○
«گویی مقدر شده بود که اینگونه زندگی کنیم،
در میانِ همه چیز بلا تکلیف بمانیم،
آنچه پیش میآید را دوست نداریم،
و هرآنچه را دوست داریم پیش نمیآید...»
"احمد خالد توفیق فراگ"، معروف به احمد خالد توفک، نویسنده و پزشک مصری بود که بیش از 200 کتاب به دو زبان عربی مصری و عربی کلاسیک نوشت. او اولین نویسنده معاصر ترسناک و علمی تخیلی در جهان عرب زبان و همچنین اولین نویسنده ای بود که ژانر هیجانی پزشکی را بررسی کرد.
تاریخ تولد: ۱۰ ژوئن ۱۹۶۲، طنطا، مصر
فوت: ۲ آوریل ۲۰۱۸، El-Demerdash hospital
🍏🍎🍃
«گویی مقدر شده بود که اینگونه زندگی کنیم،
در میانِ همه چیز بلا تکلیف بمانیم،
آنچه پیش میآید را دوست نداریم،
و هرآنچه را دوست داریم پیش نمیآید...»
"احمد خالد توفیق فراگ"، معروف به احمد خالد توفک، نویسنده و پزشک مصری بود که بیش از 200 کتاب به دو زبان عربی مصری و عربی کلاسیک نوشت. او اولین نویسنده معاصر ترسناک و علمی تخیلی در جهان عرب زبان و همچنین اولین نویسنده ای بود که ژانر هیجانی پزشکی را بررسی کرد.
تاریخ تولد: ۱۰ ژوئن ۱۹۶۲، طنطا، مصر
فوت: ۲ آوریل ۲۰۱۸، El-Demerdash hospital
🍏🍎🍃
👌2
○
هر شب دل پر خونم
بر خاک درت افتد
باشد که چو روز آید
بر وی گذرت افتد
زیبد که ز درگاهت
نومید نگردد باز
آن کس که به امیدی
بر خاک درت افتد
✍#فخرالدین_عراقی
🍏🍎🍃
هر شب دل پر خونم
بر خاک درت افتد
باشد که چو روز آید
بر وی گذرت افتد
زیبد که ز درگاهت
نومید نگردد باز
آن کس که به امیدی
بر خاک درت افتد
✍#فخرالدین_عراقی
🍏🍎🍃
❤1👌1
İlhan Şeşen & Bülent Ortaçgil - Sen Benim Şarkılarımsın
Telegram.me.shahrtaraneh1
🎼❤️🎼
گروه Gündoğarken
🎼تو ترانهی منی
بلکه در نغمه ی یک ترانه!
بلکه درمیخانه ای کنار ساحل!
یابلکه، دود سیگاری هستی که؛ می کشم...!
به هنگام افول ستاره ای در آسمان؛
آن هنگام که در جاده ای خیس به تنهایی قدم می زنم؛
با آنکه به چیزهای متفاوتی فکر میکنم؛
همواره در عقل و اندیشه ام هستی!
گذشته نیست؛
مانند امروز است؛
تورا زندگی می کنم؛
تو همیشه در کنار من هستی؛
در روز من ؛
در شب من هستی؛
نواخته نشو!
سروده نشو!
تو فقط ترانه ی من هستی!
به مانند اینکه هیچ نرفته ای و همواره هستی؛
به مانند سرّی که از همه پنهان کرده باشم!
به مانند گریه ای پنهانی و در سکوت ؛
همواره در کنار م هستی!
به مانند جستجوی من در بعضی چیزها؛
🍏🍎🍃
گروه Gündoğarken
🎼تو ترانهی منی
بلکه در نغمه ی یک ترانه!
بلکه درمیخانه ای کنار ساحل!
یابلکه، دود سیگاری هستی که؛ می کشم...!
به هنگام افول ستاره ای در آسمان؛
آن هنگام که در جاده ای خیس به تنهایی قدم می زنم؛
با آنکه به چیزهای متفاوتی فکر میکنم؛
همواره در عقل و اندیشه ام هستی!
گذشته نیست؛
مانند امروز است؛
تورا زندگی می کنم؛
تو همیشه در کنار من هستی؛
در روز من ؛
در شب من هستی؛
نواخته نشو!
سروده نشو!
تو فقط ترانه ی من هستی!
به مانند اینکه هیچ نرفته ای و همواره هستی؛
به مانند سرّی که از همه پنهان کرده باشم!
به مانند گریه ای پنهانی و در سکوت ؛
همواره در کنار م هستی!
