غزلیات حافظ 288
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_288
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
کنارِ آب و پایِ بید و طبعِ شعر و یاری خوش
معاشر دلبری شیرین و ساقی گُلعِذاری خوش
الا ای دولتی طالع، که قدرِ وقت میدانی
گوارا بادَت این عِشرت که داری روزگاری خوش
هر آن کس را که در خاطر ز عشقِ دلبری باریست
سِپندی گو بر آتش نِه، که دارد کار و باری خوش
عروسِ طَبع را زیور ز فکرِ بِکر میبندم
بُوَد کز دستِ ایّامَم به دست اُفتَد نگاری خوش
شبِ صحبت غنیمت دان و دادِ خوشدلی بِسْتان
که مهتابی دل افروز است و طَرْفِ لاله زاری خوش
مِیی در کاسهٔ چشم است ساقی را بِنامیزد
که مستی میکند با عقل و میبخشد
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
کنارِ آب و پایِ بید و طبعِ شعر و یاری خوش
معاشر دلبری شیرین و ساقی گُلعِذاری خوش
الا ای دولتی طالع، که قدرِ وقت میدانی
گوارا بادَت این عِشرت که داری روزگاری خوش
هر آن کس را که در خاطر ز عشقِ دلبری باریست
سِپندی گو بر آتش نِه، که دارد کار و باری خوش
عروسِ طَبع را زیور ز فکرِ بِکر میبندم
بُوَد کز دستِ ایّامَم به دست اُفتَد نگاری خوش
شبِ صحبت غنیمت دان و دادِ خوشدلی بِسْتان
که مهتابی دل افروز است و طَرْفِ لاله زاری خوش
مِیی در کاسهٔ چشم است ساقی را بِنامیزد
که مستی میکند با عقل و میبخشد
🍏🍎🍃
❤1
▪️
شلختهنویسی
روز – داخلی – دفتر دبیرستان
مهشید با قیافهای نگران وارد دفتر دبیرستان میشود و یک راست به طرف خانم دبیر ادبیات که پشت میزی نشسته است.
مهشید: خانم دبیر, من اصلا فکر نمیکردم ادبیات تک بگیرم. ما خانوادتاً عاشق ادبیاتیم؛ مادرم شعر "بی تو مهتاب شبی" نیما یوشیج را حفظه. پدرم الان داره مجموعه شعر "صد سال تنهایی" هوگو را میخونه. اشتباه شده خانم. ما عمراً ادبیات تک بگیریم .
دبیر: {با لبخندی صمیمی} ببین گلم. اعتراض کردی، من هم ورقهات را دوباره تصحیح کردم اما چیزی عوض نشد؛ اولاً که پر از غلطهای املاییه.
مهشید: نه خانم. غلط املایی چیه؟ اشتباه شده.
دبیر: این جا را نگاه کن "اصلاً" را نوشتی "اصن"؛ "چه وضعی را نوشتی "چه وضی"؛ "احسن" را با عین نوشتی؛ "لطفاً" را به جای "طا" با "ت" نوشتی.
مهشید: { با تعجب } واه خانم دبیر درسته. الان تو شبکههای اجتماعی همه همین طور مینویسن؛ حتماً درسته که مینویسن. وعض نگارش عوض شده. تحول شده.
دبیر: تحول شده یا متحول شده؟ این تحول نیست دخترم، یک نوع شلخته نویسیه. من دبیر ادبیاتم، نسبت به درستنویسی احساس مسئولیت میکنم. هر روز سبک نگارش، بیشتر رو به قهقرا میره. متنها پر از غلط املاییه. این جا را نگاه کن به جای"فکر میکنم" نوشتی "فک میکنم".
مهشید: خانم. همهی خوانندهها تو ترانههاشون میگن "فک میکنم". اجازه بدید یکیش را بخونم. "فک میکنی کی هستی. فک میکنی چی هستی". تا آخرش رو از حفظم. بخونم؟
دبیر: کافیه نمیخواد بخونی.
