This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
باران می بارید ...
شب... خیسِ اندوه بود
صبح اما دیدم،که پرنده می خوانَد
که بال پرنده سبز است ؛
که گونه هایِ خورشید می درخشد
و گل های سوسن شکفته اند
دیدم که عشق از قابِ
سرخ پنجره لبخند می زند ؛
دانستم؛
دانستم... که تا عشق هست؛
باید بود ... باید زیست ...
باید به جاری ِ رود اندیشید
و در کوچه های سبز باران؛
خوشه چین
بابونه هایِ
وحشی دشت بود ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
🍏🍎🍃
باران می بارید ...
شب... خیسِ اندوه بود
صبح اما دیدم،که پرنده می خوانَد
که بال پرنده سبز است ؛
که گونه هایِ خورشید می درخشد
و گل های سوسن شکفته اند
دیدم که عشق از قابِ
سرخ پنجره لبخند می زند ؛
دانستم؛
دانستم... که تا عشق هست؛
باید بود ... باید زیست ...
باید به جاری ِ رود اندیشید
و در کوچه های سبز باران؛
خوشه چین
بابونه هایِ
وحشی دشت بود ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1
غزلیات حافظ 111
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ/111
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد
عارف از خندهٔ مِی در طمعِ خام افتاد
حُسن رویِ تو به یک جلوه که در آینه کرد
این همه نقش در آیینهٔ اوهام افتاد
این همه عکسِ می و نقشِ نگارین که نمود
یک فروغِ رخِ ساقیست که در جام افتاد
غیرتِ عشق، زبانِ همه خاصان بِبُرید
کز کجا سِرِّ غمش در دهنِ عام افتاد؟
من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم
اینم از عهدِ ازل حاصلِ فرجام افتاد
چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار؟
هر که در دایرهٔ گردشِ ایام افتاد
در خَمِ زلفِ تو آویخت دل از چاهِ زَنَخ
آه، کز چاه برون آمد و در دام افتاد
آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی
کار ما با رخِ ساقیّ و لبِ جام افتاد
زیرِ شمشیرِ غمش رقصکُنان باید رفت
کـآن که شد کشتهٔ او نیک سرانجام افتاد
هر دَمَش با منِ دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایستهٔ انعام افتاد
صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی
زین میان حافظِ دلسوخته بدنام افتاد
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-----------------------
عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد
عارف از خندهٔ مِی در طمعِ خام افتاد
حُسن رویِ تو به یک جلوه که در آینه کرد
این همه نقش در آیینهٔ اوهام افتاد
این همه عکسِ می و نقشِ نگارین که نمود
یک فروغِ رخِ ساقیست که در جام افتاد
غیرتِ عشق، زبانِ همه خاصان بِبُرید
کز کجا سِرِّ غمش در دهنِ عام افتاد؟
من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم
اینم از عهدِ ازل حاصلِ فرجام افتاد
چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار؟
هر که در دایرهٔ گردشِ ایام افتاد
در خَمِ زلفِ تو آویخت دل از چاهِ زَنَخ
آه، کز چاه برون آمد و در دام افتاد
آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی
کار ما با رخِ ساقیّ و لبِ جام افتاد
زیرِ شمشیرِ غمش رقصکُنان باید رفت
کـآن که شد کشتهٔ او نیک سرانجام افتاد
هر دَمَش با منِ دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایستهٔ انعام افتاد
صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی
زین میان حافظِ دلسوخته بدنام افتاد
🍏🍎🍃
❤1👏1
روزهای ترانه و اندوه
فرامرز اصلانی
🎼❤️🎼
#فرامرز اصلانی
شعر، آهنگ: فرامرز اصلانی
----------------------
همهجا میبینمت،
در ستارهها
در رود
برای من هر آنچه هست تویی
واقعیت همهچیز...
#ویرجینیا_وولف
🍏🍎🍃
#فرامرز اصلانی
شعر، آهنگ: فرامرز اصلانی
----------------------
همهجا میبینمت،
در ستارهها
در رود
برای من هر آنچه هست تویی
واقعیت همهچیز...
#ویرجینیا_وولف
🍏🍎🍃
❤1👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
عشق، پرنده ای ست آزاد و رها.
عشق در قفس می میرد.
عشق در قفس نمی خواند.
عشق، گرسنه نیست.
عشق، تشنه نیست.
عشق، پاک است و تطهیر می کند.
عشق، از هر رویایی رویایی تر است.
با عشق بود که
رازهای طبیعت را می گشودم.
عشق من، نه تعلقی داشت
و نه محبوس حسادت بود.
