معمای عشق
735 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


ناپلئون به فونتان می‌گفت: می ‌دانید چه چیز را بیش از همه تحسین می ‌کنم؟

این که زور نمی تواند چیزی بنیاد نهد. در دنیا فقط دو قدرت وجود دارد: "سرنیزه و اندیشه"، سرانجام سرنیزه مغلوب اندیشه می ‌شود.

پس به اندیشه معتقد باشیم. حتی اگر قدرت ، برای فریفتن ما ، نقاب عقیده یا رفاه به چهره خود بزند. ناله و زاری دوای درد اندیشه نیست ، کافی است در راه نجات آن بکوشیم ...

#آلبر_کامو
📕 فلسفه پوچی
🔁 محمدتقی غیاثی
🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


چه بیگانه‌اند با هم
سیل دست‌هایی که در خیابان روانند
و حافظه‌شان خالی از گرمای هر نوازشی‌ست
چه بی‌تفاوت از کنار هم می‌گذرند
در این لحظه
باقی مانده دست‌هایی که از میان زمان گذشته‌اند
با چهره‌هایی از ریخت افتاده
چه ترسناک است برهنگی همیشگی‌شان
نا آرامی
بی‌رحمی
معصومیّت
و ترس بی‌انتهایشان
چه ترسناک است
صدای سکوتِ دست‌ها را شنیدن.

#سابیر_هاکا
📕 دلهره ی مدام گریختن
🍏🍎🍃
👏2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
غزلیات حافظ 209
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_209
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
قتلِ این خسته به شمشیرِ تو تقدیر نبود
ور نه هیچ از دلِ بی‌رحمِ تو تقصیر نبود

منِ دیوانه چو زلفِ تو رها می‌کردم
هیچ لایق‌ترم از حلقهٔ زنجیر نبود

یا رب این آینهٔ حُسن چه جوهر دارد؟
که در او آهِ مرا قُوَّتِ تأثیر نبود

سر ز حسرت به درِ میکده‌ها بَرکردم

چون شناسایِ تو در صومعه یک پیر نبود

نازنین‌تر ز قَدَت در چمنِ ناز نَرُست
خوش‌تر از نقشِ تو در عالمِ تصویر نبود

تا مگر همچو صبا باز به کویِ تو رَسَم
حاصلم دوش به جز نالهٔ شبگیر نبود

آن کشیدم ز تو ای آتشِ هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دستِ تو تدبیر نبود

آیتی بود عذابْ اَنْدُهِ حافظ بی تو
که بَرِ هیچ کَسَش حاجتِ تفسیر نبود
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
°

ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است،
اما از دید آنها این دلایل هرگز
برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند.
آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند؛
. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید
کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصاا واقعیت را ترجیح می دهم؛
یعنی همان خطر.

🗒بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


روزگار، همیشه بر یک قرار نمی‌ماند.
روز و شب دارد
روشنی دارد
تاریکی دارد
کم دارد بیش دارد
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده
تمام می‌شود
        بهار می‌آید...

📕 جای_خالی_سلوچ
✍🏻 #محمود_دولت‌_آبادی
🍏🍎🍃
👌2
📚
🎥

زار محمد:
آخه این چه شهریه…
حاکمش دزده، وکیلش دزده، سیدش دزده !

پَ مو حقُم اَز کی بگیرُم؟

🎥 دیالوگی قابل تامل از فیلم: تنگسير 1352
🍏🍎🍃
2🙏1👌1
🎬


جالب است بدانید گوشی پزشکی اولین بار ۱۸۶ سال پیش (۱۸۱۹میلادی) توسط یک پزشک فرانسوی به نام Rene Laennec اختراع شد. قبل از اختراع این گوشی پزشکی چوبی، پزشکان برای شنیدن صدای قلب از روش هایی نظیر ضربه زدن و شنیدن مستقیم استفاده می کردند به طوریکه گوش خود را مستقیما بر روی سینه بیمار قرار می دادند. دکتر رنه روزی برای ویزیت یک زن جوان رفت و وقتی میخواست به صدای قلب زن گوش دهد روش قرار دادن دست روی سینه بیمار و ضربه زدن به وی کمک چندانی نکرد و از طرفی به سبب فرهنگی که در آن رشد کرده بود برای گذاشتن گوش خود بر روی سینه بیمار احساس شرم زدگی کرد. از طرفی دکتر رنه چندی پیش از اون اتفاق وقتی در حال قدم زدن در حیاط موزه لوور پاریس بود، دو کودک را مشاهده کرد که با استفاده از یک تکه چوب بلند و یک میخ، به یکدیگر علامت صوتی میدادند. کودک با قرار دادن گوش خود کنار یک سر چوب، صدای تقویت شده ای از خراشیده شدن میخ در سر دیگر چوب می شنید.

رنه در آن روز که تصمیم به ساخت وسیله ای برای شنیدن صدای قلب گرفته بود، به یاد بازی آن دو کودک و مشاهدات خود افتاد و از آن برای اختراع گوشی پزشکی الهام گرفت.

