○
بی تفکر
پیش هر داننده هست
آنک با شوریده
شوراننده هست
#مثنوی_مولانا
حتی بدون تفکر زیاد هم می توان فهمید که در پس هر حرکتی, محرکی و در پس هر زیبایی, یک آفریننده و برای هر عاشقی, معشوقی است!
🍏🍎🍃
بی تفکر
پیش هر داننده هست
آنک با شوریده
شوراننده هست
#مثنوی_مولانا
حتی بدون تفکر زیاد هم می توان فهمید که در پس هر حرکتی, محرکی و در پس هر زیبایی, یک آفریننده و برای هر عاشقی, معشوقی است!
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
در فرهنگ ژاپن کلمهای وجود دارد
که شگفتانگیز است:
"ایکیگای"
مفهوم این کلمه این است:
دلیلی که صبح ها برای آن برمیخیزم.
نگاه کنید به خودتان،
چرا امروز از خواب بیدار شدم،
دلیلش را پیدا کنید،
برایش راه بروید،
نفس بکشید و زندگی کنید.
من هزار «ایکیگای» دارم.
ایکیگای میتواند به عشق شما،
مهارت شما،
علاقههای شما،
شغل شما،
درآمد شما،
ماموریتهای شما
و تخصصهای شما مربوط باشد،
امّا نکته عجیبی در این کلمه وجود دارد
آنچه دنیا از من میخواهد و
این دلیل بیدار شدنِ ماست...
✍هکتور_گارسیا
&فرانچسک_میرالس
📕#ایکیگای
🍏🍎🍃
در فرهنگ ژاپن کلمهای وجود دارد
که شگفتانگیز است:
"ایکیگای"
مفهوم این کلمه این است:
دلیلی که صبح ها برای آن برمیخیزم.
نگاه کنید به خودتان،
چرا امروز از خواب بیدار شدم،
دلیلش را پیدا کنید،
برایش راه بروید،
نفس بکشید و زندگی کنید.
من هزار «ایکیگای» دارم.
ایکیگای میتواند به عشق شما،
مهارت شما،
علاقههای شما،
شغل شما،
درآمد شما،
ماموریتهای شما
و تخصصهای شما مربوط باشد،
امّا نکته عجیبی در این کلمه وجود دارد
آنچه دنیا از من میخواهد و
این دلیل بیدار شدنِ ماست...
✍هکتور_گارسیا
&فرانچسک_میرالس
📕#ایکیگای
🍏🍎🍃
👌2
غزلیات حافظ 243
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_242
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
بویِ خوشِ تو هر که ز بادِ صبا شنید
از یارِ آشنا سخنِ آشنا شنید
ای شاهِ حُسن، چَشم به حالِ گدا فِکَن
کـاین گوش بس حکایتِ شاه و گدا شنید
خوش میکنم به بادهٔ مُشکین مَشامِ جان
کز دلقپوشِ صومعه بویِ ریا شنید
سِرِّ خدا که عارفِ سالِک به کَس نگفت
در حیرتم که بادهفروش از کجا شنید
یا رب کجاست محرمِ رازی که یک زمان
دل شرحِ آن دهد که چه گفت و چهها شنید
اینَش سزا نبود دلِ حقگُزارِ من
کز غمگسارِ خود سخنِ ناسزا شنید
محروم اگر شدم ز سرِ کویِ او چه شد؟
از گلشنِ زمانه که بویِ وفا شنید؟
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند
کان کس که گفت قصهٔ ما هم ز ما شنید
ما باده زیرِ خرقه نه امروز میخوریم
صد بار پیرِ میکده این ماجرا شنید
ما مِی به بانگِ چنگ نه امروز میکشیم
بس دور شد که گنبدِ چرخ این صدا شنید
پندِ حکیمْ محضِ صَواب است و عینِ خیر
فرخنده آن کسی که به سَمعِ رضا شنید
حافظ، وظیفهٔ تو دعا گفتن است و بس
در بَندِ آن مباش که نشنید یا شنید
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
بویِ خوشِ تو هر که ز بادِ صبا شنید
از یارِ آشنا سخنِ آشنا شنید
ای شاهِ حُسن، چَشم به حالِ گدا فِکَن
کـاین گوش بس حکایتِ شاه و گدا شنید
