This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
از بود و نبود من اندیشه گمانها داشت
از عشق هویدا شد این نکته که من هستم
اقبال لاهوری در این ناب سروده سخن بسیاری از بزرگان حکمت و اندیشه و عرفان را برایمان بازگو میکند، این که ارزش وجودی هر انسان به میزان عشقی است که در زندگی تجربه میکند، و در حقیقتِ بود و نبود آدمی به آن بستگی دارد. و به راستی، بیعشق انسان با سایر حیوانان و نباتات و جمادات چه تفاوتی دارد؟
از بود و نبود من اندیشه گمانها داشت
از عشق هویدا شد این نکته که من هستم
#اقبال_لاهوری
#احسانالله_شکراللهی
سالروز درگذشت🕊
علامه اقبال_ لاهوری گرامی
🍏🍎🍃
از بود و نبود من اندیشه گمانها داشت
از عشق هویدا شد این نکته که من هستم
اقبال لاهوری در این ناب سروده سخن بسیاری از بزرگان حکمت و اندیشه و عرفان را برایمان بازگو میکند، این که ارزش وجودی هر انسان به میزان عشقی است که در زندگی تجربه میکند، و در حقیقتِ بود و نبود آدمی به آن بستگی دارد. و به راستی، بیعشق انسان با سایر حیوانان و نباتات و جمادات چه تفاوتی دارد؟
از بود و نبود من اندیشه گمانها داشت
از عشق هویدا شد این نکته که من هستم
#اقبال_لاهوری
#احسانالله_شکراللهی
سالروز درگذشت🕊
علامه اقبال_ لاهوری گرامی
🍏🍎🍃
🙏1🕊1
با من بِمان.
محمد معتمدی | طوفان
🎼❤️🎼
_می دانم!
چشم های ات
چکاوکی می شود
تا رخصتِ بارانِ عشق؛
و دستهای ات؛
شاخه یِ تردِ نیلوفری
برای خوابِ تمامیِ
فصل هایِ زرد!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
_می دانم!
چشم های ات
چکاوکی می شود
تا رخصتِ بارانِ عشق؛
و دستهای ات؛
شاخه یِ تردِ نیلوفری
برای خوابِ تمامیِ
فصل هایِ زرد!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
❤1🙏1
📕
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند. رمانهای مشهور او جنایت و مکافات (1866)، ابله (1869)، جنزدگان (1872) و برادران کارامازوف (1880) هستند.
🍏🍎🍃
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند. رمانهای مشهور او جنایت و مکافات (1866)، ابله (1869)، جنزدگان (1872) و برادران کارامازوف (1880) هستند.
🍏🍎🍃
👌2
Audio
📕✨📕
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌2
❌✅
باران که شدی مپرس این خانه کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدى، پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران! تو که از پیش خدا مى آیی توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست
بر درگه او چونکه بیافتند به خاک شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست
با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى حمد و فلق و نعره مستانه یکیست
این بى خردان، خویش خدا مىدانند اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار در خلقت تو و بال پروانه یکیست گر درک کنى خودت خدا را بینى درکش نکنی، کعبه و بت خانه یکیست
✅#مهدی_مختارزاده✅✅
❌#مولانا❌❌❌
🍏🍎🍃
باران که شدی مپرس این خانه کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدى، پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران! تو که از پیش خدا مى آیی توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست
بر درگه او چونکه بیافتند به خاک شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست
با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى حمد و فلق و نعره مستانه یکیست
این بى خردان، خویش خدا مىدانند اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار در خلقت تو و بال پروانه یکیست گر درک کنى خودت خدا را بینى درکش نکنی، کعبه و بت خانه یکیست
✅#مهدی_مختارزاده✅✅
❌#مولانا❌❌❌
🍏🍎🍃
👌2
●
بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویی از او پرسیدند :
چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟
او پاسخ داد : سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود ؛ چرا که سر رشته ی همه چیز در مملکت به او ختم میشد و تمام قوا در شخص او متمرکز بود.
گفتند: این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بیاطلاع بود.
او پاسخ داد: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بیاطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بی اطلاع باشد...!
🍏🍎🍃
بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویی از او پرسیدند :
چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟
او پاسخ داد : سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود ؛ چرا که سر رشته ی همه چیز در مملکت به او ختم میشد و تمام قوا در شخص او متمرکز بود.
گفتند: این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بیاطلاع بود.
او پاسخ داد: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بیاطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بی اطلاع باشد...!
🍏🍎🍃
👏2👌1
○
مرغکی؛
از کوچ جا مانده
و هر شب تا سحر
بر شاخساری خشک، می نالد
و قابِ پنجره؛ در انتظارِ
گام های خسته ای،
از شرم می خوابد
و دستانی، سکوت خالی ِ
یک سفره را، آرام می بلعد
و بغض کودکی؛
در خانه می پیچد
و جام اشک را...
یک زن بجایِ آب؛ می نوشد
و من... در خلوتِ
کابوسِ بی هنگامِ شب
آهسته می گریم؛
چرا باران نمی بارد...؟
کاسه ها و کوزه ها
خالی ست!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
مرغکی؛
از کوچ جا مانده
و هر شب تا سحر
بر شاخساری خشک، می نالد
و قابِ پنجره؛ در انتظارِ
گام های خسته ای،
از شرم می خوابد
و دستانی، سکوت خالی ِ
یک سفره را، آرام می بلعد
و بغض کودکی؛
در خانه می پیچد
و جام اشک را...
