غزلیات حافظ 135
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_135
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کرد
نفس به بویِ خوشش مُشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بِطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین
نثارِ خاکِ رهِ آن نگار خواهم کرد
چو شمعِ صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد
به یادِ چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنایِ عهدِ قدیم استوار خواهم کرد
صبا کجاست؟ که این جانِ خون گرفته چو گُل
فدای نَکهَتِ گیسویِ یار خواهم کرد
نفاق و زَرق نبخشد صفایِ دل حافظ
طریقِ رندی و عشق اختیار خواهم کرد
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کرد
نفس به بویِ خوشش مُشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بِطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین
نثارِ خاکِ رهِ آن نگار خواهم کرد
چو شمعِ صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد
به یادِ چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنایِ عهدِ قدیم استوار خواهم کرد
صبا کجاست؟ که این جانِ خون گرفته چو گُل
فدای نَکهَتِ گیسویِ یار خواهم کرد
نفاق و زَرق نبخشد صفایِ دل حافظ
طریقِ رندی و عشق اختیار خواهم کرد
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1🙏1
●
تصویر صحنه به دار کشیدن ۹ آزادیخواه تبریزی بدست لشگر قزاق روس در سال ۱۲۹۰
هنگامیکه روسها در حال بدار کشیدن آزادیخواهان و دلاوران تبریز در روز عاشورای سال ۱۲۹۰ بودند صدای طبل و سنج از کوچه پسکوچه های تبریز شنیده میشد و مردم تبریز در حال عزاداری برای امام حسین بودند.
فرمانده روس اینگونه گفت:
میترسیدم که آن جمعیت عظیم عزادار حسینی به آزادیخواهان مبارز تبریزی بپیوندند و در آن صورت چه بر سر ما میآمد!
اما جمعیت عظیم مردم شیعه! عزادار حسینی فقط عزاداری و گریه کردند
و علم بر دوش کشیدند!
و تعزیه راه انداختند و به اعدام ۹ دلاور آزادیخواه خود توجهی نکردند!
و در حالیکه ۹ دلاور تبریزی بر سر دار بودند
نذری خود را گرفتند و به خانه هایشان رفتند!
----------------------
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
#دکتر_شریعتی
🖤🖤🖤
--------------
الهی !
بگو ببارد باران
بر این همه سیاهی و
بغضِ چرکینِ سال ها،
جهالت و بی خردی
بگو بشکفد عشق؛
بر خارهایِ زهر آگینِ کین
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تصویر صحنه به دار کشیدن ۹ آزادیخواه تبریزی بدست لشگر قزاق روس در سال ۱۲۹۰
هنگامیکه روسها در حال بدار کشیدن آزادیخواهان و دلاوران تبریز در روز عاشورای سال ۱۲۹۰ بودند صدای طبل و سنج از کوچه پسکوچه های تبریز شنیده میشد و مردم تبریز در حال عزاداری برای امام حسین بودند.
فرمانده روس اینگونه گفت:
میترسیدم که آن جمعیت عظیم عزادار حسینی به آزادیخواهان مبارز تبریزی بپیوندند و در آن صورت چه بر سر ما میآمد!
اما جمعیت عظیم مردم شیعه! عزادار حسینی فقط عزاداری و گریه کردند
و علم بر دوش کشیدند!
و تعزیه راه انداختند و به اعدام ۹ دلاور آزادیخواه خود توجهی نکردند!
و در حالیکه ۹ دلاور تبریزی بر سر دار بودند
نذری خود را گرفتند و به خانه هایشان رفتند!
----------------------
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
#دکتر_شریعتی
🖤🖤🖤
--------------
الهی !
بگو ببارد باران
بر این همه سیاهی و
بغضِ چرکینِ سال ها،
جهالت و بی خردی
بگو بشکفد عشق؛
بر خارهایِ زهر آگینِ کین
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌4
○
جمعه ها؛
بهتِ دلتنگِ خاطره هاست!
عقربک هایِ تا به تایِ فاصله هاست!
چشم هایِ بیقرارِ ثانیه هاست!
جمعه ها؛
قابِ خیسِ پنجره است؛
باورِ ابریِ و مه آلوده یِ
فهمِ حضور
تیک تاکِ
قدم هایِ رفته در باد است؛
دلشوره هایِ خسته یِ کور
در ازدحامِ گنگِ
پس کوچه هایِ
دورِ ... دورِ ... بی عبور...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
جمعه ها؛
بهتِ دلتنگِ خاطره هاست!
عقربک هایِ تا به تایِ فاصله هاست!
چشم هایِ بیقرارِ ثانیه هاست!
جمعه ها؛
قابِ خیسِ پنجره است؛
باورِ ابریِ و مه آلوده یِ
فهمِ حضور
تیک تاکِ
قدم هایِ رفته در باد است؛
دلشوره هایِ خسته یِ کور
در ازدحامِ گنگِ
پس کوچه هایِ
دورِ ... دورِ ... بی عبور...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1🙏1
اجازه
داریوش
🎼❤️🎼
هزار معنیِ دیگر،
به غیر از آنچه تو دانی
درونِ عشق نهفتهست.
