●
مهر خوبان دل و دین
از همه بی پروا برد
رخ شطرنج نبرد
آنچه رخ زیبا برد
تو مپندار که مجنون
سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سما
کش کشش لیلا برد
من به سرچشمه خورشید
نه خود بردم راه
ذره ای بودم و
مهر تو مرا بالا برد
من خسی بی سرو پایم
که به سیل افتادم
او که می رفت
مرا هم به دل دریا برد
جام صهبا زکجا بود
مگر دست که بود
که به یک جلوه دل و
دین زهمه یکجا برد
خم ابروی تو بود و
کف مینوی تو بود
که درین بزم
بگردید و دل شیدا برد
خودت آموختی ام مهر و
خودت سوختی ام
با برافروخته رویی
که قرار از ما برد
همه یاران به سر
راه تو بودیم ولی
غم روی تو مرا دید و
ز من یغما برد
همه دلباخته بودیم و
هراسان که غمت
همه را پشت سر انداخت،
مرا تنها برد ...
علامه #سید محمد حسین_طباطبایی
سالروز سفرشان گرامی روح والا
یشان سبز و جاودانه🕊
🍏🍎🍃
مهر خوبان دل و دین
از همه بی پروا برد
رخ شطرنج نبرد
آنچه رخ زیبا برد
تو مپندار که مجنون
سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سما
کش کشش لیلا برد
من به سرچشمه خورشید
نه خود بردم راه
ذره ای بودم و
مهر تو مرا بالا برد
من خسی بی سرو پایم
که به سیل افتادم
او که می رفت
مرا هم به دل دریا برد
جام صهبا زکجا بود
مگر دست که بود
که به یک جلوه دل و
دین زهمه یکجا برد
خم ابروی تو بود و
کف مینوی تو بود
که درین بزم
بگردید و دل شیدا برد
خودت آموختی ام مهر و
خودت سوختی ام
با برافروخته رویی
که قرار از ما برد
همه یاران به سر
راه تو بودیم ولی
غم روی تو مرا دید و
ز من یغما برد
همه دلباخته بودیم و
هراسان که غمت
همه را پشت سر انداخت،
مرا تنها برد ...
علامه #سید محمد حسین_طباطبایی
سالروز سفرشان گرامی روح والا
یشان سبز و جاودانه🕊
🍏🍎🍃
👌1🕊1
○
شایگان از "علامه طباطبایی" میگوید
من از محضر چهارتن فیض برده ام٬ که هریک از آنها برایم ارزش خاص خود را دارد. بی هیچ تردیدی٬ علامه طباطبایی را بیش از همه ستوده و دوست داشته ام٬ به او احساس ارادت و احترامی سرشار از عشق و تفاهم داشتم.
سوای احاطه وسیع او بر تمامی گسترهٔ فرهنگ اسلامی(می دانیم که او مولف کتاب ماندگار المیزان در تفسیر قرآن است که در بیست جلد منتشر شده)٬ آن خصلت او که مرا سخت تکان داد٬ گشادگی و آمادگی او برای پذیرش بود.
به همه حرفی گوش می داد٬ کنجکاو بود٬ و نسبت به جهانهای دیگرِ معرفت حساسیت و هشیاری بسیار داشت. من از محضر او به نهایت توشه برداشتم. هیچ یک از سوالات مرا دربارهٔ مجموعه طیف فلسفه اسلامی بی پاسخ نمی گذاشت.
با شکیبایی و حوصله و روشنی بسیار به توضیح و تشریح همه چیز می پرداخت. فرزانگی اش را جرعه جرعه به انسان منتقل می کرد. چنانکه در دراز مدت نوعی استحاله در درون شخص به وجود می آورد. ما با او تجربه ای را گذراندیم که احتمالا در جهان اسلامی یگانه است...