یک زن بجایِ آب؛ می نوشد
و من... در خلوتِ
کابوسِ بی هنگامِ شب
آهسته می گریم؛
چرا باران نمی بارد...؟
کاسه ها و کوزه ها
خالی ست!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
▪️
#مهدیسحابی
(۱۶ بهمن ۱۳۲۲ قزوین - ۱۸ آبان ۱۳۸۸ پاریس)🕊 سفرش سبز
مترجم، نویسنده، روزنامهنگار، نقاش، مجسمهساز و عکاس.
او بیشتر به خاطر ترجمه مجموعه در جستجوی زمان از دست_رفته نوشته #مارسلپروست شناخته شدهاست.
پیکر وی در خاک بهشتزهرا آرام گرفت.
مهدی سحابی نقاش، مجسمهساز، عکاس، نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، منشوری چند وجهی از هنر و فرهنگ این سرزمین بود. او یک سرمایۀ ملیست، کسی که روزنههایی شکوهمند از جهان ادبیات و تجسمی را بر روی مخاطب ایرانی گشود. به جرأت میتوان گفت انسانی چندوجهی چون مهدی سحابی که در عین حال وجوه او غیر قابل تمیز دادن باشد را نمیتوان یافت. او به تنهایی یک دایرهالمعارف بود. گوئی هفت هنر در زندگی او هر یک گوشهای را گرفته بود.
یکی از دستاوردهای خیلی مهم کار چندسالهٔ من با مارسل پروست پی بردن به یک تفاوت بنیادی میان دو زبان فارسی و فرانسه بود... تفاوت دو آهنگ و دو موسیقیِ مطلقاً مجزا که عمیقاً از ساختار واژههای زبان ناشی میشود و نه ساختار جملهها یا دستور زبان... اکثر واژههای فرانسوی با یک مصوت نرم به پایان میرسند و پایان واژه کمابیش در هوا معلق میمانَد؛ درحالیکه، برعکس، اکثر واژههای فارسی با صامت کمابیش محکم و گاهی حتی مؤکد به پایان میرسند... اگر در ترجمه سروکار شما با نثری مثل پروست باشد، که در ترنم و سیلان آهنگینش معروف است و نثر او را از جمله شاهکارهای ادبیات فرانسه کردهاست، تکلیف شما با آن موسیقی نرم و ملایم فرانسوی چیست؟ به نظر من همهٔ مسئله اینجاست؛ در اینکه شما آن آهنگ نرم را نه به آهنگ نرم مشابهش، که در فارسی وجود ندارد، بلکه به آهنگ دیگری (تأکید میکنم، آهنگ دیگری) برگردانید، بیآنکه ترنم معروف نثر پروست را خراب کنید.
(در جستوجوی پروست. مصاحبه با مهدی سحابی. در: مجلهٔ کیان
🍏🍎🍃
#مهدیسحابی
(۱۶ بهمن ۱۳۲۲ قزوین - ۱۸ آبان ۱۳۸۸ پاریس)🕊 سفرش سبز
مترجم، نویسنده، روزنامهنگار، نقاش، مجسمهساز و عکاس.
او بیشتر به خاطر ترجمه مجموعه در جستجوی زمان از دست_رفته نوشته #مارسلپروست شناخته شدهاست.
پیکر وی در خاک بهشتزهرا آرام گرفت.
مهدی سحابی نقاش، مجسمهساز، عکاس، نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، منشوری چند وجهی از هنر و فرهنگ این سرزمین بود. او یک سرمایۀ ملیست، کسی که روزنههایی شکوهمند از جهان ادبیات و تجسمی را بر روی مخاطب ایرانی گشود. به جرأت میتوان گفت انسانی چندوجهی چون مهدی سحابی که در عین حال وجوه او غیر قابل تمیز دادن باشد را نمیتوان یافت. او به تنهایی یک دایرهالمعارف بود. گوئی هفت هنر در زندگی او هر یک گوشهای را گرفته بود.
یکی از دستاوردهای خیلی مهم کار چندسالهٔ من با مارسل پروست پی بردن به یک تفاوت بنیادی میان دو زبان فارسی و فرانسه بود... تفاوت دو آهنگ و دو موسیقیِ مطلقاً مجزا که عمیقاً از ساختار واژههای زبان ناشی میشود و نه ساختار جملهها یا دستور زبان... اکثر واژههای فرانسوی با یک مصوت نرم به پایان میرسند و پایان واژه کمابیش در هوا معلق میمانَد؛ درحالیکه، برعکس، اکثر واژههای فارسی با صامت کمابیش محکم و گاهی حتی مؤکد به پایان میرسند... اگر در ترجمه سروکار شما با نثری مثل پروست باشد، که در ترنم و سیلان آهنگینش معروف است و نثر او را از جمله شاهکارهای ادبیات فرانسه کردهاست، تکلیف شما با آن موسیقی نرم و ملایم فرانسوی چیست؟ به نظر من همهٔ مسئله اینجاست؛ در اینکه شما آن آهنگ نرم را نه به آهنگ نرم مشابهش، که در فارسی وجود ندارد، بلکه به آهنگ دیگری (تأکید میکنم، آهنگ دیگری) برگردانید، بیآنکه ترنم معروف نثر پروست را خراب کنید.
(در جستوجوی پروست. مصاحبه با مهدی سحابی. در: مجلهٔ کیان
🍏🍎🍃
👌1🕊1