مهشید: خانم حتماً " فک" درسته که به ترانهش مجوز دادن. فکر دیگه قدیمی شده. دنیا داره میره به سمت خلاصه گویی و راحت نوشتن. تلفظ فکر سخته. حرف "ر" رو اعصابه. الان هر کی هر جور راحته میگه یا مینویسه. آزادی بیانه خانم. بگیر و ببندها را برداشتن.
دبیر: آزادی بیان یعنی اینکه مثلاً آیا را با عین بنویسیم؟
مهشید: چه اشکالی داره خانم؟ الان تو تلگرام، واتسآپ، لاین، همه جا همین طوری مینویسن. وعض نگارش عوض شده. تازه مهم اینه که مفهومو برسونه. مثلاً شما فکر میکنید اگه صابون را به سین بنویسیم، کف نمی کنه. یا قیمه را اگه با غین بنویسیم از دهن میافته؟
دبیر: این جا را نگاه کن. سوال دادم برای کلمهی "داشت" هم قافیه بنویسید. نوشتی "نداشت".
مهشید: درسته دیگه. یکی از شاعرهای مطرح کشور هم دیروز تو تلگرام یه شعر از خودش گذاشته بود که داشت با نداشت، هم قافیه کرده بود. اجازه بدید بیارمش. آهان ایناهاش: "مدرسمون یادم میاد / دیوارای بلندی "داشت"/ اما منو حتی یه بار/ توی خودش نگه "نداشت".
دبیر: غلطه عزیزم غلطه. پرسیدم شاعر مصرع " تو کز محنت دیگران بیغمی" کیست؛ نوشتی حسین پناهی.
مهشید: همه جا نوشتن از حسین پناهیه خانم.
دبیر: این مصرع از سعدیه. یا این جا سوال دادم کتاب "مدیر مدرسه" از کیست. نوشتی از پرفسور سمیعی.
مهشید: بله خانم از پرفسوره. میگید نه اجازه بدید تو تلگرام به گروهمون ادتون کنم تا خودتون ببینید. ادمینمون وحشتناک عاشق ادبیاته. خوشحال میشه.
دبیر: لازم نکرده. کتاب مدیر مدرسه از جلال آل احمده.
مهشید: جلال آل احمد کتاب "باغ آلبالو" رو نوشته.
دبیر: کتاب باغ آلبالو اثر آنتوان چخوفه دخترم. سوال دادم؛ "رودکی" را در دو سطر معرفی کنید و به سرودهای از او اشاره کنید. نوشتی استاد دانشکدهی زبان و ادبیات تهرانه و شعر " گون از نسیم پرسید" را سروده.
مهشید: درسته دیگه خانم.
دبیر: رودکی شاعر قرن سومه در ضمن اون شعر هم استاد شفیعی کدکنی سروده نه رودکی. شعر معروف رودکی، بوی جوی مولیانه.
مهشید: "بوی جوی مولیان" پروین اعتصامیه. من خودم تو واتسآپ خوندم.
دبیر: ببین دخترم، دختر گلم، ازت خواهش میکنم کتاب هم بخون. خیلی خوبه ما وقتی را هم به کتاب خوانی اختصاص بدهیم. نباید بگذاریم زبان و ادبیات ما، این گنجینهی ملی ما اینطور راحت دستخوش شلخته نویسی و درهم برهمی بشه.
#ناشناس
🍏🍎🍃
شلختهنویسی
روز – داخلی – دفتر دبیرستان
مهشید با قیافهای نگران وارد دفتر دبیرستان میشود و یک راست به طرف خانم دبیر ادبیات که پشت میزی نشسته است.
مهشید: خانم دبیر, من اصلا فکر نمیکردم ادبیات تک بگیرم. ما خانوادتاً عاشق ادبیاتیم؛ مادرم شعر "بی تو مهتاب شبی" نیما یوشیج را حفظه. پدرم الان داره مجموعه شعر "صد سال تنهایی" هوگو را میخونه. اشتباه شده خانم. ما عمراً ادبیات تک بگیریم .