🍏🍎🍃
👌2
🩺
گاهی به یاد من باش
رامش
🎼❤️🎼

دلم
برایت تنگ شده است؛

به من بگو؛
چگونه دلتنگ ات نشوم
که در فصل فصل جویبار
سرخ رگ هایم
یاد سبزِ تو
جاری ست...؟!

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
3🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


۲۴ شهریور، سالروز درگذشت استاد ارجمند، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب

یادش گرامی!

🍏🍎🍃
🕊3


یکی از شخصیت‌هایی که از لحاظ علمی و اخلاقی شاید بیشترین تأثیر را بر من گذاشت دکتر «عبدالحسین زرین‌کوب» بود. ایشان در دانشکده ادبیات و علوم‌انسانی تدریس می‌کرد ولی من سر کلاس‌های او حاضر می‌شدم. او از اخلاق انسانی‌‌ بالایی برخوردار بود و به معنای واقعی والا و بزرگ‌منش بود از همین رو، تأثیری عمیق بر من نهاد حتی بیش از دو استادی که پیش از این از آنها یاد کردم.
به نظرم، استاد زرین‌کوب در تاریخ معاصر ما یعنی از مشروطه به این سو، یکی از افراد انگشت‌شماری بود که احاطه‌اش بر فرهنگ ما با احاطه‌اش بر فرهنگ غرب، هم در زمینه ادبیات و هم در زمینه تاریخ و توأمان در زمینه فلسفه، نوعی تعادل و موازنه داشت. بنابراین اولاً هرچیزی را «ذوجوانب» نگاه می‌کرد و ثانیاً در داوری‌ها واقعاً منصف بود. در میان استادانی که در محضرشان حضور داشتم، من از احاطه‌ی هیچ استادی به اندازه زرین‌کوب اعجاب نمی‌کردم حتی بعدها که وارد حوزه‌ی علمیه‌‌ی قم شدم آنجا هم هیچ استادی اندازه‌ی دکتر زرین‌کوب مرا تحت‌تأثیر قرار نداد.
زرین‌کوب بسیار متواضع، مهربان و برای کسانی که اهل مطالعه و تحقیق بودند بسیار مددکار بود. هیچ‌گونه بخل علمی در زرین‌کوب ندیدم و هر بار که به یاد او می‌افتم روحم با حسرت عجین می‌شود؛ برای اینکه همیشه با خود می‌گویم از او بسیار بیشتر از این هم می‌شد بهره‌گرفت. البته من تا می‌توانستم از حضورش بهره‌مند شدم و در تمامی کلاس‌هایی که تشکیل می‌داد چه در مقطع فوق‌لیسانس و چه در مقطع دکتری شرکت می‌کردم. اما با وجود این، باز هم این حسرت را دارم.
با ضرس قاطع می‌گویم کسانی که امروز به عنوان استادانِ تراز اول زبان و ادبیات فارسی مشهورند تا به حال یک پاراگراف مثل دکتر «زرین‌کوب» ننوشته‌اند نه به لحاظ اتقان علمی و نه به لحاظ بلاغت و فصاحتی که او در نگارش داشت.
استاد زرین‌کوب با وجود شهرتی که داشت باز هم مجهول‌القدر ماند و من از این فرصت استفاده می‌کنم و به دوستان جوانم توصیه می‌کنم کسانی که می‌خواهند فرهنگ ما را به خوبی بشناسند حتماً باید یک دوره از مجموعه آثار زرین‌کوب را بخوانند و هیچ نکته‌ای را به‌سادگی رد نکنند که زرین‌کوب تأمل کرده و حاصل تأمل خود را ارائه کرده‌است، حال بعد از تأمل ممکن است سخن او را بپذیریم یا نپذیریم اما نباید سخن او را سبک یا نادیده‌ گرفت.
با وجود تمامی اما و اگرهایی که پیرامون کتاب «دو قرن سکوت» مطرح شد و برخی گفتند نوشتن این اثر بیشتر تحت‌تأثیر احساسات بوده است باید بگویم او به هرصورت بعدها خودش عذرخواهی کرد. من هرگز ندیدم که او از «دو قرن سکوت» عدول کرده باشد. البته همیشه باید فشارها را در نظر گرفت، او در برابر این فشارها همواره روحیه‌ی مسالمت‌آمیز و آرامش‌طلبی داشت.
به‌طورکلی، معتقدم حتی اگر بپذیریم که زرین‌کوب در کتاب دو قرن سکوت عدول کرده ‌است باز هم اولاً حقایقی که در این کتاب وجود دارد، قابل انکار نیست. در وهله دوم، اتفاقاً از نشانه‌های حق‌طلبی و انصاف علمی است که اگر فردی در مقطعی از عمرش پی‌برد که گفته‌ای از او خطا بوده‌است آن را بپذیرد؛ چنانکه زرین‌کوب چنین کرد.
اما همه‌ی این موارد به کنار، کارنامه‌ی زرین‌کوب واقعاً کارنامه‌ی درخشانی است و بسیار متأسفم که می‌بینم آنچنان که باید به آثار او در این سال‌ها توجه نمی‌شود.

#مصطفی#ملکیان
از مصاحبه های زمان دانشجویی
🍏🍎🍃
👌1🕊1
🕊