Je suis un homme
Zazie
Zazie
Je suis un humme
«من یک انسانم»
-----------------------------
منم حوّا.. منم آدم...
من از نسل نیاکان ام
من از عشق ام
من انسان ام ...
پر از فصل ام
پر از برگ ام
پرم...از جنگلِ
سرو و اقاقی ها
پر از... دار و درخت و
نغمه یِ مرغان
من پر از...
بابونه های وحشی ِ دشت ام
پر از نورم.. پرم از خاک...
پُرم.. از بارش باران
پر ... از چشمه و رودم
پر از عشق ام
پر از یاد توام
سرشار احساس ام_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
Je suis un humme
«من یک انسانم»
-----------------------------
منم حوّا.. منم آدم...
من از نسل نیاکان ام
من از عشق ام
من انسان ام ...
پر از فصل ام
پر از برگ ام
پرم...از جنگلِ
سرو و اقاقی ها
پر از... دار و درخت و
نغمه یِ مرغان
من پر از...
بابونه های وحشی ِ دشت ام
پر از نورم.. پرم از خاک...
پُرم.. از بارش باران
پر ... از چشمه و رودم
پر از عشق ام
پر از یاد توام
سرشار احساس ام_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏1
●
_عاشقم باش!
از پشت هزار شب بی ماه
عاشقم باش ...
اگر چه؛
نفس باد را بریده اند
کرم هایِ ابریشم اما...
در کوله ی قاصدک ها...
جوانه های توت را صدا می زنند_
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
_عاشقم باش!
از پشت هزار شب بی ماه
عاشقم باش ...
اگر چه؛
نفس باد را بریده اند
کرم هایِ ابریشم اما...
در کوله ی قاصدک ها...
جوانه های توت را صدا می زنند_
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
If You Go Away
Dusty Springfield
🎼❤️🎼
🗣داستى اسپرينگفيلد
🎼 اگر بروی...
-----------------------
اگر؛ در خزانِ
انتظار خشکیدم
در دشتی از شقایق هایِ
سرخ پیدایم کن!
اگر؛ در آرزویِ
پناهِ دستان ات یخ زدم
در گرمایِ یک شبِ
تب آلوده یِ عاشق
تنگ در آغوش ام بگیر __
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣داستى اسپرينگفيلد
🎼 اگر بروی...
-----------------------
اگر؛ در خزانِ
انتظار خشکیدم
در دشتی از شقایق هایِ
سرخ پیدایم کن!
اگر؛ در آرزویِ
پناهِ دستان ات یخ زدم
در گرمایِ یک شبِ
تب آلوده یِ عاشق
تنگ در آغوش ام بگیر __
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
صبح شد...
آی نمیباید خفت
چشم بگشای که خورشید شکفت
باز کن پنجره را با دمِ صبح
باید از خانهء دل
گَرد پریشانی رُفت...!
✍#سلمان_هراتی
صبح تون به خیر روزتان پرامید
🍏🍎🍃
صبح شد...
آی نمیباید خفت
چشم بگشای که خورشید شکفت
باز کن پنجره را با دمِ صبح
باید از خانهء دل
گَرد پریشانی رُفت...!
✍#سلمان_هراتی
صبح تون به خیر روزتان پرامید
🍏🍎🍃
❤1👍1
یاران
صدیق تعریف
🎼❤️🎼
تصنیف▪️ در بیات ترک
آهنگ▪️ محلی کردی
تنظیم ▪️ جلال ذوالفنون
شعر▪️ فریدون مشیری
اجرا▪️ 1369
----‐---------------------
از نگاه یاران
به یاران ندا میرسد؛
دوره ی رهایی؛ فرا میرسد
این شب پریشان سحر میشود
بخت آن ندارمکه یارم کند یاد من
حال منکهگوید به صیاد من
گرچه شد دل زار گرفتار به بیداد او .. عاقبت رسد عشق به فریاد من
ساقیا کجایی..
