Ayshalak
Elissa
🎼❤️🎼
دستم را بگیر
مرا تا چشم های خیس
آینه بدرقه کن ؛
بگذار تا میلاد خجسته یِ نور
چشم های تو
تبلّور ابدیّت عشق باشد...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دستم را بگیر
مرا تا چشم های خیس
آینه بدرقه کن ؛
بگذار تا میلاد خجسته یِ نور
چشم های تو
تبلّور ابدیّت عشق باشد...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
Forwarded from 👑𝕀𝕝𝕞𝕒𝕙👑
الهی سرگشتهگانیم خسته
ایلماه
الهی!
سر گشته گانیم خسته؛
وامانده در دیاری که
عشق؛ ره گم کرده است!
در کویر تفتیده ی ناباوری ها
و شادی لباس مندرسی ست؛
بر تن رخوت باورها...
چشم هایِ بی فروغ شب
خیسِ آسمانی، ابری ست
و بالِ پرواز شاپرک ها؛
تنها؛ قصه یِ
هزارو یک شب است
در بستر زخمی ِ هزاران
شهرزاد خسته ی آواره...
✍️#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🎙#ایلماه 👑
🆔️@avaIlmah
سر گشته گانیم خسته؛
وامانده در دیاری که
عشق؛ ره گم کرده است!
در کویر تفتیده ی ناباوری ها
و شادی لباس مندرسی ست؛
بر تن رخوت باورها...
چشم هایِ بی فروغ شب
خیسِ آسمانی، ابری ست
و بالِ پرواز شاپرک ها؛
تنها؛ قصه یِ
هزارو یک شب است
در بستر زخمی ِ هزاران
شهرزاد خسته ی آواره...
✍️#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🎙#ایلماه 👑
🆔️@avaIlmah
🙏4❤3👌2
Forwarded from 👑𝕀𝕝𝕞𝕒𝕙👑
ایزدا بهحرمت گونه های زخمی شب
ایلماه
○
ایزدا!
به حرمت گونه های زخمی ِ شب؛
و به قداست و پاکی ِ نغمه های آسمانی ِ عشق؛
به بغض فروخفته ی مرغ شب؛
به آه... پروانه...
به اشک های گداخته ی شمع؛
به گلوی گرفته ی قفس
به پرنده ی بی بال بریده از نفس؛
ما را...
از خسوف سالیان ابری ِ بی باران
و از تارهای تنیده برباورهای کبود دور... رهایی مان ده؛
بگذار، ماه در قلب شکسته ی آسمان
به عشق بتابد؛
بگذار، باران بر زخم های چرکینِ
شهر و دیارمان... عاشقانه ببارد؛
بگذار... خورشید بی دریغ؛
در چشمان منتظر ماه بدرخشد و
قندیل های یخی ِ قرن ها...
بی هویتی یِ کور جاری شود
بر کویر تفتیده ی دل هامان...
یاری مان ده؛
تا از پس کوچه های خالی ِ بن بست؛ به دشت سبزی از نور و معرفت گام برداریم؛
مهربانا!
سایه ی مهر شاخساران رحمت و کرمت را بر قدم های خزان زده ی آهوان زخمی ِ این دیار و قلب
مجروح شیران خفته ی
این سرزمین سرخ بگستران؛
و سایه ی سیاه اهریمنان زمانه را
از سقف و ستون های کبود این دیارِ خسته دور کن؛ تا بغض ابری ِ قرن ها نابخردی... گلوی حضورمان را... در فصل فصلی زرد نفشارد!!!
✍️ #فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🎙 #ایلماه👑
🆔️@avaIlmah
ایزدا!
به حرمت گونه های زخمی ِ شب؛
و به قداست و پاکی ِ نغمه های آسمانی ِ عشق؛
به بغض فروخفته ی مرغ شب؛
به آه... پروانه...
به اشک های گداخته ی شمع؛
به گلوی گرفته ی قفس
به پرنده ی بی بال بریده از نفس؛
ما را...
از خسوف سالیان ابری ِ بی باران
و از تارهای تنیده برباورهای کبود دور... رهایی مان ده؛
بگذار، ماه در قلب شکسته ی آسمان
به عشق بتابد؛
بگذار، باران بر زخم های چرکینِ
شهر و دیارمان... عاشقانه ببارد؛
بگذار... خورشید بی دریغ؛
در چشمان منتظر ماه بدرخشد و
قندیل های یخی ِ قرن ها...
بی هویتی یِ کور جاری شود
بر کویر تفتیده ی دل هامان...
یاری مان ده؛
تا از پس کوچه های خالی ِ بن بست؛ به دشت سبزی از نور و معرفت گام برداریم؛
مهربانا!
سایه ی مهر شاخساران رحمت و کرمت را بر قدم های خزان زده ی آهوان زخمی ِ این دیار و قلب
مجروح شیران خفته ی
این سرزمین سرخ بگستران؛
و سایه ی سیاه اهریمنان زمانه را
از سقف و ستون های کبود این دیارِ خسته دور کن؛ تا بغض ابری ِ قرن ها نابخردی... گلوی حضورمان را... در فصل فصلی زرد نفشارد!!!
