○
خودشناسی سفری نیست که به مقصد برسد؛ راهی ست که هر لحظه با آن روبهرویی...
#توماس_مور/ نویسنده، فیلسوف
و سیاستمدار پرآوازه انگلیسی
🍏🍎🍃
خودشناسی سفری نیست که به مقصد برسد؛ راهی ست که هر لحظه با آن روبهرویی...
#توماس_مور/ نویسنده، فیلسوف
و سیاستمدار پرآوازه انگلیسی
🍏🍎🍃
👌2👏1
غزلیات حافظ 230
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_230
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------
اگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید
که بویِ خیر ز زهدِ ریا نمیآید
جهانیان همه گر منعِ من کنند از عشق
من آن کنم که خداوندگار فرماید
طمع ز فیضِ کرامت مَبُر که خُلقِ کریم
گنه ببخشد و بر عاشقان بِبَخشاید
مقیمِ حلقهٔ ذکر است دل بدان امید
که حلقهای ز سرِ زلفِ یار بگشاید
تو را که حُسنِ خداداده هست و حجلهٔ بخت
چه حاجت است که مَشّاطِهات بیاراید
چمن خوش است و هوا دلکَش است و مِی بیغَش
کنون به جز دلِ خوش هیچ در نمیباید
جمیلهایست عروسِ جهان، ولی هُش دار
که این مُخَدَّره در عقدِ کس نمیآید
به لابه گفتمش ای ماهرُخ چه باشد اگر
به یک شِکَر ز تو دلخستهای بیاساید
به خنده گفت که حافظ خدای را مَپسَند
که بوسهٔ تو رخِ ماه را بیالاید
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------
اگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید
که بویِ خیر ز زهدِ ریا نمیآید
جهانیان همه گر منعِ من کنند از عشق
من آن کنم که خداوندگار فرماید
طمع ز فیضِ کرامت مَبُر که خُلقِ کریم
گنه ببخشد و بر عاشقان بِبَخشاید
مقیمِ حلقهٔ ذکر است دل بدان امید
که حلقهای ز سرِ زلفِ یار بگشاید
تو را که حُسنِ خداداده هست و حجلهٔ بخت
چه حاجت است که مَشّاطِهات بیاراید
چمن خوش است و هوا دلکَش است و مِی بیغَش
کنون به جز دلِ خوش هیچ در نمیباید
جمیلهایست عروسِ جهان، ولی هُش دار
که این مُخَدَّره در عقدِ کس نمیآید
به لابه گفتمش ای ماهرُخ چه باشد اگر
به یک شِکَر ز تو دلخستهای بیاساید
به خنده گفت که حافظ خدای را مَپسَند
که بوسهٔ تو رخِ ماه را بیالاید
🍏🍎🍃
❤2👏1
○
"سهراب سپهری در ۱۴ ی ۱۵ مهرماه ۱۳۰۷ در کاشان به دنیا آمد. پدربزرگش میرزا نصرالله خان سپهری نخستین رییس تلگرافخانه کاشان بود. پدرش «اسدالله» و مادرش «ماهجبین» نام داشتند که هر دو اهل هنر و شعر بودند."
سهراب سپهری در ابتدا به سبک نیمایی شعر میسرود ولی بعدها رویه خودش را باز شناخت. در این شیوه جدید سهراب سپهری بر دیدگاه انسان مدارانه و آموختههایی که از فلسفه ذن فرا گرفته بود به شیوه جدیدی دست یافت که «حجم سبز» شیوه تکامل یافته سبکش محسوب میشود. وی عادت داشت که دور از جامعه آثار هنری اش را خلق کند و برای رسیدن به تنهاییهایش «قریه چنار» و کویرهای کاشان را انتخاب کرده بود.
سهراب هنرمندی جستجوگر، تنها، کمالطلب، فروتن و خجول بود که دیدگاه انسان مدارانهاش بسیار گسترده و فراگیر بود. از این رو آثار وی همیشه با نقد و بررسیهایی همراه بودهاند. برخی از کتابهای او چنین میباشند: «تا انتها حضور»، «سهراب مرغ مهاجر» و «هنوز در سفرم»، «بیدل، سپهری و سبک هندی»، «تفسیر حجم سبز»، «حافظ پدر، سهراب سپهری پسر، حافظان کنگره»، «نیلوفر خاموش
شعر وی صمیمی، سرشار از تصویرهای بکر و تازهاست که همراه با زبانی نرم، لطیف، پاکیزه و منسجم تصویر سازی میکند. از معروفترین شعرهای سهراب سپهری میتوان به: نشانی، صدای پای آب و مسافر را نام برد که شعر صدای پای آب یکی از بلندترین شعرهای نو زبان فارسی است.
سهراب سپهری در نقاشی از دستاوردهای زیبایی شناختی شرق و غرب بهرهمند گشته بود که این تاثیرها در آثارش جلوه گر بودند. سهراب سپهری در آثار نقاشی اش رویکرد نوین و متفاوتی داشت به طوریکه فرمهای هندسی نخودی و خاکستری رنگش با تمامی نقاشان فیگوراتیو همزمانش متفاوت بود.
زاد روزش گرامی یادش سبز 🎂
🍏🍎🍃
"سهراب سپهری در ۱۴ ی ۱۵ مهرماه ۱۳۰۷ در کاشان به دنیا آمد. پدربزرگش میرزا نصرالله خان سپهری نخستین رییس تلگرافخانه کاشان بود. پدرش «اسدالله» و مادرش «ماهجبین» نام داشتند که هر دو اهل هنر و شعر بودند."
