○
«من فقط یک رویا دارم
اینکه وطنم را برایم بگذارید
بدون جنگ، بدون ویرانی
بدون مصیبت، بدون رنج
همهی مناصب و کاسبیها را بردارید و بروید،.
ولی وطن را؛
برایم باقی بگذارید»
🗣#لطفی_بوشناق
🍏🍎🍃
«من فقط یک رویا دارم
اینکه وطنم را برایم بگذارید
بدون جنگ، بدون ویرانی
بدون مصیبت، بدون رنج
همهی مناصب و کاسبیها را بردارید و بروید،.
ولی وطن را؛
برایم باقی بگذارید»
🗣#لطفی_بوشناق
🍏🍎🍃
❤2👏1
قلب چاک گلافشان | صدیق قطبی
گوینده سعید الیف
▫️قلب چاک گلافشان
▫️صدیق قطبی
▫️سعید الیف
نَفَسی که آتش آرَد به دل فِسُردگان باش
عطشیکهتشنگانرا بَبَردبهآسمانباش
بشنو تلاوت ابر، بسپار دل به باران
و برای سورهٔ صبح، مخاطب نهان باش
بهنگاهیوسلامی، به درنگیوسپاسی
گل باغ دوستی را بنواز و باغبان باش
🍏🍎🍃
▫️صدیق قطبی
▫️سعید الیف
نَفَسی که آتش آرَد به دل فِسُردگان باش
عطشیکهتشنگانرا بَبَردبهآسمانباش
بشنو تلاوت ابر، بسپار دل به باران
و برای سورهٔ صبح، مخاطب نهان باش
بهنگاهیوسلامی، به درنگیوسپاسی
گل باغ دوستی را بنواز و باغبان باش
🍏🍎🍃
❤2👌1
●
تو را درود، ای شادمانی!
والاترین امیدواریاَم
نخستین سرخی پگاهان!
آه، همواره
برایم راه و شب
میدرخشید...
همهی زندگی، اما
بیمقصد و منفور!
دوباره سرِ زیستن دارم
اینک در چشمانت مینگرم
درخشش پگاه و پیروزی را
تو ای محبوبترین ایزد بانو!
بر تو درود، ای شادمانی،
دژنشینْ بانویِ سرنوشتاَم
طلیعهی پیروزی دورم!
بسا شومی، درد و اَلم،
و دشمنی تلخ که در پسِ روزهای نیامده است!
#فردريش_نيچه
🍏🍎🍃
تو را درود، ای شادمانی!
والاترین امیدواریاَم
نخستین سرخی پگاهان!
آه، همواره
برایم راه و شب
میدرخشید...
همهی زندگی، اما
بیمقصد و منفور!
دوباره سرِ زیستن دارم
اینک در چشمانت مینگرم
درخشش پگاه و پیروزی را
تو ای محبوبترین ایزد بانو!
بر تو درود، ای شادمانی،
دژنشینْ بانویِ سرنوشتاَم
طلیعهی پیروزی دورم!
بسا شومی، درد و اَلم،
و دشمنی تلخ که در پسِ روزهای نیامده است!
#فردريش_نيچه
🍏🍎🍃
❤1🙏1
●
یکشنبه تان به عشق و امید
با آرزوی طلوع صبحی روشن
--------------------
برف ها... آب شده اند
از تن زخمی ِ خاک؛
گل های سرخ... روییده اند
گورهای بی نام... بهار را
صدا می زنند ...
"وقتی چکاوک ها؛
پرواز را...
از یاد نبرده اند"
و میله های تنگ قفس؛
تقدس سرخ آزادی را...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
یکشنبه تان به عشق و امید
با آرزوی طلوع صبحی روشن
--------------------
برف ها... آب شده اند
از تن زخمی ِ خاک؛
گل های سرخ... روییده اند
گورهای بی نام... بهار را
صدا می زنند ...
"وقتی چکاوک ها؛
پرواز را...
