آهنگ عاشقانه تاجیکی " قصه عاشقی " عاشقان قدر هم ب
Abdullah Ahmadzai
🎼❤️🎼
🗣#عبداله_احمد_زای
#موسیقی_تاجیکستان
----------------------
خوش آن مردن
که بر بالینِ خویشت بینم و باشد؛
اَجل در قبض جان،
تن مضطرب،
من در تماشایت...
✍#محتشم_کاشانی
🍏🍎🍃
🗣#عبداله_احمد_زای
#موسیقی_تاجیکستان
----------------------
خوش آن مردن
که بر بالینِ خویشت بینم و باشد؛
اَجل در قبض جان،
تن مضطرب،
من در تماشایت...
✍#محتشم_کاشانی
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دیواری زیبا در کشور تاجیکستان که اندازه صدها سال فرهنگ و تاریخ ایران و ادب فارسی را با خود دارد!
چه کار فرهنگی، ادبی و هنری و هم بستگی ِ زیبا و ارزنده ای👏👌❤️
🍏🍎🍃
دیواری زیبا در کشور تاجیکستان که اندازه صدها سال فرهنگ و تاریخ ایران و ادب فارسی را با خود دارد!
چه کار فرهنگی، ادبی و هنری و هم بستگی ِ زیبا و ارزنده ای👏👌❤️
🍏🍎🍃
👌2
📕
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند. رمانهای مشهور او جنایت و مکافات (1866)، ابله (1869)، جنزدگان (1872) و برادران کارامازوف (1880) هستند.
🍏🍎🍃
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند. رمانهای مشهور او جنایت و مکافات (1866)، ابله (1869)، جنزدگان (1872) و برادران کارامازوف (1880) هستند.
🍏🍎🍃
👌2
Audio
📕✨📕
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات از بهترین رمان ها تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی تا حد زیادی مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌2
❌✅
گیرم که در باورتان به خاک نشستهام
و ساقههای جوانم از ضربههای تبرهاتان زخمدار است
با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام
بنشسته در کمینِ پرندهای
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجههای نشسته در آشیانه چه میکنید؟
گیرم که باد هرزۀ شبگرد
با هایوهوی نعرۀ مستانه در گذر باشد
با صبح روشنِ پُرترانه چه میکنید؟
گیرم که میزنید
گیرم که میبُرید
گیرم که میکشید
با رویشِ ناگزیر جوانه چه میکنید؟
✅#شهریار_دادور ✅✅
❌#خسرو_ گلسرخی
🍏🍎🍃
گیرم که در باورتان به خاک نشستهام
و ساقههای جوانم از ضربههای تبرهاتان زخمدار است
با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام
بنشسته در کمینِ پرندهای
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجههای نشسته در آشیانه چه میکنید؟
گیرم که باد هرزۀ شبگرد
با هایوهوی نعرۀ مستانه در گذر باشد
با صبح روشنِ پُرترانه چه میکنید؟
گیرم که میزنید
گیرم که میبُرید
گیرم که میکشید
با رویشِ ناگزیر جوانه چه میکنید؟
✅#شهریار_دادور ✅✅
❌#خسرو_ گلسرخی
🍏🍎🍃
🙏1👌1
●
گوسفندی كه تمام وسعت دیدش در پشت گوسفند جلوی خودش خلاصه میشود؛
چگونه میتواند تشخیص دهد که امروز او را به چرا خواهند برد یا به قتلگاه...!؟
👤#آلبر_کامو
🍏🍎🍃
گوسفندی كه تمام وسعت دیدش در پشت گوسفند جلوی خودش خلاصه میشود؛
چگونه میتواند تشخیص دهد که امروز او را به چرا خواهند برد یا به قتلگاه...!؟
👤#آلبر_کامو
🍏🍎🍃
🙏1👌1
○
گل کرده ام امسال در پاییز ،
گویا بهار تازه ای دارم
هر عصر با گلبوته ی یاست
قول و قرار تازه ای دارم
دل می فروشم در کف بازار
جایش محبت می خرم هر بار
شکر خدا امسال مشغولم !
بازار کار تازه ای دارم!
راز و نیازم را عوض کردی
شکل نمازم را عوض کردی
با قبله ی این عشق، می چرخم
پروردگار تازه ای دارم!
آرامشم اینجاست در چشمت
آبی ترین دریاست در چشمت
در ساحل امواج گیسویت
" زیبا کنار" ِ تازه ای دارم
عشق آمد و باران نصیبم کرد
پای بیابان ، باغ سیبم کرد
ای غم برو، حالا که می بینی
من خواستگار تازه ای دارم!
پیوند با قلبت مبارک باد !
سهمم همین لبخند کوچک باد
حس میکنم با تو، فقط با تو
ایل و تبار تازه ای دارم.
