●
۸ مهر روز بزرگداشت مولوی
بزرگداشت این عارف و شاعر بزرگ قرن هفتم هجری –قمری،در تقویم رسمی کشور ایران ثبت شده است.جلال الدین محمد بن شیخ بهاءالدین محمد معروف به مولوی شاعر عارف و فیلسوف بزرگ یکی از بزرگ ترین مفاخر ادبی ایرانیان به شمار می رود.
ای عاشقــان ای عاشقـان
پیمانه را گم کرده ام
درکنج ویران مــــانده ام
خمخــــانه را گم کرده ام
هم در پی بالائیــــان ،
هم من اسیــر خاکیان
هم در پی همخــــانه ام
هم خــانه را گم کرده ام
نوشته اند چهارصد نفر در حوزه درس مولانا جلال الدین حاضر می شدند و از محضرش مستفید و مستفیض می گشتند؛ ولی مولانا به علت اینکه فضائل صوری و ظاهری را مطلوب طبع خود نیافت، حوزه تدریس را ترک گفت و به خدمت مشایخ و جمع کثیر علمای متفرق پرداخت و عاقبت شیخ اجل شمس تبریزی را در ۳۸ سالگی یافت و آن چنان مستغرق بحر فضیلت این پیر روشن دل گردید که یک پارچه شور و هیجان شد.
سرانجام این کوره گدازان شور و عشق و این زبان گویای اسرار فیه ما فیه و این گردنده تیزبال آسمان های خیال و این پیر روشن ضمیر و ستاره فروزان عالم اثیر در سنه ۶۷۲ هجری قمری چشم از جهان فرو بست. عارف و شاعری ایرانی با شهرت جهانی که آثار و اندیشههایش جهانی را به شگفتی وا داشته است .
می توان گفت؛ مولوی به نوعی پیوند دهنده ی ملت هاست . در کلیه آثارش از شرافت و وجدان انسانی سخن گفته و تا دنیا وجود دارد ، مردم روزگار ازآن بهره مند خواهند بود . علت نامگذاری زادروز مولانا و روز بزرگداشت وی؛ در سال ۲۰۰۷ که به نام سال جهانی مولانا از سوی یونسکو به ثبت رسیده است...
🍏🍎🍃
۸ مهر روز بزرگداشت مولوی
بزرگداشت این عارف و شاعر بزرگ قرن هفتم هجری –قمری،در تقویم رسمی کشور ایران ثبت شده است.جلال الدین محمد بن شیخ بهاءالدین محمد معروف به مولوی شاعر عارف و فیلسوف بزرگ یکی از بزرگ ترین مفاخر ادبی ایرانیان به شمار می رود.
ای عاشقــان ای عاشقـان
پیمانه را گم کرده ام
درکنج ویران مــــانده ام
خمخــــانه را گم کرده ام
هم در پی بالائیــــان ،
هم من اسیــر خاکیان
هم در پی همخــــانه ام
هم خــانه را گم کرده ام
نوشته اند چهارصد نفر در حوزه درس مولانا جلال الدین حاضر می شدند و از محضرش مستفید و مستفیض می گشتند؛ ولی مولانا به علت اینکه فضائل صوری و ظاهری را مطلوب طبع خود نیافت، حوزه تدریس را ترک گفت و به خدمت مشایخ و جمع کثیر علمای متفرق پرداخت و عاقبت شیخ اجل شمس تبریزی را در ۳۸ سالگی یافت و آن چنان مستغرق بحر فضیلت این پیر روشن دل گردید که یک پارچه شور و هیجان شد.
سرانجام این کوره گدازان شور و عشق و این زبان گویای اسرار فیه ما فیه و این گردنده تیزبال آسمان های خیال و این پیر روشن ضمیر و ستاره فروزان عالم اثیر در سنه ۶۷۲ هجری قمری چشم از جهان فرو بست. عارف و شاعری ایرانی با شهرت جهانی که آثار و اندیشههایش جهانی را به شگفتی وا داشته است .
می توان گفت؛ مولوی به نوعی پیوند دهنده ی ملت هاست . در کلیه آثارش از شرافت و وجدان انسانی سخن گفته و تا دنیا وجود دارد ، مردم روزگار ازآن بهره مند خواهند بود . علت نامگذاری زادروز مولانا و روز بزرگداشت وی؛ در سال ۲۰۰۷ که به نام سال جهانی مولانا از سوی یونسکو به ثبت رسیده است...
