معمای عشق
735 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
غزلیات حافظ 209
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_209
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
قتلِ این خسته به شمشیرِ تو تقدیر نبود
ور نه هیچ از دلِ بی‌رحمِ تو تقصیر نبود

منِ دیوانه چو زلفِ تو رها می‌کردم
هیچ لایق‌ترم از حلقهٔ زنجیر نبود

یا رب این آینهٔ حُسن چه جوهر دارد؟
که در او آهِ مرا قُوَّتِ تأثیر نبود

سر ز حسرت به درِ میکده‌ها بَرکردم

چون شناسایِ تو در صومعه یک پیر نبود

نازنین‌تر ز قَدَت در چمنِ ناز نَرُست
خوش‌تر از نقشِ تو در عالمِ تصویر نبود

تا مگر همچو صبا باز به کویِ تو رَسَم
حاصلم دوش به جز نالهٔ شبگیر نبود

آن کشیدم ز تو ای آتشِ هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دستِ تو تدبیر نبود

آیتی بود عذابْ اَنْدُهِ حافظ بی تو
که بَرِ هیچ کَسَش حاجتِ تفسیر نبود
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
°

ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است،
اما از دید آنها این دلایل هرگز
برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند.
آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند؛
. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید
کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصاا واقعیت را ترجیح می دهم؛
یعنی همان خطر.

🗒بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


روزگار، همیشه بر یک قرار نمی‌ماند.
روز و شب دارد
روشنی دارد
تاریکی دارد
کم دارد بیش دارد
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده
تمام می‌شود
        بهار می‌آید...

📕 جای_خالی_سلوچ
✍🏻 #محمود_دولت‌_آبادی
🍏🍎🍃
👌2
📚
🎥

زار محمد:
آخه این چه شهریه…
حاکمش دزده، وکیلش دزده، سیدش دزده !

پَ مو حقُم اَز کی بگیرُم؟

🎥 دیالوگی قابل تامل از فیلم: تنگسير 1352
🍏🍎🍃
2🙏1👌1
🎬


جالب است بدانید گوشی پزشکی اولین بار ۱۸۶ سال پیش (۱۸۱۹میلادی) توسط یک پزشک فرانسوی به نام Rene Laennec اختراع شد. قبل از اختراع این گوشی پزشکی چوبی، پزشکان برای شنیدن صدای قلب از روش هایی نظیر ضربه زدن و شنیدن مستقیم استفاده می کردند به طوریکه گوش خود را مستقیما بر روی سینه بیمار قرار می دادند. دکتر رنه روزی برای ویزیت یک زن جوان رفت و وقتی میخواست به صدای قلب زن گوش دهد روش قرار دادن دست روی سینه بیمار و ضربه زدن به وی کمک چندانی نکرد و از طرفی به سبب فرهنگی که در آن رشد کرده بود برای گذاشتن گوش خود بر روی سینه بیمار احساس شرم زدگی کرد. از طرفی دکتر رنه چندی پیش از اون اتفاق وقتی در حال قدم زدن در حیاط موزه لوور پاریس بود، دو کودک را مشاهده کرد که با استفاده از یک تکه چوب بلند و یک میخ، به یکدیگر علامت صوتی میدادند. کودک با قرار دادن گوش خود کنار یک سر چوب، صدای تقویت شده ای از خراشیده شدن میخ در سر دیگر چوب می شنید.

رنه در آن روز که تصمیم به ساخت وسیله ای برای شنیدن صدای قلب گرفته بود، به یاد بازی آن دو کودک و مشاهدات خود افتاد و از آن برای اختراع گوشی پزشکی الهام گرفت.

🍏🍎🍃
👌2
🩺
گاهی به یاد من باش
رامش
🎼❤️🎼

دلم
برایت تنگ شده است؛

به من بگو؛
چگونه دلتنگ ات نشوم
که در فصل فصل جویبار
سرخ رگ هایم
یاد سبزِ تو
جاری ست...؟!

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
3🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


۲۴ شهریور، سالروز درگذشت استاد ارجمند، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب

یادش گرامی!

