●
سیزدە مرداد سالروز درگذشت #شیرکوبیکس شاعر کورد یار دیرین احمد شاملو بود و شعرهایش بە پنجاە زبان ترجمە شد، او را امپراطور شعرجهان نامیدە اند، در سال ۱۹۸۸ ازسوی انجمن قلم سوئد، برندهٔ جایزه کورت توخولسکی شد. سال ۲۰۰۱ جایزه پیرهمێرد، شاعر بزرگ کُرد به وی اعطا شد. شیرکو از شاعران پرکار جهان است، از وی بالغ بر ۳۸ دیوان شعر با تجربههای مختلف چاپ شده است.
تولد: ۲ مهٔ ۱۹۴۰ م.، سلیمانیه، عراق
مرگ: ۴ اوت ۲۰۱۳م. استکهلم، سوئد
شاید از این به بعد
قلم ام را به دست باد بسپارم
او دیگر به جای من شعر بنویسد
فقط _ باد _
نشانی ِبرف و
باران را و
زبانه ی عشق تازه ام را
می داند.
✍#شیرکو_ بیکس🕊
🍏🍎🍃
سیزدە مرداد سالروز درگذشت #شیرکوبیکس شاعر کورد یار دیرین احمد شاملو بود و شعرهایش بە پنجاە زبان ترجمە شد، او را امپراطور شعرجهان نامیدە اند، در سال ۱۹۸۸ ازسوی انجمن قلم سوئد، برندهٔ جایزه کورت توخولسکی شد. سال ۲۰۰۱ جایزه پیرهمێرد، شاعر بزرگ کُرد به وی اعطا شد. شیرکو از شاعران پرکار جهان است، از وی بالغ بر ۳۸ دیوان شعر با تجربههای مختلف چاپ شده است.
تولد: ۲ مهٔ ۱۹۴۰ م.، سلیمانیه، عراق
مرگ: ۴ اوت ۲۰۱۳م. استکهلم، سوئد
شاید از این به بعد
قلم ام را به دست باد بسپارم
او دیگر به جای من شعر بنویسد
فقط _ باد _
نشانی ِبرف و
باران را و
زبانه ی عشق تازه ام را
می داند.
✍#شیرکو_ بیکس🕊
🍏🍎🍃
🕊3
-●
من از این سرزمین چه خواستم جدا از تکهای نان گوشهای سرشار از اطمینان جیبی سیر… و مُشتی آفتابِ آرام… بارانی از دوست داشتن و پنجرهای باز به سوی آزادی و عشق. من بیش از این چه خواستم که هرگز … نبود. تا که نیمه شبی دروازهای را شکستم رفتم …
✍#شیرکو_بیکس
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
من از این سرزمین چه خواستم جدا از تکهای نان گوشهای سرشار از اطمینان جیبی سیر… و مُشتی آفتابِ آرام… بارانی از دوست داشتن و پنجرهای باز به سوی آزادی و عشق. من بیش از این چه خواستم که هرگز … نبود. تا که نیمه شبی دروازهای را شکستم رفتم …
✍#شیرکو_بیکس
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
🕊3
●
در شبی طوفانی
به خانه ات یورش آوردند
و هر آنچه یادگاری از عشق ما بود
به تاراج بردند
حلقه، خواب، گردنبند
النگو، زمزمه، تبسم.
در غروبی مه آلود
در خیابانی عمومی
دوره ات کردند
به خاطر شعر من
چمدان دستی ات را بردند
زمانی که ترا به بند کشیدند
نامه و بوسه و عطر
و آه و عکس و فریاد و فضیلت ما را با خود بردند
اما نه در آن خانه
نه در آن خیابان
و نه در آن زندان
نه با بردن
و نه با به بند کشیدن
نتوانستند و نشد
ذره ای از عشق ما را به تاراج برند.
✍#شیرکو_بیکس
🔁 بابک صحرانورد
🍏🍎🍃
در شبی طوفانی
به خانه ات یورش آوردند
و هر آنچه یادگاری از عشق ما بود
به تاراج بردند
حلقه، خواب، گردنبند
النگو، زمزمه، تبسم.
در غروبی مه آلود
در خیابانی عمومی
دوره ات کردند
به خاطر شعر من
چمدان دستی ات را بردند
زمانی که ترا به بند کشیدند
نامه و بوسه و عطر
و آه و عکس و فریاد و فضیلت ما را با خود بردند
اما نه در آن خانه
نه در آن خیابان
و نه در آن زندان
نه با بردن
و نه با به بند کشیدن
نتوانستند و نشد
ذره ای از عشق ما را به تاراج برند.
