○
سلام صبح تون به خیر و شادی
آخرین روز پاییزی تان به عشق،
لبخند و شادی
شب چله تان پیشاپیش مبارک
شاد باشید و سرشار از شور و
شوق زندگی...
نگاه پرمهر آفرینش بدرقه ی گام
به گام حضور سبزتان 💞💚
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
سلام صبح تون به خیر و شادی
آخرین روز پاییزی تان به عشق،
لبخند و شادی
شب چله تان پیشاپیش مبارک
شاد باشید و سرشار از شور و
شوق زندگی...
نگاه پرمهر آفرینش بدرقه ی گام
به گام حضور سبزتان 💞💚
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
آتشست
این بانگ نای و نیست باد ...
هرکه این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نِی فِتاد --- جوشش عشقست کاندر مِی فِتاد
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
آتشست
این بانگ نای و نیست باد ...
هرکه این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نِی فِتاد --- جوشش عشقست کاندر مِی فِتاد
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
ای با من و پنهان چو دل
از دل سلامت می کنم
تو کعبهای هر جا روم
قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی حاضری
از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود
چون یاد نامت می کنم
گه همچو باز آشنا
بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر پرزنان
آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا
آسیب بر دل می زنم
ور حاضری پس من چرا
در سینه دامت می کنم_
#مولانا
- دیوان شمس
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۷
درودی به مهر روزتان به خیر
شب چله (یلدایتان) به شادی
🍏🍎🍃
ای با من و پنهان چو دل
از دل سلامت می کنم
تو کعبهای هر جا روم
قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی حاضری
از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود
چون یاد نامت می کنم
گه همچو باز آشنا
بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر پرزنان
آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا
آسیب بر دل می زنم
ور حاضری پس من چرا
در سینه دامت می کنم_
#مولانا
- دیوان شمس
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۷
درودی به مهر روزتان به خیر
شب چله (یلدایتان) به شادی
🍏🍎🍃
❤1👏1
شهرام صولتی و شه
@tanehayeghadimi
🎼❤️🎼
صدا بزن مرا...
_صدایم بزن؛ بگذار
بذرهای نهفته ی روح ام بشکفند
در شیار های خیسِ تن ات؛
بگذار پر بگیرم
تا گونه های صبح یک فردا
و کوچ نا به هنگام عشق؛
قصه ی ناتمام فصل ها نشود...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
صدا بزن مرا...
_صدایم بزن؛ بگذار
بذرهای نهفته ی روح ام بشکفند
در شیار های خیسِ تن ات؛
بگذار پر بگیرم
تا گونه های صبح یک فردا
و کوچ نا به هنگام عشق؛
قصه ی ناتمام فصل ها نشود...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
سلام
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان
✍#سید_علی_صالحی
🍏🍎🍃
سلام
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان
✍#سید_علی_صالحی
🍏🍎🍃
❤1👌1
بِلیک
طاها عمرانی
🎼❤️🎼
_تا وقتی نبض خاک؛
"و قلب یک زن" به عشق می تپد
می شود ...
از زمستان های ممنوعه یِ بی مرز
با تن پوشی از باران گذشت!
و در بطن خیس بهار
آبستن عشق شد...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
_تا وقتی نبض خاک؛
"و قلب یک زن" به عشق می تپد
می شود ...
از زمستان های ممنوعه یِ بی مرز
با تن پوشی از باران گذشت!
و در بطن خیس بهار
آبستن عشق شد...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
غزلیات حافظ 305
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_305
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خَجِل
که کَس مباد ز کِردارِ ناصَواب خَجِل
صَلاحِ ما همه دامِ رَه است و من زین بحث
نیام ز شاهد و ساقی به هیچ باب خَجِل
بُوَد که یار نَرَنجَد ز ما به خُلقِ کریم
که از سؤال ملولیم و از جواب خَجِل
ز خون که رفت شبِ دوش از سراچهٔ چشم
شدیم در نظر رَهرُوانِ خواب خَجِل
رواست نرگسِ مست ار فِکند سر در پیش
که شد ز شیوهٔ آن چَشمِ پُر عِتاب خَجِل
تویی که خوبتری ز آفتاب و شُکرِ خدا
که نیستم ز تو در رویِ آفتاب خَجِل
حجابِ ظلمت از آن بست آبِ خضر که گشت
ز شعرِ حافظ و آن طَبعِ همچو آب خِجِل
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خَجِل
که کَس مباد ز کِردارِ ناصَواب خَجِل
صَلاحِ ما همه دامِ رَه است و من زین بحث
نیام ز شاهد و ساقی به هیچ باب خَجِل
بُوَد که یار نَرَنجَد ز ما به خُلقِ کریم
که از سؤال ملولیم و از جواب خَجِل
ز خون که رفت شبِ دوش از سراچهٔ چشم
شدیم در نظر رَهرُوانِ خواب خَجِل
رواست نرگسِ مست ار فِکند سر در پیش
که شد ز شیوهٔ آن چَشمِ پُر عِتاب خَجِل
تویی که خوبتری ز آفتاب و شُکرِ خدا
که نیستم ز تو در رویِ آفتاب خَجِل
حجابِ ظلمت از آن بست آبِ خضر که گشت
ز شعرِ حافظ و آن طَبعِ همچو آب خِجِل
🍏🍎🍃
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین عصر پاییزی تان دلپذیر
امیدوارم شب یلدایی سرشار از
شادی و آرامش داشته باشید با خاطراتی خوش و بیادماندنی💞
🍏🍎🍃
امیدوارم شب یلدایی سرشار از
شادی و آرامش داشته باشید با خاطراتی خوش و بیادماندنی💞
🍏🍎🍃
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خيال خود را آزاد كنيد
تا باران رؤياها بر شما ببارد.