خوش میکنم به بادهٔ مُشکین مَشامِ جان
کز دلقپوشِ صومعه بویِ ریا شنید
سِرِّ خدا که عارفِ سالِک به کَس نگفت
در حیرتم که بادهفروش از کجا شنید
یا رب کجاست محرمِ رازی که یک زمان
دل شرحِ آن دهد که چه گفت و چهها شنید
اینَش سزا نبود دلِ حقگُزارِ من
کز غمگسارِ خود سخنِ ناسزا شنید
محروم اگر شدم ز سرِ کویِ او چه شد؟
از گلشنِ زمانه که بویِ وفا شنید؟
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند
کان کس که گفت قصهٔ ما هم ز ما شنید
ما باده زیرِ خرقه نه امروز میخوریم
صد بار پیرِ میکده این ماجرا شنید
ما مِی به بانگِ چنگ نه امروز میکشیم
بس دور شد که گنبدِ چرخ این صدا شنید
پندِ حکیمْ محضِ صَواب است و عینِ خیر
فرخنده آن کسی که به سَمعِ رضا شنید
حافظ، وظیفهٔ تو دعا گفتن است و بس
در بَندِ آن مباش که نشنید یا شنید
🍏🍎🍃
❤1👏1
❌✅
«شعر⭕️زندگی سهراب سپهری» عنوانی پرطمطراق برای یکی از شعرهای سهراب سپهری است که در دنیای مجازی به این شاعر نسبت داده شده است. شاعر آن اشاره میکند که «زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها میماند» و «زندگی شاید آن لبخندی ست که دریغش کردیم» و… اینها شاید و صد البته شاید شبیه به دیدگاه سهراب به زندگی باشد!
این شعر گرچه زیبا است و خواندن آن خالی از لطف نیست اما فخامت آثار سپهری را ندارد و از فاجعهای عمیق خبر میدهد.⭕️ فاجعه جعلی بودن اشعار در دنیای مجازی و اینکه هر شعری که اندک شباهت در انتخاب کلمات یا وزن و سبک با اشعار شاعری بزرگ داشته باشد، بی هیچ علمی کپی برداری میشود و حتی سایتهای معتبر هم آن را تحت عنوان شعر آن شاعر درج میکنند.
⭕️شعر «زندگی یعنی چه؟» حاوی نگاه مثبت و امیدوارانه است، اما متعلق به سپهری نیست. از سهراب سپهری در زمان حیاتش، کتابی به نام «هشت کتاب» چاپ شد که حاوی هشت دفتر شعری بود که پیش از آن منتشر شده بود. این شعرها از لحاظ سبک و زبان شاخص هستند. "شعر زندگی" در هیچ کجای هشت کتاب که مجموعه کامل اشعار سپهری است، یافت نشده⭕️ و شاعر اصلی شعر "کیوان شاهبداغی" است.
لازم به ذکر است سهراب سپهری شعری به نام زندگی ندارد اما در شعر «صدای پای آب» اشاراتی زیبا و پرمحتوا به زندگی دارد که به اندازه اشعار مولانا در مورد زندگی نغز و گیراست. در ادامه مطلب ابتدا شعر زندگی⭕️ منسوب به سهراب را بخوانید و سپس آنچه #سهراب سپهری در صدای پای آب درباره زندگی سروده است.
👇👇👇👇👇❌✅
⭕️منسوب به سهراب_سپهری
شب آرامی بود ، می روم در ایوان ، تا بپرسم از خود ،
زندگی یعنی چه !؟
مادرم سینی چایی در دست ، گل لبخندی چید ، هدیه اش داد به من ،
خواهرم ، تکه نانی آورد ، آمد آنجا ، لب پاشویه نشست ،
پدرم دفتر شعری آورد ، تکیه بر پشتی داد ، شعر زیبایی خواند ،
و مرا برد ، به آرامش زیبای یقین ،
با خودم می گفتم :
زندگی ، راز بزرگی ست که در ما جاری ست ،
زندگی ، فاصله ی آمدن و رفتن ماست ،
رود دنیا ، جاری ست ،
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است ،
وقت رفتن ، به همان عریانی ، که به هنگام ورود ، آمده ایم ،
دست ما در کف این رود ، به دنبال چه می گردد !؟
هیچ !!!