یک بار او را به ویلایی در ساحل خزر که به دریا مشرف بود دعوت کردم. مثل همیشه بحث فلسفه و رابطه میان «دیدن» و «دانستن» در میان بود. از نظر او٬ تمامی معرفت٬ اگر به سطح تجربه ای آنی و شهودی اعتلا نمی یافت٬ هیچ ارزش و اعتباری نداشت. من در آن ایام نوشته های یونگ را زیاد می خواندم٬ و در آن زمان در کتاب انسان و جست و جوی روان غرق بودم. استاد خواست تا بداند که کتاب درباره چه است٬ در دو کلام برایش لُبّ مطالب کتاب را شرح دادم.
اصل مطلب این بود که در حالی که قرون وسطا روح جوهری و جهانی را موعظه می کرد٬ قرن نوزدهم توانست روانشناسی فارغ از روح را به وجود آورد٬ استاد چنان از این نکته به وجد آمده بود که خواست کتاب حتماً به فارسی ترجمه شود و افزود: زیرا باید جهان را شناخت. ما نمی توانیم خود را در برج های عاج مان محصور و منزوی کنیم.
#داریوش_شایگان/ فیلسوف
و نویسنده در جست و جوی
شرق٬ زیر آسمان های جهان
🍏🍎🍃
شایگان از "علامه طباطبایی" میگوید
من از محضر چهارتن فیض برده ام٬ که هریک از آنها برایم ارزش خاص خود را دارد. بی هیچ تردیدی٬ علامه طباطبایی را بیش از همه ستوده و دوست داشته ام٬ به او احساس ارادت و احترامی سرشار از عشق و تفاهم داشتم.
سوای احاطه وسیع او بر تمامی گسترهٔ فرهنگ اسلامی(می دانیم که او مولف کتاب ماندگار المیزان در تفسیر قرآن است که در بیست جلد منتشر شده)٬ آن خصلت او که مرا سخت تکان داد٬ گشادگی و آمادگی او برای پذیرش بود.
به همه حرفی گوش می داد٬ کنجکاو بود٬ و نسبت به جهانهای دیگرِ معرفت حساسیت و هشیاری بسیار داشت. من از محضر او به نهایت توشه برداشتم. هیچ یک از سوالات مرا دربارهٔ مجموعه طیف فلسفه اسلامی بی پاسخ نمی گذاشت.
با شکیبایی و حوصله و روشنی بسیار به توضیح و تشریح همه چیز می پرداخت. فرزانگی اش را جرعه جرعه به انسان منتقل می کرد. چنانکه در دراز مدت نوعی استحاله در درون شخص به وجود می آورد. ما با او تجربه ای را گذراندیم که احتمالا در جهان اسلامی یگانه است...
یک بار او را به ویلایی در ساحل خزر که به دریا مشرف بود دعوت کردم. مثل همیشه بحث فلسفه و رابطه میان «دیدن» و «دانستن» در میان بود. از نظر او٬ تمامی معرفت٬ اگر به سطح تجربه ای آنی و شهودی اعتلا نمی یافت٬ هیچ ارزش و اعتباری نداشت. من در آن ایام نوشته های یونگ را زیاد می خواندم٬ و در آن زمان در کتاب انسان و جست و جوی روان غرق بودم. استاد خواست تا بداند که کتاب درباره چه است٬ در دو کلام برایش لُبّ مطالب کتاب را شرح دادم.
اصل مطلب این بود که در حالی که قرون وسطا روح جوهری و جهانی را موعظه می کرد٬ قرن نوزدهم توانست روانشناسی فارغ از روح را به وجود آورد٬ استاد چنان از این نکته به وجد آمده بود که خواست کتاب حتماً به فارسی ترجمه شود و افزود: زیرا باید جهان را شناخت. ما نمی توانیم خود را در برج های عاج مان محصور و منزوی کنیم.