سهراب سپهری در ابتدا به سبک نیمایی شعر میسرود ولی بعدها رویه خودش را باز شناخت. در این شیوه جدید سهراب سپهری بر دیدگاه انسان مدارانه و آموختههایی که از فلسفه ذن فرا گرفته بود به شیوه جدیدی دست یافت که «حجم سبز» شیوه تکامل یافته سبکش محسوب میشود. وی عادت داشت که دور از جامعه آثار هنری اش را خلق کند و برای رسیدن به تنهاییهایش «قریه چنار» و کویرهای کاشان را انتخاب کرده بود.
سهراب هنرمندی جستجوگر، تنها، کمالطلب، فروتن و خجول بود که دیدگاه انسان مدارانهاش بسیار گسترده و فراگیر بود. از این رو آثار وی همیشه با نقد و بررسیهایی همراه بودهاند. برخی از کتابهای او چنین میباشند: «تا انتها حضور»، «سهراب مرغ مهاجر» و «هنوز در سفرم»، «بیدل، سپهری و سبک هندی»، «تفسیر حجم سبز»، «حافظ پدر، سهراب سپهری پسر، حافظان کنگره»، «نیلوفر خاموش
شعر وی صمیمی، سرشار از تصویرهای بکر و تازهاست که همراه با زبانی نرم، لطیف، پاکیزه و منسجم تصویر سازی میکند. از معروفترین شعرهای سهراب سپهری میتوان به: نشانی، صدای پای آب و مسافر را نام برد که شعر صدای پای آب یکی از بلندترین شعرهای نو زبان فارسی است.
سهراب سپهری در نقاشی از دستاوردهای زیبایی شناختی شرق و غرب بهرهمند گشته بود که این تاثیرها در آثارش جلوه گر بودند. سهراب سپهری در آثار نقاشی اش رویکرد نوین و متفاوتی داشت به طوریکه فرمهای هندسی نخودی و خاکستری رنگش با تمامی نقاشان فیگوراتیو همزمانش متفاوت بود.
زاد روزش گرامی یادش سبز 🎂
🍏🍎🍃
❤2🕊1
○
«آه، چرا نگویم که درد غربتِ پونههای صحرایی را دارم.
نه، ترسی ندارم که بگویم میخواهم از پاریس بروم. میخواهم کتابهایم را به گوشهیی پرتاب کنم. کعبۀ نقاشان را پشت سر بگذارم، بروم در شیب یکی از درّههای سرزمین خودمان، ساعتها به سرخی یک گل شقایق خیره شوم.
چه کسی میتواند به من و این پندارهایم بخندد؟ در زندگی من یک گل شقایق جای خودش را دارد.
و شاید به نظر غریب آید اگر بگویم وقتی روی گذشته خم میشوم تصویر درخت اقاقیا را از پس حوادث زندگیم روشنتر میبینم.
به راستی اندکی شگفتآور است، امّا نه. برای چه یک دیوار کاهگلی که روزی از سایهاش گذشتهایم، نتواند در زندگی ما رخنه کند؟ چرا یک کلاغ که بر شاخه کاجی دیدهایم نتواند جاپای خودش را روی احساس ما بگذارد؟
یک لحظه هوشیاری که در یکی از شنزارهای اطراف کاشان به سراغ من آمد، از برترین نوسانهای زندگی من چه چیز کم دارد؟ برای همین است که من میتوانم بسی چیزها را از دست بدهم تا یک «آن» را زندگی کنم. میتوانم از چشمانداز فریبای یک سفر چشم بپوشم تا یک «شب» را زندگی کنم.
گزیده ای از کتاب
" هنوز در سفرم " از سهراب سپهری
🍏🍎🍃
«آه، چرا نگویم که درد غربتِ پونههای صحرایی را دارم.
نه، ترسی ندارم که بگویم میخواهم از پاریس بروم. میخواهم کتابهایم را به گوشهیی پرتاب کنم. کعبۀ نقاشان را پشت سر بگذارم، بروم در شیب یکی از درّههای سرزمین خودمان، ساعتها به سرخی یک گل شقایق خیره شوم.
چه کسی میتواند به من و این پندارهایم بخندد؟ در زندگی من یک گل شقایق جای خودش را دارد.
و شاید به نظر غریب آید اگر بگویم وقتی روی گذشته خم میشوم تصویر درخت اقاقیا را از پس حوادث زندگیم روشنتر میبینم.
به راستی اندکی شگفتآور است، امّا نه. برای چه یک دیوار کاهگلی که روزی از سایهاش گذشتهایم، نتواند در زندگی ما رخنه کند؟ چرا یک کلاغ که بر شاخه کاجی دیدهایم نتواند جاپای خودش را روی احساس ما بگذارد؟
یک لحظه هوشیاری که در یکی از شنزارهای اطراف کاشان به سراغ من آمد، از برترین نوسانهای زندگی من چه چیز کم دارد؟ برای همین است که من میتوانم بسی چیزها را از دست بدهم تا یک «آن» را زندگی کنم. میتوانم از چشمانداز فریبای یک سفر چشم بپوشم تا یک «شب» را زندگی کنم.
گزیده ای از کتاب
" هنوز در سفرم " از سهراب سپهری
🍏🍎🍃
❤2🙏1
Leham
Mohammadreza Zamani
🎼❤️🎼
میان دو دست تمنایم روییدی
در من تراویدی .
آهنگ تاریک اندامت را شنیدم :
نه صدایم
و نه روشنی
طنین تنهاییِ تو هستم
طنین تاریکیِ تو...
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
میان دو دست تمنایم روییدی
در من تراویدی .
آهنگ تاریک اندامت را شنیدم :
نه صدایم
و نه روشنی
طنین تنهاییِ تو هستم
طنین تاریکیِ تو...
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
❤1🙏1🕊1