This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
آفتاب
بزمِ امید است؛
برگلگونه های برفی ِ صبح
و سایه بانی از حرمتِ عشق
بر لب های نشکفته ی نسیم
و در کوله بارِ قاصدک؛
پیغامی از نور
و هزار هزار
بال سبزِ شاپرک است...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
دوشنبه تان به روشنای آفتاب مهر
🍏🍎🍃
آفتاب
بزمِ امید است؛
برگلگونه های برفی ِ صبح
و سایه بانی از حرمتِ عشق
بر لب های نشکفته ی نسیم
و در کوله بارِ قاصدک؛
پیغامی از نور
و هزار هزار
بال سبزِ شاپرک است...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
دوشنبه تان به روشنای آفتاب مهر
🍏🍎🍃
❤2🙏1
تو نمی تونی بد باشی
نوش آفرین
🎼❤️🎼
تو نمی تونی بد باشی
حتا اگه شکستن
قلب منو بلد باشی؛
تو نمی تونی بد باشی ...
🍏🍎🍃
تو نمی تونی بد باشی
حتا اگه شکستن
قلب منو بلد باشی؛
تو نمی تونی بد باشی ...
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
در فرهنگ ژاپن کلمهای وجود دارد
که شگفتانگیز است:
"ایکیگای"
مفهوم این کلمه این است:
دلیلی که صبح ها برای آن برمیخیزم.
نگاه کنید به خودتان،
چرا امروز از خواب بیدار شدم،
دلیلش را پیدا کنید،
برایش راه بروید،
نفس بکشید و زندگی کنید.
من هزار «ایکیگای» دارم.
ایکیگای میتواند به عشق شما،
مهارت شما،
علاقههای شما،
شغل شما،
درآمد شما،
ماموریتهای شما
و تخصصهای شما مربوط باشد،
امّا نکته عجیبی در این کلمه وجود دارد
آنچه دنیا از من میخواهد و
این دلیل بیدار شدنِ ماست...
✍هکتور_گارسیا
&فرانچسک_میرالس
📕#ایکیگای
🍏🍎🍃
در فرهنگ ژاپن کلمهای وجود دارد
که شگفتانگیز است:
"ایکیگای"
مفهوم این کلمه این است:
دلیلی که صبح ها برای آن برمیخیزم.
نگاه کنید به خودتان،
چرا امروز از خواب بیدار شدم،
دلیلش را پیدا کنید،
برایش راه بروید،
نفس بکشید و زندگی کنید.
من هزار «ایکیگای» دارم.
ایکیگای میتواند به عشق شما،
مهارت شما،
علاقههای شما،
شغل شما،
درآمد شما،
ماموریتهای شما
و تخصصهای شما مربوط باشد،
امّا نکته عجیبی در این کلمه وجود دارد
آنچه دنیا از من میخواهد و
این دلیل بیدار شدنِ ماست...
✍هکتور_گارسیا
&فرانچسک_میرالس
📕#ایکیگای
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
خلاصەی زندگی،
گابریل گارسیا مارکز در 14جملە:
_خوشبختی یعنی:
تمام چیزهایی که داری...
بدون عشق؛
می توان ایثار کرد
اما... بدون ایثار
نمی توان عشق ورزید!
🍏🍎🍃
خلاصەی زندگی،
گابریل گارسیا مارکز در 14جملە:
_خوشبختی یعنی:
تمام چیزهایی که داری...
بدون عشق؛
می توان ایثار کرد
اما... بدون ایثار
نمی توان عشق ورزید!