زندگی ، وزن نگاهی ست که در خاطره ها می ماند ،
شاید این حسرت بیهوده که در دل داری ،
شعله ی گرمی امید، تو را ، خواهد کشت ،
زندگی ، درک همین اکنون است ،
زندگی ، شوق رسیدن به همان فردایی ست ، که نخواهد آمد ،
تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی ،
ظرف امروز پر از بودن توست ،
شاید این خنده که امروز ، دریغش کردی ،
آخرین فرصت همراهی با ، امید است ،
زندگی یاد غریبی ست که در حافظه ی خاک ، به جا می ماند ،
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه ی برگ ،
زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود ،
زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر ،
زندگی ، باور دریاست در اندیشه ی ماهی ، در تنگ ،
زندگی ، ترجمه ی روشن خاک است ، در آیینه ی عشق ،
زندگی ، فهم نفهمیدن هاست ،
زندگی ، پنجره ی باز به دنیای وجود ،
تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست ،
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست ،
فرصت بازی این پنجره را دریابیم ،
در نبیندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم ،
پرده از ساحت دل ، برگیریم ،
رو به این پنجره با شوق ، سلامی بکنیم ،
زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است ،
وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندیست ،
زندگی شاید ، شعر پدرم بود که خواند ،
چای مادر ، که مرا گرم نمود ،
نان خواهر ، که به ماهی ها داد ،
زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم ،
زندگی ، زمزمه ی پاک حیات است ، میان دو سکوت ،
زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست ،
لحظه ی آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست ،
من دلم می خواهد ، قدر این خاطره را دریابم
✅#کیوان_شاهبداغی
⭕️
زندگی در شعر "صدای پای آب"
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه، که در دهان گس تابستان است
زندگی، بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا،
لمس تنهایی «ماه»،
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
سلام
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی «مجذور» آینه است
زندگی گل به «توان» ابدیت،
زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما،
زندگی «هندسه» ساده و یکسان نفسهاست…
✅#سهراب_سپهری
"با تاسف... و البته دقت و توجه به کپی برداری ها و باز نشر و انتشار اینگونه جعلیات" در سایت های مجازی و.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
«شعر⭕️زندگی سهراب سپهری» عنوانی پرطمطراق برای یکی از شعرهای سهراب سپهری است که در دنیای مجازی به این شاعر نسبت داده شده است. شاعر آن اشاره میکند که «زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها میماند» و «زندگی شاید آن لبخندی ست که دریغش کردیم» و… اینها شاید و صد البته شاید شبیه به دیدگاه سهراب به زندگی باشد!
این شعر گرچه زیبا است و خواندن آن خالی از لطف نیست اما فخامت آثار سپهری را ندارد و از فاجعهای عمیق خبر میدهد.⭕️ فاجعه جعلی بودن اشعار در دنیای مجازی و اینکه هر شعری که اندک شباهت در انتخاب کلمات یا وزن و سبک با اشعار شاعری بزرگ داشته باشد، بی هیچ علمی کپی برداری میشود و حتی سایتهای معتبر هم آن را تحت عنوان شعر آن شاعر درج میکنند.
⭕️شعر «زندگی یعنی چه؟» حاوی نگاه مثبت و امیدوارانه است، اما متعلق به سپهری نیست. از سهراب سپهری در زمان حیاتش، کتابی به نام «هشت کتاب» چاپ شد که حاوی هشت دفتر شعری بود که پیش از آن منتشر شده بود. این شعرها از لحاظ سبک و زبان شاخص هستند. "شعر زندگی" در هیچ کجای هشت کتاب که مجموعه کامل اشعار سپهری است، یافت نشده⭕️ و شاعر اصلی شعر "کیوان شاهبداغی" است.
