○
لب های سپیدِ
صبح را به هم دوخته اند
گیسوان سیاه شب را کوتاه کنید
تا آسمان گستره یِ
بال های سبز پرنده شود
دیوارهای غربت فهم فرو ریزد
و آفتاب از پس ظلمت
این همه شب کور
میعاد ِ دوباره ی آبی ِعشق شود!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
آدینه تان به روشنایی و نور
🍏🍎🍃
لب های سپیدِ
صبح را به هم دوخته اند
گیسوان سیاه شب را کوتاه کنید
تا آسمان گستره یِ
بال های سبز پرنده شود
دیوارهای غربت فهم فرو ریزد
و آفتاب از پس ظلمت
این همه شب کور
میعاد ِ دوباره ی آبی ِعشق شود!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
آدینه تان به روشنایی و نور
🍏🍎🍃
❤2🙏1
موسیقی یونانی- عاشقانه
@taalibakhshi کانال تعالی بخشی
🎼❤️🎼
بال های
فرشتگان زخمی ست؛
آفتاب را...
به آغوشِ صبح
دعوت کن ؛
بگذار خورشید
از پشت ابرهای تیره ی
معرفت؛ عاشقانه بتابد
و قلب آبی ِ آفتابگردان ها؛
طلیعه دار میعادگه عشق باشد...!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
بال های
فرشتگان زخمی ست؛
آفتاب را...
به آغوشِ صبح
دعوت کن ؛
بگذار خورشید
از پشت ابرهای تیره ی
معرفت؛ عاشقانه بتابد
و قلب آبی ِ آفتابگردان ها؛
طلیعه دار میعادگه عشق باشد...!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3🙏1
غزلیات حافظ 252
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_252
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
گر بُوَد عمر، به میخانه رَسَم بارِ دِگَر
بجز از خدمتِ رندان نکنم کارِ دِگَر
خُرَّم آن روز که با دیدهٔ گریان بِرَوَم
تا زنم آب درِ میکده یک بارِ دگر
معرفت نیست در این قوم خدا را سَبَبی
تا بَرَم گوهرِ خود را به خریدارِ دگر
یار اگر رفت و حقِ صحبتِ دیرین نشناخت
حاشَ لِلَّه که رَوَم من ز پِیِ یارِ دگر
گر مساعد شَوَدَم دایرهٔ چرخِ کبود
هم به دست آورمش باز به پرگارِ دگر
عافیت میطلبد خاطرم ار بگذارند
غمزهٔ شوخَش و آن طرهٔ طَرّارِ دگر
راز سربستهٔ ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف و نی بر سرِ بازارِ دگر
هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت
کُنَدَم قصدِ دلِ ریش به آزارِ دگر
بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاست
غرقه گشتند در این بادیه بسیارِ دگر
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
گر بُوَد عمر، به میخانه رَسَم بارِ دِگَر
بجز از خدمتِ رندان نکنم کارِ دِگَر
خُرَّم آن روز که با دیدهٔ گریان بِرَوَم
تا زنم آب درِ میکده یک بارِ دگر
معرفت نیست در این قوم خدا را سَبَبی
تا بَرَم گوهرِ خود را به خریدارِ دگر
یار اگر رفت و حقِ صحبتِ دیرین نشناخت
حاشَ لِلَّه که رَوَم من ز پِیِ یارِ دگر
گر مساعد شَوَدَم دایرهٔ چرخِ کبود
هم به دست آورمش باز به پرگارِ دگر
عافیت میطلبد خاطرم ار بگذارند
غمزهٔ شوخَش و آن طرهٔ طَرّارِ دگر
راز سربستهٔ ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف و نی بر سرِ بازارِ دگر
هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت
کُنَدَم قصدِ دلِ ریش به آزارِ دگر
بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاست
غرقه گشتند در این بادیه بسیارِ دگر
🍏🍎🍃
❤1👏1
Talayeh Dar
Dariush
🎼❤️🎼
واسه این شرقی ِ تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شكوفایی تاریخ منی...
🍏🍎🍃
واسه این شرقی ِ تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شكوفایی تاریخ منی...
