○
چگونه می شود؟
بدون بال و پر پرید
چگونه می شود؟
بدون شورِ زندگی؛
میانِ این همه قفس
نفس کشید، خدا رو دید
چگونه می شود؟
بدون عشق؛ پرنده شد
شکار بغضِ شب نشد
چگونه می شود ؟
اسیر سایه ها نشد
چگونه می شود؟
چراغ آرزو رو کشت
بهار رو دید و
بهتِ کوچه را ندید
چگونه
می شود؟
پرنده شد؛
بدون بال و پر پرید!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
چگونه می شود؟
بدون بال و پر پرید
چگونه می شود؟
بدون شورِ زندگی؛
میانِ این همه قفس
نفس کشید، خدا رو دید
چگونه می شود؟
بدون عشق؛ پرنده شد
شکار بغضِ شب نشد
چگونه می شود ؟
اسیر سایه ها نشد
چگونه می شود؟
چراغ آرزو رو کشت
بهار رو دید و
بهتِ کوچه را ندید
چگونه
می شود؟
پرنده شد؛
بدون بال و پر پرید!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3👏1
○
"منطق الطیر" یا "مقامات الطیور" اثر "شیخ فرید الدین عطار نیشابوری" منظومهای فارسی است که در آن، گروهی از پرندگان جهان گرد هم میآیند تا به دنبال پادشاهی که تا به حال نداشتهاند، بگردند. هدهد که از همه داناتر است به آنها پیشنهاد میکند که سیمرغ افسانهای را پیدا کنند. هر یک از پرندگان نشاندهنده یکی از ضعفهای شخصیتی انسان است که مانع از رسیدن نوع بشر به روشنایی و آگاهی میشود. هدهد این پرندگان را هدایت میکند و به آنها میگوید که باید از هفت وادی عبور کنند تا به محل زندگی سیمرغ برسند.
هر کدام از این هفت وادی، همچون یک ماموریت بزرگ بر سر راه پرندگان قرار دارد. وادی طلب، با کنار گذاشتن همه تعصبات، باورها و بیایمانیها آغاز میشود و وادی عشق، جایی است که عقل به خاطر عشق رها شده است.
🍏🍎🍃
"منطق الطیر" یا "مقامات الطیور" اثر "شیخ فرید الدین عطار نیشابوری" منظومهای فارسی است که در آن، گروهی از پرندگان جهان گرد هم میآیند تا به دنبال پادشاهی که تا به حال نداشتهاند، بگردند. هدهد که از همه داناتر است به آنها پیشنهاد میکند که سیمرغ افسانهای را پیدا کنند. هر یک از پرندگان نشاندهنده یکی از ضعفهای شخصیتی انسان است که مانع از رسیدن نوع بشر به روشنایی و آگاهی میشود. هدهد این پرندگان را هدایت میکند و به آنها میگوید که باید از هفت وادی عبور کنند تا به محل زندگی سیمرغ برسند.
هر کدام از این هفت وادی، همچون یک ماموریت بزرگ بر سر راه پرندگان قرار دارد. وادی طلب، با کنار گذاشتن همه تعصبات، باورها و بیایمانیها آغاز میشود و وادی عشق، جایی است که عقل به خاطر عشق رها شده است.
🍏🍎🍃
👍1👌1
○
از تو کبریتی خواستم
که شب را روشن کنم
تا پله ها و تو را گم نکنم
کبریت را که افروختم؛
آغاز پیری بود!
✍#احمد_رضا_احمدی
🍏🍎🍃
از تو کبریتی خواستم
که شب را روشن کنم
تا پله ها و تو را گم نکنم
کبریت را که افروختم؛
آغاز پیری بود!