🍏🍎🍃
👌2
غزلیات حافظ 243
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_243
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
بویِ خوشِ تو هر که ز بادِ صبا شنید
از یارِ آشنا سخنِ آشنا شنید
ای شاهِ حُسن، چَشم به حالِ گدا فِکَن
کـاین گوش بس حکایتِ شاه و گدا شنید
خوش میکنم به بادهٔ مُشکین مَشامِ جان
کز دلقپوشِ صومعه بویِ ریا شنید
سِرِّ خدا که عارفِ سالِک به کَس نگفت
در حیرتم که بادهفروش از کجا شنید
یا رب کجاست محرمِ رازی که یک زمان
دل شرحِ آن دهد که چه گفت و چهها شنید
اینَش سزا نبود دلِ حقگُزارِ من
کز غمگسارِ خود سخنِ ناسزا شنید
محروم اگر شدم ز سرِ کویِ او چه شد؟
از گلشنِ زمانه که بویِ وفا شنید؟
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند
کان کس که گفت قصهٔ ما هم ز ما شنید
ما باده زیرِ خرقه نه امروز میخوریم
صد بار پیرِ میکده این ماجرا شنید
ما مِی به بانگِ چنگ نه امروز میکشیم
بس دور شد که گنبدِ چرخ این صدا شنید
پندِ حکیمْ محضِ صَواب است و عینِ خیر
فرخنده آن کسی که به سَمعِ رضا شنید
حافظ، وظیفهٔ تو دعا گفتن است و بس
در بَندِ آن مباش که نشنید یا شنید
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
بویِ خوشِ تو هر که ز بادِ صبا شنید
از یارِ آشنا سخنِ آشنا شنید
ای شاهِ حُسن، چَشم به حالِ گدا فِکَن
کـاین گوش بس حکایتِ شاه و گدا شنید
خوش میکنم به بادهٔ مُشکین مَشامِ جان
کز دلقپوشِ صومعه بویِ ریا شنید
سِرِّ خدا که عارفِ سالِک به کَس نگفت
در حیرتم که بادهفروش از کجا شنید
یا رب کجاست محرمِ رازی که یک زمان
دل شرحِ آن دهد که چه گفت و چهها شنید
اینَش سزا نبود دلِ حقگُزارِ من
کز غمگسارِ خود سخنِ ناسزا شنید
محروم اگر شدم ز سرِ کویِ او چه شد؟
از گلشنِ زمانه که بویِ وفا شنید؟
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند
کان کس که گفت قصهٔ ما هم ز ما شنید
ما باده زیرِ خرقه نه امروز میخوریم
صد بار پیرِ میکده این ماجرا شنید
ما مِی به بانگِ چنگ نه امروز میکشیم
بس دور شد که گنبدِ چرخ این صدا شنید
پندِ حکیمْ محضِ صَواب است و عینِ خیر
فرخنده آن کسی که به سَمعِ رضا شنید
حافظ، وظیفهٔ تو دعا گفتن است و بس
در بَندِ آن مباش که نشنید یا شنید
🍏🍎🍃
❤1👏1
○
( زاده ۲۸ مهر ۱۲۴۵ سردارکندی ورزقان -- درگذشته ۲۵ آبان ۱۲۹۳ تهران ) سردار جنبش مشروطیت
ستارخان قرهداغی از سرداران جنبش مشروطه ایران، ملقب به سردارملی است. وی با ایستادگی در برابر نیروهای دولتی ضد مشروطه در تبریز جانفشانیهای بسیار کرد.
ستارخان فرزند حاج حسن قراچهداغی در منطقه (ارسباران) سومین پسر خانواده بود. سوابق زندگی او در دوران کودکی و نوجوانی تا درگیریهای جنبش مشروطه چندان معلوم نیست.
او و دو برادر بزرگترش اسماعیل و غفار از کودکی علاقه وافری به تیراندازی و اسبسواری داشتند و در این میان اسماعیل فرزند ارشد خانواده شب و روزش به اسبتازی، تیراندازی و نشست و برخاست با خوانین و بزرگان سپری میشد.
همین سرکشیها سبب شد تا سرانجام و در پی اعتراض به حاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شود. گفته شده، اسماعیل به ارتباط و پناه دادن بهفردی به نام قاچاق فرهاد که از مخالفان و ناراضیان بود، متهم شده و به همین جرم کشته میشود.
این امر کینهای در دل ستارخان بهوجود آورد که بعدها به تقویت روحیه مقاومتش در برابر قاجار کمک کرد. وقتی اسماعیل به دست نیروهای دولتی کشته شد، ستارخان به همراه خانواده خود به تبریز مهاجرت کرد و در محله امیرخیز اقامت گزید و در زمره لوطیان تبریز قرارگرفت.
وی مدتی جزو سواران حاکم خراسان بود، سپس به توصیه رضاقلیخان
سرتیپ، وارد خدمت قراسوران (ژاندارمری) شد و حفاظت راه مرند و خوی به او محول گردید. چندی بعد، مظفرالدین میرزا (ولیعهد) به او لقب خانی داد و از تفنگداران ولیعهد در تبریز شد ولی بنابر عادت لوطیگری در یکی از درگیریهای خود با مأمورین محمدعلی میرزا (ولیعهد) در تبریز، مورد تعقیب قرار گرفت.
در سال ۱۳۲۵ق انجمن ایالتی آذربایجان به واسطه رشادتهای ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردارملی و سالارملی اعطاء کرد.
