○
در تن عریان افرا؛
شکوه ها... از باد بود
از کوچ و زخمِ
برگ های زیر پا؛
از غربت و فریاد بود
از آهِ سرد شاپرک؛
در هجمه ی بیداد بود
از اشک قاب پنجره؛
کز ظلمت ویرانه ی شداد بود
پاییز بود؛ پاییز بود...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
در تن عریان افرا؛
شکوه ها... از باد بود
از کوچ و زخمِ
برگ های زیر پا؛
از غربت و فریاد بود
از آهِ سرد شاپرک؛
در هجمه ی بیداد بود
از اشک قاب پنجره؛
کز ظلمت ویرانه ی شداد بود
پاییز بود؛ پاییز بود...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👏1
📕
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
کسی که دنبالِ دو تا خرگوش بدود، به هیچ کدام نمیرسد.
🍏🍎🍃
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند.
----------------
کسی که دنبالِ دو تا خرگوش بدود، به هیچ کدام نمیرسد.
🍏🍎🍃
👌2
Audio
📕✨📕
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بخش/پنجم
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بخش/پنجم
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌2
○
دیکتاتورها، خواهان ابراز چاکری و اطاعت مدام از سوی همان مردمی هستند که بر آنها ظالمانه حکومت می کنند.
با از بین رفتن ترس، کل زیر بنای دیکتاتوری فرو می ریزد.
👤#فرانک_دیکوتر
تاریخ نگار اهل هلند
🍏🍎🍃
دیکتاتورها، خواهان ابراز چاکری و اطاعت مدام از سوی همان مردمی هستند که بر آنها ظالمانه حکومت می کنند.
با از بین رفتن ترس، کل زیر بنای دیکتاتوری فرو می ریزد.
👤#فرانک_دیکوتر
تاریخ نگار اهل هلند
🍏🍎🍃
👌2
○
ساقیا! پرکن
ز صهبایِ حقیقت جامِ ما
تا شود شیرین ز لطفِ بیکرانت
کامِ ما
ای صبا بهرِ خدا
از ما گذر کن سویِ دوست
تا مگر بر او رسانی از وفا
پیغامِ ما
در دل ما نیست دیگر
تابِ هجرانش ولی
گر نسیمی آید
از کویش بود پدرامِ ما
یارب از بی لطفی دلدار
جان بر لب رسید
کی شود در نا امیدی ها
روا آلام ما
انتظار یار بردن گوئیا
بی حاصل است
خلق می خندند
روز و شب به فکر خامِ ما
می خرد بر جان صداقت
تیرِ بختِ عشق را
تا چو مجنون... قرن ها
بر جا بماند ، نامِ ما
#ح_صداقت📕اشک_قلم
🍏🍎🍃
ساقیا! پرکن
ز صهبایِ حقیقت جامِ ما
تا شود شیرین ز لطفِ بیکرانت
کامِ ما
ای صبا بهرِ خدا
از ما گذر کن سویِ دوست
تا مگر بر او رسانی از وفا
پیغامِ ما
در دل ما نیست دیگر
تابِ هجرانش ولی
گر نسیمی آید
از کویش بود پدرامِ ما
یارب از بی لطفی دلدار
جان بر لب رسید
کی شود در نا امیدی ها
روا آلام ما
انتظار یار بردن گوئیا
بی حاصل است
خلق می خندند
روز و شب به فکر خامِ ما
می خرد بر جان صداقت
تیرِ بختِ عشق را
تا چو مجنون... قرن ها
بر جا بماند ، نامِ ما
#ح_صداقت📕اشک_قلم
🍏🍎🍃
❤1👏1
برگ خزان
ویگن
🎼❤️🎼
پشتِ تمامیِ
قاب های خیس پاییز
آرزوهای زنی پنهان است؛
که گیسوان پریشان اش
را باد برد!
و در حسرت یک بهار ؛
تمامفصل ها را، بارید!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
پشتِ تمامیِ
قاب های خیس پاییز
آرزوهای زنی پنهان است؛
که گیسوان پریشان اش
را باد برد!
و در حسرت یک بهار ؛
تمامفصل ها را، بارید!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
احمد کایا آغازگر صدای اعتراض در ترانه های ترکیه است.
وی در سال 1957 در شهر مالاتیاي ترکیه به دنیا آمد. پدرش محمود کایا کُردتبار و اهل شهر آدیامن بود که جهت کار به شهر مالاتیا مهاجرت کرده بود و مادرش ترك تبار واهل شهر ارزروم بود. بعدها که به استانبول مهاجرت کردند پدرش در نمایشگاهی به پادوئی مشغول می شود.احمد کایا در این باره میگفت:هر روز که از مدرسه به سوي خانه میرفتم پدر را میدیدم که مشغول شستشوي اتومبیل است و همه گاه پیش خود میگفتم هنگامی که بزرگ شدم براي پدر نمایشگاهی خواهم خرید تا ارباب خود باشد.