🍏🍎🍃
❤1👌1
❌✅
❌شعرهایی که سروده سیمین بهبهانی نیستند❌
۶ سال پیش در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ با سیمین و نیمای غزل امروز وداع کردیم واز آن روز به بعد شاهدیم که اشعار جعلی بسیار زیادی به سیمین بهبهانی نسبت داده شده است. اگرچه در زمان حیاتش نیز این نسبتهای ناروابه او داده می شد و او را میآزرد و اعتراضاتش هم به گوش کسی نمی رسید .با گرامیداشت یاد و خاطره این دردانه غزل و ادبیات امروز، بخشی از این غزلیات و اشعار منسوب به او را از سایت یادداشتهای فردوس سخن نقل می کنیم :
از جمله شعرهای منسوب به او، شعری است با عنوان «به تو چه» که این گونه آغاز میشود:
من اگر کافر و بیدین و خرابم؛ به تو چه؟
من اگر مست می و شرب و شرابم؛ به توچه؟
شاعر این شعر، ✅« آبتین پوریا» نام دارد در حالی که بهطور گسترده در اینترنت به بهبهانی نسبت داده شده است.
شعر معروف دیگری با عنوان «هرگز نخواب کورش» نیز به نام سیمین بهبهانی منتشر شده بود که با تکذیب رو به رو شد و بعدها مشخص گردید که شاعر واقعی آن✅ «سورنا آرام » نام دارد. این شعر در مستند جشنهای دوهزار و پانصد ساله شبکه من و تو به بهبهانی نسبت داده شده بود که صفحه فیس بوک این شاعر، آن را «دروغ شاخدار» و «باعث تاسف» دانست.
همچنین برخی از اشعار ✅هادی خرسندی مانند شعر معروف
«قلم چرخید و فرمان را گرفتند» به اشتباه به نام ❌سیمین بهبهانی دست به دست میشد که اعتراض این شاعر را برانگیخت.
سیمین بهبهانی با انتشار دست خطی ضمن ابراز نگرانی از انتشار اشعار نادرست به نام خود، خواهش کرد که با نشر چنین اشتباهاتی «بر گناه وی نیفزایند.»
وی همچنین گفت که اغلب اشعارش بدون امضا قابل تشخیصاند.
صفحه فیس بوک سیمین بهبهانی نیز در سال ۲۰۱۳ از انتشار اشعار اشتباه و نادرست به نام وی انتقاد کرد و خبر داد که ایشان از انتشار این اشعار به نام خود «عمیقاً ناراحتند.»
از جمله دیگر اشعاری که «به اشتباه» به نام بهبهانی منتشر شدهاند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. زنی را میشناسم من که از✅« فریبا شش بلوکی» است.
۲. «قصه این جاست که شب بود و هوا ریخت به هم». این شعر از❌ سیمین بهبهانی «نیست».
۳. «خنده باید زد به ریش روزگار…» که شاعر واقعی آن ✅«محمود مسعودی» نام دارد.
۴. شعری با عنوان «من از عقرب نمیترسم ولی از نیش میترسم». شاعر این شعر مرحوم مدیحه سرای معاصر ✅ژولیده نیشابوری است که به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشود.
۵. همچنین میتوان به شعر مشابهی اشاره کرد با سرآغاز «من از شبهای تاریک بدون ماه میترسم» که از« ✅مرتضی کیوانهاشمی» است و در مراسم ترحیم سیمین بهبهانی به اشتباه توسط خطیب مسجد جامع شهرک غرب به نام او خوانده شد.
۶. بعضی کاربران مجازی در تلاشند اشعاری که به نقد دین میپردازند را به نام سیمین بهبهانی گسترش دهند. از آن جمله میتوان به شعری با آغاز ما امت بیچاره و دربند نمازیم اشاره کرد. این شعر از بهبهانی نیست!
۷. بعضی اشعار و نوشتههای شادی صندوقی و نسرین بهجتی در فضای مجازی به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشوند. از آن جمله شعرهایی با مطلع« دل من حوصله کن داد زدن ممنوع است»یا «ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا »که این دو شعر از «شادی صندوقی» هستند.
۸. شعری با عنوان (شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان…). این شعر از ✅دکتر سید محمدرضا اسلامی است که به اشتباه به ❌سیمین بهبهانی منسوب شده است.
۹. شعری با مطلع (شرابی خوردم از دست عزیز رفته از دستی…)
به ساز من که میرقصی قیامت میکنی، به به
بنازم دلبریهایت، قلم، الحق که تردستی!
این شعر از ✅محمدرضا نظری (لادون پرند) است که به نام ❌سیمین بهبهانی جعل شده است.
۱۰. شعر چه رفتنها که میارزد به بودنهای پوشالی
شاعر این شعر✅ محمد لالوی است و به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشود.