لازم به ذکر است سهراب سپهری شعری به نام زندگی ندارد اما در شعر «صدای پای آب» اشاراتی زیبا و پرمحتوا به زندگی دارد که به اندازه اشعار مولانا در مورد زندگی نغز و گیراست. در ادامه مطلب ابتدا شعر زندگی⭕️ منسوب به سهراب را بخوانید و سپس آنچه #سهراب سپهری در صدای پای آب درباره زندگی سروده است.
👇👇👇👇👇❌✅
⭕️منسوب به سهراب_سپهری
شب آرامی بود ، می روم در ایوان ، تا بپرسم از خود ،
زندگی یعنی چه !؟
مادرم سینی چایی در دست ، گل لبخندی چید ، هدیه اش داد به من ،
خواهرم ، تکه نانی آورد ، آمد آنجا ، لب پاشویه نشست ،
پدرم دفتر شعری آورد ، تکیه بر پشتی داد ، شعر زیبایی خواند ،
و مرا برد ، به آرامش زیبای یقین ،
با خودم می گفتم :
زندگی ، راز بزرگی ست که در ما جاری ست ،
زندگی ، فاصله ی آمدن و رفتن ماست ،
رود دنیا ، جاری ست ،
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است ،
وقت رفتن ، به همان عریانی ، که به هنگام ورود ، آمده ایم ،
دست ما در کف این رود ، به دنبال چه می گردد !؟
هیچ !!!
زندگی ، وزن نگاهی ست که در خاطره ها می ماند ،
شاید این حسرت بیهوده که در دل داری ،
شعله ی گرمی امید، تو را ، خواهد کشت ،
زندگی ، درک همین اکنون است ،
زندگی ، شوق رسیدن به همان فردایی ست ، که نخواهد آمد ،
تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی ،
ظرف امروز پر از بودن توست ،
شاید این خنده که امروز ، دریغش کردی ،
آخرین فرصت همراهی با ، امید است ،
زندگی یاد غریبی ست که در حافظه ی خاک ، به جا می ماند ،
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه ی برگ ،
زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود ،
زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر ،
زندگی ، باور دریاست در اندیشه ی ماهی ، در تنگ ،
زندگی ، ترجمه ی روشن خاک است ، در آیینه ی عشق ،
زندگی ، فهم نفهمیدن هاست ،
زندگی ، پنجره ی باز به دنیای وجود ،
تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست ،
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست ،
فرصت بازی این پنجره را دریابیم ،
در نبیندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم ،
پرده از ساحت دل ، برگیریم ،
رو به این پنجره با شوق ، سلامی بکنیم ،
زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است ،
وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندیست ،
زندگی شاید ، شعر پدرم بود که خواند ،
چای مادر ، که مرا گرم نمود ،
نان خواهر ، که به ماهی ها داد ،
زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم ،
زندگی ، زمزمه ی پاک حیات است ، میان دو سکوت ،
زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست ،
لحظه ی آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست ،
من دلم می خواهد ، قدر این خاطره را دریابم
✅#کیوان_شاهبداغی
⭕️
زندگی در شعر "صدای پای آب"
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه، که در دهان گس تابستان است
زندگی، بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا،
لمس تنهایی «ماه»،
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
سلام
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی «مجذور» آینه است
زندگی گل به «توان» ابدیت،
زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما،
زندگی «هندسه» ساده و یکسان نفسهاست…
✅#سهراب_سپهری
"با تاسف... و البته دقت و توجه به کپی برداری ها و باز نشر و انتشار اینگونه جعلیات" در سایت های مجازی و.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏1👌1
Niyaz
Moein
🎼❤️🎼
خوب ترین حادثه می دانمت خوب ترین حادثه میدانی ام؟
حرف بزن ! ابر مرا باز کن
دیر زمانیست که بارانیام
حرف بزن، حرف بزن، سالهاست؛
تشنهی یک
صحبتِ طولانی ام ...
