○
خوشا پرنده ؛
که آوای خوش گلواژه های
سبز پرواز است!
خوشا پرواز
که بال زخمی ِ
شعر است و آواز است!
خوشا آواز
که بغض در گلوی ابریِ باد است!
خوشا امروز
که نبض بیقرار
عشق های مانده در یاد است...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
خوشا پرنده ؛
که آوای خوش گلواژه های
سبز پرواز است!
خوشا پرواز
که بال زخمی ِ
شعر است و آواز است!
خوشا آواز
که بغض در گلوی ابریِ باد است!
خوشا امروز
که نبض بیقرار
عشق های مانده در یاد است...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
معمای عشق
○ خوشا پرنده ؛ که آوای خوش گلواژه های سبز پرواز است! خوشا پرواز که بال زخمی ِ شعر است و آواز است! خوشا آواز که بغض در گلوی ابریِ باد است! خوشا امروز که نبض بیقرار عشق های مانده در یاد است...! #فرح_فریماااا📕معمای_عشق 🍏🍎🍃
زاینده باشید به نور و روشنایی
پاینده باشید به عشق و زندگی
پاینده باشید به عشق و زندگی
❤2
●
احمد کایا (به ترکی استانبولی: Ahmet Kaya) (۲۸ اکتبر ۱۹۵۷ – ۱۶ نوامبر ۲۰۰۰) خوانندهٔ کرد اهل ترکیه بود. او بنیانگذار سبک اعتراضخوانی و خواندن ترانه اعتراضی در موسیقی کشور ترکیه است. وی در ایران طرفداران زیادی دارد
زادگاه/ ملاطیه_ ترکیه🎂 ۲۸ اکتبر
پاریس_ فرانسه / گورستان پرلاشز
"براستی پرلاشز گورستان است یا باغی از آفتابگردان های خفته در خاک"🌻زاد روزش گرامی🎂
🍏🍎🍃
احمد کایا (به ترکی استانبولی: Ahmet Kaya) (۲۸ اکتبر ۱۹۵۷ – ۱۶ نوامبر ۲۰۰۰) خوانندهٔ کرد اهل ترکیه بود. او بنیانگذار سبک اعتراضخوانی و خواندن ترانه اعتراضی در موسیقی کشور ترکیه است. وی در ایران طرفداران زیادی دارد
زادگاه/ ملاطیه_ ترکیه🎂 ۲۸ اکتبر
پاریس_ فرانسه / گورستان پرلاشز
"براستی پرلاشز گورستان است یا باغی از آفتابگردان های خفته در خاک"🌻زاد روزش گرامی🎂
🍏🍎🍃
👌2
Acılara Tutunmak
Ahmet Kaya
🎼❤️🎼
🗣#احمد_کایا
.................
مرا با خود ببر
تا بسترِ باران
مرا با خود ببر
تا سرخی ِ آتش
بسوزد؛ هیزم جانم
وخاکستر شود؛ در دشت
تا ببارد مهر ... تا بروید
بوته های آتشین عشق
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#احمد_کایا
.................
مرا با خود ببر
تا بسترِ باران
مرا با خود ببر
تا سرخی ِ آتش
بسوزد؛ هیزم جانم
وخاکستر شود؛ در دشت
تا ببارد مهر ... تا بروید
بوته های آتشین عشق
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
غزلیات حافظ 251
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_251
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر
«سلامٌ فیهِ حَتّی مَطْلَعِ الفَجْر»
دلا در عاشقی ثابتقدم باش
که در این رَه نباشد کار بیاجر
من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذَیْتَني بِالْهَجرِ و الْحَجر
برآی ای صبحِ روشندل خدا را
که بس تاریک میبینم شبِ هَجر
دلم رفت و ندیدم رویِ دلدار
فَغان از این تَطاول، آه از این زَجر
وفا خواهی، جفاکَش باش حافظ
فَاِنَّ الرِّبْحَ و الْخُسرانَ فِي التَّجْر
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر
«سلامٌ فیهِ حَتّی مَطْلَعِ الفَجْر»
دلا در عاشقی ثابتقدم باش
که در این رَه نباشد کار بیاجر
من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذَیْتَني بِالْهَجرِ و الْحَجر
برآی ای صبحِ روشندل خدا را
که بس تاریک میبینم شبِ هَجر
دلم رفت و ندیدم رویِ دلدار
فَغان از این تَطاول، آه از این زَجر
وفا خواهی، جفاکَش باش حافظ
فَاِنَّ الرِّبْحَ و الْخُسرانَ فِي التَّجْر
🍏🍎🍃
❤1👏1
Parvaz
Sina Sarlak
🎼❤️🎼
🗣#سینا_سرلک
🎼#پرواز
سینا سرلک (زادهٔ ۶ آبان ۱۳۶۱ در الیگودرز)، خوانندهٔ موسیقی پاپ و سنتی است. وی مدتی خوانندهٔ ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی بود. علاوه بر آن، زمانی که نادر مشایخی بهعنوان رهبر در ارکستر سمفونیک تهران فعالیت داشت، با این ارکستر همکاری میکرد. وی همچنین در ارکستر پایور و ارکستر ملل نیز فعالیت داشتهاست
زاد روزش خجسته 🎂
🍏🍎🍃
🗣#سینا_سرلک
🎼#پرواز
سینا سرلک (زادهٔ ۶ آبان ۱۳۶۱ در الیگودرز)، خوانندهٔ موسیقی پاپ و سنتی است. وی مدتی خوانندهٔ ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی بود. علاوه بر آن، زمانی که نادر مشایخی بهعنوان رهبر در ارکستر سمفونیک تهران فعالیت داشت، با این ارکستر همکاری میکرد. وی همچنین در ارکستر پایور و ارکستر ملل نیز فعالیت داشتهاست
زاد روزش خجسته 🎂
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
و آنگاه ترسویانی که ما بودیم.