🆔️@avaIlmah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍2👌2
👑𝕀𝕝𝕞𝕒𝕙👑
ایلماه – ایزدا بهحرمت گونه های زخمی شب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1🙏1
Forwarded from Shahin
○
چهار فصلِ حضورت را
در تداومِ زمان؛
بارها و بارها،
سروده ام، نفس کشیده ام
بوسیده ام؛ بوییده ام
و عطر لحظه لحظه هایِ
احساسِ تو را؛
چون پیراهنی تنگ، پوشیده ام
تو در تمامیِ جان و تن ام
در برگ برگِ جنگلِ انبوه احساس ام
سبز شده ای؛ در همه ی باورم
ریشه کرده ای؛ ببار باران!
ببار؛ بر کویرِ خشکِ دلتنگی ام!
فرح_فریما🖌
شاهین 🔈
چهار فصلِ حضورت را
در تداومِ زمان؛
بارها و بارها،
سروده ام، نفس کشیده ام
بوسیده ام؛ بوییده ام
و عطر لحظه لحظه هایِ
احساسِ تو را؛
چون پیراهنی تنگ، پوشیده ام
تو در تمامیِ جان و تن ام
در برگ برگِ جنگلِ انبوه احساس ام
سبز شده ای؛ در همه ی باورم
ریشه کرده ای؛ ببار باران!
ببار؛ بر کویرِ خشکِ دلتنگی ام!
فرح_فریما🖌
شاهین 🔈
❤1
○
زیباییات را دوست دارم و تازه عاشق آنچه در وجودت جاودانه و تا ابد گرانبهاست شدهام: عشق به دل و جانت را.
زیبایی را میتوان در ساعتی دریافت و دوست داشت و به همان سرعت از آن دست کشید. امّا عشق به دل و جان را باید آموخت.
📕 عشق و نفرت
✍ #ویلیام_ال_شایرر
🍏🍎🍃
زیباییات را دوست دارم و تازه عاشق آنچه در وجودت جاودانه و تا ابد گرانبهاست شدهام: عشق به دل و جانت را.
زیبایی را میتوان در ساعتی دریافت و دوست داشت و به همان سرعت از آن دست کشید. امّا عشق به دل و جان را باید آموخت.
📕 عشق و نفرت
✍ #ویلیام_ال_شایرر
🍏🍎🍃
❤1
○
هیچکسی که حرف وجدانش را گوش کرده اشتباه نمیکند عالیجناب. ممکن است تبعاتش مطابق نیَّت و میل ما نباشد. شاید در طول زمان ثابت شود که خطا بوده است. امّا معنایش این نیست که اشتباه کردهاید.
تنها راهنمای کارهای آدمی برای ابد وجدان اوست. چون در وجدان است که واضحتر از هر جای دیگر صدای خداوند را میشنویم.
📕 مجمع سری
✍ #رابرت_هریس
🍏🍎🍃
هیچکسی که حرف وجدانش را گوش کرده اشتباه نمیکند عالیجناب. ممکن است تبعاتش مطابق نیَّت و میل ما نباشد. شاید در طول زمان ثابت شود که خطا بوده است. امّا معنایش این نیست که اشتباه کردهاید.
تنها راهنمای کارهای آدمی برای ابد وجدان اوست. چون در وجدان است که واضحتر از هر جای دیگر صدای خداوند را میشنویم.
📕 مجمع سری
✍ #رابرت_هریس
🍏🍎🍃
👌1
○
هیچ وقت در مورد هیچ چیز نمیتونی کاملا مطمئن باشی. فقط باید شجاعتشو داشته باشی تا اون کاری رو که فکر میکنی درسته انجام بدی.
ممکنه بعدها بفهمی که اشتباه کردی ولی لااقل آنچه را که فکر میکردی درسته انجام دادی و این مهمه.
📕شور_زندگی
✍🏻 #ایروینگ_استون
🍏🍎🍃
هیچ وقت در مورد هیچ چیز نمیتونی کاملا مطمئن باشی. فقط باید شجاعتشو داشته باشی تا اون کاری رو که فکر میکنی درسته انجام بدی.
ممکنه بعدها بفهمی که اشتباه کردی ولی لااقل آنچه را که فکر میکردی درسته انجام دادی و این مهمه.
📕شور_زندگی
✍🏻 #ایروینگ_استون
🍏🍎🍃
❤1👌1
عاشق خودت باش 2
@audiobo0ok
📕✨📕
📕 عاشق خودت باش
✍ سارا_ماریا
قسمت/ دوم
کتاب عاشق خودت باش! نوشتۀ سارا ماریا، برای تمام کسانی است که دوست دارند به زندگی پربارتری دست یابند
🍏🍎🍃
📕 عاشق خودت باش
✍ سارا_ماریا
قسمت/ دوم
کتاب عاشق خودت باش! نوشتۀ سارا ماریا، برای تمام کسانی است که دوست دارند به زندگی پربارتری دست یابند
🍏🍎🍃
👌1
○
زيباترين زن زندگىام را امروز ديدم. با او قرارى در خيابان داشتم و وقتى كه نشست، وقتى كه انحناهاى طبيعى تنش نيمكت سنگى را مثل رودى آرام لمس كردند، با چشمهاى كنجكاوش نگاهم كرد. بىمضايقه زن بود.