۱۱٫ و غزلی با مطلع «بازهم آیینه و نور وصدا» که غزلی از✅حسن فرازمند در کتاب «کلوز آپ، نمای نزدیک» نشر روزگار نو، که برخی آن را به نام حمید مصدق هم منتشر کردهاند.
درپایان بدنیست به سروده کوتاهی هم از آذر عاصمی شاعره نوپرداز درباره بانو سیمین بهبهانی اشاره بکنیم
نه «فروغ»ام
و نه «سیمین» غزل
نه سپید است زبانم نه سیاه
نه گزافم نه زیاد
من فقط مثل خودم می گویم:
«آذرعاصمی»ام، بچه نازی آباد
✅#ناشناس✅✅
❌#سیمین_بهبهانی❌❌
🍏🍎🍃
❌شعرهایی که سروده سیمین بهبهانی نیستند❌
۶ سال پیش در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ با سیمین و نیمای غزل امروز وداع کردیم واز آن روز به بعد شاهدیم که اشعار جعلی بسیار زیادی به سیمین بهبهانی نسبت داده شده است. اگرچه در زمان حیاتش نیز این نسبتهای ناروابه او داده می شد و او را میآزرد و اعتراضاتش هم به گوش کسی نمی رسید .با گرامیداشت یاد و خاطره این دردانه غزل و ادبیات امروز، بخشی از این غزلیات و اشعار منسوب به او را از سایت یادداشتهای فردوس سخن نقل می کنیم :
از جمله شعرهای منسوب به او، شعری است با عنوان «به تو چه» که این گونه آغاز میشود:
من اگر کافر و بیدین و خرابم؛ به تو چه؟
من اگر مست می و شرب و شرابم؛ به توچه؟
شاعر این شعر، ✅« آبتین پوریا» نام دارد در حالی که بهطور گسترده در اینترنت به بهبهانی نسبت داده شده است.
شعر معروف دیگری با عنوان «هرگز نخواب کورش» نیز به نام سیمین بهبهانی منتشر شده بود که با تکذیب رو به رو شد و بعدها مشخص گردید که شاعر واقعی آن✅ «سورنا آرام » نام دارد. این شعر در مستند جشنهای دوهزار و پانصد ساله شبکه من و تو به بهبهانی نسبت داده شده بود که صفحه فیس بوک این شاعر، آن را «دروغ شاخدار» و «باعث تاسف» دانست.
همچنین برخی از اشعار ✅هادی خرسندی مانند شعر معروف
«قلم چرخید و فرمان را گرفتند» به اشتباه به نام ❌سیمین بهبهانی دست به دست میشد که اعتراض این شاعر را برانگیخت.
سیمین بهبهانی با انتشار دست خطی ضمن ابراز نگرانی از انتشار اشعار نادرست به نام خود، خواهش کرد که با نشر چنین اشتباهاتی «بر گناه وی نیفزایند.»
وی همچنین گفت که اغلب اشعارش بدون امضا قابل تشخیصاند.
صفحه فیس بوک سیمین بهبهانی نیز در سال ۲۰۱۳ از انتشار اشعار اشتباه و نادرست به نام وی انتقاد کرد و خبر داد که ایشان از انتشار این اشعار به نام خود «عمیقاً ناراحتند.»
از جمله دیگر اشعاری که «به اشتباه» به نام بهبهانی منتشر شدهاند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. زنی را میشناسم من که از✅« فریبا شش بلوکی» است.
۲. «قصه این جاست که شب بود و هوا ریخت به هم». این شعر از❌ سیمین بهبهانی «نیست».
۳. «خنده باید زد به ریش روزگار…» که شاعر واقعی آن ✅«محمود مسعودی» نام دارد.
۴. شعری با عنوان «من از عقرب نمیترسم ولی از نیش میترسم». شاعر این شعر مرحوم مدیحه سرای معاصر ✅ژولیده نیشابوری است که به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشود.
۵. همچنین میتوان به شعر مشابهی اشاره کرد با سرآغاز «من از شبهای تاریک بدون ماه میترسم» که از« ✅مرتضی کیوانهاشمی» است و در مراسم ترحیم سیمین بهبهانی به اشتباه توسط خطیب مسجد جامع شهرک غرب به نام او خوانده شد.
۶. بعضی کاربران مجازی در تلاشند اشعاری که به نقد دین میپردازند را به نام سیمین بهبهانی گسترش دهند. از آن جمله میتوان به شعری با آغاز ما امت بیچاره و دربند نمازیم اشاره کرد. این شعر از بهبهانی نیست!
