معمای عشق
735 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
شهرام صولتی و شه
@tanehayeghadimi
🎼❤️🎼



اگر تو باشی
حال همه ی
بی حوصله گی ها
خوب است





🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
غزلیات حافظ 316
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_316
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
زُلف بَر باد مَده تا نَدَهی بَر بادَم
ناز بُنیاد مَکُن تا نَکَنی بُنیادَم

مِی مَخور با هَمه کَس تا نَخورَم خونِ جِگَر
سَر مَکِش تا نَکِشَد سَر به فَلَک فَریادَم

زُلف را حَلقه مَکُن تا نَکُنی دَر بَندَم
طُرّه را تاب مَده تا نَدَهی بَر بادَم

یارِ بیگانه مَشو تا نَبَری از خویشم
غَمِ اَغیار مَخور تا نَکُنی ناشادَم

رُخ بَراَفروز که فارغ کُنی اَز بَرگِ گُلم
قَد بَراَفراز که اَز سَروْ کُنی آزادَم

شَمعِ هَر جَمع مَشو وَر نَه بِسوزی ما را
یادِ هَر قوم مَکُن تا نَرَوی اَز یادَم

شُهرهٔ شَهر مَشو تا نَنَهَم سَر دَر کوه
شورِ شیرین مَنَما تا نَکُنی فَرهادَم

رَحم کُن بَر مَنِ مِسکین و بِه فَریادَم رَس
تا به خاکِ دَرِ آصِف نَرِسَد فَریادَم

حافظ از جورِ تو حاشا که بِگَرداند روی
مَن اَز آن روز که دَر بَندِ توام آزادَم
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


حواست هست؟ 
زندگی، حتی وقتی انكارش می‌کنی، حتی وقتی به آن بی‌اعتنايی، حتی وقتی از قبولش سر باز می‌زنی، از تو قوی‌تر است.
از همه‌چيز قوی‌تر است.

آدم‌ها از اردوگاه‌های كار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد كردند. مردان و زنانی كه شكنجه شده‌بودند، مرگ نزديكان و خاكستر شدن خان و مانشان را ديده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دويدند، دوباره درباره‌ی هوا حرف زدند و دخترهايشان را شوهر دادند.

باور كردنی نيست، اما همين است ديگر.
زندگی از هر چيزی نيرومند‌تر است.


📕 #من_او_را_دوست_داشتم
#آنا_گاوالدا
🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
دلم به بوی تو آغشته است ...

#شمس_لنگرودی
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


خواب دیدم؛ ساحلِ عمان‌
در آغوش کویر لوت، عریان بود
قله های پر غرور برفی ِ البرز
بی قرار بیشه های سوخته ی ِ
زاگرس... پریشان بود

خواب دیدم ...
از تنِ خشکیده ی کارون
خارهای کینه می رویید و از
لب های زخم آلودِ ماهی های
بی دریا ، اشک جاری بود

آسمان؛ انبوهِ کرکس ها
گلویِ کرکسان پیر انبانی پر از
بالِ کبوتر بود
دلِ پروانه؛ از زخمِ زمین خون بود

کویرِ لوت، از سرمایِ وحشت؛
در کنام شیر غران وطن؛
خونین جگر ، بی تاب می نالید!

هوایِ شهر مسموم از ریا و قصه
های تلخِ دوران بود

دستِ چنگیزِ زمان؛
در قفایِ دین و ایمان
ریشه ها را تیشه می زد
تیشه بر هر ریشه می زد
آه..‌‌.
یک شب اما؛ خواب دیدم
تندری زد... ابرها بارید
رود جاری شد؛
زمین بیدار شد از خواب ؛
و نخلستانِ بی سر باز هم، خندید
و جنگل ها، همه رویید...
و من در خواب دیدم
زمستان رفت؛ بهاران شد
از تن سرخ زمین هم؛ یک گلستان
لاله جوشید
من و تو ...
ما شدیم، با عشق خندیدیم؛
و ققنوس وطن؛ بیدار شد، بیدار


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
1👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
@yehesse_gashang
ترکی
🎼❤️🎼


خاطرات چه شیرین و چه تلخ،
همیشه منبعِ عذاب هستند.
امّا حتّی این عذاب هم شیرین است.
وقت‌هایی که دل آدم پُر است، بیمار است، در رنج است، و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازه‌اش می‌کنند.