#داریوش_شایگان/ فیلسوف
و نویسنده در جست و جوی
شرق٬ زیر آسمان های جهان
🍏🍎🍃
❤1🙏1🕊1
●
ساقی بده پیمانهای، زآن میْ
که بیخویشم کند
بر حُسنِ شور انگیزِ تو،
عاشق تر از پیشم کند
زان میْ که در شب های غم،
بارَد فروغِ صبحدم
غافل کند از بیش و کم،
فارغ ز تشویشم کند
✍#رهی_معیری
🍏🍎🍃
ساقی بده پیمانهای، زآن میْ
که بیخویشم کند
بر حُسنِ شور انگیزِ تو،
عاشق تر از پیشم کند
زان میْ که در شب های غم،
بارَد فروغِ صبحدم
غافل کند از بیش و کم،
فارغ ز تشویشم کند
✍#رهی_معیری
🍏🍎🍃
❤2🙏1
تصنیف سوز و ساز
علیرضا افتخاری
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_افتخاری
✍#رهی_معیری🕊
ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_افتخاری
✍#رهی_معیری🕊
ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه. ☀️🐓
☀️ ۲۵ آبان ۱۴۰۴
🌙۲۵ جمادی الاولی ۱۴۴۷
🌲۱۶ نوامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 🍂🌾
------------------------
پنچره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش پرمهر آفرینش
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
روزهای پایانی آبان ماه به گام
هایی سبز و پویا...
با آرزوی بارش باران رحمت الهی
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه. ☀️🐓
☀️ ۲۵ آبان ۱۴۰۴
🌙۲۵ جمادی الاولی ۱۴۴۷
🌲۱۶ نوامبر ۲۰۲۵
--------☔️-----💛-----☔️------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی،
لبخند و امید 🍂🌾
------------------------
پنچره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش پرمهر آفرینش
----------------
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دورِ دور... و ناکامی
و ناامیدی، برگ های خشکیده ای
باشند؛ گم شده در آغوش باد
------------------
روزهای پایانی آبان ماه به گام
هایی سبز و پویا...
با آرزوی بارش باران رحمت الهی
-----------------
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
○
سرشارم از برف،
از ترنمِ انگور نور
و در انتظارم
از بُن تاریکی آفاقم را
روشن کنی
من برخیزم
و در درخششِ روزی دیگر،
باقی زندگی را، پیگیرم ...
✍#شمس_لنگرودی
قدم های یکشنبه تان به شادی
🍏🍎🍃
سرشارم از برف،
از ترنمِ انگور نور
و در انتظارم
از بُن تاریکی آفاقم را
روشن کنی
من برخیزم
و در درخششِ روزی دیگر،
باقی زندگی را، پیگیرم ...
✍#شمس_لنگرودی
قدم های یکشنبه تان به شادی
🍏🍎🍃
❤2👌1
حرفی برای گفتن - 25
فریدون فرح اندوز
📝
- شعری از رهی معیری
- زندگینامهی رهی معیری بخش اول
- زندگینامهی رهی معیری بخش دوم
- زندگینامهی رهی معیری بخش سوم
- شعری از رهی معیری با صدای خانم روشنک و آواز غلامحسین بنان
- عشق رهی معیری و مریم فیروز
🎙#فریدون_ فرحاندوز
🍏🍎🍃
- شعری از رهی معیری
- زندگینامهی رهی معیری بخش اول
- زندگینامهی رهی معیری بخش دوم
- زندگینامهی رهی معیری بخش سوم
- شعری از رهی معیری با صدای خانم روشنک و آواز غلامحسین بنان
- عشق رهی معیری و مریم فیروز
🎙#فریدون_ فرحاندوز
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
گر به چشم پاک
در صنع الهی بنگری
کعبه مقصود را
در هر سیاهی بنگری
چشم وحدت بین
به دست آری اگر چون آفتاب
در دل هر ذره ای نور الهی بنگری
#صائب_تبریزی
درودی به مهر صبح تان به خیر
🍏🍎🍃
گر به چشم پاک
در صنع الهی بنگری
کعبه مقصود را
در هر سیاهی بنگری
چشم وحدت بین
به دست آری اگر چون آفتاب
در دل هر ذره ای نور الهی بنگری
#صائب_تبریزی
درودی به مهر صبح تان به خیر
🍏🍎🍃
❤2🙏1