۷. بعضی اشعار و نوشتههای شادی صندوقی و نسرین بهجتی در فضای مجازی به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشوند. از آن جمله شعرهایی با مطلع« دل من حوصله کن داد زدن ممنوع است»یا «ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا »که این دو شعر از «شادی صندوقی» هستند.
۸. شعری با عنوان (شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان…). این شعر از ✅دکتر سید محمدرضا اسلامی است که به اشتباه به ❌سیمین بهبهانی منسوب شده است.
۹. شعری با مطلع (شرابی خوردم از دست عزیز رفته از دستی…)
به ساز من که میرقصی قیامت میکنی، به به
بنازم دلبریهایت، قلم، الحق که تردستی!
این شعر از ✅محمدرضا نظری (لادون پرند) است که به نام ❌سیمین بهبهانی جعل شده است.
۱۰. شعر چه رفتنها که میارزد به بودنهای پوشالی
شاعر این شعر✅ محمد لالوی است و به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشود.
۱۱٫ و غزلی با مطلع «بازهم آیینه و نور وصدا» که غزلی از✅حسن فرازمند در کتاب «کلوز آپ، نمای نزدیک» نشر روزگار نو، که برخی آن را به نام حمید مصدق هم منتشر کردهاند.
درپایان بدنیست به سروده کوتاهی هم از آذر عاصمی شاعره نوپرداز درباره بانو سیمین بهبهانی اشاره بکنیم
نه «فروغ»ام
و نه «سیمین» غزل
نه سپید است زبانم نه سیاه
نه گزافم نه زیاد
من فقط مثل خودم می گویم:
«آذرعاصمی»ام، بچه نازی آباد
✅#ناشناس✅✅
❌#سیمین_بهبهانی❌❌
🍏🍎🍃
🙏1👌1
●
چقدر قشنگه ...
که توی زندگی و در قلب آدم
بین این همه یکسان بودن ...
یکی باشه که با بقیه برات فرق
داشته باشه، مهم نیست دورِ دور
یا نزدیکِ ... نزدیک ...
مهم این هست که مالک قلب و
آرامش روح ات باشه ...
اون موقع هست، که حس می کنی
آن دورترینِ خوب؛ از پشت آن همه پنجره و دیوار ...
نزدیک ترین است و عطر خوش خیال اش همچون؛
وزش نسیم است بر گونه هایِ
خیسِ احساس ات ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
سرشار باشید از حس خوش زندگی
🍏🍎🍃
چقدر قشنگه ...
که توی زندگی و در قلب آدم
بین این همه یکسان بودن ...
یکی باشه که با بقیه برات فرق
داشته باشه، مهم نیست دورِ دور
یا نزدیکِ ... نزدیک ...
مهم این هست که مالک قلب و
آرامش روح ات باشه ...
اون موقع هست، که حس می کنی
آن دورترینِ خوب؛ از پشت آن همه پنجره و دیوار ...
نزدیک ترین است و عطر خوش خیال اش همچون؛
وزش نسیم است بر گونه هایِ
خیسِ احساس ات ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
سرشار باشید از حس خوش زندگی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
راز دل / هایده
@katibehchannel
🎼❤️🎼
گفتا تو از کجایی
کاشفته مینمایی
گفتم منم غریبی
از شهر آشنایی
گفتا سرِ چه داری
کز سـر خبر نداری
گفتم بر آســـتانت
دارم سر گدایی
گفتا ز قید هستی
رو مست شو که رستی
گفتم به مِیپرستی،
جستم ز خود رهایی
✍#خواجوی_کرمانی
🍏🍎🍃
گفتا تو از کجایی
کاشفته مینمایی
گفتم منم غریبی
از شهر آشنایی
گفتا سرِ چه داری
کز سـر خبر نداری
گفتم بر آســـتانت
دارم سر گدایی
گفتا ز قید هستی
رو مست شو که رستی
گفتم به مِیپرستی،
جستم ز خود رهایی
✍#خواجوی_کرمانی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
📕
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند. رمانهای مشهور او جنایت و مکافات (1866)، ابله (1869)، جنزدگان (1872) و برادران کارامازوف (1880) هستند.
🍏🍎🍃
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند. رمانهای مشهور او جنایت و مکافات (1866)، ابله (1869)، جنزدگان (1872) و برادران کارامازوف (1880) هستند.
🍏🍎🍃
👌2