احمد کایا در ترانه هایش به اعتراض در باره شرایط حاکم پرداخت و اولین آلبومش توقیف شد اما با اعتراض های فراوان ،فروش کاستش آزاد شد و فروش زیادی کرد. کایا سال ها از دادن کنسرت در داخل ترکیه محروم شده بود.خود میگفت کاري خواهد کرد که هیچ گاه از ذهن مخالفانش پاك نگردد و همه گاه آنها را خواهد آزرد. یک بار در برنامه اي تلویزیونی اعلام کرد کفن خویش را با خود حمل می کند و هر لحظه آماده ي مرگ در راه آزاديست.
کایا در سال 1999 در مراسم اهداي جایزه ي سال به برترینهاي ترکیه (جوایز انجمن روزنامه نگاران شبکه شو تی وي) هنگامی که براي سومین سال متوالی به عنوان خواننده برتر ترکیه انتخاب شده بود، پس از دریافت جایزه اعلام کرد که در آلبوم جدید خود ترانه اي کردي با نام کاروان خوانده است و قصد دارد براي آن کلیپی بسازد و از شبکه هاي ترکیه خواست که آنرا پخش نمایند و سپس کانالهاي رسانه اي ترکیه را تهدید کرد که در صورت عدم پخش کلیپ آن باید پاسخگوي مردم باشند.
این موضوع سبب ایجاد غوغایی در سالن مراسم گردید و حتی
برخی اقدام به پرتاب اشیا به سمت احمد کایا نمودند... حتی خوانندگان مشهوري چون سردار و اِبرو و معزز لب به دشنام و تهدید گشودند و با دادن شعارهایی به طرفداري از آتاترك و ترك بودن پرداختند.
احمد کایا فقط گفته بود میخواهد به زبان پدری اش ترانه ای بخواند!
البته زمانی حرف زدن به کردی در ترکیه قدغن و جرم محسوب می شد و احتمالا در افکارشان ترانه خواندن به این زبان مجازات مرگ را داشته است.
احمد کایا را با هزار توهین از سالن بیرون کردند و روز بعد لقب تروریست و ... به خواننده ای دادند که در کاست هایش از لرزش دستان دختربچه ای کوچک از سوز سرما می خواند.
Bir minik kız çocuğu; saçları darmadağın
یک دختر بچه ي کوچک، موهاش پخش و پلا
Yollarda yalın ayak; üşür üşür
پا برهنه بر راهها، لرزان لرزان
üşür elleri
از سرما میلرزید دستاش
چند ماه بعد از این ماجرا کایا به قصد برگزاري کنسرت راهی فرانسه شد و به دلیل جو نامناسب ترکیه بر اثر غوغاي رسانه هاي گروهی بر علیه اش، تصمیم به اقامت در آن کشور گرفت او به کمک همسر فرانسوا میتران رئیس جمهور فرانسه توانست اقامتی یک ساله دریافت کند. در همین حال کایا در دادگاه ترکیه به ده سال حبس به صورت غیابی محکوم گردید.
چند ماه پس از این وقایع، در صبحگاه 16 نوامبر 2000 در سن 42 سالگی به سبب حمله قلبی در شهر پاریس دیده از جهان فرو بست. خیلی ها این مرگ را مشکوک می دانند.
احمد کایا خواننده ای است که در غربت و بدور از کشورش در کنسرتی گفت: در اینجا از سرما میلرزم و این سرما نه از بی لحافی که بخاطر دوری از وطن است.وی مردی آزاد بود و یکی از کسانی است که روح آزادی را در ترکیه دمید.
تقریبا 8 سال بعد از مرگ احمد کایا،سردار در برنامه تلویزیونی از کارش عذرخواهی کرد
و این خود نشان تحول بزرگی است.
احمد کایا نه کرد است و نه ترک
احمد کایا انسان است و تا جان در بدن داشت در راه دفاع از انسانیت خواند و فریاد کشید.
🍏🍎🍃
احمد کایا آغازگر صدای اعتراض در ترانه های ترکیه است.
وی در سال 1957 در شهر مالاتیاي ترکیه به دنیا آمد. پدرش محمود کایا کُردتبار و اهل شهر آدیامن بود که جهت کار به شهر مالاتیا مهاجرت کرده بود و مادرش ترك تبار واهل شهر ارزروم بود. بعدها که به استانبول مهاجرت کردند پدرش در نمایشگاهی به پادوئی مشغول می شود.احمد کایا در این باره میگفت:هر روز که از مدرسه به سوي خانه میرفتم پدر را میدیدم که مشغول شستشوي اتومبیل است و همه گاه پیش خود میگفتم هنگامی که بزرگ شدم براي پدر نمایشگاهی خواهم خرید تا ارباب خود باشد.