دبیر: {با لبخندی صمیمی} ببین گلم. اعتراض کردی، من هم ورقهات را دوباره تصحیح کردم اما چیزی عوض نشد؛ اولاً که پر از غلطهای املاییه.
مهشید: نه خانم. غلط املایی چیه؟ اشتباه شده.
دبیر: این جا را نگاه کن "اصلاً" را نوشتی "اصن"؛ "چه وضعی را نوشتی "چه وضی"؛ "احسن" را با عین نوشتی؛ "لطفاً" را به جای "طا" با "ت" نوشتی.
مهشید: { با تعجب } واه خانم دبیر درسته. الان تو شبکههای اجتماعی همه همین طور مینویسن؛ حتماً درسته که مینویسن. وعض نگارش عوض شده. تحول شده.
دبیر: تحول شده یا متحول شده؟ این تحول نیست دخترم، یک نوع شلخته نویسیه. من دبیر ادبیاتم، نسبت به درستنویسی احساس مسئولیت میکنم. هر روز سبک نگارش، بیشتر رو به قهقرا میره. متنها پر از غلط املاییه. این جا را نگاه کن به جای"فکر میکنم" نوشتی "فک میکنم".
مهشید: خانم. همهی خوانندهها تو ترانههاشون میگن "فک میکنم". اجازه بدید یکیش را بخونم. "فک میکنی کی هستی. فک میکنی چی هستی". تا آخرش رو از حفظم. بخونم؟
دبیر: کافیه نمیخواد بخونی.
مهشید: خانم حتماً " فک" درسته که به ترانهش مجوز دادن. فکر دیگه قدیمی شده. دنیا داره میره به سمت خلاصه گویی و راحت نوشتن. تلفظ فکر سخته. حرف "ر" رو اعصابه. الان هر کی هر جور راحته میگه یا مینویسه. آزادی بیانه خانم. بگیر و ببندها را برداشتن.
دبیر: آزادی بیان یعنی اینکه مثلاً آیا را با عین بنویسیم؟
مهشید: چه اشکالی داره خانم؟ الان تو تلگرام، واتسآپ، لاین، همه جا همین طوری مینویسن. وعض نگارش عوض شده. تازه مهم اینه که مفهومو برسونه. مثلاً شما فکر میکنید اگه صابون را به سین بنویسیم، کف نمی کنه. یا قیمه را اگه با غین بنویسیم از دهن میافته؟
دبیر: این جا را نگاه کن. سوال دادم برای کلمهی "داشت" هم قافیه بنویسید. نوشتی "نداشت".
مهشید: درسته دیگه. یکی از شاعرهای مطرح کشور هم دیروز تو تلگرام یه شعر از خودش گذاشته بود که داشت با نداشت، هم قافیه کرده بود. اجازه بدید بیارمش. آهان ایناهاش: "مدرسمون یادم میاد / دیوارای بلندی "داشت"/ اما منو حتی یه بار/ توی خودش نگه "نداشت".
دبیر: غلطه عزیزم غلطه. پرسیدم شاعر مصرع " تو کز محنت دیگران بیغمی" کیست؛ نوشتی حسین پناهی.
مهشید: همه جا نوشتن از حسین پناهیه خانم.
دبیر: این مصرع از سعدیه. یا این جا سوال دادم کتاب "مدیر مدرسه" از کیست. نوشتی از پرفسور سمیعی.
مهشید: بله خانم از پرفسوره. میگید نه اجازه بدید تو تلگرام به گروهمون ادتون کنم تا خودتون ببینید. ادمینمون وحشتناک عاشق ادبیاته. خوشحال میشه.
دبیر: لازم نکرده. کتاب مدیر مدرسه از جلال آل احمده.
مهشید: جلال آل احمد کتاب "باغ آلبالو" رو نوشته.