جسارت داشتن رؤياها را داشته باشيد،
آن هم رؤياهای بزرگ!
خود را مملو ازين انديشه كنيد
كه غير ممكن وجود ندارد . . .!
#ناپلئون_هيل
𝙔𝙖𝙣𝙣𝙞 - "𝙋𝙡𝙖𝙮𝙩𝙞𝙢𝙚"
"موسیقی زیبا از یانی موسیقیدان ، پیانیست،
نوازندهی کیبورد و آهنگ ساز اهل یونان"
🍏🍎🍃
تا باران رؤياها بر شما ببارد.
جسارت داشتن رؤياها را داشته باشيد،
آن هم رؤياهای بزرگ!
خود را مملو ازين انديشه كنيد
كه غير ممكن وجود ندارد . . .!
#ناپلئون_هيل
𝙔𝙖𝙣𝙣𝙞 - "𝙋𝙡𝙖𝙮𝙩𝙞𝙢𝙚"
"موسیقی زیبا از یانی موسیقیدان ، پیانیست،
نوازندهی کیبورد و آهنگ ساز اهل یونان"
🍏🍎🍃
👌2
○
انگار دیروز بود
گویی افرای من ؛
در باور فصل های رفته از یاد
به یکباره مجنون شده بود
رنگ رنگ ،،، هزار رنگ...
رنگین کمانی از عشق؛
شیدا بود... لیلا بود ...
گویی من بودم ؛
انگار روح من بود که در شاخ
و برگ هایش نفس می کشید
و در گوش باد ...
قصه ی فصل ها را، نجوا می کرد
و امروز
دستان باد بود و عصیان بوران...
و عریانی ِ شاخه های تکیده ی
افرا بر بستری از ملحفه های سپید برفی
تن تردِ شاخه ها ؛
عریانِ عریان بود
و دانه های شکفته ی انار هم؛
به شوقِ یلدا ...
آسمان ابری بود؛
قدم های برفی ِ زمستان
کوچه های پاییز را،
آب و جارو می کرد ...
و پیرمردی عصا زنان ،
گوشوار بادبادکِ کودکی را، در
تقویم خاطرات اش، قدم می زد
برگ ها را باد با خود برد؛
من ماندم...
و پنجره ای رو به عریانی ِ پاییز
در انتظار یلدایی که ...
بغضِ شب هایم را
در دانه دانه های انارِ
ترک خورده ی قلب ام ورق می زند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
شب چله تان مبارک دوستانم 🍉
برگ برگ تقویم زمستان به گرما
و حضورسبز عشق و امید ...🍭
🍏🍎🍃
انگار دیروز بود
گویی افرای من ؛
در باور فصل های رفته از یاد
به یکباره مجنون شده بود
رنگ رنگ ،،، هزار رنگ...
رنگین کمانی از عشق؛
شیدا بود... لیلا بود ...
گویی من بودم ؛
انگار روح من بود که در شاخ
و برگ هایش نفس می کشید
و در گوش باد ...
قصه ی فصل ها را، نجوا می کرد
و امروز
دستان باد بود و عصیان بوران...
و عریانی ِ شاخه های تکیده ی
افرا بر بستری از ملحفه های سپید برفی
تن تردِ شاخه ها ؛
عریانِ عریان بود
و دانه های شکفته ی انار هم؛
به شوقِ یلدا ...
آسمان ابری بود؛
قدم های برفی ِ زمستان
کوچه های پاییز را،
آب و جارو می کرد ...
و پیرمردی عصا زنان ،
گوشوار بادبادکِ کودکی را، در
تقویم خاطرات اش، قدم می زد
برگ ها را باد با خود برد؛
من ماندم...
و پنجره ای رو به عریانی ِ پاییز
در انتظار یلدایی که ...
بغضِ شب هایم را
در دانه دانه های انارِ
ترک خورده ی قلب ام ورق می زند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
شب چله تان مبارک دوستانم 🍉
برگ برگ تقویم زمستان به گرما
و حضورسبز عشق و امید ...🍭
🍏🍎🍃
❤1🙏1