معمای عشق
735 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


و شب هنگام که به خواب می‌روید
سرود آنی باشید که بی ‌سرود است؛

به شما می‌گویم:
صبح تان به وطن
وطنی که آن را سوار
بر اسبی سرکش بردند..

#محمود_درویش
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


_ای صبح شب نشینان
جانم به طاقت آمد
از بس که دیر ماندی
چون شام روزه داران

چندین که برشمردم
از ماجرای عشقت
اندوه دل نگفتم
الا یک از هزاران

سعدی به روزگاران
مهری نشسته در دل
بیرون نمی‌توان کرد
الا به روزگاران

چندت کنم حکایت
شرح این قدر کفایت
باقی نمی‌توان گفت
الا به غمگساران

#سعدی_ غزل_ ۴۵۰
یکشنبه تان به شور و نشاط زندگی اوقات بکام دوستان 🌻
🍏🍎🍃
2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


روز یکشنبه تان به روشنای عشق و امید روزهای پایانی شهریور به شهد و شیرینی انگورهای سرمست تاکستان های عاشق... و به شکفتگی ِ انارهای سرخ کوچه باغ های دلتنگ مهر ... شاد باشید و سرشار از شور و شوق بودنی خوش و پرامید

#فرح_فریماااا_معمای_عشق

🍏🍎🍃
2
دختر مشرقیم من
| آواز قدیمی، گروه کر‌ دختران |
🎼❤️🎼

« دختر مشرقیم دختر آفتاب
رنگم از پوست بزک کرده ی مهتاب
زلفم از رنگ سیاه شب یلدا
چشام از روشنی روزن شب ها
»
----------------------
چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
جان در تن زندگان پریدن گیرد
جایی برسد مرد که در هر نفسی
بی‌زحمت چشم دوست دیدن گیرد

#مولانای_جان
🍏🍎🍃
2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


خبرت هست
که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق
این همه ایامم نیست

خالی از ذکر تو
عضوی چه حکایت باشد
سر مویی به غلط
در همه اندامم نیست

گو همه شهر به
جنگم به درآیند و خلاف
من که در خلوت
خاصم خبر از عامم نیست

به خدا و به
سراپای تو کز دوستیت
خبر از دشمن و
اندیشه ز دشنامم نیست

دوستت دارم
اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو که چشم
از تو به انعامم نیست

#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
غزلیات حافظ 208
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_208
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------------
خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد
گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد

ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نَپْسَندی
آنچه در مذهبِ اربابِ طریقت نبود

خیره آن دیده که آبش نَبَرَد گریهٔ عشق
تیره آن دل که در او شمعِ محبت نبود

دولت از مرغِ همایون طلب و سایهٔ او
زان که با زاغ و زَغَن شَهپَرِ دولت نبود

گر مدد خواستم از پیرِ مُغان عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود

چون طهارت نَبُوَد کعبه و بتخانه یکیس

نَبُوَد خیر در آن خانه که عصمت نبود

حافظا علم و ادب ورز که در مجلسِ شاه
هر که را نیست ادب لایقِ صحبت نبود
🍏🍎🍃
2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


دیگر صحبت این نیست که غصه دارم
و کسی جز تو را دوست ندارم،
صحبت این است که بی تو
خودم را گم کرده‌ام.


#جلال_آل_احمد
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Sarboland
Omid
🎼❤️🎼



بخاطر داشته باش:
عشق ورزیدن به انسانی دیگر
مانند ملاقات با خداوند است ...

#ویکتور_هوگو

🍏🍎🍃
2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1

آدم‌های خوب رنج بیشتری می‌کشند چون از رنج دیگران هم رنج می‌برند.

📕 #نه_فرشته_نه_قدیس
#ایوان_کلیما
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2


ندای حقیقت را از گوشه انزوا به گوش خلایق رساندن، خود امرمهمی است.
و آگاه کردن مردم از بطلان عقاید پوچی که مایه سیه روزی آنان است، گام بزرگی است!


#ژان_ژاک_روسو
🍏🍎🍃
👌2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚

جای خالی سلوچ دومین رمان دولت آبادی است. محل وقوع داستان، روستای زمینج است. روستایی کویری، با مردمی فقیر. شخصیت‌های اصلی داستان خانواده‌ی سلوچ هستند.  “سلوچ” مقنّی و کارگر است. همسرش “مرگان” زنی است میانسال که درخانه‌های اهالی کار می‌کند تا نانی به خانه بیاورد. پسر بزرگتر “عباس” که عاشق قمار است و دزدیدن پول برادر کوچکتر. “ابراو” ــ پسر کوچکترـ نوجوانی است گریزان از فقر خانواده که تن به هر کاری می‌دهد تا گرد فقر را از خانه دور کند. “هاجر” هم دختر مرگان و سلوچ است که حضوری شبح‌وار در خانه دارد.

#محمود_دولت آبادی
📕#جای_خالی_سلوچ

🍏🍎🍃
👌3