چشمان تو در حال تسخیرم
عطر تنت کرده زمینگیرم
من کشوری در انقلابم که
بنیانگذار تازه ای دارم!
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
گل کرده ام امسال در پاییز ،
گویا بهار تازه ای دارم
هر عصر با گلبوته ی یاست
قول و قرار تازه ای دارم
دل می فروشم در کف بازار
جایش محبت می خرم هر بار
شکر خدا امسال مشغولم !
بازار کار تازه ای دارم!
راز و نیازم را عوض کردی
شکل نمازم را عوض کردی
با قبله ی این عشق، می چرخم
پروردگار تازه ای دارم!
آرامشم اینجاست در چشمت
آبی ترین دریاست در چشمت
در ساحل امواج گیسویت
" زیبا کنار" ِ تازه ای دارم
عشق آمد و باران نصیبم کرد
پای بیابان ، باغ سیبم کرد
ای غم برو، حالا که می بینی
من خواستگار تازه ای دارم!
پیوند با قلبت مبارک باد !
سهمم همین لبخند کوچک باد
حس میکنم با تو، فقط با تو
ایل و تبار تازه ای دارم.
چشمان تو در حال تسخیرم
عطر تنت کرده زمینگیرم
من کشوری در انقلابم که
بنیانگذار تازه ای دارم!
✍#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
❤1🙏1
عايزه أقرب
جنات
🎼❤️🎼
دستانم رامیتوانی ببندی
پاهایم رامیتوانی ببندی
دهانم رامیتوانی ببندی
اماذهنم راهرگز
یک روز
ازذهن من ,ازذهن تو
ازذهن ماهزاران پرستوی وحشی
به آسمان خواهد پرید.
✍🏼#ژان_پل_سارتر
🍏🍎🍃
دستانم رامیتوانی ببندی
پاهایم رامیتوانی ببندی
دهانم رامیتوانی ببندی
اماذهنم راهرگز
یک روز
ازذهن من ,ازذهن تو
ازذهن ماهزاران پرستوی وحشی
به آسمان خواهد پرید.
✍🏼#ژان_پل_سارتر
🍏🍎🍃
❤1👌1
●
"سید محمدعلی موسوی جمالزاده اصفهانی (۲۳ دی ۱۲۷۰ در اصفهان_ ۱۷ آبان ۱۳۷۶ در ژنو) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی بود. او را پیشتاز قصّهنویسی معاصر،پدر داستان کوتاه در زبان فارسی و آغازگر سبک واقعگرایی در ادبیات فارسی میدانند."
او نخستین مجموعهٔ داستانهای کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود و یکی نبود در سال ۱۳۰۰ در برلین منتشر ساخت.
جمالزاده در سال ۱۹۶۵ نامزد جایزه نوبل ادبیات شد. او و زین العابدین رهنما و حسین قدس نخعی و ابوالقاسم اعتصامزاده تنها چهار فارسیزبانی هستند که آکادمی سوئد نامزد این جایزه اعلام کردهاست – و هیچیک جایزه را نبردهاند. وی در سال ۱۹۶۹ نیز در یک قدمی جایزه بود.
داستانهای وی انتقادی (از وضع زمانه)، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه است.
وی در سال ۱۳۷۶ در ۱۰۵ سالگی در یک آسایشگاه سالمندان در ژنو، سوئیس درگذشت.
سالروز درگذشت استاد جمالزاده
گرامی 🕊
🍏🍎🍃
"سید محمدعلی موسوی جمالزاده اصفهانی (۲۳ دی ۱۲۷۰ در اصفهان_ ۱۷ آبان ۱۳۷۶ در ژنو) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی بود. او را پیشتاز قصّهنویسی معاصر،پدر داستان کوتاه در زبان فارسی و آغازگر سبک واقعگرایی در ادبیات فارسی میدانند."
او نخستین مجموعهٔ داستانهای کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود و یکی نبود در سال ۱۳۰۰ در برلین منتشر ساخت.
جمالزاده در سال ۱۹۶۵ نامزد جایزه نوبل ادبیات شد. او و زین العابدین رهنما و حسین قدس نخعی و ابوالقاسم اعتصامزاده تنها چهار فارسیزبانی هستند که آکادمی سوئد نامزد این جایزه اعلام کردهاست – و هیچیک جایزه را نبردهاند. وی در سال ۱۹۶۹ نیز در یک قدمی جایزه بود.
داستانهای وی انتقادی (از وضع زمانه)، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه است.
وی در سال ۱۳۷۶ در ۱۰۵ سالگی در یک آسایشگاه سالمندان در ژنو، سوئیس درگذشت.
سالروز درگذشت استاد جمالزاده
گرامی 🕊
🍏🍎🍃
🕊2