پيكرى رنسانسى و فربه داشت و اين ناهمخوانىاش با جريان روز، جذابش مىكرد.
كتابخوانده و دانا، قشنگ حرف مىزد و صلحى با جهان داشت.
او هيج شبيه عكسهاى روى مجلههاى مد نبود.
چيزى بود كه دوست داشت باشد،
دوست داشت در قهوهاش شكر زياد بريزد و سالادش را با نمک بخورد.
زير چانهاش چروکهايى ريز داشت و در تمام آن مدت، شكم بعد از زايمان بزرگ شدهاش را مخفى نكرد.
خوب ديده بود و خوب خوانده بود و تبليغات گستردهى چگونه لاغر شويم و چگونه چروک زير چشمها را مخفى كنيم، گولش نزده بودند
او در انتهايىترين روزهاى چهل سالگى، پذيرفته بود كه هزار بار شكست خورده و نمرده: خودم كردم، خودم.
مجموعهى زيباييهاى طبيعى انسان.
بعد، راه رفتيم. شاد بود و از خنديدن نمىترسيد. بلند مىخنديد و صداى زنانهى محكمش، مىپيچيد همهجا.
گرتا گاربو نبود،
مارلنه ديتريش نبود،
جين فوندا نبود،
اليزابتتيلور و جينسيبرگ نبود؛
خودش بود.
خودش را پيدا كرده بود و همچنان كه قدم مىزد، سنگهايى را برمىداشت كه مجسمه بسازد.
او همان زن كميابیست كه از ياد رفته. او همان زنيست كه قرنهاست كم پيدا شده و جايش را روبوتهای كم هوش گرفتهاند. او از جايي در همان رنسانس ديگر تكثير نشده. اين است كه دور از اجتماع ظاهربينیهای مفرط، در جنگلهای خلوت قدم میزند و میداند كه كيست و چه میخواهد. اوست كه وزن میدهد به جهان.
زيبايی شبيه آن چيز مبالغهآميزی كه ما تصور میكنيم نيست.
زیباترین زن زندگی ام
✍ # رولان_بارت
🍏🍎🍃
زيباترين زن زندگىام را امروز ديدم. با او قرارى در خيابان داشتم و وقتى كه نشست، وقتى كه انحناهاى طبيعى تنش نيمكت سنگى را مثل رودى آرام لمس كردند، با چشمهاى كنجكاوش نگاهم كرد. بىمضايقه زن بود.
پيكرى رنسانسى و فربه داشت و اين ناهمخوانىاش با جريان روز، جذابش مىكرد.
كتابخوانده و دانا، قشنگ حرف مىزد و صلحى با جهان داشت.
او هيج شبيه عكسهاى روى مجلههاى مد نبود.
چيزى بود كه دوست داشت باشد،
دوست داشت در قهوهاش شكر زياد بريزد و سالادش را با نمک بخورد.
زير چانهاش چروکهايى ريز داشت و در تمام آن مدت، شكم بعد از زايمان بزرگ شدهاش را مخفى نكرد.
خوب ديده بود و خوب خوانده بود و تبليغات گستردهى چگونه لاغر شويم و چگونه چروک زير چشمها را مخفى كنيم، گولش نزده بودند
او در انتهايىترين روزهاى چهل سالگى، پذيرفته بود كه هزار بار شكست خورده و نمرده: خودم كردم، خودم.
مجموعهى زيباييهاى طبيعى انسان.
بعد، راه رفتيم. شاد بود و از خنديدن نمىترسيد. بلند مىخنديد و صداى زنانهى محكمش، مىپيچيد همهجا.
گرتا گاربو نبود،
مارلنه ديتريش نبود،
جين فوندا نبود،
اليزابتتيلور و جينسيبرگ نبود؛
خودش بود.
خودش را پيدا كرده بود و همچنان كه قدم مىزد، سنگهايى را برمىداشت كه مجسمه بسازد.
او همان زن كميابیست كه از ياد رفته. او همان زنيست كه قرنهاست كم پيدا شده و جايش را روبوتهای كم هوش گرفتهاند. او از جايي در همان رنسانس ديگر تكثير نشده. اين است كه دور از اجتماع ظاهربينیهای مفرط، در جنگلهای خلوت قدم میزند و میداند كه كيست و چه میخواهد. اوست كه وزن میدهد به جهان.
زيبايی شبيه آن چيز مبالغهآميزی كه ما تصور میكنيم نيست.
زیباترین زن زندگی ام
✍ # رولان_بارت
🍏🍎🍃
👌1