#محمد_علی_بهمنی
🍏🍎🍃
خوب ترین حادثه می دانمت خوب ترین حادثه میدانی ام؟
حرف بزن ! ابر مرا باز کن
دیر زمانیست که بارانیام
حرف بزن، حرف بزن، سالهاست؛
تشنهی یک
صحبتِ طولانی ام ...
#محمد_علی_بهمنی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
ابراهیم گلستان، نویسنده ، مترجم و سینماگر بزرگ ایران با ترجمههایش از داستان نویسان مدرنیست آمریکایی و اروپایی، با داستانهای کوتاهش و با فیلمهای مستند و داستانی اش تاثیر چشمگیر و انکارناپذیری بر نویسندگان و سینماگران ایران گذاشت. گلستان در عین حال که ریشه محکمی در قلمرو خرد و میراث فرهنگی ایران داشت همواره کوشید راه خود را برود و استقلال فکری حرفهای خود را حفظ کند. گلستان یک هنرمند و ادیب مدرنیست درجه یک بود که همیشه پیوندش را با ادبیات کهن ایران حفظ کرد . با اینکه نخستین کسی در ایران بود که از فاکنر و همینگوی ترجمه کرد و تحت تاثیر زبان مدرن داستانهای آنها قرار گرفت اما به همان اندازه از سعدی نیز متاًثر بود و معتقد بود که حتی خیلی از تکنیکهای مونتاژی فیلمهایش را از شیوه تقطیع سعدی در اشعارش آموخته نه از گدار و آیزانشتاین. آنقدر سعدی را دوست داشت و به جهان اشعارش نزدیک بود که هرگاه شعری از سعدی را میخواند بیاختیار بغض میکرد و اشکش جاری میشد .
گلستان هم در ادبیات و هم در سینما نوآور بود و توانست بر بسیاری از نویسندگان و فیلمسازان تاثیر فراوان بگذارد . او هم ادیب بود هم سینماگر و هم ذهن سیاسی داشت .وی در جوانی پیرو تفکر سوسیالیسم بود و به حزب توده ایران پیوست اما بعد از مدتی از این حزب استعفا داد و به کارهای خلاقانه فردی پرداخت با این وجود در سالهای پایانی عمرش میگفت که همچنان به سوسیالیسم و مارکسیسم و حزب توده ایران دلبستگی دارد .
ابراهیم گلستان ۱۰۱ سال عمر کرد و با کوله باری از تجربه و آثار توانست سهم بسزایی در ادبیات و سینمای ایران داشته باشد.
امروز سالروز تولد این هنرمند بزرگ است یادش گرامی و آثارش ماندگار باد.🎂
🍏🍎🍃
ابراهیم گلستان، نویسنده ، مترجم و سینماگر بزرگ ایران با ترجمههایش از داستان نویسان مدرنیست آمریکایی و اروپایی، با داستانهای کوتاهش و با فیلمهای مستند و داستانی اش تاثیر چشمگیر و انکارناپذیری بر نویسندگان و سینماگران ایران گذاشت. گلستان در عین حال که ریشه محکمی در قلمرو خرد و میراث فرهنگی ایران داشت همواره کوشید راه خود را برود و استقلال فکری حرفهای خود را حفظ کند. گلستان یک هنرمند و ادیب مدرنیست درجه یک بود که همیشه پیوندش را با ادبیات کهن ایران حفظ کرد . با اینکه نخستین کسی در ایران بود که از فاکنر و همینگوی ترجمه کرد و تحت تاثیر زبان مدرن داستانهای آنها قرار گرفت اما به همان اندازه از سعدی نیز متاًثر بود و معتقد بود که حتی خیلی از تکنیکهای مونتاژی فیلمهایش را از شیوه تقطیع سعدی در اشعارش آموخته نه از گدار و آیزانشتاین. آنقدر سعدی را دوست داشت و به جهان اشعارش نزدیک بود که هرگاه شعری از سعدی را میخواند بیاختیار بغض میکرد و اشکش جاری میشد .
