام باده را
شور دریا می کند گرداب را دیوانه تر
جلوه هم چشم، سیلاب بنای طاقت است
طاق ابرو می کند محراب را دیوانه تر
شد فزون از پند ناصح بیقراریهای من
می کند افسانه اینجا خواب را دیوانه تر
می کند از روشنی آیینه دلهای پاک
پرتو خورشید عالمتاب را دیوانه تر
بالب خشک صدف تردستی نیسان کند
تشنگان گوهر سیراب رادیوانه تر
نوبهار خط مشکین هر قدر گردد کهن
می کند صائب من بیتاب را دیوانه تر
✍#صائب_تبریزی
" غزل شمارهٔ ۴۶۱۷"
🍏🍎🍃
❤1🙏1