✍#احمد_رضا_احمدی
🍏🍎🍃
❤2🙏1
Amor Profundo
Hermanos Gutierrez
Amor Profundo
Hermanos Gutierrez
---------------------------
ای آمده
از عالم روحانی تفت
حیران شده در
پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی
به کجا خواهی رفت
✍#حکیم__عمر_خیام
🍏🍎🍃
Hermanos Gutierrez
---------------------------
ای آمده
از عالم روحانی تفت
حیران شده در
پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی
به کجا خواهی رفت
✍#حکیم__عمر_خیام
🍏🍎🍃
👌2
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🌖
☀️۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
🌙۲۳ ذی القعده ۱۴۴۶
🌲۲۱ مه ۲۰۲۵
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا 🌱🎋☘
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
و امید و آرامش 🌻☀️🌈🌧
قدم های زندگی به رویشی سبز
----------------
آخرین برگ تقویم اردیبهشت ماه
ورق می خورد با امید اجابت و
گشایش درهای بسته ی آرزوهایتان
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
با آرزوی طلوع صبحی روشن🌻
🍏🍎🍃
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🌖
☀️۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
🌙۲۳ ذی القعده ۱۴۴۶
🌲۲۱ مه ۲۰۲۵
----------🌱-----🌧-------🌱----
پنجره آرزوهایتان گشوده به
آغوش پرمهر خدا 🌱🎋☘
‐---------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به عشق
و امید و آرامش 🌻☀️🌈🌧
قدم های زندگی به رویشی سبز
----------------
آخرین برگ تقویم اردیبهشت ماه
ورق می خورد با امید اجابت و
گشایش درهای بسته ی آرزوهایتان
---------🍃-------🌱-----🍃------
الهی ...
مرا در بهارِ باورهایم، بارور کن!
و در شکوفایی ِ جوانه های بذر
حضورم ... بارانِ عشق باش!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
درودی به حلاوت دوستی و مهر
با آرزوی طلوع صبحی روشن🌻
🍏🍎🍃
❤1🥰1
○
اگر روزی کسی از من بپرسد
چندی که در روی زمین بودی چه کردی؟
من می گشایم پیش رویش دفترم را:
در زیر این نیلی سپهر بی کرانه
چندان که یارا داشتم، در هر ترانه
نام بلند عشق را تکرار کردم
من مهربانی را ستودم
من با بدی پیکار کردم
پژمردن یک شاخه گل را رنج بردم
مرگ قناری در قفس را غصه خوردم
وز غصه مردم، شبی صد بار مردم ...
✍#فریدون_مشیری
درودی به حلاوت مهر و طراوت
عشق و امید و زندگی آخرین صبح
اردیبهشت ماه به خیر و شادی 🌻
🍏🍎🍃
اگر روزی کسی از من بپرسد
چندی که در روی زمین بودی چه کردی؟
من می گشایم پیش رویش دفترم را:
در زیر این نیلی سپهر بی کرانه
چندان که یارا داشتم، در هر ترانه
نام بلند عشق را تکرار کردم
من مهربانی را ستودم
من با بدی پیکار کردم
پژمردن یک شاخه گل را رنج بردم
مرگ قناری در قفس را غصه خوردم
وز غصه مردم، شبی صد بار مردم ...
✍#فریدون_مشیری
درودی به حلاوت مهر و طراوت
عشق و امید و زندگی آخرین صبح
اردیبهشت ماه به خیر و شادی 🌻
🍏🍎🍃
❤2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدم های پایانی اردیبهشت ماه به ساعاتی سبز و خوش شاد باشید
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
برون شو
ای غم از سینه که لطف یار میآید
تو هم ای دل
ز من گم شو که آن دلدار میآید
نگویم یار را شادی
که از شادی گذشتست او
مرا از فرط عشق او
ز شادی عار میآید
.
.
✍#مولانا
🎤 #احمد_شاملو
آخرین برگ اردیبهشت زیبا به عشق
و زندگی روزتان شاد و پرامید 🌻
🍏🍎🍃
برون شو
ای غم از سینه که لطف یار میآید
تو هم ای دل
ز من گم شو که آن دلدار میآید
نگویم یار را شادی
که از شادی گذشتست او
مرا از فرط عشق او
ز شادی عار میآید
.