کجاست آنکه تواند، یک از هزار شمارد؟
یکی همین نزدیک
قناریی که به آوازِ گرمِ خود کوشد
جدارِ سردِ قفس را ندیده انگارد.
استاد #شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
هزار معنیِ دیگر،
به غیر از آنچه تو دانی
درونِ عشق نهفتهست.
کجاست آنکه تواند، یک از هزار شمارد؟
یکی همین نزدیک
قناریی که به آوازِ گرمِ خود کوشد
جدارِ سردِ قفس را ندیده انگارد.
استاد #شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
❤2🙏1
امان از جدایی
علیرضا افتخاری، مهدخت مخبر
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_افتخاری
✍#مهدخت_مخبر
-------------------------
چو نی ناله دارم ز درد جدایی
فغان از جدایی فغان از جدایی ...
چرا من ننالم ز هجران که نالد
زمین از فراق.. آسمان از جدایی
به هر شاخ این باغ؛
مرغی سراید
به لحنی دگر
داستان از جدایی ...
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_افتخاری
✍#مهدخت_مخبر
-------------------------
چو نی ناله دارم ز درد جدایی
فغان از جدایی فغان از جدایی ...
چرا من ننالم ز هجران که نالد
زمین از فراق.. آسمان از جدایی
به هر شاخ این باغ؛
مرغی سراید
به لحنی دگر
داستان از جدایی ...
🍏🍎🍃
❤2👌1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه ☀️🐓
☀️۱۴ تیر ۱۴۰۴
🌙۹ محرم. ۱۴۴۷
🌲۵ ژوئیه ۲۰۲۵
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
-------------------------
قدم های اولین روز هفته تان به
عشق و خرد و آگاهی
--------------------------
هر رویدادی در زندگی من ،
هر شبی که به بی خوابی گذشت
و تمام اشک هایی که ریختم
مرا در مسیر سفرِ روحم به پیش
برده است...
#دبی_فورد
---------------------------
آرزوی سلامتی، شادمانی... تحولات و رویدادهای خوب و خوش...
🍏🍎🍃
🗓 امروز شنبه ☀️🐓
☀️۱۴ تیر ۱۴۰۴
🌙۹ محرم. ۱۴۴۷
🌲۵ ژوئیه ۲۰۲۵
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
-------------------------
قدم های اولین روز هفته تان به
عشق و خرد و آگاهی
--------------------------
هر رویدادی در زندگی من ،
هر شبی که به بی خوابی گذشت
و تمام اشک هایی که ریختم
مرا در مسیر سفرِ روحم به پیش
برده است...
#دبی_فورد
---------------------------
آرزوی سلامتی، شادمانی... تحولات و رویدادهای خوب و خوش...
🍏🍎🍃
❤3🥰1
●
معبودا!
وقتی پریشان و ابری ام؛
خودم را در تو، به آغوش می کشم
و این تویی که بستر آرامش و
نوید خوشِ آمال و آرزوهای منی!
با دستِ تو می نویسم ؛
با چشم تو می بینم ...
عشق را، با زبان تو می فهمم
با نگاه تو به هستی می نگرم...
تو را در ترنّم خوش سحرگاهان
و در سکوت سکرآلود شبانگاهان
تو را در تبلور میقاتِ عشق؛
بر گونه هایِ تردِ شبنم و برگ
نماز می گذارم؛
و آیات مطهرِ عشق را در نگاه تو
و با زبان تو تلاوت می کنم ...
و در قنوتِ باورهایم آرزو می کنم؛
که جهان، در طوافِ خصمانه یِ
کین، بی عشق نمیرد ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
درودی به پاکی عشق و امید
صبح تون به خیر روزتان شاد
🍏🍎🍃
معبودا!
وقتی پریشان و ابری ام؛
خودم را در تو، به آغوش می کشم
و این تویی که بستر آرامش و
نوید خوشِ آمال و آرزوهای منی!
با دستِ تو می نویسم ؛
با چشم تو می بینم ...
عشق را، با زبان تو می فهمم
با نگاه تو به هستی می نگرم...
تو را در ترنّم خوش سحرگاهان
و در سکوت سکرآلود شبانگاهان
تو را در تبلور میقاتِ عشق؛
بر گونه هایِ تردِ شبنم و برگ
نماز می گذارم؛
و آیات مطهرِ عشق را در نگاه تو
و با زبان تو تلاوت می کنم ...
و در قنوتِ باورهایم آرزو می کنم؛
که جهان، در طوافِ خصمانه یِ
کین، بی عشق نمیرد ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
درودی به پاکی عشق و امید
صبح تون به خیر روزتان شاد
🍏🍎🍃
❤2🙏1