گلستان هم در ادبیات و هم در سینما نوآور بود و توانست بر بسیاری از نویسندگان و فیلمسازان تاثیر فراوان بگذارد . او هم ادیب بود هم سینماگر و هم ذهن سیاسی داشت .وی در جوانی پیرو تفکر سوسیالیسم بود و به حزب توده ایران پیوست اما بعد از مدتی از این حزب استعفا داد و به کارهای خلاقانه فردی پرداخت با این وجود در سالهای پایانی عمرش میگفت که همچنان به سوسیالیسم و مارکسیسم و حزب توده ایران دلبستگی دارد .
ابراهیم گلستان ۱۰۱ سال عمر کرد و با کوله باری از تجربه و آثار توانست سهم بسزایی در ادبیات و سینمای ایران داشته باشد.
امروز سالروز تولد این هنرمند بزرگ است یادش گرامی و آثارش ماندگار باد.🎂
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
هرگز برای تبدیل شدن به آنچه که می توانستی باشی، دیر نیست!
“جورج الیوت”
🍏🍎🍃
هرگز برای تبدیل شدن به آنچه که می توانستی باشی، دیر نیست!
“جورج الیوت”
🍏🍎🍃
👌2🕊1
○
کتاب دمیان با عنوان فرعی «داستان جوانی امیل سینکلر» شاید مهمترین و خواندنیترین کتاب هرمان هسه باشد. کتابی که در آن با جوانی جویای معنا، در طلب رسیدن به وحدت، شکلی دیگر از مفهوم تربیت، عرفان و جامعه روبهرو هستیم. این کتاب مختص کسانی است که در طلب یگانگی، تمامیت و وحدت وجودند. زبان تمثیلی و نثر شاعرانه هرمان هسه، این اثر را به تابلویی بیبدیل مانند کرده است.
🍏🍎🍃
کتاب دمیان با عنوان فرعی «داستان جوانی امیل سینکلر» شاید مهمترین و خواندنیترین کتاب هرمان هسه باشد. کتابی که در آن با جوانی جویای معنا، در طلب رسیدن به وحدت، شکلی دیگر از مفهوم تربیت، عرفان و جامعه روبهرو هستیم. این کتاب مختص کسانی است که در طلب یگانگی، تمامیت و وحدت وجودند. زبان تمثیلی و نثر شاعرانه هرمان هسه، این اثر را به تابلویی بیبدیل مانند کرده است.
🍏🍎🍃
👌2
Demian 7
Herman Hesse
📕✨📕
📕#دمیان
✍#هرمان_هسه
▪️بخش,/ 7
🎤 عاطفه_ آقایی_نژاد
دمیان یکی از مهمترین کتابهای کارنامه ادبی هرمان هسه، نویسنده نامدار آلمانی است. هسه که در سال ۱۹۴۶ برنده جایزه نوبل ادبی نیز شده است کتاب دمیان را بلافاصله پس از جنگ جهانی اول نوشت؛ کتابی که میتوان آن را آیینه تمامنمای اندیشه هسه دانست. رمانتیسم آلمانی، عرفان و شرقگرایی، آثار و اندیشههای نیچه و یونگ و همچنین زمانهای که اثر در آن به نگارش درآمده است، از مضامین اثرگذار در کتاب دمیان است
🍏🍎🍃
📕#دمیان
✍#هرمان_هسه
▪️بخش,/ 7
🎤 عاطفه_ آقایی_نژاد
دمیان یکی از مهمترین کتابهای کارنامه ادبی هرمان هسه، نویسنده نامدار آلمانی است. هسه که در سال ۱۹۴۶ برنده جایزه نوبل ادبی نیز شده است کتاب دمیان را بلافاصله پس از جنگ جهانی اول نوشت؛ کتابی که میتوان آن را آیینه تمامنمای اندیشه هسه دانست. رمانتیسم آلمانی، عرفان و شرقگرایی، آثار و اندیشههای نیچه و یونگ و همچنین زمانهای که اثر در آن به نگارش درآمده است، از مضامین اثرگذار در کتاب دمیان است
🍏🍎🍃
👌2