دبیر: کتاب باغ آلبالو اثر آنتوان چخوفه دخترم. سوال دادم؛ "رودکی" را در دو سطر معرفی کنید و به سرودهای از او اشاره کنید. نوشتی استاد دانشکدهی زبان و ادبیات تهرانه و شعر " گون از نسیم پرسید" را سروده.
مهشید: درسته دیگه خانم.
دبیر: رودکی شاعر قرن سومه در ضمن اون شعر هم استاد شفیعی کدکنی سروده نه رودکی. شعر معروف رودکی، بوی جوی مولیانه.
مهشید: "بوی جوی مولیان" پروین اعتصامیه. من خودم تو واتسآپ خوندم.
دبیر: ببین دخترم، دختر گلم، ازت خواهش میکنم کتاب هم بخون. خیلی خوبه ما وقتی را هم به کتاب خوانی اختصاص بدهیم. نباید بگذاریم زبان و ادبیات ما، این گنجینهی ملی ما اینطور راحت دستخوش شلخته نویسی و درهم برهمی بشه.
#ناشناس
🍏🍎🍃
👌1
○
نامگذاری روز جهانی معلولین
روز سوم دسامبر " با پوزش از
یک روز تاخیر"
روز جهانی معلولین از سال ۱۹۹۲ که از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام شد، هر ساله در ۳ دسامبر برگزار میشود.
هدف از نامگذاری روز جهانی معلولین
هدف از تعیین این روز ارتقاء رشد اذهان عمومی درباره مسائل مربوط به معلولیتهای مختلف؛ و افزایش آگاهیهایی بوده است که میبایست از مساله پیوستن افراد معلول در تمامی جنبههای سیاسی؛ اجتماعی؛ اقتصادی و فرهنگی زندگی منتج شود. این وضع به همین منوال طی شد تا در سال ۱۹۹۹ شعاری با مضمون (امکان دسترسی برای همه در هزاره جدید) برگزیده شد و سرلوحه امور قرار گرفت.
بیش از پانصد میلیون نفر به دلیل نقص در سیستم روحی و مغزی جسمی و حسی از معلولیت رنج میبرند. اینان هر کجا که باشند و در هر نقطهای از دنیا که به سر برند به دلیل موانع ظاهری و یا اجتماعی با محدودیتهایی در زندگی خود مواجه میشوند. در طی بیست سال اخیر کوششهای چشمگیری در شناساندن و معرفی اشخاص معلول به جامعه انسانی صورت پذیرفته است. یکی ازمواردی که میتوان از آن به عنوان نقطه عطفی در این زمینه نام برد اعلام سال ۱۹۸۱ میلادی به عنوان سال جهانی معلولین است که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد صورت پذیرفت. در سال بعد (۱۹۸۱) فاصله سالهای ۱۹۹۲ – ۱۹۸۳ میلادی دهه جهانی معلولین نام گرفت تا کیفیت و شرکت فعالانه و همهجانبه افراد معلول را در زندگی اجتماعی و گسترش و پیشرفت آنها ارتقاء بخشد
🍏🍎🍃
نامگذاری روز جهانی معلولین
روز سوم دسامبر " با پوزش از
یک روز تاخیر"
روز جهانی معلولین از سال ۱۹۹۲ که از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام شد، هر ساله در ۳ دسامبر برگزار میشود.
هدف از نامگذاری روز جهانی معلولین
هدف از تعیین این روز ارتقاء رشد اذهان عمومی درباره مسائل مربوط به معلولیتهای مختلف؛ و افزایش آگاهیهایی بوده است که میبایست از مساله پیوستن افراد معلول در تمامی جنبههای سیاسی؛ اجتماعی؛ اقتصادی و فرهنگی زندگی منتج شود. این وضع به همین منوال طی شد تا در سال ۱۹۹۹ شعاری با مضمون (امکان دسترسی برای همه در هزاره جدید) برگزیده شد و سرلوحه امور قرار گرفت.