کجایی که درآتشم
وز غمش ندانی.. ندانی چهها میکشم...
🍏🍎🍃
تصنیف▪️ در بیات ترک
آهنگ▪️ محلی کردی
تنظیم ▪️ جلال ذوالفنون
شعر▪️ فریدون مشیری
اجرا▪️ 1369
----‐---------------------
از نگاه یاران
به یاران ندا میرسد؛
دوره ی رهایی؛ فرا میرسد
این شب پریشان سحر میشود
بخت آن ندارمکه یارم کند یاد من
حال منکهگوید به صیاد من
گرچه شد دل زار گرفتار به بیداد او .. عاقبت رسد عشق به فریاد من
ساقیا کجایی..
کجایی که درآتشم
وز غمش ندانی.. ندانی چهها میکشم...
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
چهقدر آدمها بیراهه میروند. از کنار گل بیاعتنا میگذرند. میروند تا شعر گل را در صفحهی یک کتاب پیدا کنند و بخوانند.
روبهروی زندگی نمیایستند تا مشاهده کنند. برای همین است که حرفها به دل نمینشیند، برای همین است که در شعرها شوری نیست، در نقاشیها جوشش زندگی گم شدهاست.
چرا نگویم که من صدای قورباغه را در بهار بر بسیاری از آهنگها برتری میدهم.
میدانی، ما را ترساندهاند.
ما را آموختهاند.
وگرنه چرا میترسیم بگوییم اگر پای سنجش بهمیان آید، اثری که صدای قورباغه در ما میگذارد، شاید همتراز تاثیر ژرفترین برخوردها در زندگی ما باشد.
✍#سهراب_سپهری
📕#برهنه_با_زمین
🍏🍎🍃
چهقدر آدمها بیراهه میروند. از کنار گل بیاعتنا میگذرند. میروند تا شعر گل را در صفحهی یک کتاب پیدا کنند و بخوانند.
روبهروی زندگی نمیایستند تا مشاهده کنند. برای همین است که حرفها به دل نمینشیند، برای همین است که در شعرها شوری نیست، در نقاشیها جوشش زندگی گم شدهاست.
چرا نگویم که من صدای قورباغه را در بهار بر بسیاری از آهنگها برتری میدهم.
میدانی، ما را ترساندهاند.
ما را آموختهاند.
وگرنه چرا میترسیم بگوییم اگر پای سنجش بهمیان آید، اثری که صدای قورباغه در ما میگذارد، شاید همتراز تاثیر ژرفترین برخوردها در زندگی ما باشد.
✍#سهراب_سپهری
📕#برهنه_با_زمین
🍏🍎🍃
❤1👌1
غزلیات حافظ 184
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_184
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند
ساکنانِ حرمِ سِتر و عفافِ ملکوت
با منِ راهنشین، بادهٔ مستانه زدند
آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند
جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت رهِ افسانه زدند
شُکرِ ایزد که میانِ من و او صلح افتاد
صوفیان رقصکنان ساغرِ شکرانه زدند
آتش آن نیست که از شعلهٔ او خندد شمع
آتش آن است که در خرمنِ پروانه زدند
کس چو حافظ نَگُشاد از رخِ اندیشه نقا
تا سرِ زلفِ سخن را به قلم شانه زدند
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------------
دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند
ساکنانِ حرمِ سِتر و عفافِ ملکوت
با منِ راهنشین، بادهٔ مستانه زدند
آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند
جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت رهِ افسانه زدند
شُکرِ ایزد که میانِ من و او صلح افتاد
صوفیان رقصکنان ساغرِ شکرانه زدند
آتش آن نیست که از شعلهٔ او خندد شمع
آتش آن است که در خرمنِ پروانه زدند
کس چو حافظ نَگُشاد از رخِ اندیشه نقا
تا سرِ زلفِ سخن را به قلم شانه زدند
🍏🍎🍃
❤1👏1