معمای عشق
732 subscribers
14.9K photos
2.78K videos
2 files
304 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
1
Mara Bekhan
Hamidreza Aeen
🎼❤️🎼

من تپش قلبِ پروانه را
در باد
و بغضِ کبوتر را در قفس
می فهمم؛
سوختنِ بال هایِ شبپره را
در آتش اشتیاقِ
پر درد عشق؛
و اشکِ سردِ شمع را
در بغضِ غریبانه یِ شب
می فهمم؛
من کوچ بی هنگامِ
چکاوک را... در باد
و ناله ی شبگیر مرغ حق را
بر شاخسارِ درختِ کهنسال
باغ می فهمم؛
من درد را می فهمم...
دلتنگی را می فهمم...
لایه لایه هایِ انتظار را
در دالانِ طویلِ شب می فهمم

چشم هایِ خیسِ باران
و قلب هایِ تپنده یِ
پر اضطراب را... می فهمم

من تو را می فهمم...
عشق را می فهمم...

تو چطور...؟!
مرا می فهمی...
عشق را... چطور... ؟!

#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
2👏1
📆

تاریخ امروز سه شنبه ۲۶خرداد ۱۴۰۵ شمسی ، 16 ژوئن 2026 میلادی ، ۱ محرم ۱۴۴۸ قمری. 
--------------

از زمانی که؛
به جای پیرو حسین بودن ...
عزادار حسین شده ایم؛
در عزای همیشگی مانده ایم...

#دکتر_شریعتی
------

نگاه هستی بدرقه ی سبز قدم هایتان
سه شنبه تان تابنده به انوار پاک الهی
🍏🍎🍃
1👏1🙏1👌1
📆


ای سرزمین!
کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند؛ با چشمان باور خود خواهند دید؟

ای مادر ما، ایران
جان زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد؛
ای ما نثار عافیت تو!

#محمود_دولت آبادی
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


خط سرنوشت سالك مبارز تغییرناپذیر است. بحث در این است كه او چقدر می تواند در این محدوده سخت پیش برود و تا چه حد می تواند بی عیب و نقص باشد. اگر مانعی بر سر طریقت او باشد، آنگاه سالك مبارز كوششِ بی عیب و نقص ِ خود را برای پیروزی بر آن آغاز می كند.
اگر مشكلات تحمل ناپذیر و درد و رنج در راه خود بیابد، می گرید،

ولی حتی تمام اشك های او نیز نمی تواند خط سرنوشت او را به اندازه سر مویی عوض كند.

#کارلوس_کاستاندا
📕 هدیه عقاب
🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


کلید صبح،درپلکهای توست‌
دست مرا بگیر

از چارراه خواب گذر کن
بگذارو بگذریم زین خیل خفتگان!
دست مرا بگیرتا بسرایم،

در دستهای من
بال کبوتری است...!

#نصرت_رحمانی
سه شنبه تان به ضرباهنگ خوش
عشق و زندگی
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Audio

🎼❤️🎼





و من
در طلوع گل یاسی
از پشت انگشت‌های تو
بیدار خواهم شد …

#سهراب_سپهری

🍏🍎🍃
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3


شازده کوچولو گفت: «صبح بخیر.»
سوزن بان راه آهن گفت: «صبح بخیر.»
شازده کوچولو پرسید: «این جا چه کار می کنی؟»
سوزن بان گفت: «من مسافرها را به دسته های هزار نفری تقسیم می کنم و هر قطار هر دسته از آن ها را گاهی به سمت راست و گاهی به سمت چپ می فرستد.»
و همان موقع یک قطار سریع السیر که مثل رعد، غرش می کرد با چراغ های روشن از آن جا عبور کرد و اتاقک سوزن بان را به لرزه در آورد.
شازده کوچولو گفت: «این ها چقدر عجله دارند. دنبال چی می گردند؟»
سوزن بان گفت: « خود راننده ی قطار هم نمی داند.»
دومین قطار طریع السیر هم با چراغ های روشن، غرشی کرد و به جهت مخالف قطار قبلی رفت.
شازده کوچولو پرسید: «آن ها این قدر زود برگشتند؟»
سوزن بان گفت: «این ها همان قبلی ها نبودند، این یک قطار دیگر بود.»
شازده کوچولو پرسید: «از جایی که رفته بودند راضی نبودند؟»
و دوباره صدای غریدن قطار سریع السیر و درخشان دیگری را شنیدند.
شازده کوچولو پرسید: «این ها مسافران قطار اولی را دنبال می کنند؟»
سوزن بان گفت: «آن ها چیزی را دنبال نمی کنند. آن ها توی قطار خوابند و یا دارند خمیازه می کشند. فقط بچه ها هستند که بینی شان را به شیشه چسبانده اند و تماشا می کنند.»
شازده کوچولو گفت: «فقط بچه ها می دانند که دنبال چه چیزی هستند. آن ها دلشان را به یک عروسک پارچه ای خوش می کنند و این قدر برایشان مهم می شود که اگر کسی آن را از آن ها بگیرد، گریه می کنند . . . . . »
سوزن بان گفت: «خوش به حالشان.»

#آنتوان_دوسنت_اگزوپری شازده_کوچولو
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حبیب و محمد - بارون
@moziku
🎼❤️🎼





یارب! چه فرخ طالعند،
آنانکه در بازار عشق
دردی خریدند و
غم دنیای دون بفروختند

👤#شیخ_بهایی


🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1