بیش از پانصد میلیون نفر به دلیل نقص در سیستم روحی و مغزی جسمی و حسی از معلولیت رنج میبرند. اینان هر کجا که باشند و در هر نقطهای از دنیا که به سر برند به دلیل موانع ظاهری و یا اجتماعی با محدودیتهایی در زندگی خود مواجه میشوند. در طی بیست سال اخیر کوششهای چشمگیری در شناساندن و معرفی اشخاص معلول به جامعه انسانی صورت پذیرفته است. یکی ازمواردی که میتوان از آن به عنوان نقطه عطفی در این زمینه نام برد اعلام سال ۱۹۸۱ میلادی به عنوان سال جهانی معلولین است که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد صورت پذیرفت. در سال بعد (۱۹۸۱) فاصله سالهای ۱۹۹۲ – ۱۹۸۳ میلادی دهه جهانی معلولین نام گرفت تا کیفیت و شرکت فعالانه و همهجانبه افراد معلول را در زندگی اجتماعی و گسترش و پیشرفت آنها ارتقاء بخشد
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
خسته از دردم و
محکوم به لالی بودن
شاهد زندگی رو به زوالی بودن
گریه و خنده گواه است،
نپرس از حالم
حال و روزی به از این
حال به حالی بودن؟
با خودت حرف زدن،
مسخره عام شدن
خیره در نقشه تکراری قالی بودن
خسته ام ،خسته از این
شکر دروغین مدام
این تظاهر به
سرحالی و عالی بودن
گفتم ای خوب
از این حال پریشان،دیگر
بیش از این نیست
نیازی به سوالی بودن
..
شوق یک گپ زدن
ساده کنارت ،به درک
استکان مرد از این
حسرت خالی بودن
✍#محسن_حسینی_طاها
🎤#محسن_نیازی
🍏🍎🍃
خسته از دردم و
محکوم به لالی بودن
شاهد زندگی رو به زوالی بودن
گریه و خنده گواه است،
نپرس از حالم
حال و روزی به از این
حال به حالی بودن؟
با خودت حرف زدن،
مسخره عام شدن
خیره در نقشه تکراری قالی بودن
خسته ام ،خسته از این
شکر دروغین مدام
این تظاهر به
سرحالی و عالی بودن
گفتم ای خوب
از این حال پریشان،دیگر
بیش از این نیست
نیازی به سوالی بودن
..
شوق یک گپ زدن
ساده کنارت ،به درک
استکان مرد از این
حسرت خالی بودن
✍#محسن_حسینی_طاها
🎤#محسن_نیازی
🍏🍎🍃
❤2
معمای عشق
● خسته از دردم و محکوم به لالی بودن شاهد زندگی رو به زوالی بودن گریه و خنده گواه است، نپرس از حالم حال و روزی به از این حال به حالی بودن؟ با خودت حرف زدن، مسخره عام شدن خیره در نقشه تکراری قالی بودن خسته ام ،خسته از این …
#محسن_حسینی_طاها
تراژدی/🎤 نگاه سرخیل
"واژه ها چقدر ناتوانند برای گفتن یک درد که انسان است؛
#محسن_حسینی_طاها"
دوست من!
روح والا؛ قدم های الکن اما...
توانا و پرثمرتان و قلم زیبا و
و پر توان تان؛ در خورِ ستایش است...
در جهانی که هزار پایِ هزار ترفند، بدنبال شاخه یِ خشکِ درختی می گردد، که از آن عصایی بسازد، برای گام برداشتن در خیابان ها و کوچه های بن بستِ کور و دیوارهایِ پوشیده از خارهای کینِ در کویرِ بی بارانِ شور... در حدقه چشمانی دریده و بی نور...
شما؛ با قلبی رنجور؛ اما بزرگ و روحی سترگ و توانا...
با عصای موسا از رودِ پرخروشِ این همه زخم، با پاهای مجروح و خسته، از بیابان هایِ دلخونِ این کویرِ غریب گذشته اید؛
و همچنان جاری می گذرید...
قدم هایتان نور باران و قلمتان گل افشان....
