○
و آنگاه ترسویانی که ما بودیم.
عاشقِ نجوای شامگاه،
خانهها،
جادههای حاشیهی رود،
روشنیهای سرخ و لکهلکهی جاهایی که هست،
اندوه فرونشسته و ناگفتهی ما
دستهامان را میپیچیدیم و
از قیدِ زندگی رها میکردیم و
خاموش بودیم،
اما خون در قلبهامان میجهید،
نه دیگر شیرینییی بود
نه دیگر چشم پوشیدن از جادهی حاشیهی رود
نه دیگر مبتلا بودیم،
و آموختیم که تنها باشیم و زندگی کنیم.
✍#چزاره_پاوزه
🍏🍎🍃
و آنگاه ترسویانی که ما بودیم.
عاشقِ نجوای شامگاه،
خانهها،
جادههای حاشیهی رود،
روشنیهای سرخ و لکهلکهی جاهایی که هست،
اندوه فرونشسته و ناگفتهی ما
دستهامان را میپیچیدیم و
از قیدِ زندگی رها میکردیم و
خاموش بودیم،
اما خون در قلبهامان میجهید،
نه دیگر شیرینییی بود
نه دیگر چشم پوشیدن از جادهی حاشیهی رود
نه دیگر مبتلا بودیم،
و آموختیم که تنها باشیم و زندگی کنیم.
✍#چزاره_پاوزه
🍏🍎🍃
👌2
معمای عشق
○ و آنگاه ترسویانی که ما بودیم. عاشقِ نجوای شامگاه، خانهها، جادههای حاشیهی رود، روشنیهای سرخ و لکهلکهی جاهایی که هست، اندوه فرونشسته و ناگفتهی ما دستهامان را میپیچیدیم و از قیدِ زندگی رها میکردیم و خاموش بودیم، اما خون در قلبهامان میجهید،…
و آموختیم که تنها باشیم و زندگی کنیم...
ما همه بنوعی تنهاییم... شاید اویی که در جمع؛ تنها نبودن اش را می خندد، از همه ی ما... گم گشته تر و تنهاتر باشد...
"تن های... تنها"...
تنهایی ات را... در آغوش بگیر...
همچنان که؛ خاک... باران را...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ما همه بنوعی تنهاییم... شاید اویی که در جمع؛ تنها نبودن اش را می خندد، از همه ی ما... گم گشته تر و تنهاتر باشد...
"تن های... تنها"...
تنهایی ات را... در آغوش بگیر...
همچنان که؛ خاک... باران را...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
من از دیار فصل ها، می آیم
از دست های گمشده؛ در باد
از لب های فرو بسته و تشنه
از جنگل های سیاه و سوخته
از دشت کلاغ های کور می آیم
از جالیز مترسک های بی سر
من از دریایی؛
بی ساحل آمده ام
بربال های پرستویی عاشق
من از دشت سرخ زیتون؛
از کوه های
غریبِ بی پژواک
از باد گیرهای
خسته ی بی باد
گذشته ام...
من از دیار
فصل های بی باران ام
از طنین قلب های شکسته؛
در آیینه ی هزار تکه ی زمان
من رویایی... خیس باران ام
گمشده در آغوش
چترهایی... رها در باد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
من از دیار فصل ها، می آیم
از دست های گمشده؛ در باد
از لب های فرو بسته و تشنه
از جنگل های سیاه و سوخته
از دشت کلاغ های کور می آیم
از جالیز مترسک های بی سر
من از دریایی؛
بی ساحل آمده ام
بربال های پرستویی عاشق
من از دشت سرخ زیتون؛
از کوه های
غریبِ بی پژواک
از باد گیرهای
خسته ی بی باد
گذشته ام...
من از دیار
فصل های بی باران ام
از طنین قلب های شکسته؛
در آیینه ی هزار تکه ی زمان
من رویایی... خیس باران ام
گمشده در آغوش
چترهایی... رها در باد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
تصنیف سوزِ دل
خواننده : سینا سرلک
🎼❤️🎼
#سینا_سرلک
حرف بسیار و مرا فرصتِ گفتار کم است
تو را در نوشتههایم،
تو را در نقاشیهایم،
تو را در ترانههایم
و تو را در حرفهایم
پنهان خواهم کرد...
باور کن!
تو خواهی ماند
و کسی نخواهد دانست
و کسی تو را نخواهد دید
و تو در چشمهای من
زندگی خواهی کرد...!!
#آزدمیر_آصف
🍏🍎🍃
#سینا_سرلک
حرف بسیار و مرا فرصتِ گفتار کم است
تو را در نوشتههایم،
تو را در نقاشیهایم،
تو را در ترانههایم
و تو را در حرفهایم
پنهان خواهم کرد...
باور کن!
تو خواهی ماند
و کسی نخواهد دانست
و کسی تو را نخواهد دید
و تو در چشمهای من
زندگی خواهی کرد...!!
#آزدمیر_آصف
🍏🍎🍃
❤1👌1
📕
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند. رمانهای مشهور او جنایت و مکافات (1866)، ابله (1869)، جنزدگان (1872) و برادران کارامازوف (1880) هستند.
🍏🍎🍃
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی یا فیودور میخایلوویچ دوستویِوسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود. داستایفسکی عمق و فراز جامعه روسیه را تجربه کرد. شخصیتهای او در همهٔ رمانهایش با مشکلات روانشناسانه و عاطفی درگیر هستند اما مهمتر آنکه کتابهایش از آموزههای ایدئولوژیک زمان خود الهام میگرفتند. رمانهای مشهور او جنایت و مکافات (1866)، ابله (1869)، جنزدگان (1872) و برادران کارامازوف (1880) هستند.
🍏🍎🍃
👌2
Audio
📕✨📕
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات بهترین رمان تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی همهچیز خود را مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
📕#جنایت و مکافات
✍#داستایوفسکی
بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات بهترین رمان تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی همهچیز خود را مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله با آن نیست.
🍏🍎🍃
👌2
معمای عشق
📕✨📕 📕#جنایت و مکافات ✍#داستایوفسکی بگذارید چنین ادعا کنم که جنایت و مکافات بهترین رمان تاریخ ادبیات است. شاهکاری تکرارنشدنی که علم روانشناسی همهچیز خود را مدیون این رمان است. داستایفسکی رنج بشر را در این اثر چنان به تصویر کشید که هیچ رمانی قادر به مقابله…
جنایت و مکافات (به روسی: Преступление и наказание) نام رمان مشهوری نوشتهٔ فیودور داستایفسکی، نویسندهٔ سرشناس روسی است که در زمرهٔ مهمترین آثار تاریخ ادبیات به حساب میآید.
👌2
Ayrılığın Hediyesi
Ahmet Kaya
🎼❤️🎼
یکی از ماندگارترین،
غمانگیزترین و غریبترین
آهنگ های🗣#احمد_کایا
-----------------------
«قوانین اساسیِ فردا را با اشعار عاشقانۀ امروز خواهند نوشت.»
✍ارنِستو کاردِنال،
شاعر نیکاراگوئهای
🍏🍎🍃
یکی از ماندگارترین،
غمانگیزترین و غریبترین
آهنگ های🗣#احمد_کایا
-----------------------
«قوانین اساسیِ فردا را با اشعار عاشقانۀ امروز خواهند نوشت.»
✍ارنِستو کاردِنال،
شاعر نیکاراگوئهای
🍏🍎🍃
❤2👌1