معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


از روزگار خویش
ندانم... جز این قدر

خوابم ز یاد رفته و
تعبیرم... آرزوست ....

#اقبال_ لاهوری
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐆𝐎𝐎𝐃 𝐍𝐄𝐖 𝐃𝐀𝐘
----------------------------
_باید دوست بدارم؛
تیک تاک تا به تای ِ
چهارفصلِ زندگی را

آسمان را، ماه را ...
نیش و نوشِ در مسیرِ راه را_

#فرح_فریماااا_معمای_عشق

درودی به مهر صبح تان به خیر
آغاز اولین روز هفته تان به گام هایی خوش و پویا
هفت روز هفته ای شاد داشته باشید
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام صبح زیبای پاییزی تان به خیر و حلاوت شادی و مهر

🍏🍎🍃
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


باز کن پنجره را
عشق دمیده ...


زندگی کن...
زندگی زیباست؛
چه...
در سرخی ِ
گونه های شراب ؛
چه در کوره
راه های تاریک و گنگ سراب؛

زندگی زیباست!
چه در ... کوچه...
پس کوچه های خیال؛
چه در آرزوهای دور و محال
زندگی زیباست ...
زندگی زیباست ...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
صبح به خیر روزتان به عشق
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Devanah Sho
Davlatmand Kholov
🎼❤️🎼

"#دولتمند_خالُف"
#نوازنده و خواننده تاجیک
---------------------
حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ، پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن
وانگه بیا با عاشقان، همخانه شو همخانه شو

#مولانای_جان
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
📚

۲۴ آبان
روز #کتاب_و_کتابخوانی گرامی

کتاب: خلاصه‌یی از هستی، انسان، تاریخ
کتاب: کسب قدرت تماشا و فهم جلوه‌های زیبای زندگی
کتاب: گشودن پنجره در پنجره و کشف زیبای‌های ناشناخته
کتاب: قدرت بی‌شکست و بی‌زوال
کتاب: ترویج فرهنگ آزادی، برابری، عدالت اجتماعی
کتاب: دنیایی بهتر، زیباتر، انسانی‌تر

🍏🍎🍃
2👌1
📖
📕

کتاب را که باز می‌کنی
دو بال یک پرنده را گشوده‌ای
پرنده‌ای که از زمین
تو را به شهرهای دور
تو را به باغ‌های نور می‌برد...

#فریدون‌مشیری

۲۴ آبان ماه روز کتاب و کتابخوانی گرامی
🍏🍎🍃
3👌1
📚


زاد روز (عبدالرحمن _جامی ملقب به خاتم الشعرا شاعر - موسیقی‌دان - ادیب و صوفی نام‌دار فارسی‌ زبان ایرانی) گرامی
---------------------------

چه گویم
کز فراقت چونم ای دوست
جگر پر درد و
دل پر خونم ای دوست

به زیر پای خود
کردی سرم پست
رساندی پایه بر
گردونم ای دوست

میان رهروان بودم فسانه
ز ره بردی به یک
افسونم ای دوست

چنان از لعل
میگون تو مستم
که فارغ از می
گلگونم ای دوست

ز نقد عشق
اگر خالی بود جیب
چه سود از گنج
افریدونم ای دوست

#جامی
🍏🍎🍃
1🙏1
🎂
1

#محمد_حسن_(بیوک)_معیری
(زادهٔ ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ در تهران درگذشتهٔ ۲۴ آبان ۱۳۴۷ در تهران) با تخلص رهی از غزلسرایان معاصر ایران و از ترانه‌سرایان و تصنیف‌سرایان به‌نام است. از ترانه‌های سروده شده توسط وی می‌توان «شد خزان»، «شب جدایی»، «کاروان» و «مرغ حق» را نام برد. اشعار او تحت تأثیر سعدی (که بیشترین تأثیر را در او گذاشته‌است)، حافظ، نظامی، صائب و مولوی است.

محمدحسن (بیوک) معیری فرزند محمدحسین‌خان مؤیدخلوت و نوهٔ دوستعلی‌خان نظام‌الدوله در دهم اردیبهشت ۱۲۸۸ خورشیدی در تهران، گلشن چشم به جهان گشود. پدرش قبل از تولد رهی درگذشته بود. رهی معیری تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد؛ آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانه سلطنتی اشتغال داشت.

رهی از اوان کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی دلبستگی فراوان داشت و در این هنرها بهره‌ای بسزا یافت. هفده سال بیش نداشت که اولین رباعی خود را سرود:

کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد
وین روز مفارقت به شب می‌آمد
آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست
ای کاش که جانِ ما به لب می‌آمد

در آغاز شاعری، در انجمن ادبی حکیم نظامی که به ریاست وحید دستگردی تشکیل می‌شد شرکت جست و از اعضای مؤثر و فعال آن بود و نیز در انجمن ادبی فرهنگستان از اعضای مؤسس و برجسته آن به‌شمار می‌رفت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. اشعار رهی در بیشتر روزنامه‌ها و مجلات ادبی نشر یافت و آثار سیاسی، فکاهی و انتقادی او در روزنامه باباشمل و مجله تهران مصور چاپ می‌شد. در شعرهای فکاهی و انتقادی از نام مستعار «زاغچه»، «شاه پریون»، «گوشه‌گیر» و «حق گو» استفاده می‌کرد.

رهی معیری در سال‌های آخر عمر در برنامه گل‌های رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می‌کرد. رهی در همان سال‌ها سفرهایی به خارج از ایران داشت از جمله: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن انقلاب کبیر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بارت سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال درگذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگر در سال ۱۳۴۵. عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر معیری بود.
رهی معیری در سال ۱۳۴۷ خورشیدی در تهران بر اثر بیماری‌ای که تاب و توان از وی گرفته بود در ۵۹ سالگی درگذشت. وی در گورستان ظهیرالدوله شمیران مدفون گردیده‌است

مجموعه‌ای از اشعار رهی معیری با عنوان سایه عمر در سال ۱۳۴۵ به چاپ رسید. رهی بی‌تردید یکی از چند چهره ممتاز غزل‌سرای معاصر است. سخن او تحت تأثیر شاعرانی چون سعدی، حافظ، مولوی، صائب و گاه مسعود سعد سلمان و نظامی است؛ اما دلبستگی و توجه بیشتر او به زبان سعدی است. این عشق و شیفتگی به سعدی سخنش را از رنگ و بوی شیوه استاد برخوردار کرده‌است، و حتی گفته‌اند که همان سادگی و روانی و طراوت غزل‌های سعدی را از بیشتر غزل‌های او می‌توان دریافت.

گاه‌گاه تخیلات دقیق و اندیشه‌های لطیف او شعر صائب و کلیم و حزین و دیگر شاعران شیوه اصفهانی را به یاد می‌آورد و در همان لحظه زبان شسته و یکدست او از شاعری به شیوه عراقی سخن می‌گوید.

رنگ عاشقانه غزل رهی، با این زبان شسته و مضامین لطیف تقریباً عامل اصلی اهمیت کار اوست، زیرا جمع میان سه عنصر اصلی شعر - آن هم غزل- از کارهای دشوار است.

از شعرهای معروف او، خزان عشق (به عبارتی همان تصنیف مشهور «شد خزان گلشن آشنایی» که بدیع‌زاده آن را در دستگاه همایون اجرا کرد)، نوای نی، دارم شب و روز، شب جدایی، یار رمیده، یاد ایام، بهار، کاروان، مرغ حق است.
🍏🍎🍃
👌1🕊1
🕊