🍏🍎🍃
❤3🙏1
❤1🙏1
○
با تو بودن را
دوست دارم
چون رویای شیرینِ
یک دیدار
در صبح
مه آلوده ی پاییز
از پشت پنجره یِ
انتظار ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
صبح تون به خیر روزتان شاد
🍏🍎🍃
با تو بودن را
دوست دارم
چون رویای شیرینِ
یک دیدار
در صبح
مه آلوده ی پاییز
از پشت پنجره یِ
انتظار ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
صبح تون به خیر روزتان شاد
🍏🍎🍃
❤1🙏1
غزلیات حافظ 224
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ/224
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
خوشا دلی که مدام از پِی نظر نرود
به هر دَرَش که بخوانند بیخبر نرود
طمع در آن لبِ شیرین نکردَنَم اولی
ولی چگونه مگس از پِی شکر نرود
سوادِ دیدهٔ غمدیدهام به اشک مشوی
که نقشِ خالِ توام هرگز از نظر نرود
ز من چو بادِ صبا بویِ خود دریغ مدار
چرا که بی سرِ زلفِ توام به سر نرود
دلا مباش چنین هرزه گَرد و هرجایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود
مکن به چشمِ حقارت نگاه در منِ مست
که آبرویِ شریعت بدین قَدَر نرود
منِ گدا هوس سروقامتی دارم
که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود
تو کز مکارمِ اخلاق عالَمی دگری
وفایِ عهدِ من از خاطرت به در نرود
سیاه نامهتر از خود کسی نمیبینم
چگونه چون قلمم دودِ دل به سر نرود
به تاجِ هدهدم از رَه مَبَر که بازِ سفید
چو باشه در پِی هر صیدِ مختصر نرود
بیار باده و اول به دستِ حافظ ده
به شرطِ آن که ز مجلس سخن به در نرود
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
خوشا دلی که مدام از پِی نظر نرود
به هر دَرَش که بخوانند بیخبر نرود
طمع در آن لبِ شیرین نکردَنَم اولی
ولی چگونه مگس از پِی شکر نرود
سوادِ دیدهٔ غمدیدهام به اشک مشوی
که نقشِ خالِ توام هرگز از نظر نرود
ز من چو بادِ صبا بویِ خود دریغ مدار
چرا که بی سرِ زلفِ توام به سر نرود
دلا مباش چنین هرزه گَرد و هرجایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود
مکن به چشمِ حقارت نگاه در منِ مست
که آبرویِ شریعت بدین قَدَر نرود
منِ گدا هوس سروقامتی دارم
که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود
تو کز مکارمِ اخلاق عالَمی دگری
وفایِ عهدِ من از خاطرت به در نرود
سیاه نامهتر از خود کسی نمیبینم
چگونه چون قلمم دودِ دل به سر نرود
به تاجِ هدهدم از رَه مَبَر که بازِ سفید
چو باشه در پِی هر صیدِ مختصر نرود
بیار باده و اول به دستِ حافظ ده
به شرطِ آن که ز مجلس سخن به در نرود
🍏🍎🍃
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام عصر قشنگ پاییزی تان شاد و دلپذیر
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃
❤2
○
مولانا شمس را گفت :
چه شد به آرامش رسیدی؟!
شمس پاسخ داد :
وعده بر این شد که خودم را آرام کنم،
نه جهانِ اطرافم را..
امّا معجزه شد
و جهان اطرافم نیز آرام گشت.
#جعلی❌❌❌
از #شمس_تبریزی نیست.
از حضرت #مولانا نیست.
🍏🍎🍃
مولانا شمس را گفت :
چه شد به آرامش رسیدی؟!
شمس پاسخ داد :
وعده بر این شد که خودم را آرام کنم،
نه جهانِ اطرافم را..
امّا معجزه شد
و جهان اطرافم نیز آرام گشت.
#جعلی❌❌❌
از #شمس_تبریزی نیست.
از حضرت #مولانا نیست.
🍏🍎🍃
👌2
آنكه بى باده كند جان مرا مست كجاست-هژير مهرافروز
@daily_haiku
🎼❤️🎼
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟
وآنکه بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟
وآنکه سوگند خورم ، جز به سر او نخورم
وآنکه سوگند من و توبه ام اشکست کجاست؟
وآنکه جانها به سحر نعره زنانند ازو
وآنکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟
جان جانست و گر جای ندارد چه عجب؟!
این که جا می طلبد در تن ما هست کجاست؟
پردۀ روشن دل بست و خیالات نمود
وآنکه در پرده چنین پردۀ دل بست کجاست؟
✍#حضرت_مولانا
🗣#هژیر_مهر_افروز
🍏🍎🍃
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟
وآنکه بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟
وآنکه سوگند خورم ، جز به سر او نخورم
وآنکه سوگند من و توبه ام اشکست کجاست؟
وآنکه جانها به سحر نعره زنانند ازو
وآنکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟
جان جانست و گر جای ندارد چه عجب؟!
این که جا می طلبد در تن ما هست کجاست؟
پردۀ روشن دل بست و خیالات نمود
وآنکه در پرده چنین پردۀ دل بست کجاست؟
✍#حضرت_مولانا
🗣#هژیر_مهر_افروز
🍏🍎🍃
❤1🙏1
مثنوی، مشهور به مثنوی معنوی (یا مثنوی مولوی)، نام کتاب شعری از مولانا جلالالدین محمد بلخی شاعر و عارف ، شامل بر ۲۶۰۰۰ بیت در ۶ دفتر مثنوی مولوی، همانند بیشتر مثنویهای صوفیانه، به صورت عمده از «داستان» به عنوان ابزاری برای بیان تعلیمات تصوف استفاده میکند. ترتیب قرار گرفتن داستانهای گوناگون در این کتاب ظاهراً نظم مشخصی ندارد. شخصیتهای اصلی داستانها میتواند از پیامبران و پادشاهان تا چوپانان و بردگان باشد. حیوانات نیز نقش پررنگی در این داستانها بازی میکنند.
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃
👌1