احمد کایا در ترانه هایش به اعتراض در باره شرایط حاکم پرداخت و اولین آلبومش توقیف شد اما با اعتراض های فراوان ،فروش کاستش آزاد شد و فروش زیادی کرد. کایا سال ها از دادن کنسرت در داخل ترکیه محروم شده بود.خود میگفت کاري خواهد کرد که هیچ گاه از ذهن مخالفانش پاك نگردد و همه گاه آنها را خواهد آزرد. یک بار در برنامه اي تلویزیونی اعلام کرد کفن خویش را با خود حمل می کند و هر لحظه آماده ي مرگ در راه آزاديست.
کایا در سال 1999 در مراسم اهداي جایزه ي سال به برترینهاي ترکیه (جوایز انجمن روزنامه نگاران شبکه شو تی وي) هنگامی که براي سومین سال متوالی به عنوان خواننده برتر ترکیه انتخاب شده بود، پس از دریافت جایزه اعلام کرد که در آلبوم جدید خود ترانه اي کردي با نام کاروان خوانده است و قصد دارد براي آن کلیپی بسازد و از شبکه هاي ترکیه خواست که آنرا پخش نمایند و سپس کانالهاي رسانه اي ترکیه را تهدید کرد که در صورت عدم پخش کلیپ آن باید پاسخگوي مردم باشند.
این موضوع سبب ایجاد غوغایی در سالن مراسم گردید و حتی
برخی اقدام به پرتاب اشیا به سمت احمد کایا نمودند... حتی خوانندگان مشهوري چون سردار و اِبرو و معزز لب به دشنام و تهدید گشودند و با دادن شعارهایی به طرفداري از آتاترك و ترك بودن پرداختند.
احمد کایا فقط گفته بود میخواهد به زبان پدری اش ترانه ای بخواند!
البته زمانی حرف زدن به کردی در ترکیه قدغن و جرم محسوب می شد و احتمالا در افکارشان ترانه خواندن به این زبان مجازات مرگ را داشته است.
احمد کایا را با هزار توهین از سالن بیرون کردند و روز بعد لقب تروریست و ... به خواننده ای دادند که در کاست هایش از لرزش دستان دختربچه ای کوچک از سوز سرما می خواند.
Bir minik kız çocuğu; saçları darmadağın
یک دختر بچه ي کوچک، موهاش پخش و پلا
Yollarda yalın ayak; üşür üşür
پا برهنه بر راهها، لرزان لرزان
üşür elleri
از سرما میلرزید دستاش
چند ماه بعد از این ماجرا کایا به قصد برگزاري کنسرت راهی فرانسه شد و به دلیل جو نامناسب ترکیه بر اثر غوغاي رسانه هاي گروهی بر علیه اش، تصمیم به اقامت در آن کشور گرفت او به کمک همسر فرانسوا میتران رئیس جمهور فرانسه توانست اقامتی یک ساله دریافت کند. در همین حال کایا در دادگاه ترکیه به ده سال حبس به صورت غیابی محکوم گردید.
چند ماه پس از این وقایع، در صبحگاه 16 نوامبر 2000 در سن 42 سالگی به سبب حمله قلبی در شهر پاریس دیده از جهان فرو بست. خیلی ها این مرگ را مشکوک می دانند.
احمد کایا خواننده ای است که در غربت و بدور از کشورش در کنسرتی گفت: در اینجا از سرما میلرزم و این سرما نه از بی لحافی که بخاطر دوری از وطن است.وی مردی آزاد بود و یکی از کسانی است که روح آزادی را در ترکیه دمید.
تقریبا 8 سال بعد از مرگ احمد کایا،سردار در برنامه تلویزیونی از کارش عذرخواهی کرد
و این خود نشان تحول بزرگی است.
احمد کایا نه کرد است و نه ترک
احمد کایا انسان است و تا جان در بدن داشت در راه دفاع از انسانیت خواند و فریاد کشید.
🍏🍎🍃
🕊2
بی تو میمیرم
احمد کایا
🎼❤️🎼
اگر عشق نمی بود؛
جهان جز سیاهی
رنگ دیگری نداشت و
آسمان پهنه پرواز کبوتر نبود،
اگر عشق نمی بود،
جهان در عطش و
عریانیِ خاک می سوخت،
و بهار از ذهن
گنجشک ها؛ پاک می شد
اگر عشق نمی بود ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
اگر عشق نمی بود؛
جهان جز سیاهی
رنگ دیگری نداشت و
آسمان پهنه پرواز کبوتر نبود،
اگر عشق نمی بود،
جهان در عطش و
عریانیِ خاک می سوخت،
و بهار از ذهن
گنجشک ها؛ پاک می شد
اگر عشق نمی بود ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
شب خوش و آرام قدم های فردا
در مسیری سبز و پویا
🍏🍎🍃
شب خوش و آرام قدم های فردا
در مسیری سبز و پویا
🍏🍎🍃
❤1