This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
وقتی زنبق ها ؛
تن به آغوش خاک می سپردند
وقتی ماهی ِ قرمز حوض
تن خیس اش را ؛ در
خاطره ی ذهنِ آب از یاد می برد
وقتی بال های سبز شاپرک ؛
در لرز گونه های سرخ شمع
عشق را فریاد می کرد ...
وقتی گیسوان پریشان قاصدک
کوله بارش را، به باد می سپرد
وقتی؛
قناری ِکوچک همسایه
پشت میله های سردِ قفس
پرواز را ؛ از خاطر می برد
وقتی یاس لبخندِ
مادر بزرگ دیگر نشکفت ؛
و کبوتر بام پدر بزرگ پشتِ
پرچین ِخاطره ها، خوابش برد
وقتی پدر دیگر
به خانه بر نگشت ...
و شمعدانی ها، در فرقتِ نور
از دوری مادر پژمردند ...
وقتی تو ؛
پنجره را برویم بستی ...
و باران را، در چشمانم صدا زدی!
دانستم که تنِ خاک مرا هم ؛
در فصل فصلی بی خزان خواهد
ربود ... و من نه زندانی خاک ؛
که بال پرواز
پرنده ای خواهم شد
که عشق را... تا عشق...
در گوش باد زمزمه کند ؛
و با چشمان سبز باران
بر تن عریان خاک ببارد ؛
تا که از غبار خاطره هایم
در نگاه بذرهای گم شده در باد
عشق بروید و نور درو کند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
وقتی زنبق ها ؛
تن به آغوش خاک می سپردند
وقتی ماهی ِ قرمز حوض
تن خیس اش را ؛ در
خاطره ی ذهنِ آب از یاد می برد
وقتی بال های سبز شاپرک ؛
در لرز گونه های سرخ شمع
عشق را فریاد می کرد ...
وقتی گیسوان پریشان قاصدک
کوله بارش را، به باد می سپرد
وقتی؛
قناری ِکوچک همسایه
پشت میله های سردِ قفس
پرواز را ؛ از خاطر می برد
وقتی یاس لبخندِ
مادر بزرگ دیگر نشکفت ؛
و کبوتر بام پدر بزرگ پشتِ
پرچین ِخاطره ها، خوابش برد
وقتی پدر دیگر
به خانه بر نگشت ...
و شمعدانی ها، در فرقتِ نور
از دوری مادر پژمردند ...
وقتی تو ؛
پنجره را برویم بستی ...
و باران را، در چشمانم صدا زدی!
دانستم که تنِ خاک مرا هم ؛
در فصل فصلی بی خزان خواهد
ربود ... و من نه زندانی خاک ؛
که بال پرواز
پرنده ای خواهم شد
که عشق را... تا عشق...
در گوش باد زمزمه کند ؛
و با چشمان سبز باران
بر تن عریان خاک ببارد ؛
تا که از غبار خاطره هایم
در نگاه بذرهای گم شده در باد
عشق بروید و نور درو کند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
ضیافت های عاشق را
خوشا بخشش، خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق،
برایِ گُم شدن در یار
چه دریایی میان ماست
خوشا دیدار ما در خواب
چه امیدی به این ساحل؟
خوشا فریاد زیر آب
خوشا عشق و خوشا
خون جگر خوردن
خوشا مردن،
خوشا از عاشقی مردن
اگر خوابم اگر بیدار،
اگر مستم اگر هشیار
مرا یارای بودن نیست،
تو یاری کن مرا، ای یار
_نه از دور و نه از نزدیک تو از خواب آمدی، ای عشق
خوشا خودسوزی عاشق، مرا آتش زدی، ای عشق.
#ایرج_جنتی_عطایی
🍏🍎🍃
ضیافت های عاشق را
خوشا بخشش، خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق،
برایِ گُم شدن در یار
چه دریایی میان ماست
خوشا دیدار ما در خواب
چه امیدی به این ساحل؟
خوشا فریاد زیر آب
خوشا عشق و خوشا
خون جگر خوردن
خوشا مردن،
خوشا از عاشقی مردن
اگر خوابم اگر بیدار،
اگر مستم اگر هشیار
مرا یارای بودن نیست،
تو یاری کن مرا، ای یار
_نه از دور و نه از نزدیک تو از خواب آمدی، ای عشق
خوشا خودسوزی عاشق، مرا آتش زدی، ای عشق.
#ایرج_جنتی_عطایی
🍏🍎🍃
❤1👌1
Faryad Zire Aab
Dariush
🎼❤️🎼
🎼«فریاد زیر آب»
کلام:ایرج جنتی عطایی
ملودی: بابک بیات
تنظیم: واروژان
خواننده: داریوش
-----------------------
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن،خوشا از عاشقی مردن
اگر خوابم اگر بیدار،اگر مستم اگر هشیار
مرا یارای بودن نیست،تو یاری کن مرا،ای یار
🍏🍎🍃
🎼«فریاد زیر آب»
کلام:ایرج جنتی عطایی
ملودی: بابک بیات
تنظیم: واروژان
خواننده: داریوش
-----------------------
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن،خوشا از عاشقی مردن
اگر خوابم اگر بیدار،اگر مستم اگر هشیار
مرا یارای بودن نیست،تو یاری کن مرا،ای یار
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👌1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز جمعه. ☀️🐓
☀️۱۳ تیر ۱۴۰۴
🌙۸ محرم. ۱۴۴۷
🌲۴ ژوئیه ۲۰۲۵
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
-------------------------
قدم هایتان در مسیری سبز
آدینه تان پر از شادی وونشاط
--------------------------
هر رویدادی در زندگی من ،
هر شبی که به بی خوابی گذشت
و تمام اشک هایی که ریختم
مرا در مسیر سفرِ روحم به پیش
برده است...
