○
کساني که اعتقاد دارند
دیگران باید
آزادی را به او دهند،
همانند کسانی هستندکه
برای گذر از رودخانه
منتظرندتا آب رودخانه خشک شود...!
✍#برتولت_برشت
نویسنده و شاعر آلمانی
🍏🍎🍃
کساني که اعتقاد دارند
دیگران باید
آزادی را به او دهند،
همانند کسانی هستندکه
برای گذر از رودخانه
منتظرندتا آب رودخانه خشک شود...!
✍#برتولت_برشت
نویسنده و شاعر آلمانی
🍏🍎🍃
👏1👌1
○
اگر مردم نتوانند خوب بنویسند،
نمیتوانند خوب فکر کنند،
و اگر نتوانند خوب فکر کنند،
دیگران به جای آنها فکر خواهند کرد...!
✍#جورج_اورول
نویسنده انگلیسی_هندی
📕#روزهای_برمه
🍏🍎🍃
اگر مردم نتوانند خوب بنویسند،
نمیتوانند خوب فکر کنند،
و اگر نتوانند خوب فکر کنند،
دیگران به جای آنها فکر خواهند کرد...!
✍#جورج_اورول
نویسنده انگلیسی_هندی
📕#روزهای_برمه
🍏🍎🍃
👌2❤1👏1
غزلیات حافظ 207
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_207
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود
دیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثرِ صحبتِ پاک
بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود
دل چو از پیرِ خِرَد نَقلِ مَعانی میکرد
عشق میگفت به شرح آنچه بر او مشکل بود
آه از آن جور و تَطاول که در این دامگَه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
در دلم بود که بیدوست نباشم هرگز
چه توان کرد؟ که سعیِ من و دل باطل بود
دوش بر یادِ حریفان به خرابات شدم
خُمِ مِی دیدم، خون در دل و پا در گل بود
بس بِگَشتَم که بپرسم سببِ دردِ فِراق
مفتیِ عقل در این مسأله لایَعْقِل بود
راستی خاتمِ فیروزهٔ بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولتِ مُستَعجِل بود
دیدی آن قهقههٔ کبکِ خِرامان حافظ؟
که ز سرپنجهٔ شاهینِ قضا غافل بود
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود
دیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثرِ صحبتِ پاک
بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود
دل چو از پیرِ خِرَد نَقلِ مَعانی میکرد
عشق میگفت به شرح آنچه بر او مشکل بود
آه از آن جور و تَطاول که در این دامگَه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
در دلم بود که بیدوست نباشم هرگز
چه توان کرد؟ که سعیِ من و دل باطل بود
دوش بر یادِ حریفان به خرابات شدم
خُمِ مِی دیدم، خون در دل و پا در گل بود
بس بِگَشتَم که بپرسم سببِ دردِ فِراق
مفتیِ عقل در این مسأله لایَعْقِل بود
راستی خاتمِ فیروزهٔ بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولتِ مُستَعجِل بود
دیدی آن قهقههٔ کبکِ خِرامان حافظ؟
که ز سرپنجهٔ شاهینِ قضا غافل بود
🍏🍎🍃
❤2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
صدایم کن؛
بگذار ...
رویای یک عصرِ
تابستانی داغ...
با خنکای نسیم یاد تو
ذائقه ی عشق را... تر کند!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
عصر تابستانی تان شاد و دلپذیر
🍏🍎🍃
صدایم کن؛
بگذار ...
رویای یک عصرِ
تابستانی داغ...
با خنکای نسیم یاد تو
ذائقه ی عشق را... تر کند!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
عصر تابستانی تان شاد و دلپذیر
🍏🍎🍃
❤1👌1🕊1
○
تصویر ها؛
در آینه شکسته اند
نیزار ها؛
در غربتِ فهم سوخته اند
و گیسوان پریشان
قاصدک ها؛ سر در گم
فصل های زرد دلواپسی اند
برایم واژه های سرخ بیاور
و قلمی از پرهای
سوخته ی
سیاوشان گم شده در باد
پنجره ها بسته اند؛
و کوچه های خیس بارانی؛
سر در پیِ قدم هایی می گذارند
که عشق را در گوش
شاپرک های رهایِ شاد
بی چتر و بی واژه نجوا کنند...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
تصویر ها؛
در آینه شکسته اند
نیزار ها؛
در غربتِ فهم سوخته اند
و گیسوان پریشان
قاصدک ها؛ سر در گم
فصل های زرد دلواپسی اند
برایم واژه های سرخ بیاور
و قلمی از پرهای
سوخته ی
سیاوشان گم شده در باد
پنجره ها بسته اند؛
و کوچه های خیس بارانی؛
سر در پیِ قدم هایی می گذارند
که عشق را در گوش
شاپرک های رهایِ شاد
بی چتر و بی واژه نجوا کنند...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1