معمای عشق
730 subscribers
14.9K photos
2.78K videos
2 files
304 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


«رَنج و محنت تو را
چه کسی درک خواهد کرد؟
ای نجات یافته از طوفان‌ها با طوفان
ای پاکیزه‌‌سرشت، در منجلاب تناقض‌ها...»

#محمود_درویش
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


بهتر خواهد شد حال تان
درد و‌رنج تان شفا خواهد یافت

آرامش خواهد آمد
نرم و آهسته...
چون غروبِ تابستان

از شاخسارانِ سبز
و انبوه
به پایان
فرو خواهد ریخت.

برادران بیمار
هم تختی هایِ من
اندکی
تحمل کنید
تنها
اندکی

بیرونِ این در
مرگ نه
زندگانی و امید
در انتظار است
ما را
دنیا
و هیاهویی پر شور.


دوباره
از تخت ها
خواهید برخاست
با گام هایِ بلند
لذتِ خورشید را
نمک را آفتاب را
کشف
خواهید کرد.

زرد شدن چون..  لیمو
آب شدن چون.. شمع
و ناگاه
چون‌ افرایی کهنسال
فرو خلیدن
در شانِ نامِ ما نیست

برادرانِ بیمارم
ما
نه لیمو  نه شمع
نه درختِ افراییم

شکر
ما انسان هستیم
می دانیم
دارو
و امید را
چگونه درهم بیامیزیم
چگونه
به پا خیزیم
وگام
بگذاریم بر ضمیرِ خاک

و بگوئیم :
باید
باید
زندگی کرد

برادرانِ بیمارم
درد
و رنج به سرانجام
خواهد رسید.

آرامش
خواهد آمد
نرم وُ
      آهسته

و‌ باز خواهیم یافت
لذتِ خورشید را
نمک را آفتاب را
چون
غروبِ تابستان
که از شاخسارانِ سبز
و انبوه به پایین
       فرو‌خواهد ریخت.


#ناظم_حکمت
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خولیو ایگلسیاس
من تغییر نکرده‌ام
🎼❤️🎼

🎙#خولیو_ ایگلسیاس




مکان ها هیچ ارزشی ندارند،
وقتی که از وجود کسانی که دوستشان داریم
خالی اند...

#محمود_درویش


🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2


سلام آینه‌ی
آفتاب‌زاده‌ی من!
صَبیحِ جبهه‌فروزِ
جبین‌گشاده‌ی من!

اتاق را همه
خورشید می‌کنی هر صبح
سلام آینه‌ی روی رَف نهاده‌ی من!

همه کدورتِ پیچید
ه در تو نقشِ من است
مگر نه آینه‌ای تو؟
زلالِ ساده‌ی من!

به برگ‌های گل
از تو غبار روبم، اگر
خزان امان دهدم
هست این اراده‌ی من

فرشته عشق نداند
که گفت؟ اینک تو
فرشته‌ی همه هستی
به عشق داده‌ی من!

تو را چه کار که
سرو ایستاده می‌میرد؟
همیشه سبز بمان
سروِ ایستاده‌ی من!

به تو رسیدن و ماندن
خوش است خانه‌ی امن!
نهایتِ سفر!
ای انتهای جاده‌ی من....!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌
#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختر خورشید

علیرضا قربانی
🎼❤️🎼

🗣 علیرضا_قربانی
🎼 دختر_خورشید
------------------------




زرافـشان دختر
زیبای خورشيد

سرودی خوش برانگیزد
که برخیز ...

#فریدون_مشیری

   🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


برادران محبت معلم است.
اما آدم باید بداند که چگونه کسبش کند،
چون کسب کردنش سخت است،
به قیمتی گران خریداری می شود،
با تلاشی دیرپا آهسته آهسته بدست می‌آید.
"چون نباید گاه‌گاهی دوست بداریم،
برای لحظه ای،
بلکه تا ابد"

هرکسی می تواند گاه‌گاهی دوست بدارد،
حتی شریران هم می توانند...

📕برادران کارامازوف. #فئودور_داستایفسکی
🍏🍎🍃
1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


ایران وطن ام!
جاودانه می مانی
که سیاوشان تاریخ؛ از این
آتش نیز به سلامت خواهند گذشت؛

ریشه ها را... باد نخواهد برد!!!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلیات حافظ 360
@audiobo0ok
هر روز یک غزل با حافظ
----------------------
گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم
دگر آنجا که رَوَم عاقل و فرزانه رَوَم

زین سفر گر به سلامت به وطن باز رَسَم
نَذر کردم که هم از راه به میخانه روم

تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک
به درِ صَومَعَه با بَربَط و پیمانه روم

آشنایانِ رَهِ عشق گَرَم خون بخورند
ناکَسَم گر به شکایت سویِ بیگانه روم

بعد از این دستِ من و زلفِ چو زنجیرِ نگار
چند و چند از پِیِ کامِ دلِ دیوانه روم

گر ببینم خمِ ابروی چو محرابش باز
سجدهٔ شُکر کنم و از پِیِ شُکرانه روم

خُرَّم آن دَم که چو حافظ به تَوَلّای وزیر
سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم

🍏🍎🍃
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 360
گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم
دگر آنجا که رَوَم عاقل و فرزانه رَوَم

زین سفر گر به سلامت به وطن باز رَسَم
نَذر کردم که هم از راه به میخانه روم

#حافظ
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آشنایانِ رَهِ عشق گَرَم خون بخورند
ناکَسَم گر به شکایت سویِ بیگانه روم

بعد از این دستِ من و زلفِ چو زنجیرِ نگار
چند و چند از پِیِ کامِ دلِ دیوانه روم

#حافظ
1