از یاد نبرده اند"
و میله های تنگ قفس؛
تقدس سرخ آزادی را...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
معمای عشق
● یکشنبه تان به عشق و امید با آرزوی طلوع صبحی روشن -------------------- برف ها... آب شده اند از تن زخمی ِ خاک؛ گل های سرخ... روییده اند گورهای بی نام... بهار را صدا می زنند ... "وقتی چکاوک ها؛ پرواز را... از یاد نبرده اند" و میله های تنگ قفس؛ …
چکاوک را می توان نماد تحول و دگرگونی ناشی از ظهور یک مظهر دانست. عبور متناوبش از زمین به آسمان و از آسمان به زمین دو قطب هستی را به هم پیوند میدهد، چکاوک مانند یک واسط و شفیع است.
👌2❤1
In Niz Bogzarad
Omid Nasri
🎼❤️🎼
🗣#امید_نصری
🎼 این نیز بگذرد
--------------------------
یک روزی
باران میبارد ...
آرام آرام میشورد غم هارا
ساحل میگیرد
رنگ دریارا
این نیز بگذرد ...
🍏🍎🍃
🗣#امید_نصری
🎼 این نیز بگذرد
--------------------------
یک روزی
باران میبارد ...
آرام آرام میشورد غم هارا
ساحل میگیرد
رنگ دریارا
این نیز بگذرد ...
🍏🍎🍃
❤2
●
ما تا پاسی از شب گذشته ساکت در کنار آتش نشستیم. من بار دیگر حس کردم که خوشبختی چه چیز سهلالوصول و کممایهای است؛
و تنها با یک جام شراب، یک بلوط برشته، یک منقل کوچک و زمزمه دریا بدست میآید. برای اینکه بتوان احساس کرد که سعادت همین چیزهاست فقط کافی است یک دل ساده و قانع داشت.
✍#نیکوس_کازانتزاکیس 📕زوربای یونانی
🍏🍎🍃
ما تا پاسی از شب گذشته ساکت در کنار آتش نشستیم. من بار دیگر حس کردم که خوشبختی چه چیز سهلالوصول و کممایهای است؛
و تنها با یک جام شراب، یک بلوط برشته، یک منقل کوچک و زمزمه دریا بدست میآید. برای اینکه بتوان احساس کرد که سعادت همین چیزهاست فقط کافی است یک دل ساده و قانع داشت.
✍#نیکوس_کازانتزاکیس 📕زوربای یونانی
🍏🍎🍃
❤2
غزلیات حافظ 324
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_324
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
همچُنان چشمِ گشاد از کَرَمَش میدارم
به طَرَب حمل مَکُن سرخیِ رویم که چو جام
خونِ دل عکس برون میدهد از رخسارم
پردهٔ مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم
پاسبانِ حرمِ دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نَگْذارم
منم آن شاعرِ ساحر که به افسونِ سخن
از نِیِ کِلک، همه قند و شِکَر میبارم
دیدهٔ بخت به افسانهٔ او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کُنَد بیدارم؟
چون تو را در گذر ای یار نمییارم دید
با که گویم که بگوید سخنی با یارم؟
دوش میگفت که حافظ همه روی است و ریا
بجز از خاکِ درش با که بُوَد بازارم؟
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
همچُنان چشمِ گشاد از کَرَمَش میدارم
به طَرَب حمل مَکُن سرخیِ رویم که چو جام
خونِ دل عکس برون میدهد از رخسارم
پردهٔ مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم
پاسبانِ حرمِ دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نَگْذارم
منم آن شاعرِ ساحر که به افسونِ سخن
از نِیِ کِلک، همه قند و شِکَر میبارم
دیدهٔ بخت به افسانهٔ او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کُنَد بیدارم؟
چون تو را در گذر ای یار نمییارم دید
با که گویم که بگوید سخنی با یارم؟
دوش میگفت که حافظ همه روی است و ریا
بجز از خاکِ درش با که بُوَد بازارم؟
🍏🍎🍃
❤1👏1