.
✍#مولانا
🎤 #احمد_شاملو
آخرین برگ اردیبهشت زیبا به عشق
و زندگی روزتان شاد و پرامید 🌻
🍏🍎🍃
❤1👏1
من از روز ازل_الهه و ستار
@jarasmusic
🎼❤️🎼
🎙" بانو الهه و ستار "
🎼من از روز ازل دیوانه بودم
آهنگ: مرتضی محجوبی
شعر: رهی معیری
من از روز ازل دیوانه بودم
دیوانه ی روی تو
سرگشته ی کوی تو ...
🍏🍎🍃
🎙" بانو الهه و ستار "
🎼من از روز ازل دیوانه بودم
آهنگ: مرتضی محجوبی
شعر: رهی معیری
من از روز ازل دیوانه بودم
دیوانه ی روی تو
سرگشته ی کوی تو ...
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
دریافتم که دنیا واقعی است و نه شبح ، و روح انسان در حجاب تن است و نه _ آنگونه که بودا میگفت_ در باد.
اما در آن حال که می کوشیدم تصمیم خود را بگیرم، ذهنم مقاومت شدیدی میکرد. هنوز خود را در جامه زرد بودا پیچیده بود. دمبهدم به قلبم می گفت: قصد انجام دادن آنچه داری ، بیهوده است. دنیا چنان که تو میخواهی _ جایی که هیچکس از گرسنگی، سرما، بیداد، رنج نبرد_ وجود ندارد و نخواهد داشت.
ولی شنیدم که قلبم از اعماق وجودم پاسخ می داد:
هرچند که چنین دنیایی وجود ندارد ، چون من می خواهم ، به وجود خواهد آمد. آن را میخواهم ، در هر تپش آن را آرزو میکنم. دنیایی را باور دارم که وجود ندارد. اما با باور داشتنِ آن ، خواهمش آفرید.
هر چه را با قدرت کافی آرزو نکرده باشیم، " عدم " مینامیم.
پاسخ قلبم مرا به تب و تاب انداخت.اگر گفته آنان راست بود، انسان چه مسئولیت هراسناکی برای تمام بیداد و ننگ جهان بر دوش دارد!
✍ #نیکوس_کازانتزاکیس
📕 #گزارش به خاک یونان
🍏🍎🍃
دریافتم که دنیا واقعی است و نه شبح ، و روح انسان در حجاب تن است و نه _ آنگونه که بودا میگفت_ در باد.
اما در آن حال که می کوشیدم تصمیم خود را بگیرم، ذهنم مقاومت شدیدی میکرد. هنوز خود را در جامه زرد بودا پیچیده بود. دمبهدم به قلبم می گفت: قصد انجام دادن آنچه داری ، بیهوده است. دنیا چنان که تو میخواهی _ جایی که هیچکس از گرسنگی، سرما، بیداد، رنج نبرد_ وجود ندارد و نخواهد داشت.
ولی شنیدم که قلبم از اعماق وجودم پاسخ می داد:
هرچند که چنین دنیایی وجود ندارد ، چون من می خواهم ، به وجود خواهد آمد. آن را میخواهم ، در هر تپش آن را آرزو میکنم. دنیایی را باور دارم که وجود ندارد. اما با باور داشتنِ آن ، خواهمش آفرید.
هر چه را با قدرت کافی آرزو نکرده باشیم، " عدم " مینامیم.
پاسخ قلبم مرا به تب و تاب انداخت.اگر گفته آنان راست بود، انسان چه مسئولیت هراسناکی برای تمام بیداد و ننگ جهان بر دوش دارد!
✍ #نیکوس_کازانتزاکیس
📕 #گزارش به خاک یونان
🍏🍎🍃
👌2