#دبی_فورد
---------------------------
آرزوی سلامتی، شادمانی... تحولات و رویدادهای خوب و خوش...
🍏🍎🍃
🗓 امروز جمعه. ☀️🐓
☀️۱۳ تیر ۱۴۰۴
🌙۸ محرم. ۱۴۴۷
🌲۴ ژوئیه ۲۰۲۵
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
-------------------------
قدم هایتان در مسیری سبز
آدینه تان پر از شادی وونشاط
--------------------------
هر رویدادی در زندگی من ،
هر شبی که به بی خوابی گذشت
و تمام اشک هایی که ریختم
مرا در مسیر سفرِ روحم به پیش
برده است...
#دبی_فورد
---------------------------
آرزوی سلامتی، شادمانی... تحولات و رویدادهای خوب و خوش...
🍏🍎🍃
❤1🥰1
○
شب رد قدم های
شب پره ای ست ؛
که آفتاب را
در چشمان کرم شب تاب
تماشا می کرد ...
و باور داشت؛
که جنگل پیر از پشت هزاران
شب بی ماه، در چشمان خورشید
نوید طلوعِ
صبحی روشن را
به کوله ی آبی ِ
قاصدک ها خواهد سپرد
تا پیغامِ
عشق و آزادی را
به بال پرواز
پوپک های بازیگوش؛
و به آغوش سبز
ماهیانِ آزاد رود برساند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
آدینه تان به طلوع صبحی روشن
🍏🍎🍃
شب رد قدم های
شب پره ای ست ؛
که آفتاب را
در چشمان کرم شب تاب
تماشا می کرد ...
و باور داشت؛
که جنگل پیر از پشت هزاران
شب بی ماه، در چشمان خورشید
نوید طلوعِ
صبحی روشن را
به کوله ی آبی ِ
قاصدک ها خواهد سپرد
تا پیغامِ
عشق و آزادی را
به بال پرواز
پوپک های بازیگوش؛
و به آغوش سبز
ماهیانِ آزاد رود برساند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
آدینه تان به طلوع صبحی روشن
🍏🍎🍃
❤1👍1👏1
○
ای شوق تو
بر شیشهی طاقت زده سنگم
وی آمدنت عقدهگشای دل تنگم
چون دل نسپارم
به تو با این همه حسنت؟
من جان و دلم
پیش تو ای دوست! نه سنگم
ای شوق رسیدن
به تو مبنای شتابم
وی شور گذشتن
ز تو، معنای درنگم
من بیتو و با تو
به غم و شادیام، آری
گه رومی رومیام
ز تو، گه زنگی زنگم
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
ای شوق تو
بر شیشهی طاقت زده سنگم
وی آمدنت عقدهگشای دل تنگم
چون دل نسپارم
به تو با این همه حسنت؟
من جان و دلم
پیش تو ای دوست! نه سنگم
ای شوق رسیدن
به تو مبنای شتابم
وی شور گذشتن
ز تو، معنای درنگم
من بیتو و با تو
به غم و شادیام، آری
گه رومی رومیام
ز تو، گه زنگی زنگم
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
❤2🙏1👌1
هوای عاشقی
حامد همایون
🎼❤️🎼
آه ای عزیزترین!
وقتی تو هستی،
همه چیز هست...
همه چیز...
از ماسهها تا زمان،
از درخت تا باران...
تا تو هستی،
همه چیز هست تا من باشم...!!!
✍#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
آه ای عزیزترین!
وقتی تو هستی،
همه چیز هست...
همه چیز...
از ماسهها تا زمان،
از درخت تا باران...
تا تو هستی،
همه چیز هست تا من باشم...!!!
✍#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
❤2👌1
غزلیات حافظ 135
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_135
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کرد
نفس به بویِ خوشش مُشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بِطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین
نثارِ خاکِ رهِ آن نگار خواهم کرد
چو شمعِ صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد
به یادِ چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنایِ عهدِ قدیم استوار خواهم کرد
صبا کجاست؟ که این جانِ خون گرفته چو گُل
فدای نَکهَتِ گیسویِ یار خواهم کرد
نفاق و زَرق نبخشد صفایِ دل حافظ
طریقِ رندی و عشق اختیار خواهم کرد
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کرد
نفس به بویِ خوشش مُشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بِطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین
نثارِ خاکِ رهِ آن نگار خواهم کرد
چو شمعِ صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد
به یادِ چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنایِ عهدِ قدیم استوار خواهم کرد
صبا کجاست؟ که این جانِ خون گرفته چو گُل
فدای نَکهَتِ گیسویِ یار خواهم کرد
نفاق و زَرق نبخشد صفایِ دل حافظ
طریقِ رندی و عشق اختیار خواهم کرد
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1🙏1