با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر کشور، مجاهدین و آزادیخواهان آذربایجانی و قفقازی به فرماندهی ستارخان و باقرخان به حمایت از مشروطیت قیام کردند و در مقابل قوای ۳۵ تا ۴۰ هزار نفری اعزامی از مرکز و خوانین محلی به فرماندهی عبدالمجیدمیرزا عینالدوله که برای سرکوبی قیام تبریز اعزام شده بودند به شدت مقاومت کردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت کردند.
تبریز به مدت ۱۱ ماه توسط قشون دولتی محاصره شد و از ورود آذوقه به شهر جلوگیری به عمل آمد. زندگی بر مردم بسیار سخت و طاقت فرسا شد.
نهایتاً با وساطت قنسولهای روس و انگلیس و موافقت دولتهای طرفین عدهای از قوای روسیه به تبریز وارد شدند و راه جلفا را برای ورود آذوقه باز کردند. در نتیجه محاصره شهر به پایان رسید و سربازان دولتی و خوانین محلی مخالف مشروطیت از اطراف تبریز دور شدند. بدین ترتیب نقشی که ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبریز داشتند به پایان رسید.
با حضور سربازان روسی در تبریز موقعیت برای ستارخان و باقرخان سخت و خطرناک شد. آنها به اتفاق جمعی دیگر از سران آزادیخواه به قنسولگری عثمانی پناهنده شدند. سپس تحت فشار روسها و بنابر دعوت آیتاله محمدکاظم خراسانی، به همراه جمعی از مجاهدین در روز هشتم ربیعالاول ۱۳۲۸ق به تهران مهاجرت کردند. در تهران استقبال شایانی از آنان به عمل آمد و از طرف مجلس شورای ملی مورد تجلیل قرار گرفتند و دو لوح نقرهای طلاکوب به ستارخان و باقرخان اهدا شد و برای هر کدام ماهیانه مبلغ هزار تومان مقرری از طرف مجلس تعیین شد و در باغ اتابک (محل فعلی سفارت روسیه) اسکان یافتند.
در جریان ترور آیتاله عبداله بهبهانی، دولت مشروطه تصمیم به خلع سلاح گروههای مسلح گرفت، ستارخان با این امر مخالفت کرد و با قوای دولتی به جنگ پرداخت. در این جنگ پای او تیر خورد و تسلیم شد و ۳۰ تن از نیروهای وی کشته و ۳۰۰ تن اسیر شدند.
وی چهارسال پس از این واقعه در تاریخ ۲۸ ذیالحجه ۱۳۳۲ درگذشت و در باغ طوطی در جوار حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.
زاد روز ستارخان سردار ملی گرامی باد
🍏🍎🍃
( زاده ۲۸ مهر ۱۲۴۵ سردارکندی ورزقان -- درگذشته ۲۵ آبان ۱۲۹۳ تهران ) سردار جنبش مشروطیت
ستارخان قرهداغی از سرداران جنبش مشروطه ایران، ملقب به سردارملی است. وی با ایستادگی در برابر نیروهای دولتی ضد مشروطه در تبریز جانفشانیهای بسیار کرد.
ستارخان فرزند حاج حسن قراچهداغی در منطقه (ارسباران) سومین پسر خانواده بود. سوابق زندگی او در دوران کودکی و نوجوانی تا درگیریهای جنبش مشروطه چندان معلوم نیست.
او و دو برادر بزرگترش اسماعیل و غفار از کودکی علاقه وافری به تیراندازی و اسبسواری داشتند و در این میان اسماعیل فرزند ارشد خانواده شب و روزش به اسبتازی، تیراندازی و نشست و برخاست با خوانین و بزرگان سپری میشد.
همین سرکشیها سبب شد تا سرانجام و در پی اعتراض به حاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شود. گفته شده، اسماعیل به ارتباط و پناه دادن بهفردی به نام قاچاق فرهاد که از مخالفان و ناراضیان بود، متهم شده و به همین جرم کشته میشود.
این امر کینهای در دل ستارخان بهوجود آورد که بعدها به تقویت روحیه مقاومتش در برابر قاجار کمک کرد. وقتی اسماعیل به دست نیروهای دولتی کشته شد، ستارخان به همراه خانواده خود به تبریز مهاجرت کرد و در محله امیرخیز اقامت گزید و در زمره لوطیان تبریز قرارگرفت.