✍#شیرکو_بیکس
🔁 بابک صحرانورد
🍏🍎🍃
❤2🙏1
من از روز ازل
شجریان
🎼❤️🎼
🎼مرتضی خان محجوبی
✍ #رهی معیری
🗣 استاد#شجریان
------------------------
باران می بارد؛
شب هجوم دلتنگی ست
قاب پنجره خالی ست...
باران می بارد؛
زیر باران
خیس انتظارم
به تو فکر می کنم
خیس عشق می شوم...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🎼مرتضی خان محجوبی
✍ #رهی معیری
🗣 استاد#شجریان
------------------------
باران می بارد؛
شب هجوم دلتنگی ست
قاب پنجره خالی ست...
باران می بارد؛
زیر باران
خیس انتظارم
به تو فکر می کنم
خیس عشق می شوم...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه ☀️🐓
☀️۱۴ امرداد ۱۴۰۴
🌙۱۱صفر ۱۴۴۷
🌲۴۵ اوت ۲۰۲۵
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃
--------------------قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
---------------------- قدم های زندگی به شادی و موفقیت
-------------------------
-------------------------------
در دایره قسمت
ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی
حکم، آن چه تو فرمایی
حضرت#حافظ
--------------------------
آرزوی سلامتی، شادمانی... تحولات و رویدادهای خوب و خوش...
🍏🍎🍃
🗓 امروز سه شنبه ☀️🐓
☀️۱۴ امرداد ۱۴۰۴
🌙۱۱صفر ۱۴۴۷
🌲۴۵ اوت ۲۰۲۵
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃
--------------------قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
---------------------- قدم های زندگی به شادی و موفقیت
-------------------------
-------------------------------
در دایره قسمت
ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی
حکم، آن چه تو فرمایی
حضرت#حافظ
--------------------------
آرزوی سلامتی، شادمانی... تحولات و رویدادهای خوب و خوش...
🍏🍎🍃
❤3
۱۷: سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
حافظ - فریدون فرح اندوز/حافظ - فریدون فرح اندوز
ﻏﺰﻝ #ﺣﺎﻓﻆ
ﺧﻮاﻧﺶ #ﻓﺮﻳﺪﻭﻥ_ﻓﺮﺡاﻧﺪﻭﺯ
سینه از آتش ِ دل در غم ِ جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطهی دوریِ دلبر بگداخت
جانم از آتش ِ مِهر ِ رُخِ جانانه بسوخت
سوز ِ دل بین که ز بس آتش ِ اشکم، دلِ شمع
دوش بر من ز سَر ِ مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز ِ من است
چون من از خویش برفتم دلِ بیگانه بسوخت
خرقهی زهد ِ مرا آب ِ خرابات ببُرد
خانهی عقلِ مرا آتش ِ میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی مِی و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم ِ چشم
خرقه از سَر به درآورد و به شُکرانه بسوخت
تَرک ِ افسانه بگو حافظ و مِی نوش دَمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت!
✍#حضرت_ﺣﺎﻓﻆ
🍏🍎🍃
ﺧﻮاﻧﺶ #ﻓﺮﻳﺪﻭﻥ_ﻓﺮﺡاﻧﺪﻭﺯ
سینه از آتش ِ دل در غم ِ جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطهی دوریِ دلبر بگداخت
جانم از آتش ِ مِهر ِ رُخِ جانانه بسوخت
سوز ِ دل بین که ز بس آتش ِ اشکم، دلِ شمع
دوش بر من ز سَر ِ مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز ِ من است
چون من از خویش برفتم دلِ بیگانه بسوخت
خرقهی زهد ِ مرا آب ِ خرابات ببُرد
خانهی عقلِ مرا آتش ِ میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی مِی و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم ِ چشم
خرقه از سَر به درآورد و به شُکرانه بسوخت
تَرک ِ افسانه بگو حافظ و مِی نوش دَمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت!
✍#حضرت_ﺣﺎﻓﻆ
🍏🍎🍃
❤2🙏1
Didare Akhar
Aref
🎼❤️🎼
یک شب آیم,,,
من دوباره
بر در کاشانه ی تو ...
مینشینم بار دیگر
روبه رویِ خانه یِ تو
چون بیایی میشناسم
سایه ات را روی شیشه
روی ایوان میخرامی
نازنین تر از همیشه......
🍏🍎🍃
یک شب آیم,,,
من دوباره
بر در کاشانه ی تو ...
مینشینم بار دیگر
روبه رویِ خانه یِ تو
چون بیایی میشناسم
سایه ات را روی شیشه
روی ایوان میخرامی
نازنین تر از همیشه......
🍏🍎🍃
❤3🕊1