🍏🍎🍃
🕊3


یکی از شخصیت‌هایی که از لحاظ علمی و اخلاقی شاید بیشترین تأثیر را بر من گذاشت دکتر «عبدالحسین زرین‌کوب» بود. ایشان در دانشکده ادبیات و علوم‌انسانی تدریس می‌کرد ولی من سر کلاس‌های او حاضر می‌شدم. او از اخلاق انسانی‌‌ بالایی برخوردار بود و به معنای واقعی والا و بزرگ‌منش بود از همین رو، تأثیری عمیق بر من نهاد حتی بیش از دو استادی که پیش از این از آنها یاد کردم.
به نظرم، استاد زرین‌کوب در تاریخ معاصر ما یعنی از مشروطه به این سو، یکی از افراد انگشت‌شماری بود که احاطه‌اش بر فرهنگ ما با احاطه‌اش بر فرهنگ غرب، هم در زمینه ادبیات و هم در زمینه تاریخ و توأمان در زمینه فلسفه، نوعی تعادل و موازنه داشت. بنابراین اولاً هرچیزی را «ذوجوانب» نگاه می‌کرد و ثانیاً در داوری‌ها واقعاً منصف بود. در میان استادانی که در محضرشان حضور داشتم، من از احاطه‌ی هیچ استادی به اندازه زرین‌کوب اعجاب نمی‌کردم حتی بعدها که وارد حوزه‌ی علمیه‌‌ی قم شدم آنجا هم هیچ استادی اندازه‌ی دکتر زرین‌کوب مرا تحت‌تأثیر قرار نداد.
زرین‌کوب بسیار متواضع، مهربان و برای کسانی که اهل مطالعه و تحقیق بودند بسیار مددکار بود. هیچ‌گونه بخل علمی در زرین‌کوب ندیدم و هر بار که به یاد او می‌افتم روحم با حسرت عجین می‌شود؛ برای اینکه همیشه با خود می‌گویم از او بسیار بیشتر از این هم می‌شد بهره‌گرفت. البته من تا می‌توانستم از حضورش بهره‌مند شدم و در تمامی کلاس‌هایی که تشکیل می‌داد چه در مقطع فوق‌لیسانس و چه در مقطع دکتری شرکت می‌کردم. اما با وجود این، باز هم این حسرت را دارم.
با ضرس قاطع می‌گویم کسانی که امروز به عنوان استادانِ تراز اول زبان و ادبیات فارسی مشهورند تا به حال یک پاراگراف مثل دکتر «زرین‌کوب» ننوشته‌اند نه به لحاظ اتقان علمی و نه به لحاظ بلاغت و فصاحتی که او در نگارش داشت.
استاد زرین‌کوب با وجود شهرتی که داشت باز هم مجهول‌القدر ماند و من از این فرصت استفاده می‌کنم و به دوستان جوانم توصیه می‌کنم کسانی که می‌خواهند فرهنگ ما را به خوبی بشناسند حتماً باید یک دوره از مجموعه آثار زرین‌کوب را بخوانند و هیچ نکته‌ای را به‌سادگی رد نکنند که زرین‌کوب تأمل کرده و حاصل تأمل خود را ارائه کرده‌است، حال بعد از تأمل ممکن است سخن او را بپذیریم یا نپذیریم اما نباید سخن او را سبک یا نادیده‌ گرفت.
با وجود تمامی اما و اگرهایی که پیرامون کتاب «دو قرن سکوت» مطرح شد و برخی گفتند نوشتن این اثر بیشتر تحت‌تأثیر احساسات بوده است باید بگویم او به هرصورت بعدها خودش عذرخواهی کرد. من هرگز ندیدم که او از «دو قرن سکوت» عدول کرده باشد. البته همیشه باید فشارها را در نظر گرفت، او در برابر این فشارها همواره روحیه‌ی مسالمت‌آمیز و آرامش‌طلبی داشت.
به‌طورکلی، معتقدم حتی اگر بپذیریم که زرین‌کوب در کتاب دو قرن سکوت عدول کرده ‌است باز هم اولاً حقایقی که در این کتاب وجود دارد، قابل انکار نیست. در وهله دوم، اتفاقاً از نشانه‌های حق‌طلبی و انصاف علمی است که اگر فردی در مقطعی از عمرش پی‌برد که گفته‌ای از او خطا بوده‌است آن را بپذیرد؛ چنانکه زرین‌کوب چنین کرد.
اما همه‌ی این موارد به کنار، کارنامه‌ی زرین‌کوب واقعاً کارنامه‌ی درخشانی است و بسیار متأسفم که می‌بینم آنچنان که باید به آثار او در این سال‌ها توجه نمی‌شود.