#فئودور_داستایفسکی
📕 بیچارگان

🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕊1
یک زن. قسمت ۶ پایان
نوشته: آنی ارنو
📕📕

📕 یک زن
آنی_ ارنو
🎤معصومه_ آقاجانی
قسمت/ 6 / پایان

«آنی ارنو» استاد بازنشسته‌ی ادبیات است و در حومه‌ی پاریس زندگی می‌کند. او در داستان «یک زن» زندگی مادرش را روایت می‌کند؛ زنی سخت‌کوش و مقاوم که ابتدا با کارگری و سپس با مغازه‌داری و فروشندگی، زندگی را می گذراند

🍏🍎🍃
👌2
📚
‌○

فرهنگ، داشتن ذهنی مملو از دانسته‌ها نيست، بلكه توانايی ذهن ماست در درك زندگی، شناخت موقعيتی كه در آن قرار داريم و فهم روابطی كه با انسان‌های ديگر داريم. كسی دارای فرهنگ است كه به خودآگاهی دست يافته و قادر به برقراری روابطی پايدار با تمام موجودات ديگر باشد. فرهنگ و فلسفه چيزهای يكسانی هستند. هر انسانی كم و بيش يك فيلسوف است: هرچه انسانيت بيشتری داشته باشد، فيلسوف‌تر خواهد بود. فرهنگ، فلسفه و انسانيت، همگی گزاره‌هايی قابل ارجاع به يكديگر هستند. بطوريكه هركه بخواهد، مي تواند فيلسوف و بافرهنگ باشد؛ فقط كافيست با انسان‌ها زندگی كند، به عبارتی، در پی تفسير كنش‌های خود و ديگران در ذهن خويش باشد. چشم‌هايش را هميشه باز نگه دارد، و نسبت به همه چيز و همه كس كنجكاو باشد؛ برای فهم هرچه بيشتر ارگانيسمی كه به آن تعلق دارد، تقلا كند؛ با تمام نيروی آگاهی، شورمندی و اراده‌ی خود، بر زندگی تاثير بگذارد؛ هرگز سستی و كاهلی به خود راه ندهد، برای زندگی ارزشی واقعی قائل باشد، و با آمادگی كامل، هرجا كه نياز بود از زندگی دفاع و حتی آن را فدا كند. فرهنگ معنای ديگری ندارد.

👤#آنتونیو_گرامشی
🍏🍎🍃
🙏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

تاک ها؛
در خمود ابری ِ
دست های
مست تاکستان؛
ذره ذره شراب می شوند

و ... قفس؛
در التهاب ظلمتِ مرگ ...
در انتهای کوچه ای بن بست؛

به ناگاه؛ به ناگاه ...
بال پرواز می شود!

مرگ؛
از پیله یِ زمخت بی پرواز
تا دو بال سبز سکوت ...
محرم سربه مهرِ راز می شود


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏1🕊1
🕊


آتشی زد شب هجرم
به دل و جان که مپرس

آن چنان سوختم
از آتش هجران
که مپرس

گله ئی کردم و
از یک گله بیگانه شدی
آشنایا گله دارم ز تو
‌ چندان که مپرس
-----------------------
سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر ایرانی که به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده‌است. شهریار در سرودن گونه‌های دگرسان شعر مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی چیره‌دست بود.
تاریخ تولد: ۱ ژانویهٔ ۱۹۰۷، تبریز
فوت: ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۸، تهران
فرزند: شهرزاد شهریار، مریم شهریار، هادی شهریار
زاد روزش گرامی 🎂
🍏🍎🍃
3👏1