با درود و سپاس و ستایش💖
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تراژدی/🎤 نگاه سرخیل
"واژه ها چقدر ناتوانند برای گفتن یک درد که انسان است؛
#محسن_حسینی_طاها"
دوست من!
روح والا؛ قدم های الکن اما...
توانا و پرثمرتان و قلم زیبا و
و پر توان تان؛ در خورِ ستایش است...
در جهانی که هزار پایِ هزار ترفند، بدنبال شاخه یِ خشکِ درختی می گردد، که از آن عصایی بسازد، برای گام برداشتن در خیابان ها و کوچه های بن بستِ کور و دیوارهایِ پوشیده از خارهای کینِ در کویرِ بی بارانِ شور... در حدقه چشمانی دریده و بی نور...
شما؛ با قلبی رنجور؛ اما بزرگ و روحی سترگ و توانا...
با عصای موسا از رودِ پرخروشِ این همه زخم، با پاهای مجروح و خسته، از بیابان هایِ دلخونِ این کویرِ غریب گذشته اید؛
و همچنان جاری می گذرید...
قدم هایتان نور باران و قلمتان گل افشان....
با درود و سپاس و ستایش💖
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
●
بعضی دردارو
نباید به کسی بگی،
چون کسی اونقدر تحمل نداره؛
که بشنوه و نشکنه
جز خودت....
✍#محسن_حسینی_طاها
🍏🍎🍃
بعضی دردارو
نباید به کسی بگی،
چون کسی اونقدر تحمل نداره؛
که بشنوه و نشکنه
جز خودت....
✍#محسن_حسینی_طاها
🍏🍎🍃
👌1
صدایم بزن
چارتار
🎼❤️🎼
صدایم بزن که شاید زمستان من سرآید مرا زنده کن به تابیدنی که تنها ز رویت برآید
صدایم بزن که بی تو فروخفته در سکوتم به بال و پری نجاتم بده که من روبرو با سقوطم
سر تا سر این بحر پراکنده سراب است حال قمر و شمس و زمین بی تو خراب است
حتی اگه اندوه تو در سینه بریزم رسواتر از آنم که به آیینه گریزم
من آیینه گریزم....
🍏🍎🍃
صدایم بزن که شاید زمستان من سرآید مرا زنده کن به تابیدنی که تنها ز رویت برآید
صدایم بزن که بی تو فروخفته در سکوتم به بال و پری نجاتم بده که من روبرو با سقوطم
سر تا سر این بحر پراکنده سراب است حال قمر و شمس و زمین بی تو خراب است
حتی اگه اندوه تو در سینه بریزم رسواتر از آنم که به آیینه گریزم
من آیینه گریزم....
🍏🍎🍃
❤1
Deltangi
Sattar
🎼❤️🎼
تو وقتی نیستی ...
جهان یک جامِ تو خالی ست؛
لحظه ها، خیس اند
گلویِ پنجره ابری ست؛
ماه در چشم افق زخمی ست؛
واژه ها کورند
کوچه ها، آوار دلتنگی ست...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تو وقتی نیستی ...
جهان یک جامِ تو خالی ست؛
لحظه ها، خیس اند
گلویِ پنجره ابری ست؛
ماه در چشم افق زخمی ست؛
واژه ها کورند
کوچه ها، آوار دلتنگی ست...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
●
دلم برایِ تو تنگ است؛
مثل پرنده ای بی بال
مثل شیر بیشه ای بی یال
مثل آواز آخرین قو
مثل بغض بی صدای گلو_
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
دلم برایِ تو تنگ است؛
مثل پرنده ای بی بال
مثل شیر بیشه ای بی یال
مثل آواز آخرین قو
مثل بغض بی صدای گلو_
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
📕
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
شما هیچ وقت نمیتوانید با راندن کسی موجب اصلاحش بشوید
🍏🍎🍃
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
شما هیچ وقت نمیتوانید با راندن کسی موجب اصلاحش بشوید
🍏🍎🍃
👌1