#مصطفی#ملکیان
از مصاحبه های زمان دانشجویی
🍏🍎🍃
👌1🕊1
🕊


استاد_عبدالحسین_ زرین_کوب
🕊3👌1


#عبدالحسین_زرین_کوب در ۲۷ اسفند ۱۳۰۱ در بروجرد به دنیا آمد.
او از خانواده ای اصالتاً خوانساری و از نوادگان ملاعلی‌اکبر خوانساری بود.
زرین کوب تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به پایان برد. همچنین تحصیل در دورهٔ متوسطه را تا پایان سال پنجم در بروجرد ادامه داد اما به‌ دنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر، برای ادامهٔ تحصیل عازم تهران شد و رشتهٔ ادبی را برگزید و در سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را به اتمام رسانید. سال بعد به بروجرد بازگشت و به تدریس در دبیرستانهای خرم‌آباد و بروجرد پرداخت.
در این دوران درسهای مختلف از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی تا عربی و فلسفه و زبان خارجی را تدریس میکرد. در همین دوره نخستین کتاب او به نام "فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران" در بروجرد منتشر شد.
در سال ۱۳۲۴ پس از آنکه در امتحان ورودیِ "دانشکدهٔ علوم معقول و منقول" و "دانشکدهٔ ادبیات" حائز رتبهٔ اول شده ‌بود، وارد رشتهٔ ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۷ دورهٔ لیسانس ادبیات فارسی را با رتبهٔ اول به پایان رساند و سال بعد وارد دورهٔ دکتری رشتهٔ ادبیات دانشگاه تهران شد.
در سال ۱۳۳۴ از رسالهٔ دکتریِ خود با عنوان نقد شعر تاریخ و اصول آن که زیرنظر #بدیع‌الزمان_فروزانفر تألیف شده ‌بود، با موفقیت دفاع کرد.
دکتر زرین‌کوب در سال ۱۳۳۰ در کنار عده‌ای از فضلای عصر، همچون #محمد_معین، #پرویز_ناتل_خانلری، #غلامحسین_صدیقی و #عباس_زریاب_خویی برای مشارکت در طرح ترجمهٔ مقالات دائرةالمعارف اسلام (طبع هلند) دعوت شد.
او از سال ۱۳۳۵ با رتبهٔ دانشیاری کار خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و عهده‌دار تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکده‌های ادبیات و الهیات شد.
دکتر زرین‌کوب چندی نیز در "دانشسرای عالی تهران" و "دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک" به تدریس پرداخت.
وی از سال ۱۳۴۱ به بعد در فواصل تدریس در دانشگاه تهران، در دانشگاه‌های آکسفورد، سوربن، هند و پاکستان و در سالهای ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا به‌عنوان استاد میهمان در دانشگاه‌های کالیفرنیا و پرینستون به تدریس پرداخت.
دکتر زرین‌کوب در سالهای ورودش به دانشکده با خانم #قمر_آریان آشنا شد. قمر آریان در گفت‌وگویی که در سال ۱۳۸۳ در روزنامهٔ جام جم چاپ شد ، تعریف کرد که آشنایی آنها در فضای دانشکده نزدیک به ۹ سال ادامه یافته‌بود تا آنکه سرانجام عبدالحسین زرین‌کوب که سی‌ساله شده‌بود از آریان خواستگاری کرد. به گفتهٔ آریان، زمانی که ماجرا را با پدرش مطرح کرد، پدرش گفت که به‌ خوبی با زرین‌کوب آشناست و مقالاتی از او خوانده، اما گمان می‌کرده که نویسندهٔ آن مقالات باید مردی ۵۰ ساله باشد.
آریان و زرین‌کوب در سال ۱۳۳۲ با هم ازدواج کردند و تحصیلات خود را در مقطع دکتری نیز ادامه دادند (زرین‌کوب نفر اول و آریان نفر دوم در کنکور دکتری بود) و پس از فارغ‌التحصیلی، سالهای سفرشان آغاز شد. قمر آریان سالهای بسیاری را همراه با همسرش در هند و چندین کشور اروپایی و عربی و لبنان گذراند.
دکتر زرین‌کوب کتابی تحت عنوان "دو قرن سکوت" درمورد حوادث و اوضاع تاریخیِ ایران در دو قرن اول اسلام ( از حملهٔ عرب تا ظهور دولت طاهریان ) نگاشته و در سال ۱۳۳۶ در چاپ دوم کتاب به بسیاری از سؤالات مطرح‌شده توسط منتقدان و نیز شبهات وارده‌ بر مطالب چاپ اول کتاب پاسخ داده‌است.
عبدالحسین زرین کوب در ٢۴ شهریور سال ۱٣٧٨ در ۷۷ سالگی درگذشت.
سالروز درگذشت استاد زرین کوب گرامی یادش سبز و جاودانه🕊

🍏🍎🍃
🕊2
🕊


می تراود مهتاب،
می درخشد شبتاب.
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک،
غم این خفته ی چند،
خواب در چشم ترم می شکند.
نگران با من استاده سحر،
صبح می خواهد از من،
کز مبارک دم او، آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر،
در جگر لیکن خاری،
از ره این سفرم می شکند.


نازک آرای تن ساق گلی،
که به جانش کِشتم،
و به جان دادمش آب،
ای دریغا ! به برم می شکند.
دست ها می سایم،
تا دری بگشایم.
بر عبث می پایم،
که به درکس آید،
در و دیوار بهم ریخته شان،
برسرم می شکند.


می تراود مهتاب
می درخشد شبتاب.
مانده پای آبله از راه دراز،
بر دَمِ دهکده مردی تنها،
کوله بارش بردوش،
دست او بر در، می گوید با خود:
غم این خفته ی چند،
خواب در چشم ترم می شکند.


#نیما_یوشیج
🍏🍎🍃
2🙏1