عشق، روح را به ابری باران زا
و سخاوتمند تبدیل میکند
با عشق، زمین ما زیباتر خواهد شد
عشق، از خاک، آسمان می سازد
آری، گُل عشق میشکفد
بی آن که به هیچ فصلی نیازمند باشد
زندگی چیزی نیست که
از رحم مادر آغاز شود
و به گور خاتمه یابد.
روح های عاشق هرگز نمی میرند.
عشق جاودانه می ماند.
دل عاشق، تنها چیزی ست که
به ابدیت گره خورده است
✍#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
عشق، پرنده ای ست آزاد و رها.
عشق در قفس می میرد.
عشق در قفس نمی خواند.
عشق، گرسنه نیست.
عشق، تشنه نیست.
عشق، پاک است و تطهیر می کند.
عشق، از هر رویایی رویایی تر است.
با عشق بود که
رازهای طبیعت را می گشودم.
عشق من، نه تعلقی داشت
و نه محبوس حسادت بود.
عشق، روح را به ابری باران زا
و سخاوتمند تبدیل میکند
با عشق، زمین ما زیباتر خواهد شد
عشق، از خاک، آسمان می سازد
آری، گُل عشق میشکفد
بی آن که به هیچ فصلی نیازمند باشد
زندگی چیزی نیست که
از رحم مادر آغاز شود
و به گور خاتمه یابد.
روح های عاشق هرگز نمی میرند.
عشق جاودانه می ماند.
دل عاشق، تنها چیزی ست که
به ابدیت گره خورده است
✍#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
❤1❤🔥1🙏1
○
گونه های
زخمی ِ گل سرخ
زیر باران مهر خوب خواهد شد
و از جای پیوندهایِ خشکیده ی
زخم ها... در مسیر باد
هزاران جوانه ی سبز خواهد رویید
درخت اما ...
لبه های تیز تبر ؛
و دردهای پنهان آوندهای
جاری ِ روح اش را
هرگز از یاد نخواهد برد ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
گونه های
زخمی ِ گل سرخ
زیر باران مهر خوب خواهد شد
و از جای پیوندهایِ خشکیده ی
زخم ها... در مسیر باد
هزاران جوانه ی سبز خواهد رویید
درخت اما ...
لبه های تیز تبر ؛
و دردهای پنهان آوندهای
جاری ِ روح اش را
هرگز از یاد نخواهد برد ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏1👌1
○
"منطق الطیر" یا "مقامات الطیور" اثر "شیخ فرید الدین عطار نیشابوری" منظومهای فارسی است که در آن، گروهی از پرندگان جهان گرد هم میآیند تا به دنبال پادشاهی که تا به حال نداشتهاند، بگردند. هدهد که از همه داناتر است به آنها پیشنهاد میکند که سیمرغ افسانهای را پیدا کنند. هر یک از پرندگان نشاندهنده یکی از ضعفهای شخصیتی انسان است که مانع از رسیدن نوع بشر به روشنایی و آگاهی میشود. هدهد این پرندگان را هدایت میکند و به آنها میگوید که باید از هفت وادی عبور کنند تا به محل زندگی سیمرغ برسند.
هر کدام از این هفت وادی، همچون یک ماموریت بزرگ بر سر راه پرندگان قرار دارد. وادی طلب، با کنار گذاشتن همه تعصبات، باورها و بیایمانیها آغاز میشود و وادی عشق، جایی است که عقل به خاطر عشق رها شده است.
🍏🍎🍃
"منطق الطیر" یا "مقامات الطیور" اثر "شیخ فرید الدین عطار نیشابوری" منظومهای فارسی است که در آن، گروهی از پرندگان جهان گرد هم میآیند تا به دنبال پادشاهی که تا به حال نداشتهاند، بگردند. هدهد که از همه داناتر است به آنها پیشنهاد میکند که سیمرغ افسانهای را پیدا کنند. هر یک از پرندگان نشاندهنده یکی از ضعفهای شخصیتی انسان است که مانع از رسیدن نوع بشر به روشنایی و آگاهی میشود. هدهد این پرندگان را هدایت میکند و به آنها میگوید که باید از هفت وادی عبور کنند تا به محل زندگی سیمرغ برسند.
هر کدام از این هفت وادی، همچون یک ماموریت بزرگ بر سر راه پرندگان قرار دارد. وادی طلب، با کنار گذاشتن همه تعصبات، باورها و بیایمانیها آغاز میشود و وادی عشق، جایی است که عقل به خاطر عشق رها شده است.
🍏🍎🍃
👌2