عاشقِ نجوای شامگاه،
خانهها،
جادههای حاشیهی رود،
روشنیهای سرخ و لکهلکهی جاهایی که هست،
اندوه فرونشسته و ناگفتهی ما
دستهامان را میپیچیدیم و
از قیدِ زندگی رها میکردیم و
خاموش بودیم،
اما خون در قلبهامان میجهید،
نه دیگر شیرینییی بود
نه دیگر چشم پوشیدن از جادهی حاشیهی رود
نه دیگر مبتلا بودیم،
و آموختیم که تنها باشیم و زندگی کنیم.
✍#چزاره_پاوزه
🍏🍎🍃
و آنگاه ترسویانی که ما بودیم.
عاشقِ نجوای شامگاه،
خانهها،
جادههای حاشیهی رود،
روشنیهای سرخ و لکهلکهی جاهایی که هست،
اندوه فرونشسته و ناگفتهی ما
دستهامان را میپیچیدیم و
از قیدِ زندگی رها میکردیم و
خاموش بودیم،
اما خون در قلبهامان میجهید،
نه دیگر شیرینییی بود
نه دیگر چشم پوشیدن از جادهی حاشیهی رود
نه دیگر مبتلا بودیم،
و آموختیم که تنها باشیم و زندگی کنیم.
✍#چزاره_پاوزه
🍏🍎🍃
👌2
معمای عشق
○ و آنگاه ترسویانی که ما بودیم. عاشقِ نجوای شامگاه، خانهها، جادههای حاشیهی رود، روشنیهای سرخ و لکهلکهی جاهایی که هست، اندوه فرونشسته و ناگفتهی ما دستهامان را میپیچیدیم و از قیدِ زندگی رها میکردیم و خاموش بودیم، اما خون در قلبهامان میجهید،…
و آموختیم که تنها باشیم و زندگی کنیم...
ما همه بنوعی تنهاییم... شاید اویی که در جمع؛ تنها نبودن اش را می خندد، از همه ی ما... گم گشته تر و تنهاتر باشد...
"تن های... تنها"...
تنهایی ات را... در آغوش بگیر...
همچنان که؛ خاک... باران را...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ما همه بنوعی تنهاییم... شاید اویی که در جمع؛ تنها نبودن اش را می خندد، از همه ی ما... گم گشته تر و تنهاتر باشد...
"تن های... تنها"...
تنهایی ات را... در آغوش بگیر...
همچنان که؛ خاک... باران را...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
من از دیار فصل ها، می آیم
از دست های گمشده؛ در باد
از لب های فرو بسته و تشنه
از جنگل های سیاه و سوخته
از دشت کلاغ های کور می آیم
از جالیز مترسک های بی سر
من از دریایی؛
بی ساحل آمده ام
بربال های پرستویی عاشق
من از دشت سرخ زیتون؛
از کوه های
غریبِ بی پژواک
از باد گیرهای
خسته ی بی باد
گذشته ام...
من از دیار
فصل های بی باران ام
از طنین قلب های شکسته؛
در آیینه ی هزار تکه ی زمان
من رویایی... خیس باران ام
گمشده در آغوش
چترهایی... رها در باد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
من از دیار فصل ها، می آیم
از دست های گمشده؛ در باد
از لب های فرو بسته و تشنه
از جنگل های سیاه و سوخته
از دشت کلاغ های کور می آیم
از جالیز مترسک های بی سر
من از دریایی؛
بی ساحل آمده ام
بربال های پرستویی عاشق
من از دشت سرخ زیتون؛
از کوه های
غریبِ بی پژواک
از باد گیرهای
خسته ی بی باد
گذشته ام...
من از دیار
فصل های بی باران ام
از طنین قلب های شکسته؛
در آیینه ی هزار تکه ی زمان
من رویایی... خیس باران ام
گمشده در آغوش
چترهایی... رها در باد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1