وی مدتی جزو سواران حاکم خراسان بود، سپس به توصیه رضاقلیخان
سرتیپ، وارد خدمت قراسوران (ژاندارمری) شد و حفاظت راه مرند و خوی به او محول گردید. چندی بعد، مظفرالدین میرزا (ولیعهد) به او لقب خانی داد و از تفنگداران ولیعهد در تبریز شد ولی بنابر عادت لوطیگری در یکی از درگیریهای خود با مأمورین محمدعلی میرزا (ولیعهد) در تبریز، مورد تعقیب قرار گرفت.
در سال ۱۳۲۵ق انجمن ایالتی آذربایجان به واسطه رشادتهای ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردارملی و سالارملی اعطاء کرد.
با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر کشور، مجاهدین و آزادیخواهان آذربایجانی و قفقازی به فرماندهی ستارخان و باقرخان به حمایت از مشروطیت قیام کردند و در مقابل قوای ۳۵ تا ۴۰ هزار نفری اعزامی از مرکز و خوانین محلی به فرماندهی عبدالمجیدمیرزا عینالدوله که برای سرکوبی قیام تبریز اعزام شده بودند به شدت مقاومت کردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت کردند.
تبریز به مدت ۱۱ ماه توسط قشون دولتی محاصره شد و از ورود آذوقه به شهر جلوگیری به عمل آمد. زندگی بر مردم بسیار سخت و طاقت فرسا شد.
نهایتاً با وساطت قنسولهای روس و انگلیس و موافقت دولتهای طرفین عدهای از قوای روسیه به تبریز وارد شدند و راه جلفا را برای ورود آذوقه باز کردند. در نتیجه محاصره شهر به پایان رسید و سربازان دولتی و خوانین محلی مخالف مشروطیت از اطراف تبریز دور شدند. بدین ترتیب نقشی که ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبریز داشتند به پایان رسید.
با حضور سربازان روسی در تبریز موقعیت برای ستارخان و باقرخان سخت و خطرناک شد. آنها به اتفاق جمعی دیگر از سران آزادیخواه به قنسولگری عثمانی پناهنده شدند. سپس تحت فشار روسها و بنابر دعوت آیتاله محمدکاظم خراسانی، به همراه جمعی از مجاهدین در روز هشتم ربیعالاول ۱۳۲۸ق به تهران مهاجرت کردند. در تهران استقبال شایانی از آنان به عمل آمد و از طرف مجلس شورای ملی مورد تجلیل قرار گرفتند و دو لوح نقرهای طلاکوب به ستارخان و باقرخان اهدا شد و برای هر کدام ماهیانه مبلغ هزار تومان مقرری از طرف مجلس تعیین شد و در باغ اتابک (محل فعلی سفارت روسیه) اسکان یافتند.
در جریان ترور آیتاله عبداله بهبهانی، دولت مشروطه تصمیم به خلع سلاح گروههای مسلح گرفت، ستارخان با این امر مخالفت کرد و با قوای دولتی به جنگ پرداخت. در این جنگ پای او تیر خورد و تسلیم شد و ۳۰ تن از نیروهای وی کشته و ۳۰۰ تن اسیر شدند.
وی چهارسال پس از این واقعه در تاریخ ۲۸ ذیالحجه ۱۳۳۲ درگذشت و در باغ طوطی در جوار حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.
زاد روز ستارخان سردار ملی گرامی باد
🍏🍎🍃
❤1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
فیلمی خیلی کمیاب و دیدنی
از مراسم بزرگ رونمایی از تندیس #ستارخان
در #تبریز
در سال 1324
#۲۸مهر
#زادروز_ستارخان ستار ملی
🍏🍎🍃
فیلمی خیلی کمیاب و دیدنی
از مراسم بزرگ رونمایی از تندیس #ستارخان
در #تبریز
در سال 1324
#۲۸مهر
#زادروز_ستارخان ستار ملی
🍏🍎🍃
👌2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
تو سردار قلب اسیران شدی
تو سوز نفسهای ایران شدی
چه کردی تو با غیرت خون خود
تو جان دادی و جان جانان شدی
۲۸ مهر، سالروز تولد اسطوره ایستادگی و مشروطیت «ستارخان»
🗣#سالار_عقیلی
🍏🍎🍃
تو سردار قلب اسیران شدی
تو سوز نفسهای ایران شدی
چه کردی تو با غیرت خون خود
تو جان دادی و جان جانان شدی
۲۸ مهر، سالروز تولد اسطوره ایستادگی و مشروطیت «ستارخان»
🗣#سالار_عقیلی
🍏🍎🍃
❤1🙏1