به مانند جستجوی من در بعضی چیزها؛
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👌1
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهارشنبه. ☀️🌖
☀️۲۱خرداد ۱۴۰۴
🌙۱۵ذی الحجه ۱۴۴۶
🌲۱۱ ژوئن ۲۰۲۵
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا 🌱🎋☘
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
و امید و آرامش 🌻☀️🌈🌧
گام های زندگی به رویشی سبز
--------------
---------🍃------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
با آرزوی طلوع صبحی روشن🌻
🍏🍎🍃
🗓 امروز چهارشنبه. ☀️🌖
☀️۲۱خرداد ۱۴۰۴
🌙۱۵ذی الحجه ۱۴۴۶
🌲۱۱ ژوئن ۲۰۲۵
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا 🌱🎋☘
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
و امید و آرامش 🌻☀️🌈🌧
گام های زندگی به رویشی سبز
--------------
---------🍃------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
با آرزوی طلوع صبحی روشن🌻
🍏🍎🍃
❤1🥰1
عروج
@katibehchannel
🎼❤️🎼
#علیرضا_قربانی #تریو_جبران
---------------------------------
آن یار که عهد دوستداری بشکست
میرفت و منش
گرفته دامن در دست
میگفت دگرباره
به خوابم بینی
پنداشت که بعد ازو
مرا خوابی هست...
#ابوسعید_ابوالخیر#مولانا
🍏🍎🍃
#علیرضا_قربانی #تریو_جبران
---------------------------------
آن یار که عهد دوستداری بشکست
میرفت و منش
گرفته دامن در دست
میگفت دگرباره
به خوابم بینی
پنداشت که بعد ازو
مرا خوابی هست...
#ابوسعید_ابوالخیر#مولانا
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
عطرِ یاد تو؛
ترنّمِ میعاد صبحی روشن است؛
در پیوند نسیم و موج و دریا
و آفتاب نگاهت؛
تلاُلوء یقین و شکوه باورِ
یک طلوع، در خمودِ
کوچه های دلتنگ یک رویا__
فرح_فریماااا📕معمای_عشق
درودی به مهر صبح تان به خیر
🍏🍎🍃
عطرِ یاد تو؛
ترنّمِ میعاد صبحی روشن است؛
در پیوند نسیم و موج و دریا
و آفتاب نگاهت؛
تلاُلوء یقین و شکوه باورِ
یک طلوع، در خمودِ
کوچه های دلتنگ یک رویا__
فرح_فریماااا📕معمای_عشق
درودی به مهر صبح تان به خیر
🍏🍎🍃
❤1🙏1👌1
○
ای نفس صبحدم ،
گر نهی آنجا قدم
خسته دلم را بجو،
در شِکنِ موی دوست
جان بِفِشانم زشوق،
در ره باد صبا
گربرساندبه ما،
صبح دمی بوی دوست
✍#امیر_خسرو_دهلوی
صبح تون به خیر روزتان به
حلاوت عشق و زندگی 🌻
🍏🍎🍃
ای نفس صبحدم ،
گر نهی آنجا قدم
خسته دلم را بجو،
در شِکنِ موی دوست
جان بِفِشانم زشوق،
در ره باد صبا
گربرساندبه ما،
صبح دمی بوی دوست
✍#امیر_خسرو_دهلوی
صبح تون به خیر روزتان به
حلاوت عشق و زندگی 🌻
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1👌1
اسرار مست
گروه شمس
🎼❤️🎼
من مست می عشقم
هشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی
بیدار نخواهم شد
امروز چنان مستم
از بادهٔ دوشینه
تا روز قیامت هم
هشیار نخواهم شد!
✍#فخرالدین_عراقی
🍏🍎🍃
من مست می عشقم
هشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی
بیدار نخواهم شد
امروز چنان مستم
از بادهٔ دوشینه
تا روز قیامت هم
هشیار نخواهم شد!
✍#فخرالدین_عراقی
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1👌1
○
تقلا و اضطراب ، خمیره ی اصلی زندگی اکثر انسانها است. اما اگر تمامی آمال انسان به سرعت برآورده میشد، وی زندگی خود را صرف چه میکرد؟ با زمان و فرصت خود چه میکرد؟
اگر جهان بهشتی مملو از نعمت و التذاذ و آسایش می بود، سرزمینی با جوی های شیر و عسل، آنجا که هر مجنونی لیلی خود را بی دردسر و به سهولت می یابد، مردمان یا از کسالت و یکنواختی دق می کردند و یا خود را حلق آویز میساختند، یا آن اندازه جنگ و جنایت و کشتار به راه می افتاد که عاقبت بشر رنجی به مراتب بیش از آنچه اکنون باید از دست طبیعت متحمل شود بر خود روا میداشت.
#آرتور_شوپنهاور
کتاب: جهان و تأملات فیلسوف
🍏🍎🍃
تقلا و اضطراب ، خمیره ی اصلی زندگی اکثر انسانها است. اما اگر تمامی آمال انسان به سرعت برآورده میشد، وی زندگی خود را صرف چه میکرد؟ با زمان و فرصت خود چه میکرد؟
اگر جهان بهشتی مملو از نعمت و التذاذ و آسایش می بود، سرزمینی با جوی های شیر و عسل، آنجا که هر مجنونی لیلی خود را بی دردسر و به سهولت می یابد، مردمان یا از کسالت و یکنواختی دق می کردند و یا خود را حلق آویز میساختند، یا آن اندازه جنگ و جنایت و کشتار به راه می افتاد که عاقبت بشر رنجی به مراتب بیش از آنچه اکنون باید از دست طبیعت متحمل شود بر خود روا میداشت.
#آرتور_شوپنهاور
کتاب: جهان و تأملات فیلسوف
🍏🍎🍃
👌2❤🔥1